آیا برای پوپولیسم حد و مرزی میتوان قائل شد؟

[ad_1]

آیا برای پوپولیسم حد و مرزی میتوان قائل شد

پوپولیسم, چاوز و احمدی نژاد نمی شناسد رئیسی و قالیباف هم ترامپ و لوپن هم گرچه از ممالک توسعه یافته جهان اند اما همین ابزار را برای روی کارآمدن به کار گرفته اند به هر حال فرقی نمی کند رئیس کدام کشور باشی یا سکان کدام دولت را در دست داشته باشی وعده ناممکن که بدهی, بی منطق که سخن بگویی, از آمار که بی اطلاع باشی, پوپولیست نام می گیری حال این وعده می خواهد ساختن دیوار عظیم در مرز مکزیک و آمریکا برای جلوگیری از ورود مهاجران باشد یا خروج از اتحادیه اروپا یا یارانه ١٥٠ و ٢٥٠ هزار تومانی برای چند ده میلیون نفر در قلب خاورمیانه هر سه نشدنی اند و عاقلان هر خطه می دانند که این شعارها چقدر عوام فریبانه اند و چه آثار مخربی در پی خواهند داشت


از قضا پوپولیست ها بیشترین مشکلات را برای همان قشری به وجود خواهند آورد که به آنها وعده می دهند. آنان که در گفت وگوهای خود بر این باورند که این یکی چه جسورانه حرف می زند و واقعا به فکر ماست! مشکل عمده پوپولیسم دقیقا همین جاست. اینکه این سیاست مدار عوام فریب قشر هدف خود را از قبل انتخاب کرده است؛ قشری که ناامید و سرخورده از آینده، به فکر بهترشدن وضعیت حال است و درواقع به بیان اقتصادی منافع حال را به منافع آتی ترجیح می دهد؛ اما نمی داند که این سیاست های کوتاه مدت نه تنها شرایط او را بهتر نخواهد کرد؛ بلکه وضعیت بدتری را برایش رقم خواهد زد. این ناآگاهی سبب می شود این قشر همواره در این دور باطل بازی را ببازد و هر روز فقیرتر از قبل شود.


شاهد مثال بیاوریم. مگر نه اینکه یارانه ٤٥ هزارتومانی سال ٨٩ به تورم ٣٠ و ٤٥ درصدی در سال های ٩٠ و ٩١ تبدیل شد؟ و مگر نه اینکه در ادبیات اقتصاد کلان، افزایش تورم به بهترین بیان، گرفتن مالیات از فقرا به نفع ثروتمندان و دارندگان دارایی است که با تورم، دارایی هایشان افزایش ارزش پیدا می کند. اگر این یارانه ٤٥ هزار تومانی که ماهانه سه هزارو ٥٠٠ میلیارد تومان از منابع کشور را می بلعد، صرف تکمیل پروژه های ملی و زیرساختی می شد، آیا اشتغال بیشتری برای همین قشر اغلب بی کار و فرودست ایجاد نمی کرد؟ آیا این نوع صرف کردن منابع و سرمایه های ملی در راستای توسعه است؟ پوپولیست ها پاسخ این سؤالات را به خوبی می دانند؛ اما شیرینی قدرت مجالی برای اندیشیدن به منافع ملی و توسعه برای آنها باقی نمی گذارد. بهترین عرصه برای بازی پوپولیست ها جدال های انتخاباتی است. خصوصا از سال ٨٤ که مردی با کاپشن کهنه و شعار «آوردن نفت بر سر سفره مردم» روی کار آمد؛ اما سیاست های اقتصادی و سیاسی همان مرد تولید و صادرات نفت را به کمترین میزان در تاریخ ایران رساند. ٧٠٠ میلیارد دلار درآمد ناشی از صادرات نفت و گاز نه تنها وضعیت دهک های پایین درآمدی را بهبود نبخشید؛ بلکه با افزایش چندبرابری نرخ تورم حاصل از پرداخت یارانه، نرخ فقر افزایش یافت، قدرت خرید مصرف کنندگان پایین آمد و بخش درخور توجهی از طبقه متوسط حذف شدند. براساس گزارش مجمع جهانی اقتصاد (WEF)، در دوره ٢٠٠٥-٢٠١٤ حدود هشت درصد مردم ایران درآمدی کمتر از دو دلار در روز داشته اند؛ یعنی چیزی در حدود پنج تا شش میلیون نفر زیر «خط فقر مطلق» بوده اند. این در حالی است که در این دوره، قیمت نفت به بالای صد دلار در هر بشکه رسید. این نهاد بین المللی آمار دیگری درباره وضعیت قشر متوسط دارد. براساس گزارش این نهاد، درآمد قشر متوسط در دوره ٢٠٠١-٢٠١١ با کاهش منفی ٠,٨٧درصدی مواجه شده است که حکایت از لاغرترشدن طبقه متوسط و افزوده شدن به طبقات فقیر دارد. طبقه متوسط منشأ ایجاد تغییر در هر جامعه محسوب می شود و طبیعی است که اقشار فقیر تنها به فکر معیشت روزمره اند، نه تغییر در سطوح مختلف کشور.


حالا ١٢ سال بعد، یاران قدیم و دشمنان امروز آن مرد شعارهای بزرگ تر و وعده های آرمانی تر می دهند. یارانه سه برابری، محوکردن فقر، دوونیم برابرکردن درآمد کشور در چهار سال، نرخ چند برابری ازدواج و چه و چه… .


بیشتر بیندیشیم. پوپولیست های قدیم ممکن بود احمق باشند؛ اما پوپولیست های جدید اصلا احمق نیستند. اتفاقا نقطه هدف را خوب شناخته اند و قشر اثرگذار را با ظرافت انتخاب کرده اند و می دانند که بالاخره بخشی از مردم با وعده ساختن یک زندگی رؤیایی بدون کار و تلاش فریب خواهند خورد. چه در آمریکا باشد، چه در ونزوئلا، چه در فرانسه و چه در ایران. پاشنه آشیل آنها تنها آگاهی قشر هدف است که نباید فریب این وعده های بادکنکی را بخورد.




سعیده شفیعی. کارشناس اقتصادی

[ad_2]

لینک منبع