تاری از عشق پودی از رنج

[ad_1]

تاری از عشق پودی از رنج

نگاهی به مشکلات صنعت فرش در ایران


وقتی چنگ آهنی دختران، پدران و مادران کرد، ترک، کرمانی، خراسانی و… همراه با آهنگی موزون به دار قالی آغشته به خون دل ها، آرزوها و خاطرات خوش و سخت در آن اتاق تاریک می خورد، شاهکاری پدید می آورد که از هزاران سال تا الا ن چشم هنر شناسان سراسر جهان را به خود خیره کرده است. آن دخترکه طرز تاروپود بافتنش با طرح هایی همچون شاه عباسی، گلدانی، ماهی در هم، اسلیمی، افشان و گلفرنگ اجین شده و براساس منطقه سکونتش شکل گرفته کمتر تصور می کند که هنر دستش پس از طی طریق هزاران کیلومتر وگذر از چند قاره چشم همه عاشقان هنر را مبهوت هنر نزد ایرانیان کند.


فرش، این هنر منحصر به فرد که از هزاران سال پیش تاکنون به اعتقاد جهانیان هنر دوست نزد ایرانیان هست، هنوز برقله رفیع شهرت و کیفیت قرار گرفته و حتی در کشورهای به ظاهر مخالف سیاسی ایران، فرش را با نام ایران می شناسند و به دیگران می شناسانند.


تاریخچه پرفراز و نشیب فرش در ایران نشانگر وقایع تلخ و شیرینی است که حاصل آن به جایگاه والا ی این کالا ی استراتژیک در اقتصاد کشور ختم می شود.


کاوش های باستان شناسی نشان می دهد استفاده از بوریاهای بافته شده از نی های منطقه میان رودان، از هزاره چهارم و پنجم متداول بوده و بافت گلیم تا سده پانزده قبل از میلا د به مرحله بالا یی از تکامل رسیده است.


کهن ترین دستبافته ای که باستان شناسان به آن دست یافته اند، قالیچه ای است که به علت دستیابی به آن در گور یخ زده یکی از فرمانروایان سیبری در دره پازیریک به نام قالیچه پازیریک نامیده شده است. این فرش که برای پوشش روی اسب استفاده می شد، اکنون در موزه ای در لنینگراد روسیه نگهداری می شود و صاحبنظران با توجه به نقش های روی این قالی که شبیه نقوش اصیل هخامنشی است، آن را ایرانی می دانند و بر این باورند که فرش پا زیر یک از دست بافته های مادها و پارت ها (خراسان بزرگ قدیم) است.


یک مورخ یونانی در کتاب خود موسوم به «سیرت کوروش» می نویسد ایرانیان برای اینکه بشرشان نرم باشد، قالیچه زیر خود می گسترند. این عبارت نشان دهنده آن است که قالیبافی در این زمان عمومیت داشته و در زندگی روزمره جایگاه خود را یافته و از ملزومات زندگی به شمار میآمده است.


گرچه از دوران ساسانیان نمونه مشخصی موجود نیست، اما آنچنان که از قراین پیداست، فرش ایرانی در دوران ساسانی از شهرت و اعتبار جهانی برخوردار بوده است. چنانچه سالنامه چینی «سویی سو» در این دوران از فرش پشمی ایران به عنوان کالا ی وارداتی به چین نام می برد.


در ادبیات فارسی نیز بارها فرش معروف «بهارستان» متعلق به خسرو پرویز پادشاه ساسانی یاد شده است. اوصافی که از فرش بزرگ بهارستان آمده است، نشانه هایی از توان و برتری هنرمندان ایرانی و پیشتازی آنان در هنر فرش باقی است.


با ورود اسلا م به ایران بنا به دلا یل شاه ستیزی و منع بت پرستی در نقش پردازی از حیوان و انسان در طرح های فرش، صنعت فرش بافی با افول و رکود مواجه شد.


البته به شهادت مورخان و مولفان آن دوره هنرمندان قالیباف در گوشه گوشه ایران آن زمان به فعالیت خود مشغول بودند. با قوت حمودی (۱۱۷۹ میلا دی، قرن ششم هجری قمری) از وجود قالیبافی آذربایجان خبر می دهد، و ابن بطوطه جهانگرد عرب (۱۳۷۰ میلا دی) در راه خود از خور موسی در خلیج فارس به اصفهان، هنگام بازدید از ایذه در منطقه بختیاری از فرش سبز رنگی که جلوی در گسترانیده بودند یاد می کرد.


یورش قوم مغول آنچه را که دستاورد پادشاهان گذشته بود، نابود ساخت. آنان مردانی جنگجو بودند که دنیا را بر پشت اسبانشان فتح کرده بودند و در مضافشان با دشمنان، زنانشان را همراه نمی بردند، و قالی که زاده دستان هنرمند زنان است، با حمله آنان، نه تنها به ایران راه پیدا نکرد، بلکه باعث شد تا کارگاه های کوچک بافت قالی نیز از بین رفته و طراحان و نقاشان به نقاط دور دست و روستاهای دور افتاده بگریزند.


مغولها گرچه سرزمین ایران را فتح کردند اما به سرعت مقهور فرهنگ غنی ا یرانیان شده و بهآن تن دادند. جانشینان مغولها با برخورداری از این فرهنگ، رفته رفته به ترمیم خرابی ها همت گماشتند و هنرمندان را بزرگ داشته و موجبات پیشرفت زمینه های هنری را فراهم آوردند. دراخبار آمده است که غازان خان اولین ایلخانی بود که به دین اسلا م گروید و فرشهایی برای آرامگاه خالد ابن ولید سردار صدر اسلا م به دمشق گسیل داشت.


وی برای تزئین صحن کاخ های خود نیز قالیهایی از خطه فارس را فراهم آورد.


دوران صفوی عصر درخشان و پرشکوه احیای هنر در تمام زمینه هاست. نمونه های ارزنده موجود در موزه های مشهور جهان همچون قالی مشهور اردبیل که جهت مقبره شیخ صفی الدین اردبیلی جد بزرگ صفویان بافته شده و اکنون در موزه ویکتوریا و آلبرت نگهداری می شود، حاصل کارگاه های قالیبافی شاهی در این دوران بوده اند.


حمایت شاهان صفوی و ابراز علا قه آنان به این حرفه سبب شد تا صنعت فرشبافی از درجه یک پیشرو و حرفه روستایی تا مقام یکی از هنرهای زیبا ارتقا یابد. نقش شاه عباس در این دوره برای ارتقای این صنعت تا سطح والا یی برجسته و طلا یی بوده است.


از این زمان بود که بافت فرشهای ظریف و ریزباف با تاروپود مخلوط بر طلا و نقره در سایر شهرهای ایران همچون کاشان رونق یافت.


ایجاد روابط تجاری با کشورهای اروپایی و ورود جهانگردان ها، گردشگران و سفرا به ایران، زمینه گسترش روابط فرهنگی، تجاری رابا دیگر کشورها فراهم ساخت و استقبال از قالی های نفیس ایرانی در اروپا بر اهمیت دستبافته ها و رونق سفارش ها افزود.


پس از اتمام دوره حکومت صفویان، افول هنر فرشبافی نیز آغاز شد. تاخت و تازهای افغانها در ایران، همه چیز را به ناگهان از بین برد و خاطره دردناک حمله مغولا ن را در اذهان همگان زنده کرد.


نادرشاه افشار به دلیل تمرکز روی کشور گشایی فرصتی برای توجه به هنر نزد ایرانیان نداشت اما در زمان زندیان با افزایش امنیت در کشور هنری که در خفا به حیاتش ادامه می داد اعتبار بیشتری یافت و مورد توجه فرمانروایان قرار گرفت.


در دوره قاجاریه نیز با رونق بازارهای اروپاکه از دوره صفویه آغاز شده بود و در طی قرون متمادی افت و خیز فراوانی را پشت سر نهاده بود، سیر عادی خود را در پیش گرفت.


بازرگانان تبریزی به تاسیس کارگاه های فراوان قالیبافی نه تنها درتبریز بلکه در کرمان، مشهد، کاشان و سایر شهرهای ایران همت گماشته و قالیهای بافته شده از طریق استانبول به اروپا راه می یافتند.


از آن پس تاکنون صنعت هنرمندانه فرش بافی در این مرز و بوم در صدر صنایع سودآور و ارزشمند قرار گرفته و مقام نخست صادرات غیرنفتی کشورمان را به خود اختصاص داده است.


فرش بافی این صنعتی که رنگ و بوی هنری دارد در نزد ایرانیان باقی مانده و به عقیده کارشناسان، کشورهای دیگر که غالبا شرقی نیز هستند با هر تلا شی سعی در گرفتن جایگاه ایران در بازارهای بین المللی دارند اما به شهادت آمار تجارت این کالا در بازارهای مقصد اگرچه تجارت مربوط به ایران ضعیف شده اما دوباره مقام ایران در رتبه های جهانی به نخستین ها بر می گردد.






● فرش دستباف ایرانی


طبق بررسی هایی که جامعه شناسان اروپایی انجام داده اند مردم سراسر جهان فرش دستباف را با نام ایران می شناسند و در حالی که با تغییر دکوراسیون خانه های قرن بیست و یکم سلیقه استفاده از موکت و کفپوش های متفرقه تقویت پیدا کرده اما میل ذاتی به سمت استفاده از فرش های دستباف رفته است. یک محقق دکوراسیون از کشور آلمان که تحقیقات بسیاری در کشورهای اروپایی انجام داده است در این خصوص گفت: بازار فرش دستباف در جهان همواره احتیاج به باز آزمایی خود دارد.


وی در توضیح مساله ادامه داد: به دلیل این که سلیقه مردم در اروپا به طور متوسط یک یا دو سال یک بار مورد تغییر و نوآوری قرار می گیرد و از سوی دیگر فعالین بخش دکوراسیون منازل مسکونی و اداری همواره سعی در ارائه محصولا ت کفپوش جدید به بازار هستند، کشورهای صاحب بازار فرش دستباف نیز باید با ارائه محصولا ت جدیدتر و با کیفیت تر همواره با تعدیل در قیمت اقدام به حفظ بازارهای مقصد خود باشند.


وی استفاده از ابزارهای تبلیغاتی و رسانه ای را در حفظ این بازار مهم دانست و گفت: توجه بر فرهنگ و هنر بازارهای مقصد برای کشورهای عرضه کننده فرش دستباف از مهمترین زمینه های تبلیغات و جلب توجه مخاطبین می باشد.


حال، با توجه به حساسیت مشتریان فرش در خارج کشور و لزوم حفظ بازارهای بین المللی استفاده از روش های جدید بازاریابی و تبلیغ محصولا ت دکوراسیونی از ضروریات این حوزه احساس می شود.


یکی از روش های شناساندن پتانسیل ها و ظرفیتهای حوزه فرش و صنعت فرش بافی شرکت در نمایشگاه های خارجی و همچنین برپائی نمایشگاه های داخلی است.


هفته گذشته نوزدهمین نمایشگاه بین المللی فرش های دستباف با حضور تولیدکنندگان، فروشندگان و صادرکنندگان فرش ایرانی و مهمانان و متخصصان خارجی در محل دائمی نمایشگاه های تهران برگزار شد.


به گفته حمیدکارگر مدیرروابط عمومی مرکز ملی فرش ایران این نمایشگاه در وسعتی به مساحت ۲۳ هزار متر با ۴۲۰ غرفه به ارایه محصولا ت هنر صنعت فرش ایران می پردازد.


وی حضور ۵۸ تاجر بزرگ خارجی و مدیران فروشگاه های زنجیره ای اروپایی و همچنین ۱۵ خبرنگار خارجی از کشورهایی همچون کرواسی، اوکراین، روسیه، لبنان، ژاپن را از مزیت های برگزاری این نمایشگاه بیان کرد و اظهار امیدواری کرد که این اقدامات در بهتر شناخته شدن فرش ایران در بازارهای جهانی موثر واقع شود.


طبق گزارش اعلا م شده از سوی فیصل فرداسی رئیس مرکز ملی فروش ایران از وضعیت جاری فرش ایران در جهان، سال گذشته تجارت فرش ایران ۱۶ درصد رشد نسبت به سال گذشته خود (سال ۸۷) داشته است که این افزایش صادرات در پنج ماه ابتدای سال جاری به ۴۹ درصد در ارزش و وزن محمولا ت صادراتی رسیده است. وی حجم صادرات فرش ایران را ۴۹۳ میلیون دلار برای سال گذشته اعلا م کرد و افزود: حجم تجارت ایران در فرش دستباف طی ۵ ماه سال جاری به ۲۰۷ میلیون مترمربع رسیده که پیش بینی می شود این حجم معاملا ت تا پایان سال جاری به ۵۰۰ میلیون دلا ر خواهد رسید.


این در حالی است که کارشناسان این حوزه افزایش ۴۹ درصدی صادرات فرش طی چند ماهه اخیر را ناشی از آغاز اعمال محدودیت ورود فرش های ایرانی به آ مریکا دانستند.


در همین خصوص اکبر هریسچیان رئیس اتحادیه صادرکنندگان فرش اظهار داشت که بازار آمریکا از تاریخ هفتم مهرماه جاری بر روی فرش ایرانی بسته شد به طوری که دیگر هیچ صادراتی از سوی ایران به کشور آمریکا نخواهد شد.


وی محدودیت واردات فرش ایرانی در آمریکا را که ناشی ازتحریم های بین المللی علیه ایران رخ داده را به ضرر مردم ایران و آمریکا دانست و افزود: دولتمردان آمریکا باید به این نکته توجه می کردند که بافت، فروش و صادرات فرش در ایران توسط نهادهای مردمی و بخش خصوصی صورت می گیرد و با محدود کردن صادرات آن تنها به مردم ایران آسیب اقتصادی وارد می شود.


وی همچنین مردم آ مریکا را نیز بی نصیب از فرش های ایرانی دانست و گفت: آمریکا تاکنون به عنوان بزرگترین خریدار فرش های بافت ایران بوده و با قطع صادرات این کالا به آمریکا، مردم آن کشور از هنر موجود در فرش های ایرانی بی بهره خواهند شد.


رئیس اتحادیه صادرکنند گان فرش ا یران با اشاره به حجم تجارت بین المللی این کالا ی استراتژیک در ایران از گذشته تاکنون گفت: سالها پیش حجم تجارت فرش ایرانی در جهان به بیش از ۱/۵ میلیارد دلا ر می رسیده و به طور مثال در سال ۷۳ حدود ۴۰درصد درآمد غیرنفتی کشور به صادرات فرش مربوط می شد که متاسفانه از حدود ۱۵ سال به این سو به دلیل مسایل اقتصادی و سیاسی حاکم بر ایران و جهان منحنی صادرات فرش ایران رو به پائین حرکت کرد و به حدود یک سوم رقم سال ۷۳رسید.


وی افزود: به دلیل افزایش نرخ تورم و هزینه های تمام شده از قبیل دستمزد: مواد اولیه و تجهیزات فرش بافی در داخل کشور و همچنین رخداد بحران اقتصادی در کشورهای مقصد ایران از سوی دیگر باعث شده است که صادرات فرش ایرانی به بازارهای بین المللی دستخوش تحولا ت جدی شود و حجم صادرات این کالا ی ارزشمند تا ۵۰۰ میلیون دلا ر کاهش یابد.


مهدی غضنفری وزیر بازرگانی نیز در اختتامیه نمایشگاه نوزدهم فرش با انتقاد از تحریم فرش ایرانی گفت: بازار فرش دنیا باید متعلق به ایران باشد و نوآوری سر منشا» این حضور و ارتباط است.


او افزود: آنهائیکه فرش ایرانی را تحریم کردندمردم خود را از دیدن هنر ایرانی محروم کرده اند و مطمئن باشند که خریداران فرش ایران به تهیه این کالا با قیمت بیشتر و راه های غیرقانونی خواهند رسید.


او استفاده از طرح های نوین و نزدیکتر به سلا یق جهانیان را از ضروریات بافت فرش ایرانی ذکر کرد و در این خصوص گفت: با تکیه بر طرح های قدیمی علا وه بر اینکه نیاز بازار را پاسخ نداده ایم، ممکن است در نقطه ای از زمان درحالت ایستا باقی بمانیم و از حرکت و پویائی دور شویم. او گفت: اگر مشتری طرح جدیدی را می خواهد ما باید برای حفظ آن مشتری به نیازش پاسخ مناسب دهیم و نباید جلوی نوآوری را گرفت.


غضنفری گفت: در کنار هنر که آفرینش های مخصوص به خود را دارد بازار نیز جذابیت های ویژه ای دارد و نباید پاسخ ما در مقابل نیاز اصلی بازار، سکوت باشد و در قرن ۲۱ باید طرح های مورد پسند این قرن را عرضه کرد نه طرح هایی که در قرن ۱۴ و ۱۵ جزو بهترین طرح ها بوده اند.


اکبر هریسچیان رئیس اتحادیه صادرکنندگان فرش درخصوص پیش بینی بازار فرش ایرانی در بازارهای بین المللی اظهار داشت: پیش بینی خوبی از بازار آینده فرش ایرانی نداریم چون کشور چین و هند از فرصت پیش آمده درخصوص محدودیت صادرات فرش ایرانی در بازارهای جهانی نهایت بهره برداری را خواهد داشت و البته خود بازارچین نیز برای صادرکنندگان ایرانی جایگزین بازار آمریکا خواهد بود.


وی با اشاره به قدرت اقتصادی چین که طی سالهای اخیر متوجه بازارهای جهانی شده است، ادامه داد: در کشور چین به دلیل بهبود وضعیت معیشتی مردم و به وجود آمدن گروه های متمول استقبال از خرید فرش های دستباف در این کشور افزایش یافته است که همین موضوع برای بازار فروش محصولا ت ایران نکته مثبتی است اما از طرف دیگر تلا ش فعالین صنعت فرش در چین خیلی بیشتر از ایرانیان دیده شده و حتی در بعضی از بازارهای اروپایی چینیها جای فرش ایرانی را پرکرده اند و به دلیل عرضه محصولا ت با قیمت کمتر توجه بازارها را به سوی خود کشیده اند. هریسچیان چرخش سلیقه خریداران فرش دستبافت به سمت محصولا ت کم کیفیت چینی و گاها هندی را از مشکلا ت اصلی بازار فرش ایرانی نام برد و همچون محقق دکوراسیون آلمانی و وزیر بازرگانی به توجه فعالین بافت فرش به سلیقه های جدید بازار و طراحی های مورد پسند علا قمندان فرش دستبافت تاکید کرد.


رئیس اتحادیه صادرکنندگان فرش به عنوان نماینده بخش خصوصی و فعال صنعت فرش پیشنهاداتی برای برون رفت این صنعت از مشکلا ت پیش آمده در صادرات فرش داشت که تمامی این موارد متوجه دولت خواهد بود. وی در تشریح پیشنهادات خود گفت: نخستین مورد مربوط به افزایش نرخ ارز در کشور است. او افزود: چندین سال است که نرخ ارز علی رغم وجود تورم در کشور ثابت مانده است که دولتمردان بایستی با توجه به تورم موجود در اقتصاد کشور نرخ ارز را نیز متناسب با آن متغیر اعلا م کنند تا توجیه اقتصادی برای صادرات افزوده شود. هریسچیان در ادامه گفت: توجه به پرداخت جوایز صادراتی از سوی دولت و حتی افزایش جوایز صادراتی دومین مساله ای که انگیزه فعالین بخش صادرات فرش را تحت تاثیر قرار خواهد داد و به بهبود صادرات ختم خواهد شد.


البته علا وه بر حوزه صادرات در صنعت فرش توجه به تولید و افزایش امنیت شغلی فعالین تولید فرش نیز ضروری قلمداد می شود که در این خصوص محسن حسن زاده مدیر کل تولید مرکز ملی فرش ایران با اشاره به اقدامات صورت گرفته در این بخش گفت: فرش ایرانی در بازارهای جهانی از طرح و نقش منحصر به فردی برخوردار است که از گذشته تاکنون در دستان ایرانیان بوده اما همانطور که کارشناسان صنعت فرش به اشاره تاکید دارند ادامه حضور با قدرت تمام در این بازار مستلزم توجه به طرح های جدید مورد سلیقه مشتریان و علا قمندان فرش در بازارهای جهانی است. وی ادامه داد: طراحان ایرانی به تعداد مشتریان فرش دارای طرح هستند و فقط نوعی ساماندهی و هماهنگی لا زم است که این طرحها به دیده جهانیان برسد.


ولی توجه به امنیت شغلی بافنده ها که از ضعیف ترین قشر جامعه هستند را مورد تایید مسوولین مرکز ملی فرش ایران دانست و در این زمینه گفت: هماهنگی سازمان های خارج از بخش در فراهم کردن شرایط بهبود تولید فعالین بخش فرش دستباف مورد نیاز است به طوری که تلا ش مرکز ملی فرش برای فراهم کردن بیمه قالیبافان کشور احتیاج به هماهنگی چندسازمان فرابخشی دارد. وی همچنین استاندارد سازی تولید فرش را از دیگر ضروریات افزایش بهره وری و کیفیت فرش های تولیدی کشور ذکر کرد و گفت: استانداردسازی فضای تولید، ابزارآلا ت تولید و همچنین مواد اولیه از جمله مواردی است که مرکز ملی فرش ایران با همکاری اداره استاندارد صنعتی ایران برای بالا بردن کیفیت تولید در جهت آن گام برداشته است. حسن زاده ادامه داد: اکنون مرکز ملی فرش مصمم است با همکاری اداره استاندارد سیستم ایزو (مدیریت کیفیت) را در ۵۷واحد تولیدی بزرگ فرش پایه گذاری و اجرا کند.


وی در ادامه از فرهنگسازی برای ارتقای منزلت قالیبافان درجامعه به عنوان یکی از مهمترین ارکان بهبود کیفیت تولید و امنیت شغلی فعالین این بخش ذکر کرد و گفت: متاسفانه درکشور طوری القا شده که بافنده های فرش از کم ارزش ترین وپائین ترین طبقات اجتماعی کشور هستند و در خصوص ایجاد فرهنگ در راستای افزایش جایگاه زحمتکشان اصلی هنر صنعت فرش بافی در کشور هیچ اقدام خاصی نشده است، اما لا زم است که برای کمک به وضعیت تولید فرش دستبافت در کشور همه دستگاه های فرهنگی از جمله سینما، رادیو، تلویزیون و رسانه های مکتوب در این خصوص همکاری داشته باشند.


وضعیت اشتغال بافنده های سراسر کشور نیز از حال و روز خوبی برخوردار نیست به طوری که طبق دریافت گزارش های میدانی از این قشر از بخش تولید فرش متوسط دریافتی ماهیانه هربافنده فرش در سراسر کشور از پائین ترین دستمزدهای اصناف مختلف هم پائین تر است به طوری که صحبت از حدود یکصد هزار تومان برای کار ماهیانه و هر روز ۱۰ تا ۱۲ ساعت فعالیت در محیط های غیر استاندارد و تاریک جلوی دارقالی پرگردو غبار می شود.


حمیدیوسفی کارشناس بافت فرش از وجود واسطه ها در تولید و عرضه فرش دستبافت به عنوان یکی از مشکلا ت بافنده ها در کشور یاد کرد و در این رابطه گفت: متاسفانه زحمتکشان اصلی بافت فرش که شاهکارهای ایرانی موجود در سراسر جهان نتیجه هنرنمایی سرپنجه های آنان است کمترین عواید را از فروش فرش ایرانی می برند.


وی در ادامه گفت: به طور مثال زمانی که یک فرش با ابعاد /۵ ۱*۱ حدود ششصد هزار تومان در بازار به فروش می رسد حدود یکصدو پنجاه تا دویست هزار تومان از آن مبلغ بابت ۴ ماه فعالیت طاقت فرسای بافنده فرش نصیب بافنده می شود و بقیه به جیب واسطه ها و فروشنده ها سرازیر می شود.


وی که سابقه ۳۰ ساله در امر تولید فرش داشته عنوان کرد: از زمان های دور تا کنون بافنده های فرش و آنهائی که بیشترین سختی و زحمت را خلق اثرهای ماندگار ایرانی می کشند، کمترین بهره را می برند وعلی رغم افزایش قیمت فرش در بازارهای داخلی و خارجی هیچ سودی به بافنده ها نمی رسد.


او همچنین از سخت و زیان آور بودن این شغل یاد کرد و گفت: تصور کنید یک دختر بچه ای دراتاق تاریک درگوشه از روستایی دور افتاده روزانه هشت یا ده ساعت جلوی یک دارقالی که با هر ضربه چنگ آهنی خود گردی در آسمان اتاق غوطه ور می شود، به طور مرتب و ۳۰ روز در ماه به فعالیت مشغول شود دیگر تندرستی لا زم برای انجام سایر امور زندگی خود خواهد داشت. یوسفی افزود: این در حالی است که علا وه بر دریافت دستمزد پائین خیلی از آنها از بیمه درمانی و اجتماعی نیز بهره نمی برند و حتی کار آنها در زمره شغل های سخت و زیان آور نیز قرار نمی گیرد. نگارنده گزارش در پایان بررسی وضعیت تولید، فروش و صادرات فرش در داخل و خارج از کشور به یک تضاد بزرگ رسیده است. فرش ایرانی، با تاریخچه پرفراز و نشیب و قدمت تاریخی خود از یک سو و توجه جهانیان غرب و شرق وحتی دشمنان این مرزوبوم به این شاهکار هنری ایرانیان از سوی دیگر که به حق علی رغم ضعف حضور ایران در بازارهای بین المللی باز همواره نام فرش با کیفیت و منحصر به فرد ایرانی خود زیبایی بخش هرانجمنی است، در مقابل دزد دورنج های زحمتکش ترین اقشار خلق شاهکارهای هنر جهان که هر تار آن با قلبی مملو از عشق زده شده و هر پود آن نیز نشانی از سالها رنج و درد در خود دارد، قرار می گیرد وجالب اینجاست که یک قالیچه به امیدی از دار قالی پائین کشیده می شود که اثر ماندگار دیگری با مضمون دوبیتی زیر متولد شود و تا بادهمین باد…


این فرش که زیرپایت انداخته ام


با تار دل و پود تنم بافته ام


با هرگره اش عشق تو محکم تر شد


در هر رجش نقش تو پرداختم


نویسنده : شهرام صدوقی

[ad_2]

لینک منبع

لباسی که برازنده نیست

[ad_1]

لباسی که برازنده نیست

چالش های صنعت نساجی ایران


براساس آمار ارائه شده از سوی دفتر برنامه‌ریزی وزارت صنایع و معادن طی تحقیقاتی که گروه پژوهشی تکنولوژی نساجی دانشگاه صنعتی امیرکبیر انجام داده است، ایران در سال ۱۳۸۷ بیش از ۲/۷۲ میلیون متر مربع به پارچه از نوع فاستونی نیاز داشته است.


صنعت نساجی کشور و بخصوص تولیدکنندگان فعال پارچه فاستونی چیزی نزدیک به یک‌سوم این نیاز را با توجه به سطح فناوری و امکانات تولیدی می‌توانند تامین کنند، عددی که یافته‌های تحقیق نشان می‌دهد ۶/۲۵میلیون مترمربع حاصل کل تولید‌کنندگان پارچه فاستونی کشور در سال ۸۷ بوده است.


صادرات پارچه فاستونی نیز با توجه به نیاز فراوان داخل کشور تا حدی غیرمنطقی به نظر می‌رسد و بیشتر تولید‌کنندگان نیز توجیه اقتصادی برای صادرات ندارند. با این حال رقمی کوچک معادل ۶/۲۷ هزار مترمربع صادرات در سال ۸۷ که عمدتا هم به کشور عراق بوده در گمرک ایران ثبت شده است.


اما حال یک جمع و تفریق ساده واقعیتی را نمایان خواهد کرد که اگر چه بسیار تاسف‌بار است و لطماتی جبران‌ناپذیر را به تولیدکنندگان پارچه کشور وارد کرده، با این حال جای بسی تامل برای دست‌اندرکاران و طراحان سیاست‌های اقتصادی کشور خواهد داشت، اداره گمرک مرکزی ایران طبق آمار رسمی فقط ۸/۱ میلیون مترمربع واردات پارچه و پوشاک از نوع فاستونی که عمدتا هم کت و شلوار است را برای سال ۸۷ ثبت کرده است. علی‌رغم آن‌که مطابق نیاز داخل و قدرت تولید‌کنندگان عددی معادل ۶/۴۵ میلیون مترمربع ‌باید از طریق واردات این نوع محصول به بازار کشور عرضه شود.


مابقی این محصول که چیزی نزدیک به ۴۴ میلیون مترمربع است از چه طریق در کشور تامین شده است؟


تولید‌کننده داخلی که چنین قدرتی نداشته و آمار موجود هم که بیان‌کننده این سطح تولید نیست. از مبادی قانونی کشور هم که طبق آمار گمرک مرکزی ایران این محصول وارد نشده است. شرایط بازار پوشاک کشور و بخصوص پوشاک وابسته به پارچه فاستونی مانند کت و شلوار هم که در کشور با بحران و کمبود مواجه نشده است. پس این نیاز چگونه رفع شده است؟ پاسخ این چند پرسش ذهن را به سمت یک معضل نه‌تنها تازه بلکه کهنه و کلیشه‌ای رهنمون می‌کند و آن معضل واردات از طریق مبادی غیر قانونی یا قاچاق است.






● تضعیف پوشاک‌دوزان و توسعه نیافتن این صنعت


طبق تحقیق صورت گرفته با توجه به رفتار مصرف‌کننده ایرانی در زمینه مصرف پوشاک که پوشاک آماده و دوخته شده را به خرید پارچه و سفارش برای دوخت ترجیح می‌دهد، اولویت‌بندی میزان مصرف پارچه بر حسب مشتری بدین ترتیب خواهد بود: ابتدا تولید‌کنندگان صنعتی و نیمه‌صنعتی و پس از آن پوشاک‌دوزان سنتی و کوچک و در نهایت خرده‌فروشان و بنگاه‌های کوچک فروش پارچه.


آمار نشان می‌دهد بیش از ۸۰درصد مصرف پارچه به تولید‌کنندگان صنعتی و نیمه‌صنعتی کشور اختصاص دارد و در واقع مشتری اصلی تولید‌کنندگان پارچه محسوب می‌‌شوند. اما بررسی‌ها در بازار پوشاک که توسط عموم مردم نیز قابل لمس است حکایت از آن دارد که عمده پوشاک کشور وارداتی بوده و تولید داخل نیست و در این میان سهم عظیمی از بازار پوشاک کشور در سلطه محصولات چینی، ترک و کره‌ای است که به دلیل قیمت پایین و تنوع در طرح و رنگ علی‌رغم پایین بودن کیفیت بیشتر این محصولات نسبت به محصولات مشابه ایرانی نظر مصرف‌کننده را به خود جلب و به دلیل بالا بودن حاشیه سود، فروشنده ایرانی را ترغیب به واردات کرده است. علی صفامهر، کارشناس ارشد بازاریابی دلایل تضعیف پوشاک دوزان کشور را مشابه ضعف‌های صنعت بالادستی آن یعنی نساجی می‌داند و قاچاق بی‌رویه پوشاک، عدم برخورداری از مدیریت علمی و صنعتی در صنعت پوشاک، مستقل نبودن در طراحی و ارائه مد و بالا بودن قیمت تمام شده پوشاک در کشور را از علل تضعیف صنعت پوشاک و توسعه نیافتن آن می‌داند و باتوجه به وابستگی شدید ۲صنعت تولید پوشاک و پارچه به یکدیگر، عدم رشد و توسعه و مشکلات و چالش‌های هر یک از آنها که ریسندگی، بافندگی، دوخت و طراحی مد، اجزای تشکیل‌دهنده زنجیره تامین صنایع نساجی هستند موجبات تضعیف، رکود و نابسامانی اجزای به‌هم پیوسته دیگر را فراهم خواهد آورد.






● نگرش منفی مردم نسبت به کیفیت محصولات ایرانی


این چالش همان ضرب‌المثل معروف مرغ همسایه غاز است را به ذهن متبادر می‌کند و جنبه فرهنگی آن هم قابل توجه است. صفامهر، نیاز به ریشه‌یابی فرهنگی در این حوزه را راه‌حل اساسی برای یافتن دلایل رفتار شهروندان ایرانی می‌داند تا بتوان با تدوین راهکاری مناسب، این معضل فرهنگی را به‌طور ریشه‌ای از پیش روی صنعت و بازار محصولات ایرانی برداشته و همانند ژاپن و کره‌جنوبی حتی یک نگاه متعصبانه نسبت به محصول داخلی را در شهروندان ایرانی به‌وجود آورد. فرهنگی که با مدیریت صحیح موجبات توسعه صنعت ژاپن و کره جنوبی را فراهم آورد و هرگز نیز موجب نشد تولیدکنندگان آنها از این تعصب هموطنان خود سوءاستفاده و محصولات خود را در کیفیتی پایین حفظ کنند، بلکه این تعصب را ارج نهاده و با بهبود کیفیت، بهترین محصول را برای آنها به ارمغان آوردند.


متاسفانه شرکت‌ها و سازمان‌ها در کشور مابر اساس نیاز و خواسته مشتری و اصول مشتری‌مداری مدیریت نمی‌شوند و این یکی از بزرگ‌ترین ضعف‌های صنعت کشور محسوب می‌شوداین در حالی است که ما در ایران مجموعه‌های فرهنگی و هنری که بتوانند به صورت علمی و پژوهشی رفتار مصرف‌کننده را مورد ارزیابی قرار داده و با توجه به فرهنگ و تمدن کشور اقدام به طراحی و ترویج مد‌های ایرانی کنند نداشته و باید بپذیریم که در این زمینه ما ایرانی‌ها علی‌رغم سابقه فرهنگی و هنری برجسته متاسفانه مقلد طراحان و مروجان مد دیگر کشورها بخصوص اروپا و آمریکا هستیم و تولید‌کنندگان ایرانی نیز چون هیچ اقدامی برای به کارگیری طراحان پارچه و لباس و سرمایه‌گذاری روی موضوع طراحی مد نمی‌کنند، همیشه ناگزیر به تقلید هستند و در نتیجه در ارائه طرح و مد جدید به بازار از تولید‌کنندگان خارج کشور عقب هستند و آنها سریع‌تر محصولات خود را می‌توانند در بازار ایران مطرح و مشتری بیشتری را جذب کنند.


این پیروی از طرح‌های خارجی خود دلیلی بر نگرش منفی مردم نسبت به محصول ایرانی و اعتماد به محصولات خارجی بوده که مورد تاکید صفامهر نیز است و همکاری مسوولان فرهنگی و هنری کشور با تولید‌کنندگان داخلی در این حوزه و شکل‌گیری مجموعه‌ها یا انجمن‌هایی که بتوانند حتی مد را برای مردم کشور تعریف و ترویج کنند و هر ساله خلاقیت و تنوع لازم را در ارائه به‌کار گیرند نیز پیشنهاد می‌دهد. حتی کار طراحی پارچه و لباس و طراحی مد خود می‌تواند برای تعدادی بی‌شمار کارآفرین و اشتغالزا باشد.






● مدیریت سنتی


مدیریت سنتی نیز درد مشترک بیشتر صنایع کشور بخصوص صنایعی است که هویتی مدیر مالکی دارند و مالک و سرمایه‌گذار خود مجموعه‌شان را مدیریت می‌کنند با این اعتقاد که دیگران دلسوز کار من نخواهند بود و بدون داشتن دانش و مهارت‌های مدیریتی و به شیوه‌ای سنتی سعی می‌کنند در صنعتی وارد شوند که در خارج از کشور آنها را مدیرانی تحصیلکرده و با گذراندن دوره‌های عالی مدیریتی و با داشتن چندین مشاور در حوزه‌های مشتری‌مداری و بازاریابی و کیفیت هدایت می‌کنند.


متاسفانه شرکت‌ها و سازمان‌ها در کشور ما بر اساس نیاز و خواسته مشتری و اصول مشتری‌مداری مدیریت نمی‌شوند و این یکی از بزرگ‌ترین ضعف‌های صنعت کشور محسوب می‌شود که بیانگر نداشتن دانش مدیریتی در مدیران است. اما با توجه به افزایش دانشکده‌های مدیریتی در کشور و رشد چشمگیر دانشجویان رشته‌ها و گرایش‌های متعدد مدیریت و از طرفی دیگر شکل‌گیری آموزشگاه‌های برگزارکننده دوره‌های مدیریتی امید است که آرام آرام دانش مدیریتی به اعضای جامعه صنعتی کشور انتقال یابد و سازمان‌ها چه در بخش خصوصی و چه در بخش دولتی، سطح فرهنگ سازمانی‌شان رشد یابد و افرادی که استعداد و دانش مدیریتی دارند به سازمان‌ها راه یابند که در این میان نقش استادان و دانشجویان رشته مدیریت و فارغ‌التحصیلان آن بسیار تعیین‌کننده است.






● فرسودگی فناوری این صنعت و افزایش هزینه‌ها


این چالش در واقع دایره نقاط ضعف این صنعت را تکمیل می‌کند و با توجه به آن‌که فناوری صنایع نساجی ۱۰۰درصد وارداتی و قیمت دستگاه‌ها و ماشین‌آلات هم بالاست و در حال حاضر نمونه‌های ایرانی آن نیز وجود ندارد، منجر به تضعیف هر چه بیشتر این صنعت و افزایش هزینه استهلاک، نگهداری و تعمیرات آن می‌شود.


آیا جوانان مبتکر و خلاق ایرانی که در حال بومی‌سازی دانش‌های نوینی چون بیوتکنولوژی و نانوفناوری و… هستند، قادر به رفع این نیاز در صنعت نساجی نیستند؟ آیا حمایت دولت از پژوهش در زمینه فناوری نساجی نمی‌تواند باعث بومی‌سازی یا حداقل مونتاژ این صنعت در کشور و کاهش بهای تمام شده آن شود تا مانعی دیگر از پیش روی صنعتگران عرصه نساجی برداشته شود؟


سینا ایرانپور

[ad_2]

لینک منبع