آیا حق الوکاله، تعرفه قانونی دارد؟چرا بعضی از وکلا هزینه گرافی دریافت میکنند؟

[ad_1]

آیا حق الوکاله, تعرفه قانونی دارد چرا بعضی از وکلا هزینه گرافی دریافت میکنند

هر چند در قانون به صراحت درباره حق الوکاله و تعرفه آن صحبت شده است اما هنوز هم گاهی شاهد شکایت هایی در این مورد از وکلا به کانون مربوطه و دادسرای انتظامی وکلا هستیم طبق قانون رسیدگی به خواسته استرداد – باز پس گرفتن حق الوکاله از سوی شاکی ها در صلاحیت دادسرای انتظامی نیست, اما دادسرای انتظامی هر گونه تخلف در موضوعیت حق الوکاله را مورد رسیدگی قرار می دهد


علی ویس کرمی- حقوقدان- در این باره می گوید: قبل از بررسی موضوع حق الوکاله وکلا ذکر این نکته ضروری به نظر می رسد که هرچند گرفتن حق الوکاله های گزاف و میلیاردی و گاهی غیر قانونی توسط بعضی وکلای سودجو قابل نفی نیست اما نباید عمل خلاف این قشر اندک را به پای همه وکلای متعهد و درستکار گذاشت.


وی در ادامه می افزاید: به قول یکی از قضات انگلیسی «وکیل دادگستری دو دشمن دارد یکی طرف دعوی که مدعی است وکیل با گرفتن حق الوکاله، حق او را به نفع موکلش ضایع کرده و دیگری موکل که معتقد است وکیل برای گرفتن حق او – که در هر صورت حقش بوده و باید به او داده می شد- بی جهت از او حق الوکاله گرفته است.» این در حالی است که گرفتن حق الوکاله از موکل حتی در صورت برنده شدن در پرونده نیز خود داستانی دیگر دارد.


ویس کرمی با بیان اینکه شاید سابقه تاریخی حق الوکاله های سنگین به سال 81 و دریافت حق الوکاله یک و نیم میلیارد تومانی در پرونده معروف هموفیلی ها برگردد، می گوید: «وکیل پرونده هموفیلی های ایران پس از چهار سال تلاش توانست با محکوم کردن وزارت بهداشت و سازمان انتقال خون 18 میلیارد تومان خسارت از این دو سازمان مطالبه کند که بر اساس قانون کانون وکلا 7 درصد این مبلغ یعنی 5/1 میلیارد تومان سهم حق الوکاله وکیل پرونده بود. البته باید گفت طبق قانون حق الوکاله های بالا حق قانونی و شرعی وکیل است و در بیشتر موارد هیچگونه تخلفی صورت نگرفته است.به عنوان مثال در پرونده «خلع ید ملکی» که ارزش ملک حدود 100 میلیارد تومان است و یک وکیل شاید ماه ها و سال ها برای آن وقت گذاشته و زحمت کشیده است، دریافت حق الوکاله بالا دور از انتظار نبوده و انتقادی به آن وارد نیست. اما مشکل وکلایی هستند که به نا حق و با زرنگی و ترفند های خاص هنگام بستن قرارداد با موکلین، حق الوکاله های نجومی می گیرند که باید رسیدگی شود.»


طبق قانون معیارومبنای تعیین حق الوکاله، ماده ۱۹لایحه قانونی استقلال کانون وکلای دادگستری است که مقررداشته، میزان حق الوکاله درصورتی که بین طرفین- وکیل وموکل- توافق نشده باشد طبق تعرفه ای است که باپیشنهاد کانون وتصویب وزیردادگستری، تعیین خواهدشد ودرقبال اشخاص ثالث این تعرفه معتبرخواهد بود مگردرصورتی که قراردادحق الوکاله، کمترازمیزان تعرفه وکالتی باشد.همین موضوع درماده یک آیین نامه تعرفه حق الوکاله وهزینه سفروکلای دادگستری – مصوب ۱۳۸۵- نیزبین وکیل وموکل معتبردانسته شده است.


محمود زاهدپور – حقوقدان –


در این باره به «ایران» می گوید: درماده ۳آیین نامه تعرفه حق الوکاله بیان شده دردعاوی مالی، میزان حق الوکاله درموردی که حکم دادگاه بدوی ازحیث بهای خواسته قطعی است ازحداقل ۱۵۰هزارریال و۱۰درصد بهای خواسته وحداکثرتا مبلغ ۳۰۰هزار ریال است که درحال حاضربا تغییراتی که درصلاحیت دادگاهها وشورای حل اختلاف ازحیث میزان خواسته وجود دارد مبالغ مذکورموضوعیت ندارد. درموردی که حکم ازحیث بهای خواسته قطعی نیست به ترتیب ذیل تعیین می شود: الف) تامبلغ یک صدمیلیون ریال، ۶درصد از بهای خواسته وحداکثر۶ میلیون ریال.


ب) نسبت به مازاد یک صدمیلیون ریال تا یک میلیارد ریال ۴درصد بهای خواسته وحداکثرتا مبلغ ۴۲ میلیون ریال.


ج) نسبت به مازاد یک میلیارد ریال تا۵ میلیارد ریال۳درصد از بهای خواسته وحداکثرتامبلغ ۱۶۲ میلیون ریال.


د) نسبت به مازاد پنج میلیارد ریال ۲درصد از بهای خواسته وحداکثرتا مبلغ دویست میلیون ریال.


توضیح اینکه به موجب تبصره ذیل همین ماده، درجه تحصیلی، سنوات خدمت، حوزه قضایی محل خدمت می تواند موجب افزایش میزان حق الوکاله باشد.


اما این حقوقدان در پاسخ به این سؤال که اگر وکیلی مبلغ حق الوکاله را مازاد برتعرفه تعیین و دریافت کند آیا تخلف کرده وجرمی مرتکب شده است، می گوید: «قانونگذاردر ماده۲آیین نامه تعرفه حق الوکاله مقررداشته است:اگربه موجب قرارداد فیمابین(وکیل وموکل)، مبلغ حق الوکاله مازادبرتعرفه تعیین شده باشد درج این مبلغ در وکالتنامه وارائه آن برای ابطال تمبرعلی الحساب مالیاتی – موضوع ماده۱۰۳قانون مالیات های مستقیم مصوب ۱۳۶۶ – لازم خواهدبود. چنانچه وکیل با کتمان واقع، در وکالتنامه مبلغ حق الوکاله را طبق تعرفه اعلام و به این ماخذ ابطال تمبرشود، اما حق الوکاله بیشتری دریافت نماید، عمل وکیل درصورت انطباق باماده ۲۰۱آن قانون، قابل تعقیب جزایی خواهد بود.


طبق همین قانون یعنی در صدر ماده 19 لایحه قانونی استقلال کانون وکلای دادگستری نیز آمده است درصورتی که بین طرفین توافق نشده باشد، حق الوکاله طبق تعرفه است. پس اگرتوافقی درخارج بین وکیل وموکل برای انجام وکالت صورت گرفته باشد نمی توان بدون دخالت اراده طرفیت آن توافق رابرهم زد. چراکه به موجب ماده ۱۰ قانون مدنی قراردادهای خصوصی نسبت به کسانی که آن رامنعقد کرده اند درصورتی که مخالف صریح قانون نباشد نافذ است.» اما نکته قابل توجه این است که قانون گذاردرماده ۸آیین نامه تعرفه حق الوکاله، درخصوص دعاوی غیرمالی وجرایم کیفری برای میزان حق الوکاله تعیین تکلیف کرده است، به عنوان مثال دربند «ب»در دعاوی کیفری مستلزم مجازات شلاق، جزای نقدی، سرقت مشمول حد، قصاص عضو و دیه عضو، حبس کمتراز۱۰سال، حداکثر مبلغ پنج میلیون ریال حق الوکاله پیش بینی کرده است. شاید وجود چنین قوانینی است که باعث بروز برخی تخلفات و سرپیچی ها از قانون می شود. اما شاهپور بیرانوند، قاضی دادگستری در این باره به «ایران» می گوید: بی تردید وکلا نباید به بهانه پایین بودن تعرفه یا رضایت موکل، حق الوکاله سنگین و خارج از تعرفه دریافت کنند چرا که وقتی موکل به عنوان فردی گرفتار به وکیل مراجعه می کند بواقع برای رهایی از آن مشکل در برابر قول مساعدت وکیل تسلیم می شود؛ اما وکیل نباید تعهد و سوگندش را نادیده بگیرد. هرچند بیشتر وکلا متدین، مقید و قانونمند هستند ولی عده ای معدود با رفتارشان و دریافت رقم حق الوکاله نجومی، شأن و منزلت بقیه را مخدوش می کنند و باعث بی اعتمادی مردم به این قشر شریف می شوند.


این قاضی دادگستری در ادامه می گوید: «اگر وکیل در انجام وظایف قانونی، تخطی نماید با شکایت موکل یا گزارش مقامات مسئول در کانون وکلا یا مرکز مشاوران مربوطه یا مراجع قضایی یا در هردو نهاد تحت تعقیب قرار می گیرد و اگر موجب خسارتی به موکل شود باید به درخواست موکل آن را جبران نماید. وکلا می توانند در سالم سازی جامعه و کمک به دستگاه قضایی برای پیشگیری از اطاله دادرسی و کاهش پرونده های قضایی نقش مؤثری ایفا کنند. آمار ورود سالانه حدود پانزده میلیون پرونده به دستگاه قضایی به نظر بنده یک فاجعه است و حداقل پیام آن برای وکلا این است که نتوانستند در کشف حقیقت و روان سازی رسیدگی، دستگاه قضا را یاری رسانند.


ویس کرمی- نماینده دیوان عدالت اداری در استان اصفهان- درباره نحوه رسیدگی به تخلفات وکلا می گوید: «تشریفات رسیدگی به شکایات علیه وکلا در دادسرا و دادگاه های انتظامی وکلا و همچنین نوع تخلفات و مجازات آنها در ماده های 53 تا 89 آیین نامه لایحه قانونی استقلال کانون وکلا دادگستری تشریح شده است. به استناد ماده 61 این آیین نامه، شکایت از تخلفات و اخلاق و رفتار وکلا می تواند هم به صورت کتبی و هم به صورت شفاهی باشد. شکایات مطروحه از طریق داستان انتظامی به دادیاران جهت پیگیری و بررسی ارجاع می شوند غیر از موکلین سایراشخاص نیز می توانند تخلفات وکلای دادگستری را به کانون وکلا اعلام کنند و این موارد اعلامی از طریق ارجاع ریاست کانون به دادسرای انتظامی مورد رسیدگی قرار می گیرد.






فرناز قلعه دار

[ad_2]

لینک منبع

هجوم سپرده گذاران بانکی به خاطر دروغ ها / چرا و با چه انگیزه هایی درباره ورشکستگی بانکها شایعه درست میشود؟

[ad_1]

هجوم سپرده گذاران بانکی به خاطر دروغ ها چرا و با چه انگیزه هایی درباره ورشکستگی بانکها شایعه درست میشود

این روزها شایعه برای بخشی از سپرده گذاران بانکی حکم راهبری پیدا کرده است یک خبر, عکس یا فیلم جعلی در فضای مجازی منتشر می شود و سپرده گذاران نگران به سوی مؤسسه یا بانکی که درآن سپرده گذاری کرده اند, هجوم می آورند تا پول خود را پس بگیرند اما چرا سپرده گذاران بانکی براحتی شایعه ورشکستگی یک بانک یا مؤسسه مجاز را می پذیرند و نسبت به آن واکنش نشان می دهند


دلیل آن را باید در دو بخش جست و جو کرد. نخست روایت نادرست و غیرمسئولانه برخی افراد درخصوص وضعیت وخیم و ورشکستگی بانک ها در سال های گذشته بخصوص در شش ماهه اخیر است که پیش زمینه آن را در ذهن مردم آماده کرد. دومین دلیل نیز به عملکرد مؤسسات مالی و اعتباری غیرمجاز برمی گردد که براساس قوانین و درقالب طرح ساماندهی مؤسسات غیرمجاز منحل یا با ادغام در سایر مؤسسات، مؤسسه جدیدی را شکل دادند. البته این نکته را نباید فراموش کرد که حتی سپرده مردم نزد مؤسسات غیرمجاز نیز پس از انحلال یا ادغام از بین نرفت وتسویه آن با خطوط اعتباری بانک مرکزی به بانک های مجاز کشور واگذار شد.


حال پس از مؤسسات مالی و اعتباری غیرمجازی که طی ماه های اخیر خبرساز و حاشیه ساز شده بود، اکنون دامنه شایعات به بانک های بزرگ و مجاز کشور نیز رسیده است، شایعات و اخبار نادرستی که نه تنها مردم بلکه کلیت اقتصاد کشور را نشانه گرفته است.


نخستین تیری که توسط شایعه سازان به اعتماد نظام بانکی در سال های اخیر پرتاپ شد به بانک سرمایه مربوط می شد. چند ماه پیش شایعاتی درخصوص ورشکستگی این بانک درفضای مجازی منتشرو باعث شد تا بخشی از سپرده گذاران این بانک برای خارج کردن دارایی های خود به شعب آن هجوم ببرند. شایعه ای که بسرعت از سوی بانک مرکزی تکذیب شد، اما با وجود این بخشی از سپرده های این بانک به سایربانک ها منتقل شد.


دومین باری که در ماه های اخیر شایعه ای تازه برای ورشکستگی یک بانک منتشر شد، درباره بانک پارسیان یکی از بانک های خصوصی کشور بود. شایعه سازان با انتشار کلیپی از تجمع عده ای مقابل برخی از شعب این بانک اعلام کردند که پارسیان ورشکسته شده است. اما آن گونه که مدیرعامل بانک پارسیان و رئیس کانون بانک های خصوصی در واکنش به این خبرها، گفت، حکایت از آن دارد که تصاویر منتشره مربوط به زمان حال نیست و به دوره زمانی که بانک پارسیان عاملیت رسیدگی به تعهدات تعاونی اعتباری منحله ثامن الحجج را بر عهده داشت برمی گردد که اکنون با سوء استفاده توسط عده ای از اشخاص ناآگاه با قصد و غرض تهیه و منتشر می شود.


به گفته کورش پرویزیان در آن زمان عده ای با تحریک افراد صاحب نفوذ دربرخی نقاط مانند تهران، اصفهان و البرزبه بانک مرکزی و پارسیان معترض بودند. با راه اندازی تجمع و فشار به بانک پارسیان خواستند جلو کار را بگیرند که موفق نشدند. این مدیربانکی افزود: این روزها با بهره برداری از این مورد در شبکه ها مجازی و با پوشش کانال های معارض و سلطنت طلب خارج از مرزها و افراد مغرض مورد سوء استفاده قرار گرفته تا انتقام بگیرند. به گفته وی پیروزی مردم در انتخابات و تلاش گسترده برای ضربه به دولت که با بروز اعتراض علیه بانک مرکزی در مورد کاسپین، آرمان و غیره همراه بود، فضا را برای شایعه و ضربه مهیا و لذا علیه پارسیان این کلیپ را ساخته وپخش کردند، البته علیه برخی بانک های دولتی و خصوصی دیگر نیز اقداماتی کردند. پرویزیان نسبت به شرایط فعلی بانک پارسیان به سپرده گذاران آن اطمینان داد و گفت که این بانک در فضای آرام به فعالیت خود ادامه می دهد. با افزایش نگرانی مردم از افزایش این نوع شایعات حالا دامنه آن نیز گسترده تر شده است. شایعه ای که سه مؤسسه مالی و اعتباری ثامن، کوثر و مهر اقتصاد را دربرمی گیرد. درابتدا خبری درخصوص ادغام این سه مؤسسه منتشر شد و بشدت سپرده گذاران آنها را حساس کرد و پس از آن شایعه ای دیگر حکایت از ورشکستگی مؤسسه ثامن داشت که با عکس العمل هیجانی تعداد زیادی از سپرده گذاران این مؤسسه روبه رو شد. هیجانی که تا حدودی دو مؤسسه دیگر یعنی کوثر و مهراقتصاد را نیز دربرگرفته است. طبق پیگیری ها از مؤسسه ثامن، این مؤسسه در حال تزریق نقدینگی به شعب برای پاسخ به تقاضای سپرده گذاران است و مشکلی برای پشتوانه نقدینگی این مؤسسه وجود ندارد. اما قطعاً این رفتارهای هیجانی و غیرمنطقی می تواند برای یک مؤسسه اعتباری و حتی بانک بزرگ، چالش آفرین باشد زیرا بانک یا مؤسسه اعتباری در عملیات مالی خود از 100 درصد منابع، حداقل 10درصد را برای سپرده قانونی و حدود 85 درصد را صرف اعطای منابع یعنی اعطای تسهیلات یا سپرده گذاری و سرمایه گذاری می کند و تنها 3 درصد منابع به عنوان ذخیره نقد در اختیار بانک است. این نگرانی در حالی به وجود آمده که بر فرض صحّت خبر ادغام، خطری متوجه سپرده گذاران این مؤسسه نمی شود و صرفاً نام مؤسسه اعتباری یا بانک پذیرنده سپرده آنها تغییر می کند. مشابه همین اتفاق برای بانک تات رخ داد. دو مؤسسه صالحین و آتی در بانک تات ادغام و بانک آینده را تشکیل دادند اما سپرده ای در فرآیند ادغام از بین نرفت.


مردم مطمئن باشند


با وجودی که درفضای انتخابات ریاست جمهوری بارها مسئولان بانک مرکزی درواکنش به گفته برخی افراد موضوع ورشکستگی بانک ها را تکذیب کرده اند، اما مدیرکل نظارت بر بانک های بانک مرکزی در اواسط خرداد ماه جاری باردیگر با تکذیب شایعه ورشکستگی بانک ها گفت: مردم مطمئن باشند نهاد ناظر پول، بر وضعیت بانک ها و مؤسسات اعتباری، اطلاع کامل دارد. عباس کمره ای با تکذیب برخی شایعات در فضای مجازی و اظهار نظرهای برخی افراد مبنی بر ورشکستگی بانک ها گفت: در حال حاضر برخی بانک ها با مشکلاتی نظیر کمبود سرمایه، انباشت دارایی های غیر مولد و مطالبات غیرجاری بالاتر از استانداردهای بین المللی مواجه هستند و در شرایطی قرار دارند که عملکرد آنها در دو سال اخیر با اندکی سود همراه بوده اما بانک مرکزی بر عملکرد آنها نظارت داشته و ورشکستگی بانک ها به سادگی صورت نمی گیرد. وی ادامه داد:ورشکستگی بانک ها با سایر شرکت ها متفاوت است و در قوانین دستورالعمل های بین المللی بانکداری تدابیری برای قبل ورشکستگی در نظر گرفته شده که به عنوان مثال می توان به اصلاح ساختاری، تجمیع یا ادغام اشاره کرد. این مقام مسئول با اشاره به اینکه در چارچوب موجود تلاش خواهد شد که حداقل زیان هم به سپرده گذاران منتقل نشود، گفت: در سال های اخیر بانک مرکزی به کمک دولت و مجلس بسرعت چالش های موجود را مطالعه و سیاست های اصلاحی را در پیش گرفته است. وی افزود: بانک ها، مؤسسات مالی و اعتباری و فعالیت های آنها در مقایسه با سایر مؤسسات تجاری، تحت نظر رسمی و دقیق تری قرار دارند. دلیل این امر به نقش بانک ها در حیات اقتصادی و مالی کشورها و همچنین ماهیت فعالیت آنها ارتباط دارد. وی گفت: در حال حاضر علی رغم مشکلات موجود، بانک مرکزی جهت نیل به اهداف تعیین شده، نظارت بر بانک ها و مؤسسات اعتباری را به صورت قاطع و سخت گیرانه اعمال کرده و در تصمیم گیری ها و سیاست های تنبیهی و تشویقی، میزان تخلف در نرخ های سود را با نمره منفی لحاظ کرده و برای آنها تبعات سنگینی در نظر می گیرد.


دستگیری شایعه ساز


خبر ورشکستگی بانک در ایلام


درحالی شایعات منتشر شده درفضای مجازی باعث نگرانی برخی از سپرده گذاران بانک ها شده است که پلیس فتا از دستگیری عامل انتشار این شایعات خبر داده است. دراین باره رئیس پلیس فضای تولید و تبادل اطلاعات فرماندهی انتظامی استان ایلام از شناسایی و دستگیری عاملان شایعه سازی علیه بانک ها و مؤسسات خبر داد. سرهنگ جمالی گفت: با توجه به حساسیت موضوع با سرعت عمل کارشناسان این پلیس و انجام اقدامات خاص پلیسی سرمنشأهای انتشار شایعات شناسایی و در کمترین زمان ممکن دستگیر و پس از تشکیل پرونده تحویل مراجع قضایی شدند.


برخورد با شایعه سازان ورشکستگی بانک پارسیان


مراسم افتتاح سومین شعبه بانک پارسیان درارومیه با حضور نادر قاضی پورنماینده شهرستان ارومیه در مجلس، حجت الاسلام بیگی نهاد نمایندگی رهبر معظم انقلاب در دانشگاه علوم پزشکی استان، مسئولان کشوری و مدیران و مشتریان بانک پارسیان برگزار شد.به گزارش ایسنا، بنابر اعلام بانک پارسیان، قاضی پور نماینده مردم ارومیه در مراسم افتتاح شعبه آزادگان ارومیه گفت: متأسفانه اخیراً علیه بانک پارسیان شایعه ای به وجود آمده که باید بانک مرکزی اطلاعیه ای در این مورد صادر می کرد که متأسفانه این اتفاق نیفتاد همچنین سازمان های نظارتی و قضایی کل کشور، باید با خاطیان برخورد کنند.وی افزود: بانک پارسیان یک سهامدار و پشتیبان قوی به نام ایران خودرو دارد که متأسفانه تعدادی افراد سودجو قصد داشتند با ایجاد فراخوان عدم خرید خودرو داخلی تولید ملی را زمین بزنند.




سیاوش رضایی

[ad_2]

لینک منبع

احتمال تولد فرزند با بیماری نادر و ژنتیکی چقدر است؟

[ad_1]

احتمال تولد فرزند با بیماری نادر و ژنتیکی چقدر است

بیماری نادر و ژنتیکی نام نگران کننده ای است تولد هر نوزاد با این بیماری او را وارد دنیای غریبی می کند که هرگز از آن خارج نمی شود و تنها باید با او زندگی کند هرچند سخت و آزاردهنده


دو راهی مراجعه یا عدم مراجعه به مشاور ژنتیک برای پیشگیری از تولد کودک مبتلا به بیماری ژنتیکی و نادر که پیشتر دغدغه برخی از زوج های جوان در آستانه از ازدواج بود، اواخر سال گذشته برطرف شد؛ چرا که سازمان بهزیستی مشاوره ژنتیک پیش از ازدواج را اجباری کرد تا آمار تولد کودکان معلول کاهش پیدا کند. انوشیروان محسنی بندپی – رئیس سازمان بهزیستی دی ماه ۹۵ اعلام کرد که تمام زوج های جوان باید پرسشنامه هایی را قبل از ازدواج تکمیل کنند تا از عوارض بعدی جلوگیری شود. با این خبر تکلیف همه روشن شد که این مشاوره باید انجام شود. او هدف از این غربالگری های قبل از ازدواج را راهنمایی و هدایت زوج های جوان، افزایش آگاهی و دانش آنان در جهت کاهش معلولیت اعلام کرد و یکی از مهم ترین دلایل این تصمیم را جلوگیری از تولد سالانه حدود ۳۰ هزار کودک معلول در کشور دانست.




به اعتقاد برخی متخصصان نیز انجام آزمایش اجباری ژنتیک از نظر هزینه و همچنین امکان بروز برخی نتایج نادرست، منطقی نیست ولی مشاوره ژنتیک اگر در شبکه های بهداشت و درمان ادغام شود، می تواند مفید باشد و از هزینه های آن بکاهد، اما زوج های جوانی که نگران تولد فرزندی با بیماری نادر یا اختلال ژنتیک دارند باید بدانند که آزمایش ژنتیک چقدر خیال شان را بابت جلوگیری از تولد فرزندی با این بیماری ها راحت می کند؟




سیروس زینلی – رئیس شبکه پزشکی مولکولی کشور می گوید که در حال حاضر تمام زوجین پیش از ازدواج برای غربالگری تالاسمی باید آزمایشی انجام دهند و این زیرساخت وجود دارد. به همین دلیل باید در مراکز بهداشت علاوه بر تالاسمی، سوالاتی هم در خصوص سابقه بیماری های ژنتیکی فامیلی پرسیده شود؛ چنین اقدامی دردسر زیادی برای خانواده ها درست نمی کند. اگر این مشاور ضرورت دید، زوج ها را به مراکز مشاوره تخصصی ارجاع می دهد که در بخش دولتی و خصوصی وجود دارند. زمانی که برنامه غربالگری تالاسمی آغاز شده بود یا اوایل تصویب قانون سقط جنین در سال ۸۵، به دلیل بی تجربگی مشکلات زیادی داشتیم ولی بعد از چند سال اجرای این مساله دردسرهای آنها کاهش یافت. این برنامه باید دو یا سه سال اجرا شود تا ایرادات آن گرفته شود تا بتواند با کمترین دردسر و بیشترین منفعت در اختیار خانوادها قرار گیرد.




وی در گفت وگو با ایسنا به این پرسش که آیا زوجین می توانند برای جلوگیری از تولد فرزندی با بیماری نادر به مشاور ژنتیک مراجعه کنند یا خیر پاسخ داد و گفت: در مواردی که دختر و پسر مشکلی ندارند و فرد مبتلایی در خانواده آنها وجود ندارد، نتیجه مشاوره ژنتیک صد در صد قابل اعتماد نیست و نمی توان با قطعیت گفت آنها مشکلی نخواهند داشت. بسیاری از مشکلات ژنتیکی برای بار اول در یک خانواده اتفاق می افتد ولی با این وجود برای زوجی که مشکلی دارند، می تواند کمک کننده باشد. بسیاری از بیماری های ژنتیکی خودبخود اتفاق می افتند و ربطی به ازدواج فامیلی ندارد، ولی تعدادی که به ازدواج فامیلی مرتبط هستند و ممکن است در خانواده دوباره اتفاق بیفتد از طرف وزارت بهداشت معمولامراقبت می شوند.




وی ادامه داد: ساختار مشاوره ژنتیک تخصصی می تواند مفید باشد، ولی چه ضمانتی وجود دارد دختری و پسری که برای مشاوره به آزمایشگاهی مراجعه می کنند هزینه غیرضروری پرداخت نکنند؟ الان وزارت بهداشت می گوید آزمایشگاه ژنتیک نباید مشاوره انجام دهد، همچنین مراکز مشاوره نباید آزمایش انجام دهند یا با آزمایشگاهی قراردادی خاص داشته باشند. اما می بینیم که آزمایشگاه یا داروخانه ای با پزشک خاصی قرارداد دارد و این کار از نظر اخلاقی و قانونی خلاف است. در حال حاضر مراکز بهداشت که کار آزمایش تالاسمی را انجام می دهند، درصدی نمی گیرند؛ به همین علت وزارت بهداشت تلاش کرده است در بیشتر استان ها آزمایشگاه ژنتیک وجود داشته باشد که افراد مجبور نباشند به تهران مراجعه کنند.




به گفته وی آزمایش های ژنتیک قبل از ازدواج به جز تالاسمی برای هیچ بیماری مقرون به صرفه نیست و باید دید که چه میزان برای پیدا کردن فردی که مشکل ژنتیکی دارد هزینه می کنیم و اگر پیدا نمی کردید چقدر هزینه به سیستم بهداشت تحمیل می شد. برای مثال از میان هزار زوج چند نفر که دارای مشکل هستند، شناسایی می شوند و اگر تشخیص داده نمی شدند چقدر برای سیستم هزینه داشتند؟ باید روی این موضوع کار شود و متخصصان اقتصاد وزارت بهداشت ارقام آن را پیدا کنند.




زوجین اطلاعات را پنهان نکنند




یکی از مشکلات مشاوره های ژنتیک همکاری نکردن خانواده ها یا پنهان کردن بیماری از سوی زوجین است. این موضوع می تواند حواشی و دردسرهای زیادی برای آنها همراه داشته باشد. اگر بیماری در خانواده اتفاق افتاده باشد، تجربه نشان داده است که در بسیاری از موارد خانواده ها بیماری را پنهان می کنند یا وقتی به زوجین گفته می شود از خانواده بیمار خون بیاورید یا برای مشاوره بیایند، همکاری نمی کنند و دردسر وحشتناکی برای زوجین ایجاد می شود.




زینلی در این خصوص تاکید کرد که زوج های جوان هنگام مشاوره ژنتیک باید اطلاعات درستی در اختیار مشاور قرار دهند و افزود: در بحث تالاسمی نه دختر و نه پسر نمی توانند دروغ بگویند ولی در بیماری های ژنتیکی در مرحله اول آزمایش انجام نمی شود و دو طرف ممکن است مشکلات ژنتیکی خود را اعلام نکنند. چون اگر ببینند به دلیل راستگویی خود دچار دردسر و پیچیدگی می شوند به دروغ متوسل می شوند. اگر دروغ بگویند مشاور مجبور می شود ازدواج آنها را تایید کند. در حالی که اگر راست بگویند سرنخ ما برای کمک به خانواده فرد مبتلا، در فامیل نزدیک آنها است و می توان از فاجعه ای دیگر جلوگیری کرد و امکانات مالی و قانونی و علمی برای کمک به آنها اختصاص داد و این کار قطعا برای آنها نفع دارد.




وی تاکید می کند که افراد با اطلاعات کافی درباره فرد مبتلای به بیماری ژنتیکی به مشاور مراجعه کنند و حتی اگر می توانند با پدر و مادر او صحبت کنند. در بعضی از موارد بیماری را خیلی بزرگ جلوه می دهند؛ در حالی که ممکن است از نظر ژنتیکی اهمیتی نداشته باشد و گاهی ممکن است برعکس اتفاق بیفتد.




درباره بیماری های نادر نمی توان پیشگویی کرد




زینلی همچنین انجام برخی اقدامات از طرف وزارت بهداشت را باعث غیرضروری شدن مشاوره های ژنتیک قبل از ازدواج می داند. وی غربالگری دوره بارداری زنان برای تشخیص بیماری های شایع کروموزمی و سندرم ها، انجام آزمایش پی کی یو برای نوزادان تازه متولد شده و همچنین برنامه وزارت بهداشت برای غربالگری ۵۰ بیماری خطرناک متابولیک قابل تشخیص در بدو تولد و برنامه های متعددی را برای مراحل مختلف زندگی را شاهدی بر این اقدامات معرفی می کند که منطقی تر، کارشناسی تر و مقرون به صرفه تر هستند.




به گفته وی، اگر مشاوره ژنتیک در بستر کنترل تالاسمی صورت گیرد، منطقی است و هزینه زیادی به خانواده ها تحمیل نمی شود ولی اگر از ابتدا زوجین مجبور شوند به مراکز مشاوره ژنتیک مراجعه کنند مقرون به صرفه نیست. در خصوص بیماری های نادر اگر قبلا در خانواده بیماری وجود نداشته باشد، عملا نمی توان پیشگویی کرد که چنین بیماری در خانواده وجود دارد و این کار حتی با روش های پیشرفته نیز عاقلانه نیست.




نمی توان کسی را مجبور کرد به مشاور ژنتیک مراجعه نکند




شیوع بیماری هایی که ژن آنها از پدر و مادر هر دو به ارث می رسد، ۱۰ در هزار تولد زنده است که آمار بالایی محسوب می شود اما می توان بین ۵۰ تا ۷۰ درصد آنها را پیشگیری کرد. تعداد بیماری های کروموزومی نیز پنج در هزار تولد زنده است؛ در مجموع درهر ۱۰۰ تولد زنده، حداقل پنج مورد تولد زنده در معرض خطر بیماری های مهم ارثی و ژنتیکی هستند. سهم ایران نیز از این آمار حدود ۷۰-۸۰ هزار مورد در سال است.




دکتر اشرف سماوات – رئیس اداره ژنتیک وزارت بهداشت نیز به این سوال این طور پاسخ داده است که مردم باید خودشان انتخاب کنند به مشاور ژنتیک مراجعه کنند یا خیر. ولی وظیفه ما آگاهی بخشیدن به آنها برای کمک به انتخاب شان است. این آموزش باید مبتنی بر آگاهی زمینه ای و مستمر باشد که در مقاطع مختلف زندگی و فراخور آن مقطع از زندگی در اختیار آنها قرار داده می شود.




وی بیان می کند: در حال حاضر در بستر طرح تحول نظام سلامت خدمات ژنتیک برای تمام گروه های سنی از جنینی تا سالمندی گسترش یافته است. هر گروه سنی خدمت مربوط به خودش را دریافت خواهد کرد. البته این خدمات تنها در مراکز بهداشتی و درمانی نیست، بلکه مردم در مراجعه به بخش خصوصی نیز در مسیر این شاهراه خدماتی تعریف شده شامل شبکه های شناسایی و غربالگری، قرار می گیرند و سپس در صورت نیاز به مشاوره ژنتیک و اگر ضروری باشد از این طریق به مراکز تشخیص ژنتیک ارجاع می شوند. بنابراین مردم بدین ترتیب در مسیری قرار می گیرند که از تصمیم آگاهانه ایشان برای شناسایی مشکلات احتمالی ژنتیکی در خانواده شروع و نهایتا به مراقبت ژنتیک برای همه افراد در معرض خطر خانواده و خویشان نزدیک ختم می شود.




سماوات تاکید می کند: نمی توان کسی را مجبور کرد که شخصا و خارج از این مسیر به مشاور ژنتیک مراجعه نکند ولی ما باید سعی کنیم حداکثر مردم را به این سمت هدایت کنیم؛ چرا که یکی از آسیب های مشاوره و آزمایش خارج از این مسیر، می تواند انجام آزمایش هایی باشد که ضرورتی ندارد. باید مردم را به سمتی هدایت کنیم که بدانند چرا و چه زمانی باید به مشاور ژنتیک مراجعه کنند. این روند در بستر برنامه تحول سلامت برنامه ریزی شده است.

[ad_2]

لینک منبع

اهمیت مشاوره پزشکی/با وجود گران بودن هزینه های پزشکی، چگونه می توان به طور مرتب برای چک آپ به پزشک مراجعه کرد؟

[ad_1]

اهمیت مشاوره پزشکی با وجود گران بودن هزینه های پزشکی, چگونه می توان به طور مرتب برای چک آپ به پزشک مراجعه کرد

خودمراقبتی, درمان های جایگزین, سیستم ارجاع و از مراجعه غیرضروری به مراکز درمانی جلوگیری می کند, ولی گاهی اوقات دیده شده که بیماران با تکرار مراجعه به متخصصان هزینه گزافی را پرداخته و به پیکره سیستم سلامت لطمه وارد کرده اند این مساله ضرورت مشاوره پزشکی در ایران را دو چندان کرده است


بارها پیش آمده که بیماران متحمل هزینه های درمانی بسیاری شده اند، چرا که با مراجعه به پزشکان طوماری از آزمایش ها، سونوگرافی ها، سی تی اسکن ها و… گریبانشان را گرفته است؛ پزشکانی که نسخه همکاران خود یا نتایج آزمایشگاه مربوطه را قبول ندارند و از نو برای بیماران نسخه می پیچند. در این بین هم بیماران درمانده برای آنکه هر چه زودتر از سلامتی برخوردار شوند تن به چکاپ دوباره می دهند. در واقع سیستم درمانی خرج می تراشد بدون آنکه بر عملکرد آن نظارتی باشد. گرچه طرح تحول سلامت با این هدف اجرا شد که خدمات درمانی با کیفیت و کم هزینه در اختیار شهروندان قرار گیرد، اما از آنجا که این طرح افزایش دسترسی را نیز با خود به همراه داشت مراجعات غیر ضروری مردم به مراکز درمانی را نیز افزایش داد.




در این بین سوالی مدنظر قرار می گیرد؛ اینکه مراجعه به مراکز درمانی از سر نیاز است یا تسهیل دسترسی، مراجعات غیر ضروری را رقم زده است؟ البته از طرفی جلوگیری از مراجعه غیرضروری به چندین پزشک مستلزم فرهنگسازی است که باید به اطلاع شهروندان برسد، چرا که ادامه این روند تبعات خوبی را به همراه ندارد، ولی از طرف دیگر باید نظارتی هم در میان باشد و این امر با کمک پرونده های الکترونیک محقق می شود.




دی سال گذشته ایرج حریرچی، قائم مقام وزیر بهداشت، با بیان اینکه در کشور ۵۰ میلیون پرونده الکترونیکی تشکیل شده است، گفت که توسعه پرونده های الکترونیکی از اولویت های وزارت بهداشت است و توسعه پرونده سلامت الکترونیکی گام بزرگی در تسهیل روند خدمات رسانی در حوزه بهداشت و درمان به حساب می آید. از سوی دیگر، در ماه جاری، رضا باقری، معاون دولت الکترونیک سازمان فناوری اطلاعات، با اشاره به ایجاد ۶۶ میلیون پرونده الکترونیک سلامت، از حذف دفترچه های بیمه در راستای توسعه دولت الکترونیک تا یک ماه آینده خبر داد. بنابراین با شرایط پیش آمده امکان اینکه مراجعات غیر ضروری مردم به مراکز درمانی سامان یابد، بسیار است.




۶۶ میلیون بار مراجعه در ۶ ماه




بر اساس نتایج یک تحقیق در سطح ملی، مشخص شد میزان مراجعه بیماران سرپایی به مراکز درمانی، پس از طرح تحول سلامت و با توجه به رشد جمعیت، روندی منطقی و موزون داشته است.




در این پژوهش که از سوی موسسه تحقیقات سلامت جمهوری اسلامی ایران انجام گرفته است، مراجعه سرپایی شامل ویزیت توسط پزشک عمومی یا پزشک متخصص تعریف شده و محل دریافت این خدمت، یکی از مراکز ارائه خدمات؛ مطب، درمانگاه، بیمارستان، کلینیک یا سایر مراکز است. در این تحقیق میزان مراجعه بیماران در سال های 1381، 1387، 1393 و 1394 مورد بررسی قرار گرفته است. بر این اساس، سرانه مراجعه سرپایی در سال 81 به پزشک عمومی 2.22 بوده که در سال 87 به 2.28 رسیده است. این رقم در سال 93، معادل 2.48 بوده که در سال 94 با رشد منفی به دو بار در سال رسیده است.






همچنین در سال 81 سرانه میزان مراجعه سرپایی به پزشک متخصص 1.16 بوده که در سال 87 به 1.75 رسیده، این رقم در سال 93 به 2.16 رسیده که در سال 94 به رقم 1.78 بار در سال کاهش یافته است.


به گزارش وبدا، بر اساس نتایج این پژوهش، سرانه کلی میزان مراجعه بیماران سرپایی در سال 81 رقم 3.38 بوده که در سال 87 به عدد 4.05 رسیده و در سال 93 با رشد 0.85 به عدد 4.90 رسیده است، ولی در سال 94 بر خلاف تصور با کاهش مواجه بوده و معادل 4.14 بار در سال بوده است. همچنین بر اساس گزارش آماری معاونت درمان تامین اجتماعی، تعداد کل مراجعات سرپایی در شش ماهه اول سال 95 نسبت به مدت زمان مشابه در سال 94، با رشدی در حدود 12.1 درصد از 58 میلیون و 893 هزار و 642 مراجعه به 66 میلیون و 23 هزار و 28 نفر رسید و تعداد ویزیت سرپایی پزشکان در شش ماهه اول سال 95 با مدت زمان مشابه در سال 94، با رشدی در حدود 7.8 درصد از 26 میلیون و 220 هزار و 421 نفر به 28 میلیون و 275 هزار و 234 نفر رو به رو شد. این در حالی است که بیشترین رشد مربوط به گروه دندانپزشکان با 5.15درصد بوده است.




تاکید بر جدی گرفتن سیستم ارجاع




در ماه جاری سخنگوی کمیسیون بهداشت و درمان مجلس عنوان کرد که با افزایش مراجعات غیرضروری مردم به مراکز درمانی مواجه هستیم. محمدنعیم امینی فرد در مورد «لایف مدیکالیزیشن» گفت:


لایف مدیکالیزیشن به معنای این است که همه مباحث را نباید با دید پزشکی صرف نگاه کرد و همچین پزشکی سازی بیش از حد در جامعه نباید مدنظر قرار گیرد، بلکه برخی مسائل را باید به شکل پزشکی اجتماعی نگاه کرد. نماینده مردم ایرانشهر درمجلس ادامه داد: در حال حاضر با افزایش مراجعات غیرضروری و بیش از حد مردم به مراکز درمانی روبه رو هستیم. این در حالی است که بسیاری از این بیماران را می توان با درمان های جایگزین پوشش و از این جهت هزینه های تحمیل شده بر نظام سلامت را کاهش داد. امینی فرد افزود: 18 درصد تولید ناخالص ملی یعنی حدود دو هزار و دویست میلیارد دلار کشور آمریکا در حوزه سلامت هزینه می شود. این در حالی است که تولید ناخالص کشور ما در سال 450 میلیارد دلار است، البته جمعیت این کشور چهار برابر جمعیت ایران است.




به گزارش خانه ملت، این نماینده مردم مجلس دهم، با تاکید بر اینکه باید به سمت سیستم ارجاع، درمان های جایگزین و طب سنتی هدفمند حرکت کرد، تصریح کرد: بسیاری از مراجعاتی که به متخصصان و فوق تخصص ها انجام می شود به دلیل نبود سیستم ارجاع بدون نیاز واقعی است، در حالی که این موضوع هزینه های سنگینی را به وزارت بهداشت و سیستم سلامت وارد می کند و از سویی یکی از عوامل پرداخت از جیب مردم عدم رعایت سیستم ارجاع است.




صرفه جویی در هزینه با سطح بندی خدمات




یکی از اعضای کمیسیون بهداشت مجلس درباره مراجعات غیرضروری مردم به مراکز درمانی در گفت وگو با «آرمان» می گوید: طرح تحول سلامت موفق نخواهد شد، مگر اینکه سه اصل رعایت شود. حیدرعلی عابدی می افزاید: اصل اول تکمیل سطح اول خدمات بهداشت و درمانی است که از آن به عنوان پزشک خانواده تعبیر می شود. اصل دوم سطح بندی خدمات و طراحی راهنماهای بالینی و اصل سوم طراحی سیستم ارجاع است.




او ادامه می دهد: اگر این سه اصل کنار هم قرار گیرند و نظارت دقیقی هم انجام شود، می توان امیدوار بود که دولت از پس هزینه ها برمی آید. عابدی توضیح می دهد: منتها اگر این سه اصل رعایت نشود، هر قدر هم که نتیجه عملکرد وزارت بهداشت و درمان خوب باشد تکافوی نیازهای طرح تحول سلامت نخواهد بود. این عضو کمیسیون بهداشت معتقد است اشکال کار این است که اگر سیستم ارجاع و سطح بندی خدمات نباشد، هر نوع خدمتی ولو اینکه بتواند مدت ها با روش های درمانی مکمل مشکل بیمار را حل کند ساده و پر هزینه خواهد بود.




بنابراین هرینه های دولت چندین برابر می شود. او با ذکر مثالی می افزاید: اگر فردی سرش درد می کند، اول باید به پزشک عمومی مراجعه کرده تا آن پزشک فشار خون او را کنترل کند و بر اساس راهنماهای بالینی مورد درمان قرار گیرد. منتها اگر علائم و مشخصه های بیمار خارج از راهنماهای بالینی بود، پزشک عمومی او را به متخصص مغز و اعصاب معرفی می کند. او اظهار می کند: ولی در حال حاضر هر فردی که سرش درد می گیرد، اگر مستقیم پیش متخصص مغز و اعصاب برود مانعی برای او وجود ندارد.




عابدی بیان می کند: فرض کنید در حالت سطح بندی خدمات و سیستم ارجاع، بیماری به پزشک عمومی مراجعه کند. از این رو مراجعه ها به پزشک متخصص یک سوم کاهش می یابد و این یعنی صرفه جویی، چون بیمار به پزشک عمومی مراجعه کرده و مشکلش حل شده است و نیاز ندارد که پیش پزشک متخصص برود.




عابدی خاطرنشان می کند: برای مثال بیماری را در نظر بگیرید که دیسک کمر دارد و سال ها با انجام فیزیوتراپی به راحتی می تواند با مشکل دیسک کمر کنار بیاید، ولی وقتی از مراحل سطح بندی خدمات عبور نکند بلافاصله جراحی می شود یا آزمایش های هزینه بردار گریبان او را می گیرد. او اضافه می کند: گاهی اوقات برای برخی بیماری ها نیازی به سونوگرافی، آنژیوگرافی یا سی تی اسکن نیست، ولی ما می بینیم که یک بیمار در یک بازه سه ماهه به سه پزشک مراجعه می کند و سه سونوگرافی برای او انجام می شود، در حالی که اگر پرونده بیمار الکترونیک باشد، در پرونده او گزارش سونوگرافی اولیه ثبت می شود تا برای دفعه دوم مجبور به انجام آن نباشد.




این عضو کمیسیون بهداشت مجلس با بیان اینکه تنها از طریق پرونده الکترونیک می توان هزینه ها را کنترل کرد، می افزاید: اساس سه اصلی که به آن اشاره کردم بر پایه الکترونیک کردن پرونده بیماران در سطح کشور است و اگر این اتفاق در سال 96 بیفتد، سال 97 سال آرامی از نظر تامین بودجه وزارت بهداشت و درمان خواهد بود.

[ad_2]

لینک منبع

وام با یارانه به چه افرادی تعلق می گیرد؟

[ad_1]

وام با یارانه به چه افرادی تعلق می گیرد

سقف وام در نظر گرفته شده, معادل 5 میلیون تومان بوده است اما این رقم بسته به یارانه دریافتی براساس تعداد خانوار و میزان دریافتی هر خانوار تغییر می کند محاسبات دنیای اقتصاد براساس روش های جاری و نرخ سود درنظر گرفته شده نشان می دهد که با توجه به سقف در نظر گرفته شده 5 میلیون تومانی, حداقل وام برای خانوارهای تک نفره رقمی حدود یک میلیون و 260 هزار تومان خواهد شد


تحلیل بخشنامه یاراکارت نشان می دهد بستر لازم برای استفاده اعتباری از یارانه نقدی در نظام بانکی فراهم شده است. بنابراین بانک ها می توانند با استفاده از تضمین یارانه نقدی، با هزینه اندک اقدام به صدور کارت اعتباری کنند و وام گیرندگان نیز می توانند فارغ از چالش تضامین بانک از یارانه نقدی به عنوان پشتوانه اعتباری بهره مند شوند. علاوه بر این بخش واقعی اقتصاد به عنوان ضلع سوم می تواند از مزایای تحریک تقاضای کالای مصرف منتفع شود.




سیاست گذار پولی اعلام کرده با این بخشنامه مسیر تبدیل وام های خرد به کارت اعتباری تکمیل خواهد شد. سقف وام در نظر گرفته شده، معادل 5 میلیون تومان بوده است؛ اما این رقم بسته به یارانه دریافتی براساس تعداد خانوار و میزان دریافتی هر خانوار تغییر می کند. محاسبات «دنیای اقتصاد» براساس روش های جاری و نرخ سود درنظر گرفته شده نشان می دهد که با توجه به سقف در نظر گرفته شده 5 میلیون تومانی، حداقل وام برای خانوارهای تک نفره رقمی حدود یک میلیون و 260 هزار تومان خواهد شد. البته پرداخت این وام در نظام بانکی به صورت اختیاری عنوان شده است؛ اگرچه تحلیلگران معتقدند بهره گیری نظام بانکی از این بستر موجب افزایش وفاداری مشتری و مسیرهای جدید درآمدزایی می شود. «دنیای اقتصاد» به بهانه بازنشر بخشنامه یاراکارت به تحلیل روش دریافت وام با یارانه پرداخته است.








جزئیات بخشنامه بانک مرکزی در مورد پرداخت وام با پشتوانه یارانه منتشر شد. در این نوع تسهیلات که برای خرید کالا کاربرد دارد، اشخاص به وثیقه ای جز حساب یارانه ای خود نیاز ندارند. این رویکرد با هدف تسهیل دسترسی اقشار مختلف جامعه به ویژه طبقات کمتر برخوردار، به خدمات اعتباری نظام بانکی کشور انجام گرفته است. کارت های اعتباری جدید با نام «یاراکارت اعتباری» شناخته می شوند. این سیاست می تواند علاوه بر ارتقای قدرت خرید خانوارها، افزایش رضایتمندی جامعه از نظام بانکی را نیز به همراه داشته باشد. شبکه بانکی نیز به علت اینکه ریسک ناشی از عدم بازپرداخت اقساط تسهیلات در این سازوکار نزدیک به صفر است و نرخ سود نیز در یاراکارت اعتباری برای بانک ها مناسب است، می تواند با ارائه این خدمت، وفاداری مشتریان خود را از این راه تضمین کند. شاید بانک های کشور با بازنگری در مدل های اقتصادی خود و توجه بیشتر به مشتریان خرد، بهتر بتوانند این مسیر را طی کنند.






شرایط و سوالات یاراکارت اعتباری




مشمولان تسهیلات جدید: طبق بخشنامه بانک مرکزی، تمامی سرپرستان خانوارها که مشمول اخذ یارانه هستند، می توانند از این امکان استفاده کنند. افراد سرپرست خانوار با مراجعه به موسسه اعتباری باید درخواست خود را برای اخذ یاراکارت اعتباری ارائه کنند. به هر خانوار مشمول دریافت یارانه، صرفا یک عدد یاراکارت اعتباری تعلق می گیرد و آن کارت نیز به نام سرپرست خانوار صادر می شود.




وثیقه یاراکارت: صدور یاراکارت به پشتوانه حساب های یارانه ای اشخاص مشمول انجام می شود. در واقع وثیقه این تسهیلات، یارانه های نقدی است که از سمت دولت به حساب سرپرست خانوار واریز می شود. اما به منظور پوشش ریسک ناشی از قطع یارانه خانوارها، به موسسه اعتباری این اختیار داده شده که از اشخاص مشمول، سفته یا تضامین متعارف دیگر اخذ کند. به طور کلی این سیاست درصدد آن است که مشکلات مربوط به تامین وثایق اشخاص کم درآمد را تسهیل کند.




شیوه استفاده: یاراکارت تنها برای خرید کالا می تواند مورد استفاده قرار گیرد. تراکنش های مالی دیگر نظیر برداشت وجه، انتقال وجه و برداشت کارمزد از این کارت مجاز نیست. البته واریز وجه به یاراکارت اعتباری می تواند انجام شود. دارنده یاراکارت حداکثر تا تاریخ انقضای کارت می تواند از اعتبار موجود در آن استفاده کند. تاریخ اعتبار کارت نیز از سوی موسسه اعتباری تعیین می شود. هر چند مدت اعتبار می تواند بنا به درخواست دارنده و موافقت موسسه اعتباری تمدید شود.




میزان سقف تسهیلات: آن طور که بانک مرکزی اعلام کرده، سقف تسهیلات اعطایی به اشخاص مشمول با توجه به میزان یارانه خانوار تعیین می شود. بر این اساس برای هر شخص یک سقف تسهیلات محاسبه می شود. سقف تسهیلات هر شخص متناسب با میزان یارانه ای خواهد بود که دریافت می کند(جدول). اما به طور کلی نیز در هر حال، سقف پرداخت تسهیلات از طریق این سازوکار 5 میلیون تومان تعیین شده است. در حقیقت بیشترین تسهیلاتی که از این راه به سرپرست خانوار تعلق می گیرد، 5 میلیون تومان خواهد بود. طبق برآوردهای «دنیای اقتصاد»، برای یک خانوار 4 نفره با بازپرداخت 36 ماهه، حداکثر سقف تسهیلات 5 میلیون تومان خواهد بود. در واقع برای خانوارهای 4 نفر به بالا حداکثر سقف تسهیلات 5 میلیون تومان است.




نحوه بازپرداخت: بازپرداخت تسهیلات اعطایی به صورت خودکار از محل حساب یارانه سرپرست خانوار انجام می شود. مهلت بازپرداخت تسهیلات نیز به تشخیص موسسه اعتباری است که حداقل 36 ماه(سه سال) و حداکثر 60 ماه(5 سال) خواهد بود. سود تسهیلات مذکور نیز بر اساس مصوبه شورای پول و اعتبار در مورد عقود غیرمشارکتی است که در حال حاضر 18 درصد است. اگر سررسید تسهیلات اعطایی از طریق یاراکارت، فراتر از تاریخ انقضای کارت باشد، مهلت بازپرداخت تسهیلات مزبور در چارچوب ضوابط و مقررات پس از تاریخ انقضای کارت نیز ادامه می یابد.




چرا بانک ها با وجود بخشنامه، پرداخت نمی کنند؟




بانک مرکزی در قالب این بخشنامه، ظرفیت بسته تسهیلات اعتباری را برای شبکه بانکی فراهم کرد؛ ظرفیتی که پیش از این وجود نداشته است. این ظرفیت مانند صندوق امانات است که برخی بانک ها از این ظرفیت استفاده کرده اند و برخی نیز چنین صندوقی ندارند. در نتیجه این موضوع به تصمیم بانک ها بستگی خواهد داشت. به نظر می رسد در حال حاضر بانک کشاورزی در اقدام اخیر پیشقدم بوده است.




مکانیزم انگیزشی برای بانک ها وجود دارد؟ در نگاه اول این طور به نظر می آید که در بخشنامه جدید مکانیزم انگیزشی برای ترغیب بانک ها وجود ندارد. اما ریسک ناشی از عدم پرداخت اقساط تسهیلات با این سازوکار، بسیار پایین است، زیرا حساب های یارانه توسط دولت تضمین شده است. بانک ها در قبال اعطای یاراکارت می توانند منابع خود را با یک نرخ سود مناسب در اختیار مشتریان خرد قرار دهند و از این طریق علاوه بر سودآوری تضمین شده، جلب رضایت و وفاداری مشتریان خود را نیز به دنبال داشته باشند. می توان یاراکارت اعتباری را به مسیر تضمین وفاداری مشتری تعبیر کرد.






مزایای طرح جدید برای بانک ها




یکی از دلایل مهم دیدگاه منفی مردم نسبت به بانک ها، نیاز شدید به اعتبارات خرد و ناتوانی بانک ها در پاسخگویی مناسب به این نیاز است. کارت اعتباری یکی از ابزارهای خوبی است که اعتبارات خرد را در اختیار مردم قرار می دهد و می تواند اعتماد مردم به نظام بانکی را جلب کند. ضمن اینکه می تواند به یک فعالیت کاملا سودآور برای شبکه بانکی تبدیل شود و به دلیل تنوع و تعدد مشتریان، ریسک بانک نیز تا حد زیادی کاهش یابد؛ زیرا بیشتر مطالبات معوق و ریسک در بازپرداخت مطالبات مربوط به تسهیلات کلان است. در بیشتر نقاط دنیا، مردم وقتی اعتبارات خرد دریافت می کنند، خوش حساب تر هستند و ریسک آنها برای نظام بانکی کمتر است تا اعتباراتی که به صورت عمده به بخش های اقتصادی یا افراد داده می شود. البته الزامی است بانک ها مدل تجاری مناسبی برای صدور کارت اعتباری داشته باشند و بتوانند هزینه ها و کارمزدهای کارت اعتباری را به خوبی برآورد و مدیریت کنند.




در ایران نیز از سال گذشته این طرح وارد شبکه بانکی شده است. اکنون صدور یاراکارت اعتباری را می توان مکمل مسیری دانست که شبکه بانکی کشور آغاز کرده است. این مسیر جدید که به نظر می رسد بانک ها همچنان با آن آشنایی کافی ندارند، می تواند محل درآمد کم ریسکی برای بانک ها تلقی شود. با توجه به تضامینی که در مورد یاراکارت اعتباری وجود دارد، تولد یک بازار جذاب برای بانک ها را نوید می دهد. حتی در این بین سیاست گذار هم می تواند برخی بانک ها را به شکل تخصصی به این سمت ببرد تا بخشی از شبکه بانکی کشور بر تسهیلات خرد متمرکز شوند. مزیت دیگر یاراکارت این است که مشکلات اعتبارسنجی را که در کارت های اعتباری قبلی وجود داشت، ندارد. در کارت های اعتباری قبلی بانک ها باید مشتریان خود را براساس سابقه ای که در شبکه بانکی داشتند، اعتبارسنجی می کردند و سقف تسهیلات براساس آن تعیین می شد، اما در مدل جدید صرفا براساس مقدار یارانه سرپرست خانوار سقف تسهیلات معین می شود و سازوکار ساده تری جاری است. همچنین بانک ها می توانند با استفاده از فرصت جدید با صاحبان کسب و کار نیز وارد رایزنی شوند و مشتریان خود را به فروشگاه های مختلف متصل کنند تا از این محل نیز برای خود درآمد شناسایی کنند. بانک ها با این کار می توانند یک مسیر دومنظوره برای سودآوری خود به وجود بیاورند.




محاسبات تقریبی «دنیای اقتصاد» نشان می دهد که بانک ها صرفا از محل سود تسهیلات یاراکارت می توانند درآمد مناسب تضمین شده ای را عاید خود کنند. اگر کل تعداد یارانه بگیران کشور را 70 میلیون نفر و بعد خانوارهای ایرانی را نیز طبق آمار ها 3 در نظر بگیریم، شبکه بانکی کشور نیاز به حدود 30 هزار میلیارد تومان منابع برای تسهیلات یاراکارت خواهد داشت. البته این در حالتی است که همه خانوارها برای دریافت یاراکارت اقدام کنند. با این حساب با توجه به تعداد بانک های کشور، تقریبا هر بانک باید هزار میلیارد تومان از منابع خود را به تسهیلات یاراکارت اختصاص دهد. با توجه به سود 18 درصدی سالانه برای این امر، در حالت بازپرداخت سه ساله، بانک وام دهنده پس از سه سال 300 میلیارد تومان سود خواهد کرد. این سود خالص از آن جهت حائز اهمیت است که تضمین شده است و کمترین ریسک را برای بانک در پی خواهد داشت. تمامی مزایای ذکر شده لزوم بازنگری بانک ها در توجه به مشتریان خرد را بیش از پیش گوشزد می کند.

[ad_2]

لینک منبع

پرهیز از تجزیه در یاددهی و یادگیری/معلمان چگونه میتوانند در آموزش دانش آموزان در مدارس نگاه کل گراداشته باشند؟

[ad_1]

پرهیز از تجزیه در یاددهی و یادگیری معلمان چگونه میتوانند در آموزش دانش آموزان در مدارس نگاه کل گراداشته باشند

تجزیه در آموزش یا فراگیری تجزیه در فراگیری آموزش وضعیتی است که فرادهنده آموزگار , با هدف تخصصی کردن یادگیری یا بالابردن دقت و تمرکز, محتوای دانش را چنان از هم جدا می کند که حلقه های رابط در مجموعه آن دانش را می گسلد در نتیجه, فراگیر آموزنده , در عین یادگرفتن اجزا, از دیدن و درک کل ناتوان می ماند این مشکل از قرن ها پیش نظر فلاسفه و عرفا را به خود جلب کرده است


علم و معرفت و هم زمان با آنها یاد دهی و یادگیری تاریخی بسیار طولانی را پشت سر گذاشته اند. اغلب گمان می شد که نخستین معلمان بشر افرادی «همه چیز دان» بودند. برای نمونه، «حکیم» کسی بود که در فلسفه، طب، دین، نجوم و چندین رشته دیگر اطلاعاتی داشت. هرچه دانش بشر گسترش یافت، رشته های مختلف دانش فربه تر و به ناچار از یکدیگر جدا شدند، آن چنان که در یک سده گذشته تخصص هایی در رشته های گوناگون به ویژه در علوم تجربی و فنی پدید آمدند که پیش از آن اصولا قابل تصور نبودند. در این روند، دانش بشر را می توان به شکوفاشدن گلی با میلیون ها گلبرگ و پرچم تشبیه کرد که حتی متخصصان و تحصیل کردگان گاه عمری را به مطالعه و بررسی فقط یک گلبرگ آن سپری می کنند. اگرچه روند تفکیک رشته ها به تخصصی شدن دانش کمک کرده، ولی نتیجه دیگری هم داشته است: «تجزیه» در آموزش یا فراگیری. «تجزیه» در فراگیری (آموزش) وضعیتی است که فرادهنده (آموزگار)، با هدف تخصصی کردن یادگیری یا بالابردن دقت و تمرکز، محتوای دانش را چنان از هم جدا می کند که حلقه های رابط در مجموعه آن دانش را می گسلد. در نتیجه، فراگیر (آموزنده)، در عین یادگرفتن اجزا، از دیدن و درک «کل» ناتوان می ماند. این مشکل از قرن ها پیش نظر فلاسفه و عرفا را به خود جلب کرده است، چنانچه داستان مولانا درباره «فیل در خانه تاریک» به نوعی به آن اشاره دارد. ولی ما در مدرسه های جدید کمتر به این مسئله فکر کرده ایم. بگذارید چند نمونه را بررسی کنیم. در دبیرستان های امروز تهران، دو کتاب ادبیات فارسی و دستور زبان فارسی تدریس می شوند. معلمان و البته دانش آموزان همه دوستدار ادبیات فارسی هستند و از کتاب و درس زبان فارسی گریزان. دستور زبان خشک و دشوار به نظر می آید، درحالی که ادبیات فارسی پر از معنا و ذوق و اندرز و داستان است. مگر نه اینکه نوشتن و یاد دهی و یادگیری دستور هر زبان، وسیله ای برای درک بهتر آن زبان و بهتر گفتن و خوش ترنوشتن است؟ پس چرا با تجزیه این دو، عصاره تلخی را از میوه شیرین ادب فارسی بیرون می کشیم که خوردنش این قدر سخت است و نخوردنش هم ذائقه ادبی را تضعیف می کند؟ تعجبی نیست که در تدریس سایر زبان ها از جمله انگلیسی و عربی نیز دچار همین مشکل هستیم، در حالی که در چند دهه گذشته دیده ایم کتاب های آموزشی زبان های زنده دنیا اغلب دستور زبان را در سایر بخش های یادگیری زبان در می پیچند و آن را به شیوه غیرمستقیم یا غیرمتمرکز یاد می دهند. زبان مادری به کنار، چرا آموزش زبان های خارجی با وجود کتاب های آموزشی جدید (حتی در آموزشگاه های آزاد) کم توفیق است؟ چرا دانش آموخته ایرانی پس از شش سال تحصیل زبان خارجی در دبیرستان نمی تواند با اتکا بر کتاب و روش تدریس استاندارد آموزش و پرورش حتی نشانی محلی را به زبان خارجی بپرسد یا بگوید؟ یکی از چندین دلیل این مشکل «تجزیه یادگیری زبان از کاربرد زبان» است. به طور کلی، وقتی آموخته های فراگیر «به کاری نیایند»، انگیزه کافی برای آموختن پدید نمی آید. اخیرا در تجربه ای سه ساله، به جای «یادگیری زبان»، یا «یادگیری درباره زبان»، «یادگیری از طریق زبان انگلیسی» را در یکی، دو مدرسه در تهران اجرا کردیم. یعنی دانش آموزان سال های ابتدایی، به جای آنکه به طور رسمی و مستقیم زبان انگلیسی بیاموزند، مطالب درس های ریاضی، علوم و… را «به زبان انگلیسی» آموختند و برخی فعالیت های هنری، ورزشی و… را با کمک معلم انگلیسی زبان تجربه کردند. نتیجه این شد که دانش آموزان هم زبان انگلیسی و هم موضوعات تدریس شده را به خوبی آموختند. زبان آموختن در این روش هدف و فایده مشخصی پیدا کرده بود؛ نیاز به فهمیدن حرف های معلم و یادگرفتن مطالب کلاسی. میزان موفقیت کلاس های آموزش دانش عمومی و مهارت های رایانه ای در مدارس، دانشگاه ها (منظور رشته های تخصصی کامپیوتر نیست) و حتی ادارات ما (کلاس های الزامی ICDL که همه کارمندان دولت موظف به گذراندن آن بوده اند) چقدر در عمل دانش و مهارت بهره برداری از رایانه را افزایش داده است؟ در مقابل، هنگامی که به جای تجزیه درس رایانه از سایر دروس یا کارها، درس خواندن و کارکردن را با نظامی هوشمند منوط به کاربرد رایانه می کنیم، هم یادگیری و کارکردن بهتر می شود هم افراد با میل و سرعت، استفاده از ابزار رایانه و نیز دانش مربوطه را تا حد لازم می آموزند.


از زبان و رایانه که بگذریم، در یکی، دو دهه اخیر عناوین جدیدی به دروس برخی مدرسه ها اضافه شده اند که واژگانی مانند تحقیق (پژوهش) و خلاقیت را با خود به همراه داشته اند. من از کسانی بودم که کتاب تازه منتشرشده «روش پژوهش» مخصوص دانش آموزان دبیرستان را در چند سال پیاپی (١٣٧٢ به بعد) تدریس کردم؛ کتابی که بعدها حتی تجدید چاپ هم نشد. چند سال طول کشید تا بفهمم تجزیه تحقیق از علم آموزی، نتیجه ای بهتر از جداکردن دستور زبان از ادبیات یا زبان از آموزش ندارد. هیچ کس با یک «زنگ» تحقیق یا پژوهش در هفته یا انجام یک «پروژه» در طول سال تحصیلی محقق نمی شود. در نظام های پیشرفته آموزشی بین المللی، یادگیری پژوهش محور نقشی بنیادین یافته است، آن چنان که دانش آموزان در پایان دوره آموزشی به افرادی پرسشگر و پژوهشگر با مهارت حل مسئله تبدیل می شوند.


«خلاقیت» هم چنین است. داشتن یک زنگ خلاقیت در برنامه هفتگی کلاس، اگر به جداسازی امر خلاقیت و محدودکردن آن به یک جلسه بینجامد، به ندرت کودکان خلاق تربیت می کند. درمقابل نظام آموزشی می تواند در سراسر برنامه هایش به خلاقیت بها بدهد و آفرینندگی را تشویق کند. درس انشا هم در اغلب مدارس از قوت لازم برخوردار نیست. یکی از علت هایش این است که دانش آموزان- همان گونه که بسیاری از بزرگ سالان- نیاز و عادت به نوشتن ندارند. معلوم است که وقتی مهارت نوشتن امری «مجزا» از درس خواندن باشد، به قدر کافی رشد نمی کند. از این هم ساده تر، اغلب مدارس از تشویق دانش آموزان به کتاب خوانی ناتوانند. چرا؟ چون منابع در نظام آموزشی ما محدود به کتاب درسی و جزوه معلم است؛ یعنی بچه ها نباید برای یادگرفتن به کتابخانه مراجعه کنند. می بینید که همچنان پای «تجزیه» در میان است: تجزیه «تجربه یادگیری» از لزوم مراجعه به کتاب که باید مهم ترین «منبع یادگیری» باشد. حتی داشتن ساعت کتاب خوانی در برنامه هفتگی یا برگزارکردن یک جلسه از درس ادبیات در کتابخانه مدرسه بچه ها را کتاب خوان بار نمی آورد. راه چاره آن است که نظام یادگیری پژوهش محور و محققانه باشد.


برای کسانی که به قدر کافی در عالم علوم انسانی به گشت وگذار پرداخته باشند و ضمنا برنامه درسی دوره متوسطه مدارس ایران را بشناسند، یکی از دردناک ترین مصادیق «آفت تجزیه»، تفکیک دروس علوم اجتماعی و تدریس آنها در سال های متفاوت با عنوان تاریخ و جغرافی و اجتماعی است. در عالم واقع، اجتماعات انسانی یا پدیده های اجتماعی بدون دانستن یا مطالعه این سه رشته در شکلی متحد و ترکیبی درک نمی شوند. این تجزیه نه تنها به بی معنا شدن محتوای این دروس انجامیده، بلکه از فرط بی حاصلی، دانش آموزان را نیز نسبت به آنها بی علاقه کرده است. نحوه تدریس دروس علوم انسانی و اجتماعی، یکی از ریشه های ضعف این حوزه علمی در سطح ملی است.


آفت تجزیه به این مثال ها ختم نمی شود. نگاهی به گوشه وکنار نظام آموزشی مثال های بسیار دیگری را به ما نشان می دهد. بسیار شنیده ایم که ترجمه کردن کلمه education به دو کلمه «آموزش وپرورش»، تفکیک پذیری این دو مقوله را به طور ناخودآگاه و البته نادرست در ذهن می نشاند. به نظر می رسد اغلب این تجزیه ها با قصد خیر؛ یعنی با هدف تخصصی کردن یا توجه به ابعاد مختلف دانش و تعمیق یاد دهی و یادگیری انجام شده اند، ولی چه بسا که این نیت نتیجه معکوس داده است. با تأسف باید گفت که بعضی از تجزیه ها نه با قصد یاددهی بهتر، بلکه بر سَبیل سوداگری (طبعا به نام تخصص گرایی) ابداع شده اند و این امری است که به شدت در عرصه آموزش عمومی و خصوصی ادامه دارد. امروزه انواع نام گذاری برای نظام آموزشی (در سطوح مهد و مدرسه و آموزشگاه)، که تنها برای جذب مشتری انجام می شود، از ایجاد «توهم تخصص» برای کسب درآمد بهره می گیرد. کلاس های تخصصی با عناوین دهان پرکن، حتی برای کودکان دبستانی و با وعده موفقیت در آزمون ها و مسابقات درسی بی فایده ای که هیچ نقش مؤثری در دانش پروری و دانش آموزی ندارند، از نامبارک ترین رستنگاه های آفت تجزیه در نظام آموزشی کل کشور است.


راه حل چیست؟ نباید منتظر تصحیح کتاب های درسی (که البته امری لازم است) بمانیم. نهادهای مسئول در عرصه آموزش، به خصوص مدارس، باید به شکل هوشمندانه به ترکیب رشته های دانش و مهارت های یادگیری در چارچوب برنامه های درسی یکپارچه همت گمارند. نظام های آموزشی موفق بین المللی مانند IB -PYP، که با حدود نیم قرن تجربه بیش از صد کشور را در حافظه سازمانی خود نگاه می دارند، برای یاددهی و یادگیری در «مقطع ابتدایی» رویکرد «فرا رشته ای»را توصیه می کنند. این رویکرد به جای تأکید افراطی بر تفکیک رشته های درسی (ریاضی، علوم و…)، ضمن حفظ جنبه تخصصی رشته ها، به ترکیب و تلفیق آنها در قالب شیوه های پژوهش محور می پردازد. در مدارس جدید و هوشمند؛ زبان خارجی، رایانه، خلاقیت، مهارت های زندگی، آداب اخلاقی و بسیاری از امور دیگر به شکلی تجزیه ناپذیر در برنامه های درسی گنجانده شده و به این ترتیب درس خواندن و زندگی کردن را بیش از هر وقت به یکدیگر شبیه کرده اند. دانش آموز، در چنین برنامه هایی، دانش و زندگی و کار را در کنار یکدیگر می آموزد، همان طور که این امور در اجتماع کنار یکدیگر هستند. چنین مدرسه هایی، انعکاسی از واقعیت اجتماعی محلی و بین المللی هستند، نه محیطی بسته و مصنوعی که بچه ها را حتی برای دانشگاه هم آماده نکنند، چه رسد به زندگی اجتماعی و از آن بالاتر، تصدی وظیفه شهروندی و توانایی کار و تولید. امید است این آفت شناسی اجمالی دریچه ای به بحث بیشتر درباره نظام آموزشی مطلوب بگشاید.






امیررضا شرکت. دانش آموخته روابط بین الملل

[ad_2]

لینک منبع

معلم مدرسه چه نقشی در کیفیت زندگی دانش آموزان دارد؟

[ad_1]

معلم مدرسه چه نقشی در کیفیت زندگی دانش آموزان دارد

معلم ها باید روش تغییر رفتارها را با کمک مشاوران و روان شناسان آموزش دهند اگر همه معلمان یک مدرسه در عرض شش سال ابتدایی به دنبال ایجاد چند رفتار مطلوب اجتماعی در دانش آموزان باشند موفق هستند


آموزش مهارت های زندگی تا چه اندازه در آموزش و پرورش مورد توجه قرار گرفته است؟ کسانی که با آنچه در آموزش و پرورش می گذرد سروکار ندارند گاهی فکر می کنند آموزش مهارت های زندگی در مدارس ما به طور کلی مورد غفلت واقع شده است. این طور نیست. هم اکنون در دوره ابتدایی، کتابی با عنوان «مطالعات اجتماعی» داریم که با رویکرد مهارت های زندگی نوشته شده است. در پایه ششم، کتاب «تفکر و پژوهش» داریم که به مهارت های تفکر و اندیشیدن می پردازد. در پایه هفتم دو کتاب جداگانه برای دختران و پسران داریم با عنوان «تفکر و سبک زندگی». به علاوه کتاب های دینی و ادبیات هم از نکاتی درباره زندگی خالی نیست. این خدمات قابل تقدیر است؛ اما باید نتیجه این آموزش ها ارزشیابی شود. باید دید بعد از آموزش مطالب این کتاب ها، چقدر نوجوانان و جوانان ما در اندیشیدن، رفتار با دیگران، گذشت، خویشتن داری، شکیبایی و انجام اموری که هر روز در جامعه با آن سروکار دارند موفق هستند. نکته ای که باید یادآور شوم مسئله توسعه همه جانبه و پایدار است که در یکی از جراید گفته بودم شبیه آن در مدرسه و به ویژه دبستان است. دو سال پیش کتاب های علوم اجتماعی و اقتصادی را برای یافتن بحث توسعه بررسی کردم. در آن زمان ملاحظه کردم تقریبا از این مسئله اصلی غفلت شده است که امیدوارم دست اندرکاران کتب درسی این نقصان را رفع کنند.


مسئله دیگر این است که معلمان چگونه می توانند از جایگاه معلمی به بهبود کیفیت زندگی در جامعه کمک کنند؟ معلمان باید در نشست های ماهانه به کمبودهایی که مردم ما در زندگی روزانه با آن مواجه اند توجه کنند. کمبودها را دسته بندی کنند، به آنها اولویت بدهند و قطعا نباید بخواهند ده ها رفتار نامناسب را تغییر دهند؛ زیرا این کار در چند سال ممکن نیست. باید چند رفتار مناسب را مورد توجه قرار داد و همه معلمان در تأکید آن بکوشند و آنها را ایجاد کنند. رفتارها باید خیلی اندک و قابل شمارش باشند. معلم ها باید روش تغییر رفتارها را با کمک مشاوران و روان شناسان آموزش دهند. اگر همه معلمان یک مدرسه در عرض شش سال ابتدایی به دنبال ایجاد چند رفتار مطلوب اجتماعی باشند موفق هستند.


مسئله مهم دیگر این است که معلمان چگونه می توانند فرصت های رشد و یادگیری را برای خود فراهم کنند؟ معلم باید دائم با مطالعه سروکار داشته باشد. لزومی ندارد با حقوق اندک معلمی کتاب ها خریده شوند، بسیاری از کتاب ها در کتابخانه ها هست و می توانند از آنها استفاده کنند. وزارت آموزش و پرورش هم موظف است اگر معلمان مدرسه ای با عشق و علاقه (که اکثرا این علاقه را دارند) برای دانش آموزان و کشور و توسعه آن ایده ای در دست اقدام دارند، آنها را یاری کنند. با توجه به خدمتی که معلمان در انتخاب رئیس جمهور محترم انجام دادند دولت باید دست آموزش و پرورش را در این مورد بگیرد. نکته مهم این است که بنده و خوانندگان محترم بپذیریم که همه باید دائم در حال کمال باشیم. اگر این نگاه باشد بسیاری از مسائل حل خواهد شد.




سیدکاظم اکرمی. وزیر سابق آموزش و پرورش

[ad_2]

لینک منبع

آیا اشتغال از مسیر فناوری اطلاعات و ارتباطات، درآمدزایی دارد؟

[ad_1]

آیا اشتغال از مسیر فناوری اطلاعات و ارتباطات, درآمدزایی دارد

فناوری اطلاعات و ارتباطات, تغییرات درخور توجهی را در روش های تولید و الگوهای استخدام ایجاد کرده است در نتیجه سیاست گذاران, محققان, سرمایه گذاران و در استخدام متخصصان فناوری اطلاعات و ارتباطات علاقه بیشتری احساس می کنند و بنابراین نرخ رشد اشتغال برای متخصصان فناوری اطلاعات و ارتباطات, به طور متوسط ​​سه درصد رشد را در سال از سال ٢٠٠٦ داشته است یعنی هشت برابر بیشتر از نرخ رشد متوسط کل اشتغال


داشتن انبوه متخصصان فناوری اطلاعات و ارتباطات که کارآمدی اجرائی و عملیاتی داشته باشند، یک عامل حیاتی در تضمین مزیت نسبی یک کشور در توسعه است؛ زیرا این متخصصان به صورت مستقیم یا غیرمستقیم، سخت افزار، نرم افزار، ارتباطات، داده و رسانه را به کار گرفته و تحول ایجاد می کنند. همچنین اشتغال مستقیم فناوری اطلاعات نیاز به آموزش حرفه ای دارد؛ بنابراین آموزش نیز به خودی خود اشتغال زا خواهد بود.


اتحادیه اروپا با هدف ایجاد فرصت های دیجیتال برای افراد و کسب و کارها و همچنین تثبیت جایگاه اروپا به عنوان رهبر جهان در اقتصاد دیجیتال، سندی را با نام Digital Signal Marketing در اردیبهشت سال گذشته مطرح کرد که در آن رشد افراد، خدمات و سرمایه تضمین شده است. همچنین اشخاص حقیقی و حقوقی می توانند به منابع دسترسی آنلاین داشته باشند و در شرایط رقابت عادلانه، صرف نظر از ملیت یا محل اقامت خود، به رونق اقتصادی کمک کنند.سند DSM فرصت هایی را برای راه اندازی استارت آپ ها و ایجاد شغل برای ٥٠٠ میلیون نفر فراهم کرده و سالانه ٤١٥ میلیارد یورو به اقتصاد اروپا کمک می کند. همچنین این سند به افزایش مهارت های دیجیتال شهروندان کمک می کند. دولت هند نیز در شش سال گذشته نزدیک به صد میلیون اشتغال مستقیم و غیرمستقیم در فناوری اطلاعات ایجاد کرده است؛ تنها در سال گذشته سه ونیم میلیون شغل مستقیم و ١٠ میلیون شغل غیرمستقیم.


سیاست گذاری


حرکت به سمت جامعه دیجیتالی، به عنوان سیاست کلان، به اشتغال زایی کمک خواهد کرد. در سال های اخیر، توسعه نسل سوم و چهارم موبایل، همچنین پرداختن به رسانه های اجتماعی، دو سیاست مؤثر در فناوری اطلاعات و ارتباطات بوده است که بدون دخالت دولت باعث شد شغل های فراوانی ایجاد شود.


تدوین سیاست و برنامه مرتبط با آن، با رویکرد فناوری اطلاعات می تواند اشتغال میلیونی در کشور ایجاد کند. شغل های سخت افزاری، نرم افزاری، مدیریتی، رسانه ای، آموزشی، داده ای، خدماتی و… برای هر واحد کسب و کار مطابق با سیاست حاکم و سبک زندگی عمومی و تجاری، ایجاد یا حذف می شوند.


ارائه خدمات دولتی و عمومی (حضوری یا الکترونیکی)، فرایند انجام امور (کاغذی یا الکترونیکی یا موبایلی)، تدوین و انتشار اسناد مالی و اداری و بسیاری از عناوین دیگر، مانند مالیات، بیمه، دادرسی و …، در سند سیاستی حاکمیت معین می شود که از چه طریق و چگونه انجام پذیرند.


نقشه راه


برای دستیابی به اهداف جامعه هوشمند که در آن ارائه خدمات و انجام فرایندها مطابق سیاست گذاری کلان با بهره گیری حداکثری از فناوری اطلاعات و ارتباطات انجام می شود، نقشه راهی لازم است که افراد، کسب و کارها، ارکان اجرائی، قضائی، انتظامی و … به وظایف خود در بازه های زمانی مشخص بپردازند؛ اهداف میانی و بلندمدت تعریف شوند و سنجه های قابل اندازه گیری ای داشته باشیم که افراد تأثیرگذار تشویق شوند. این نقشه راه با توجه به تغییرات تکنولوژی و روند پیشرفت آن، به روزرسانی می شود. در نقشه راه، داشبورد اشتغال، تعریف دقیق شغل، ابزارهای جست وجوی شغل و خدمات نیروی انسانی برای حرفه های غیرمرتبط به عنوان توانمندسازهای جانبی مطرح می شود.


سطوح اشتغال


اگرچه در صنعت فناوری اطلاعات و ارتباطات تقسیم بندی های گوناگونی وجود دارد؛ اما درباره اشتغال می توان به پنج نوع اشتغال که ماهیت متفاوت و سابقه آکادمیک جداگانه ای دارند، اشاره کرد:


١- زیرساخت های سخت افزاری و نرم افزاری


٢- طراحی و ارائه خدمات مبتنی بر زیرساخت ها


٣- بازاریابی، فروش، ارتباط با مشتری و برگزاری کمپین ها


٤- مدیریت فناوری اطلاعات و ارتباطات، در لایه اجرا و حاکمیت


٥- مدیریت داده و دانش موضوعی که با ابزار فناوری اطلاعات به تصمیم سازی کمک می کند


هر کدام از زمینه های اشتغال پنج گانه، به تفصیل تعریف می شوند، نیازمندی ها و آموزش های مرتبط با آن تعیین می شود و البته هرکدام از مواردی که در بالا اشاره شد، تخصص های مدیریتی، قراردادی، نیروی انسانی و… جداگانه ای را لازم دارند.


ارزیابی


ارزیابی سیاست گذاری و اجرا در هرکدام از بخش های فناوری اطلاعات، به جهت ماهیت الکترونیکی بودن آن، بسیار ساده است. از طرفی به علت تغییرات سریع و هوشمندی دست اندرکاران آن، ارزیابی آنلاین باعث بازخورد دقیق و صحیح بوده و هدف تعریف شده دست یافتنی تر خواهد بود؛ بنابراین ارزیابی اشتغال از مسیر فناوری اطلاعات و ارتباطات یک امر لازم و سهل الوصول است؛ حتی اشتغال پاره وقت را هم می توان اندازه گیری کرد.اینکه شاغل پرداخت کننده بیمه تعریف شود یا دریافت کننده حقوق ماهانه یا انجام امور ثابت روزانه در یک محل و در یک مسیر، به نوع ارزیابی کننده بستگی دارد؛ اما با ابزار فناوری اطلاعات هرگونه ارزیابی اشتغال امکان پذیر بوده و سیاست گذاری، نقشه راه و امور اجرائی از ارزیابی تأثیرپذیر خواهند بود.




امیر شجاعان.رئیس مرکز توسعه دولت الکترونیک وزارت کشور

[ad_2]

لینک منبع

پس از حمله تروریستی داعش به مجلس، کسب و کار بهارستانی ها در چه وضعیتی است؟

[ad_1]

پس از حمله تروریستی داعش به مجلس, کسب و کار بهارستانی ها در چه وضعیتی است

مترو البته کمک خیلی زیادی کرد و مراجعه مردم بیشتر شد اما حادثه تروریستی اخیر متأسفانه تعداد مراجعان ما را از قبل هم کمتر کرده است همین طور چشمی هم معلوم است که جمعیت کمتری از مترو بیرون می آید الان برای مراسم تحلیف رئیس جمهوری قطعاً خیابان بسته می شود بقیه مناسبت ها هم همین است برای سنگفرش شدن خیابان, تعداد مشتری ها بشدت کم شد چون اصلاً جای عبور نبود و کسی که وضع خیابان را ببیند ترجیح می دهد, برود جای دیگری خرید کند


صاحب یک عطاری: آن روز صدا را که شنیدم، اول به نظرم نیامد چیز مهمی باشد. فکر کردم جایی دارند مصالح خالی می کنند یا تعمیرات انجام می دهند. کم کم صداها بیشتر شد. دیگر به وضوح معلوم بود صدای تیراندازی است، از مغازه بیرون رفتم. مردم توی خیابان می گفتند صدا از طرف مجلس است. اصلاً باورم نمی شد. این همه سال هیچ مشکلی اینجا نداشتیم. ما تازه نسبت به مغازه های آن طرف میدان، به مجلس دورتریم.


یک کفاش: بیشتر وقت ها وضع مان همین است. کاسبی مان مدت هاست کساد است. خیلی کاسب های دیگر در جاهای دیگر تهران هم همین مشکل را دارند اما ما گاهی به خاطر مجاورت با مجلس، مشکلات دیگری داریم که دیگران آن را تجربه نمی کنند. مثلا اینکه به مناسبت های مختلف، خیابان را می بندند و مردم نمی توانند به اینجا راحت دسترسی پیدا کنند. برای هر مراسمی حداقل 6-5 ساعت کاسبی مان مختل می شود و معمولاً هم ما خبردار نمی شویم. حداقل انتظارمان این است که وقتی قرار است خیابان بسته شود به ما خبر دهند.






آفتاب خرداد روی سنگفرش خیابان پهن شده است. ساعت 11 صبح، میدان بهارستان بی آنکه نشانی از واقعه هفته پیش داشته باشد، به روز تازه،سلام گفته است. کاسب های حوالی میدان، کرکره ها را بالا کشیده اند و هیاهوی خیابان آغاز شده است. سال هاست همسایگان مجلس اند، در نزدیک ترین فاصله با خانه ملت. مغازه های کوچک و بزرگ، دیگر جزئی از نمای میدان بهارستان و حوالی آن شده اند. کفاشی ها، سماورفروشی ها، فروشگاه های ابزار آلات موسیقی، راسته کارت عروسی. میدانی به غایت زنده؛ مثل هر میدان دیگر در شهری بزرگ. صدای عبور و مرور مردم و ماشین ها در هم آمیخته است. صداها…


«آن روز صدا را که شنیدم، اول به نظرم نیامد چیز مهمی باشد. فکر کردم جایی دارند مصالح خالی می کنند یا تعمیرات انجام می دهند. کم کم صداها بیشتر شد. دیگر به وضوح معلوم بود صدای تیراندازی است، از مغازه بیرون رفتم. مردم توی خیابان می گفتند صدا از طرف مجلس است. اصلاً باورم نمی شد. این همه سال هیچ مشکلی اینجا نداشتیم. ما تازه نسبت به مغازه های آن طرف میدان، به مجلس دورتریم.» این را احمد شیرخانی می گوید. دور و برش را شیشه های بزرگ و کوچک با انواع و اقسام گیاهان دارویی پر کرده اند. بوی ادویه در فضا استشمام می شود. شیرخانی از 16 سال پیش در میدان بهارستان مغازه عطاری دارد:«همان مغازه های سمت مجلس قدیمی تر هستند. آنها بهتر می توانند توضیح دهند که اوضاع شان در مجاورت مجلس چگونه است.» درست می گوید. خیلی از فروشنده های آن حوالی، صاحب شغل آبا و اجدادی اند. یکی شان، صاحب سماورفروشی بزرگ نزدیک مترو. وارث حرفه 104 ساله است که در همین فروشگاه نسل به نسل ادامه پیدا کرده و به او رسیده است. «اینجا ما به خاطر همسایگی با مجلس، نه سود خاصی می بریم و نه زیانی. سال هاست همین جا کاسبی می کنیم. به خاطر مراسم مختلفی که در مجلس و مدرسه شهید مطهری برگزار می شود، معمولاً با محدودیت هایی مواجه هستیم ولی نه اینکه روی کار ما تأثیر آنچنانی داشته باشد. البته من راجع به کاسبی خودم حرف می زنم. ما مشتری های خودمان را داریم. این حادثه هم به نظر نمی رسد تأثیر خاصی روی رفت و آمدها به میدان گذاشته باشد. به هرحال مسأله تأمین امنیت خیلی مهم است. نه تنها اینجا بلکه همه جای کشور. راه اندازی متروی بهارستان، در کل رفت و آمدها را به این میدان بیشتر کرد. مسلماً تأمین امنیت هم سخت تر می شود. حالا هم تأمین امنیت مترو را سفت و سخت تر کرده اند. ما تا به حال گمان می کردیم که اینجا یک جورهایی از جاهای دیگر تهران امن تر است. حالا هم نمی گوییم که اشتباه فکر کرده ایم به هرحال حادثه تروریستی بوده و سابقه هم نداشته. ان شاءالله که دیگر تکرار نمی شود.»


راسته کفاشی های میدان، کم مشتری به نظر می رسد. مرتضی کلاشمی، کاسب راسته کفاش ها که کاسبی اش در بهارستان قدمت 30 ساله دارد می گوید: «بیشتر وقت ها وضع مان همین است. کاسبی مان مدت هاست کساد است. خیلی کاسب های دیگر در جاهای دیگر تهران هم همین مشکل را دارند اما ما گاهی به خاطر مجاورت با مجلس، مشکلات دیگری داریم که دیگران آن را تجربه نمی کنند. مثلاً اینکه به مناسبت های مختلف، خیابان را می بندند و مردم نمی توانند به اینجا راحت دسترسی پیدا کنند. برای هر مراسمی حداقل 6-5 ساعت کاسبی مان مختل می شود و معمولاً هم ما خبردار نمی شویم. حداقل انتظارمان این است که وقتی قرار است خیابان بسته شود به ما خبر دهند. ما باید در ماه چک های سنگین چندین میلیونی پاس کنیم. همان یک روز که به خاطر آن حادثه مغازه را بستیم، ضرر زیادی به ما خورد. بعد از آن هم کاسبی مان کم رونق شده. البته برای امنیت خودمان بود و باید مغازه را می بستیم. در مراسم مختلفی که اینجا برگزار می شود، ماهم تا می توانستیم کمک کرده ایم. مثلاً روز تشییع جنازه شهدا، آنقدر جمعیت زیاد بود که مردم تا داخل مغازه ما هم آمده بودند. شلنگ آب را باز کردیم و روی مردم آب پاشیدیم که خنک شوند.»


محمد صدری که او هم کفش فروشی دارد، می گوید: «مشکل ما فقط بسته شدن خیابان در مناسبت ها نیست. عید امسال، از اول فروردین خیابان را برای همین سنگفرشی که می بینید، بستند تا بیست و هشتم. یعنی گل کاسبی مان از بین رفت. قبل اش هم برای حادثه پلاسکو خیابان بسته بود. طبعاً رفت و آمد هم کم شده بود. اینجا همینجوری جای پارک نیست چه برسد به اینکه خیابان بسته باشد. باور کنید بعد از حادثه پلاسکو آنقدر وضعیت کاسبی مان خراب شده که هر ماه ناچاریم چیزی بفروشیم تا بتوانیم چک های مان را پاس کنیم و آبرویمان حفظ شود. ما سال هاست اینجا کاسبیم و الان هم اینکه بخواهیم مکان کسب مان را عوض کنیم، ضررش بیشتر است تا منفعت اش. من خودم برای این کار اقدام کرده ام اما قیمت ها خیلی بالاست و مسأله دیگر این است که به هرحال اینجا جا افتاده ایم. بهارستان هم میدان خیلی مهمی است و از قدیم مورد توجه بوده است.»


به محض باز کردن درِ ورودی فروشگاه، صدای ساز به گوش می رسد. فروشنده مشغول کوک کردن سه تار است. از 14 سال پیش در این فروشگاه مشغول به کار است. قبل از آن پدرش فروشگاه را اداره می کرده و تا جایی که احمد معتمد می داند، هیچ وقت مشکلی نداشته است؛ حالا اما مدتهاست وضعیت کار و کاسبی شان خوب نیست: «مترو البته کمک خیلی زیادی کرد و مراجعه مردم بیشتر شد اما حادثه تروریستی اخیر متأسفانه تعداد مراجعان ما را از قبل هم کمتر کرده است. همین طور چشمی هم معلوم است که جمعیت کمتری از مترو بیرون می آید. الان برای مراسم تحلیف رئیس جمهوری قطعاً خیابان بسته می شود. بقیه مناسبت ها هم همین است. برای سنگفرش شدن خیابان، تعداد مشتری ها بشدت کم شد چون اصلاً جای عبور نبود و کسی که وضع خیابان را ببیند ترجیح می دهد، برود جای دیگری خرید کند.»


خانم زند مدیر تولیدی مانتو در میدان بهارستان، از کسب و کار چندساله اش راضی است: «اگر نزدیکی به مجلس، برای ما سود خاصی نداشته، ضرری هم برایمان نداشته است. مثل بقیه کارمان را کرده ایم. البته وضعیت این چند روز را نمی توان به حساب همیشه گذاشت. به هرحال شرایط ویژه ای است اما باز هم تأثیر خاصی نداشته و تنها چند نفر از مشتری ها بودند که ترجیح دادند جای اینکه با مترو به بهارستان بیایند، جنس ها را خودمان برایشان ارسال کنیم. گفتند می ترسیم سوار مترو شویم اما ما که خودمان با مترو رفت و آمد می کنیم و چنین حسی هم نداشته ایم. فقط می بینیم که امنیت مترو بیشتر شده است و همین حس خوبی می دهد.»


صدای دستفروش ها گاهی بلندتر از هیاهوی معمول خیابان، توجه رهگذران را جلب می کند. گیلاس مشهدی… زردآلوی شکرپاره… هلو زعفرونی… بخر و ببر. شال رنگی فقط 5 تومن. بساط های رنگی، نگاه عابران را می دزدند. قاسم، اهل بروجرد، دامن بلند تابستانی می فروشد. می گوید: «مشتری های ما خانم ها هستند.» و به ایستگاه مترو اشاره می کند: «آنجا هرچه شلوغ تر باشد، کاسبی ما هم بهتر است. هر وقت هم بگویند جمع کنید بروید، می رویم.»


بهارستان فارغ از هر حادثه یا رویدادی، زیر آفتاب خرداد آرام به نظر می رسد. خوراک فروش های دور میدان از کمی مانده به ظهر در تدارک مهیا کردن بساط افطار هستند. به نظرشان نیامده که مشتری شان کمتر شده باشد. یکی شان با خنده می گوید: «مردم ما از این چیزها نمی ترسند.»




مریم طالشی




نیم نگاه

[ad_2]

لینک منبع

یک ماده معدنی ضروری:آهن/آهن غذا چگونه جذب بدن میشود؟

[ad_1]

یک ماده معدنی ضروری آهن آهن غذا چگونه جذب بدن میشود

احتمالا شنیده اید که با مصرف گوشت قرمز می توانید آهن دریافت کنید, اما مواد غذایی بسیاری وجود دارند که به طور طبیعی حاوی این ماده معدنی هستند
آهن یک ماده معدنی ضروری است که بدن انسان برای ارائه عملکرد درست به آن نیاز دارد از این رو, دریافت آهن به میزان کافی از رژیم غذایی روزانه اهمیت دارد


به گزارش “اتوریتی نیوتریشن”، جالب توجه است، مواد غذایی که مصرف می کنید نه تنها بر میزان آهن دریافتی شما تاثیرگذار هستند، بلکه در جذب این ماده معدنی در بدن نیز نقش دارند. پس از جذب آهن در بدن، از آن به عنوان یک واحد سازنده برای هموگلوبین، پروتئینی که در گلبول های قرمز خون یافت می شود و به انتقال اکسیژن در سراسر بدن کمک می کند، مورد استفاده قرار می گیرد.




همچنین، آهن یکی از اجزا میوگلوبین، پروتئین ذخیره سازی اکسیژن که در عضلات یافت می شود، است. این اکسیژن هنگامی که از عضلات خود استفاده می کنید به کار گرفته می شود.




مقدار توصیه شده مصرف روزانه آهن 7 تا 18 میلی گرم برای افراد عادی است و برای زنان باردار تا 27 گرم نیز می رسد.




کدام مواد غذایی حاوی آهن هستند؟




احتمالا شنیده اید که با مصرف گوشت قرمز می توانید آهن دریافت کنید، اما مواد غذایی بسیاری وجود دارند که به طور طبیعی حاوی این ماده معدنی هستند. در مواد غذایی، آهن به دو شکل وجود دارد: هم (Heme) و غیر هم (Non-heme).




منابع آهن هم




آهن هم در مواد غذایی حیوانی که حاوی هموگلوبین هستند، مانند گوشت قرمز، ماهی و ماکیان یافت می شود. آهن هم بهترین شکل آهن است زیرا تا 40 درصد از آن به راحتی جذب بدن می شود.




از جمله منابع خوب برای آهن هم می توان به موارد زیر اشاره کرد:




گوشت گاو




گوشت مرغ




گوشت گوساله




گوشت ماهی مانند هالیبوت، هادوک، سوف، سالمون یا تن




نرم تنان صدف دار مانند صدف دو کفه ای، صدف چروک و صدف سیاه




گوشت های قرمز و گوشت های اندامی، مانند کبد، به طور ویژه منابع خوبی محسوب می شوند.




منابع آهن غیر هم




آهن غیر هم از منابع گیاهی ناشی می شود و در غلات، سبزیجات و غذاهای غنی شده یافت می شود. از نظر فراهمی زیستی، آهن غیر هم بسیار ضعیف تر از آهن هم توسط بدن جذب می شود.




از منابع خوب آهن غیر هم می توان به موارد زیر اشاره کرد:




غلات غنی شده ، برنج، گندم و جو دوسر




سبزیجات برگدار تیره مانند اسفناج و کلم کیل




میوه های خشک شده مانند کشمش و برگه زردآلو




حبوبات مانند عدس و سویا




افرادی خاص ممکن است در معرض خطر کمبود آهن قرار داشته باشند




کمبود آهن یکی از شایع ترین دلایل کم خونی (آنمی) است که یک میلیارد نفر را در سراسر جهان تحت تاثیر قرار می دهد. فرد مبتلا به کم خونی ممکن است نشانه های مختلفی داشته باشد که از آن جمله می توان به خستگی، سرگیجه، سردرد، حساسیت به سرما و تنگی نفس هنگام انجام وظایف ساده اشاره کرد.




افزون بر این، کمبود آهن می تواند به دامنه توجه و عملکرد ذهنی ضعیف تر منجر شود. در حقیقت، کمبود آهن در اوایل دوران کودکی با ضریب هوشی پایین تر پیوند خورده است.




کودکان، نوجوانان و زنان در سن باروری، به ویژه در دوران بارداری، بیش از دیگران در معرض خطر کمبود آهن قرار دارند، زیرا میزان مصرف تقاضای بالای آهن آنها را تامین نمی کند.




افزون بر این، گفته می شود گیاهخواران و وگان ها هر چه بیشتر مستعد ابتلا به فقر آهن هستند. اما به طور جالب توجه ای، مطالعات نشان داده اند که رژیم های غذایی گیاهخواری و وگان به همان اندازه رژیم های غذایی دارای گوشت حاوی آهن هستند.




با این وجود، اگرچه گیاهخواران ممکن است به اندازه غیر گیاهخواران آهن مصرف کنند، اما نتایج یک بررسی نشان داد که آنها همچنان در معرض خطر بیشتری برای ابتلا به کمبود آهن قرار دارند زیرا به طور عمده آهن غیر هم مصرف می کنند که به خوبی آهن هم جذب بدن نمی شود.




مواد غذایی که به جذب آهن بیشتر کمک می کنند




در شرایطی که همه آهن غذایی به طور مساوی جذب نمی شود، برخی مواد غذایی می توانند توانایی بدن برای جذب این ماده معدنی را افزایش دهند.




مواد غذایی سرشار از ویتامین C




ویتامین C نشان داده است که به افزایش جذب آهن در بدن کمک می کند. این ماده مغذی آهن غیر هم را دریافت کرده و آن را به شکلی که بسیار آسان تر در بدن جذب می شود، ذخیره می کند. از جمله مواد غذایی سرشار از ویتامین C می توان به میوه های خانواده مرکبات، سبزیجات برگدار تیره، فلفل دلمه ای، ملون و توت فرنگی اشاره کرد.




نوشیدن آب مرکبات یا مصرف مواد غذایی سرشار از ویتامین C همراه با غذاهایی که از محتوای آهن بالا برخوردار هستند می تواند جذب این ماده معدنی را افزایش دهد.




در رژیم های غذایی گیاهخواری و وگان، جذب آهن ممکن است با مصرف سبزیجات دارای ویتامین C هنگام مصرف وعده های غذایی بهینه سازی شود.




مواد غذایی حاوی ویتامین A و بتا کاروتن




ویتامین A نقشی کلیدی در حفظ سلامت بینایی، رشد استخوانی و تقویت سیستم ایمنی بدن انسان ایفا می کند.




بتا کاروتن یک رنگدانه قرمز-نارنجی است که در گیاهان و میوه ها یافت می شود. این رنگدانه می تواند در بدن انسان به ویتامین A تبدیل شود.




از جمله منابع غذایی خوب برای ویتامین A و بتا کاروتن می توان به هویج، سیب زمینی شیرین، اسفناج، کلم کیل، کدو حلوایی، فلفل قرمز، طالبی، زردآلو، پرتقال و هلو اشاره کرد.




گوشت، ماهی و ماکیان




گوشت، ماهی و ماکیان نه تنها منبع خوبی برای آهن هم هستند، بلکه می توانند جذب آهن غیر هم را نیز تحریک کنند. چندین مطالعه نشان داده اند که افزودن گوشت گاو، گوشت مرغ یا ماهی به یک وعده غذایی مبتنی بر غلات جذب آهن غیر هم را حدود دو تا سه برابر بهبود بخشیده است.




مواد غذایی که ممکن است مانع جذب آهن شوند




همان گونه که برخی مواد غذایی جذب آهن را بهبود می بخشند، برخی مواد غذایی نیز می توانند مانع جذب این ماده معدنی شوند.




مواد غذایی حاوی فیتات




فیتات یا اسید فیتیک، در مواد غذایی مانند غلات کامل، غلات، سویا، مغزهای خوراکی و حبوبات یافت می شود. حتی مقدار اندک از فیتات می تواند به طور قابل توجهی جذب آهن را کاهش دهد. با این وجود، اثر منفی فیتات را می توان با مصرف مواد غذایی که جذب آهن غیر هم را تقویت می کنند، مانند ویتامین C یا گوشت خنثی کرد.




مواد غذایی سرشار از کلسیم




کلسیم یک ماده معدنی ضروری برای سلامت استخوان ها است. با این وجود، برخی شواهد نشان می دهند که کلسیم مانع جذب آهن می شود، بدون در نظر گرفتن این که منبع آن یک محصول لبنی یا مکمل کلسیم است.




مطالعات نشان داده اند که 165 میلی گرم کلسیم از شیر، پنیر یا یک مکمل می تواند جذب آهن را حدود 50 تا 60 درصد کاهش دهد.




این مساله نگران کننده است زیرا افزایش مصرف کلسیم برای کودکان و زنان توصیه می شود که گروه هایی هستند که در معرض خطر ابتلا به کمبود آهن قرار دارند.




با این وجود، بیشتر مطالعات کوتاه مدت بوده و تنها در یک وعده غذایی انجام شده بودند. یک بررسی کامل از مطالعات بلند مدت نشان داده است که کلسیم و محصولات لبنی عوارض جانبی روی جذب آهن ندارند.




به منظور به حداکثر رساندن جذب آهن، مواد غذایی سرشار از کلسیم نباید به همراه وعده های غذایی که از محتوای آهن بالا برخوردار هستند، مصرف شوند.




در مورد مکمل ها، مکمل های کلسیم و آهن در صورت امکان باید در زمان هایی مختلف در طول روز مصرف شوند.




مواد غذایی حاوی پلی فنول ها




پلی فنول ها در مقادیر مختلف در مواد غذایی گیاهی و نوشیدنی ها از جمله سبزیجات، میوه ها، برخی غلات و حبوبات، چای، قهوه یافت می شوند. قهوه و چای که هر دو از نوشیدنی های پر طرفدار هستند و معمولا پس از وعده های غذایی مصرف می شوند از محتوای پلی فنول های بالا برخوردار هستند و نشان داده اند که جذب آهن غیر هم را مهار می کنند.




برای خنثی کردن اثر منفی پلی فنول ها، بلافاصله پس از وعده های غذایی چای یا قهوه مصرف نکنید و پس از گذشت دو ساعت این کار را انجام دهید.




خطرات سلامت آهن بیش از اندازه




سمیت آهن از منابع غذایی نادر است. پس از مصرف، بدن دارای سیستم متعادل کننده خود است تا از دریافت آهن به میزان کافی اطمینان حاصل شود.




با این وجود، یک گزارش نشان داد که مصرف بیش از حد مرگبار به واسطه دریافت بیش از اندازه مکمل های آهن امکان پذیر است.




سطوح بیش از اندازه آهن می تواند در برخی افراد مبتلا به بیماری هموکروماتوز نیز رخ دهد. این شرایط به واسطه ژنی شکل می گیرد که جذب آهن را افزایش می دهد.




از دیگر دلایل میزان بیش از اندازه آهن می توان به تزریق مکرر خون، دوزهای بسیار زیاد از رژیم غذایی و اختلالات متابولیک نادر اشاره کرد.




افزون بر این، مصرف بیش از اندازه آهن در طول زمان ممکن است موجب شکل گیری ذخایر بزرگ از این ماده معدنی در کبد یا بافت های دیگر شود.




در نتیجه، آهن ممکن است به ابتلا به دیابت، بیماری قلبی و آسیب کبدی منجر شود.




تا پیش از مشورت با پزشک به صورت خودسرانه مکمل آهن مصرف نکنید.

[ad_2]

لینک منبع