مشکلات عمده ای که شما با گوشی اندرویدی خود دارید و راه حل آن ها

[ad_1]

مشکلات عمده ای که شما با گوشی اندرویدی خود دارید و راه حل آن ها

باید با این حقیقت که تلفن های موجود در دست ما کامل و بی نقص نیستند رو به رو شویم حتی زمانی که هنوز دستگاه ما باتری دارند ممکن است کند باشند, در اتصال به اینترنت مشکل داشته باشند یا اینکه حتی ناگهان خاموش شوند و دوباره روشن نشوند در ادامه قصد داریم راه حل هایی را برای متداول ترین مشکلات گوشی های اندرویدی در اختیار شما بگذاریم


۱. تخلیه باتری




برخی از کاربران از کم شدن عمر باتری دستگاه خود شاکی هستند و مشکل تخلیه باتری دارند. یکی از راحت ترین راه ها برای افزایش طول عمر باتری یک گوشی هوشمند تغییر تنظیمات روشنایی صفحه نمایش و محل یابی (GPS) دستگاه است. به منوی تنظیمات بروید، بر روی Location تپ کنید و حالت Battery Saving را انتخاب کنید. در بخش روشنایی صفحه نمایش باید از انتخاب حالت خودکار (Auto) بپرهیزید و به جای آن مقدار روشنایی صفحه را جایی کمتر از نصف قرار دهید که چشمان شما بتواند راحت محتوای صفحه را مشاهده کند.




برخی از گوشی ها همچون گلکسی S5 حتی گزینه های مثل حالت فوق العاده ذخیره باتری (extra battery saving) را دارند که با استفاده از این ویژگی می توانید برای مدتی بیشتر بر روی باتری بمانید.






۲. رابط کاربری آهسته یا قفل شده






همینطور که حافظه داخلی گوشی ها پر می شود، معمولا سرعت دستگاه کاهش می یابد. سعی کنید اپلیکیشن هایی که استفاده نمی کنید، عکس های اضافی و دیگر فایل ها را یا به حافظه های ابری یا به حافظه کارت خارجی میکرو SD انتقال دهید. به علاوه شما باید اپلیکیشن های باز شده ای که در حال استفاده از آن ها نیستید را ببندید، حافظه کش اپ ها را پاک کنید و کمتر از تصاویر پس زمینه زنده استفاده کنید.




پاک کردن کش اپلیکیشن ها را با رفتن به تنظیمات، تپ بر روی Apps، انتخاب یک اپلیکیشن خاص و سپس انتخاب گزینه “Clear cache” می توانید پاک کنید. برنامه های همچون App Cache Cleaner و Clean Master هر دو رایگان هستند و از گوگل پلی قابل دریافت هستند. با این برنامه ها می توان به راحتی حافظه کش را پاک کرده و به گوشی خود سرعت دهید.






۳. مشکلات ارتباطی




اگر در اتصال به بلوتوث، وای فای و شبکه سیم کارت مشکل دارید و این اتصال ها برقرار نمی شود. برای مدت زمان 30 ثانیه حالت پرواز (Airplane) را فعال نگه دارید و سپس آن را خاموش کنید. دوباره سعی کنید که این اتصال ها را برقرار کنید. گاهی اوقات خاموش و روشن کردن یک بخش ارتباطی یا خود گوشی هوشمند نیز می تواند مشکل را حل کند.






۴. عدم ارسال پیام های متنی (اینترنتی)






مطمئن شوید که اتصال شما با اینترنت وای فای یا سیم کارت برقرار باشد، بر روی پیام ارسال نشده تپ کنید و گزینه “resend” را بزنید. اگر این مشکل باز هم ادامه داشت، گوشی خود را خاموش و روشن کنید یا اینکه حتی یک اپلیکیشن پیام رسان جانبی نصب کنید.






۵. مشکل در سینک شدن






با برداشتن چند گام به راحتی می توانید مشکل عدم سینک را برطرف کنید. در ابتدا مطمئن شوید که به اینترنت متصل هستید و سرویسی که سعی در استفاده از آن برای سینک کردن دارید (نظیر گوگل یا دراپ باکس) با مشکلی مواجه نباشد. دوبار سعی کنید رمز عبور صحیح خود را وارد کنید و دوباره سعی به سینک کردن کنید. اگر هنوز مشکل وجود دارد، حساب کاربری خود را از دستگاه پاک کنید و دوباره وارد شوید.






۶. از کار افتادن اپلیکیشن






به دلایل مختلف اپلیکیشن ها می توانند قفل شوند. اگر هر گونه آپدیتی برای اپلیکیشن یا گوشی شما وجود دارد آن را نصب کنید. اگر آپدیتی وجود ندارد با رفتن به منوی چند وظیفگی (عکس بالا) و کشیدن اپلیکشین از کار افتاده به چپ یا راست آن را ببندید و دوباره بازش کنید.






۷. صفحه نمایش غیر پاسخگو




ممکن است پیش آمده باشد که از شدت هنگ و لگ داشتن گوشی بخواهید دستگاه خود را به سمت دیوار هم پرتاب کنید، اما نیازی به این کار نیست چون اکثر این مشکلات با یک شروع مجدد (Restart) برطرف می شوند . البته اگر کنترل خود را از دست دادید و گوشی به صورت فیزیکی ضربه دید یا درون آب افتاد با مشکل بزرگتری رو به رو خواهید بود. دکمه پاور گوشی را بگیرید تا خاموش شود، یک یا دو دقیقه صبر کنید و دوباره دستگاه را روشن کنید.








زومیت

[ad_2]

لینک منبع

۱۰ گجت برای داشتن خواب بهتر

[ad_1]

۱۰ گجت برای داشتن خواب بهتر

محققان از فناوری های غیر دارویی خود که همگی برای کمک به افراد در جهت داشتن خواب بهتر طراحی شده اند رونمایی کردند


این فناوری ها در نمایشگاه الکترونیک لاس وگاس رونمایی شدند که در اینجا به ۱۰ مورد از آنها اشاره خواهیم کرد:




لباس خواب هوشمند




یکی از فناوری هایی که برای داشتن خواب بهتر طراحی شده یک لباس خواب است که مواد تسکین دهنده در بافت آن تعبیه شده که حرارت ساطع شده از امواج مادون قرمز بدن را گرفته و دمای بدن را برای داشتن خوابی آرام کاهش می دهد.




این فناوری شامل یک شرت و شلوار بوده و قیمت آن از ۸۰ دلار آغاز می شود.








دستگاه تنفسی هوشمند




یکی دیگر از این فناوری ها گجت هوشمندی به نام ۲Breathe است که یک حسگر تنفسی در آن تعبیه شده است. این حسگر تنفسی که بر روی سینه قرار می گیرد دارای یک اپلیکیشن همراه بوده که اطلاعات به دست آمده از الگوهای تنفس را به آن اپلیکیشن می فرستد.




پس از ارسال الگوی تنفسی کاربر به این اپلیکیشن، حسگر شروع به پخش یک موسیقی ملایم می کند.




این امر تعداد بازدم های کاربر را طولانی تر کرده و اضطراب را کاهش می دهد و روند خواب را تسریع می کند.




این دستگاه پس از ۱۰ دقیقه و وقتی که کاربر به خواب عمیق فرو برود به طور خودکار خاموش خواهد شد.




قیمت این فناوری ۱۸۰ دلار است.




رایحه هوشمند




فناوری بعدی که AromaCare نام دارد شامل کپسول هایی است که از مواد ارگانیک مانند اسطوخدوس، نعناع، لیمو، اکالیپتوس، پرتقال شیرین و روغن رزماری ساخته شده است.




به گفته محققان این کپسول ها باعث بهبود کیفیت خواب شده و خستگی را از بین می برند.




قیمت آن ۸۹ دلار بوده و به ازای هر کپسول اضافی باید مبلغ ۱۰ دلار پرداخت کرد.








موسیقی هوشمند




یکی از محبوب ترین اپلیکیشن های مخصوص خواب ReNu است که از ضربان دو گوشی آرامش بخش و صداهای نوروآکوستیک که توسط پزشک نوروپاتیک توسعه یافته برای ایجاد آرامش و تمدد اعصاب استفاده می کند. این گجت شامل یک هدفون بلوتوث و یک چشم بند است و قیمت آن ۸۹ دلار است.








بالش هوشمند




گجت بعدی یک بالش هوشمند است که Advansa 1 X21 نام داشته و در آن حسگرهایی تعبیه شده که حرکات بدن، الگوهای خواب و سر و صدای محیط را ضبط می کنند.




این گجت با در نظر گرفتن کیفیت خواب در شب های قبل و با کمک اپلیکیشن همراه خود، دستورالعمل های خاصی را ارائه می دهد.




این گجت هوشمند همچنین دارای هشدارهای هوشمند مبتنی بر چرخه ی خواب است.








دستبند هوشمند




گجت بعدی یک دستبند ردیاب سلامت بوده که Motive نام دارد.




این دستبند از یک حلقه ی تیتانیوم ضدآب تشکیل شده که ضربان قلب، قدم ها، کالری مصرفی و مسافت را ردیابی می کند.




این گجت دارای یک اپلیکیشن همراه است که اطلاعات به دست آمده را به آن ارسال می کند.




Motive دارای حسگرهای نوری ضربان قلب و یک باتری منحنی کوچک است که تا ۵ روز می توان از آن استفاده کرد. این فناوری با یک پایه مغناطیسی شارژ شده و قیمت آن ۱۹۹۹ دلار است.








دستگاه رزونانس مغناطیسی برای کل بدن




فناوری بعدی یک دستگاه بزرگ به نام Magnesphere بوده که دارای حلقه های عمودی به طول ۱.۸ متر است و تمام بدن کاربر را تحت رزونانس مغناطیسی قرار می دهد. این دستگاه ضربان قلب کاربر را بهبود بخشیده و بین سیستم های عصبی سمپاتیک و پاراسمپاتیک تعادل برقرار می کند که همین امر باعث کاهش استرس می شود.




قیمت این فناوری ۳۰۵۰ دلار است.








تشک هوشمند




یکی از گجت هایی که به داشتن خواب هوشمند کمک می کند، حسگر Emfit QS بوده که در زیر تشک کاربر قرار می گیرد.




این حسگر تعداد ضربان قلب و ریتم تنفس را اندازه گیری کرده و میزان آرامش و یا بیقراری و عمق خواب را در فرد تعیین کرده و به وی اطلاع می دهد.




Emfit QS همچنین کیفیت خواب و میزان کسب آرامش و دفع خستگی و بازیابی بدن در زمان خواب شب را نیز مورد بررسی قرار می دهد.




قیمت این گجت ۲۹۹ دلار است.








بند الکتریکی هوشمند




این بند که Quell Relief نام داشته و مانند یک دستگاه پوشیدنی دور پا بسته می شود با ایجاد محرک الکتریکی به گیرنده های عصبی اپیویید مغز کمک می کند تا مواد مسکن طبیعی را در سرتاسر بدن منتشر کنند.




سازندگان این گجت می گویند که با استفاده از آن می توان به کاهش دردهای مزمن در زمان خواب که در روند خواب خلل ایجاد می کنند کمک کرد.




قیمت این فناوری ۲۴۹ دلار است.








تختخواب هوشمند




گجت دیگر که Sleep Number 360 نام دارد دارای کویل های گرم کننده بوده که در دو طرف تخت نصب می شوند.




به علاوه اینکه Sleep Number 360 دارای قسمت هایی است که به طور خودکار مانع خروپف کردن کاربر می شوند.




این گجت همچنین دارای حسگرهای فشار است که با تغییر حالت، بهترین حالت ممکن برای خواب کاربر را به وجود می آورند.




همچنین در زمان خواب ضربان قلب ، تنفس و تعداد دفعات گردش از پهلوها را نیز محاسبه کرده و در اختیار کاربر قرار می دهد.




قیمت این گجت ۴۰۰۰ دلار است.

[ad_2]

لینک منبع

کیهان شناسی چیست؟

[ad_1]

کیهان شناسی چیست

کیهان شناسی شاخه ای از ستاره شناسی است که به بررسی مبدا و تکامل جهان هستی از زمان بیگ بنگ تا به امروز و همچنین آینده می پردازد طبق تعاریف سازمان ناسا, کیهان شناسی “مطالعه علمی ویژگی های کیهان در مقیاسی بزرگ” می باشد


مفاهیمی مانند تئوری ریسمان، ماده تاریک و انرژِی تاریک و وجود جهان هایی بیشتر(چند جهانی) کیهان شناسان را دچار تعجب ساخته است. در حالی که دیگر جنبه های ستاره شناسی با اجرام و پدیده های کوچک سر و کار دارد، کیهان شناسی با تمامی کیهان از زمان تولد تا مرگ آن سر و کار دارد و هر مرحله از آن اسرار زیادی را در خود نهفته دارد.




تاریخچه کیهان شناسی و ستاره شناسی


فهم انسان از کیهان در طول زمان گسترش یافته است. در آغاز علم ستاره شناسی زمین به عنوان مرکز جهان شناخته می شد که ستاره ها و سیارات به دور آن در حال گردش بودند. در قرن ۱۶ میلادی، نیکولاس کوپرنیک دانشمند لهستانی گفت که در واقع زمین و دیگر سیارات(منظومه شمسی) به دور خورشید در حال گردش هستند که این نظریه باعث تغییر بزرگی در فهم ما از جهان شد. در اواخر قرن ۱۷ میلادی، آیزاک نیوتن نحوه برهم کنش نیروهای بین سیاره ها-خصوصا نیروهای جاذبه- را به دانش ما اضافه کرد.




با آغاز قرن ۲۰ میلادی چشم اندازهای جدیدی در جهت فهم جهان ِ پیرامون ما ایجاد شد. آلبرت اینشتین یگانگی فضا و زمان را در نظریه نسبیت کلی خود ارائه داد. در اوایل قرن بیستم میلادی دانشمندان سعی در فهمیدن این مسئله داشتند که آیا کل جهان در کهکشان راه شیری خلاصه شده یا کهکشان راه شیری فقط جزئی کوچک از این جهان بزرگ، میباشد. ادوین هابل فاصله شیئی تیره در یک سحابی در درون آسمان تا زمین را محاسبه کرد و ثابت کرد که در خارج از منظومه شمسی قرار دارد و این مسئله نشان داد که کهکشان ما قطره ای در این جهان بی کران است. با استفاده از نظریه نسبیت عام، هابل فاصله این کهکشان های دور با ما را محاسبه کرد و متوجه شد که این کهکشان ها در حال دور شدن از ما هستند که او را به این نتیجه رساند که جهان نه تنها ساکن نیست، بلکه در حال انبساط است.




در دهه های اخیر، فیزیکدان استیون هاوکینگ، اظهار داشت کیهان بی پایان نیست، بلکه پایانی برای خود دارد. گرچه این پایان را نمی توان مشخص کرد. این مسأله در مورد زمین نیز صدق می کند. زمین سیاره ای دارای پایان است، اما اگر فردی بخواهد پایان آن را بیابد، فقط کره زمین را بارها دور می زند. هاوکینگ همچنین عقیده دارد که کیهان نیز روزی به پایان خود خواهد رسید.




آشنایی با کیهان شناسی,کیهان شناسی چیست




الگوهای دایره ای متحد المرکز مشاهده شده در نقشۀ تابش پس زمینه کیهانی در بطن فضا




برخی محققان معتقدند الگوهای دایره ای متحد المرکز مشاهده شده در نقشۀ تابش پس زمینه کیهانی در بطن فضا اثباتی بر این مسأله است که قبل از بیگ بنگ، کیهان دیگری نیز وجود داشته است.




سوالات متداول کیهان شناسی


قبل از بیگ بنگ چه چیزی وجود داشته است؟


بخاطر ماهیت بسته و متناهی بودن کیهان، ما قادر به دیدن “خارج” از جهان خود نیستیم. فضا و زمان بعد از بیگ بنگ به وجود آمدند. با وجود اینکه حدسیاتی مبنی بر وجود جهان هایی دیگر توسط دانشمندان زده می شود، ما عملا راهی برای مشاهده آنها نداریم پس هیچوقت نمی توانیم مدرکی برای اثبات (یا رد) آنها پیدا کنیم.




بیگ بنگ در کجا اتفاق افتاد؟


بیگ بنگ در مکان خاصی اتفاق نیفتاد، اما به یک باره به فضا و زمان ماهیت فیزیکی اعطا کرد و موجب انبساط آنی کیهان شد.




آیا این مسأله که کهکشان های دیگر در حال دور شدن از ما هستند به این معنی نیست که ما در مرکز کیهان قرار داریم؟


خیر، زیرا اگر ما می توانستیم به کهشکان های دور سفر کنیم باز از آنجا به نظر می آمد که کهکشان ها در حال دور شدن از ما هستند. کیهان را مانند یک بادکنک بزرگ در نظر بگیرید. اگر در محل های مختلف بادکنک علامت بگذارید و سپس بادکنک را بترکانید، می بینید که این محل های علامت گذاری شده در حال دور شدن از یکدیگر هستند با اینکه هیچکدام در مرکز بادکنک قرار نداشتند. انبساط کیهان نیز به همین شکل می باشد.




جهان هستی چقد عمر دارد؟


جهان هستی در حدود ۱۳٫۷۸ میلیارد سال عمر دارد.




نحوه تشکیل کیهان, تاریخچه کیهان شناسی




این تصویر تابش پس زمینه کیهانی درست ۳۸۰ هزار سال پس از بیگ بنگ را نشان می دهد




این تصویر که بر پایۀ داده های ماهواره ی WMAP بدست آمده، تابش پس زمینه کیهانی درست ۳۸۰ هزار سال پس از بیگ بنگ را نشان می دهد.




آیا کیهان پایان می یابد؟چگونه؟


اینکه جهان هستی به پایان می رسد یا خیر بستگی به چگالی آن دارد که در کیهان مواد چگونه تقسیم و پخش شده اند. دانشمندان “چگالی بحرانی” جهان را برآورد کرده اند. اگر این برآورد درست باشد و چگالی کنونی کیهان بیشتر از آن باشد، انبساط جهان کند خواهد شد و جهان هستی شروع به انقباض می کند تا در نهایت فرو می پاشد. اگر کیهان به آن نقطه چگالی بحرانی نرسیده باشد، همچنان به انبساط خود ادامه خواهد داد.




کدام اول به وجود آمده است؟ کهکشان یا ستاره ها؟


جهان بعد از بیگ بنگ به مقدار زیادی حاوی هیدروژن و مقدار کمی هلیم بود. گرانش باعث شد هیدروژن به درون خود فرو پاشی کند و ساختارهای مختلفی را تشکیل دهد. اگرچه اخترشناسان هنوز مطمئن نیستند که آیا اول حباب های ماده ستاره ها را تشکیل دادند و بعدا با گرانش این ستاره ها به همدیگر نزدیک شدند و یا مواد در فضا در اندازه های کهکشانی به صورت توده ای به وجود آمدند که بعدها ستاره ها را تشکیل دادند.

[ad_2]

لینک منبع

رونق اقتصادی چه کمکی به توسعه موسیقی کشورمان می کند؟

[ad_1]

رونق اقتصادی چه کمکی به توسعه موسیقی کشورمان می کند

توسعه واقعی بدون توجه به بعد فرهنگی ملی و احترام به هویت فرهنگی هر ملتی تحقق نخواهد یافت توسعه فرهنگی در واقع بستر و پایه ای است که جامعه به کمک آن می تواند جنبه های دیگر خود را نیز به گونه ای همگون, متناسب و هرچه صحیح تر توسعه و تعالی بخشد به بیانی دیگر, توسعه در بخش هایی مانند علم و فن آوری هرچند بدون داشتن پیش زمینه فرهنگی بعید و صعب می نماید اما در صورت حدوث می تواند به مصداق تیغ در کف زنگی مست تبعات منفی بسیاری نیز داشته باشد


«ریموند شاسله» می گوید: «تأکید بر هویت فرهنگ (ملی) شرط لازم حاکمیت و استقلال و شکوفایی توانایی های فردی و توسعه هماهنگ جوامع است. اقدامی است رهایی بخش. اسلحه ای است برای مبارزه در جهت نیل به استقلال واقعی. تأکید بر حفظ هویت فرهنگی یا رد هر گونه تقلید (برون گرایی) و کنار گذاردن شیوه های فکری و عملی از سنت ها، تاریخ و ارزش های اخلاقی و حفظ میراث نیاکان بدون سنت گرایی، گذشته گرایی، بی تحرکی و انزواست. هویت فرهنگی درارتباط و تماس با سنت ها و ارزش های ملل دیگر نو و غنی می شود، و امکان تعالی و شکوفایی انسان را افزایش می دهد.»




حال که می خواهیم سخن ازتوسعه موسیقی در کشور بگوییم، باز هم باید در نظر داشته باشیم که صنعت، هنر و یا دانش موسیقی خود نیز با آن که به نوعی در مقوله فرهنگ قرار می گیرد، باز هم نیاز به زیرساخت هایی فرهنگی دارد که بدون توجه به آن توسعه موسیقی حتماً با مشکلاتی همراه خواهد بود. نباید فراموش کنیم که در کشوری زندگی می کنیم که به دلایل اجتماعی، تاریخی و اعتقادی، موسیقی جایگاهی دو گانه در جامعه داشته و دارد. شاید به نوعی بتوان مفهوم امروزین توسعه را برآمده از زندگی مدرنی دانست که پس از ورود و نفوذ فرهنگ غربی بر ما مستولی شده است چرا که تا آن زمان موسیقی بر اساس برنامه ای از پیش تعیین شده حرکت نمی کرده و در درون خود بر اساس شرایط موجود جامعه گاهی رونق می یافته و گاهی نیز به سبب موانع و محدودیت ها متوقف و یا حتی به عقب رانده می شده. سردرگمی جامعه در نگاه داشتن سنن گذشته یا قبول زندگی نوین با معیارهای جدید که به سبب نبود همین زیرساخت های فرهنگی ایجاد شده است در حوزه موسیقی شکلی جدی تر به خود می گیرد، چرا که بخش مهمی از زیرساخت های اعتقادی و مذهبی موجود در جامعه (و البته بیشتر جوامع شهری) اصولاً حضور موسیقی را خالی از مشکل نمی بینند.




اما موضوع تنها به این ختم نمی شد و نبود زیرساخت های فرهنگی حتی در اهالی موسیقی نیز به عنوان جزئی از پیکره اجتماع به نوعی دیگر بروز کرد. وقتی در اوایل قرن بیستم میلادی کشور ما با موسیقی غرب به طور جدی مواجه شد، هنوز فاقد بسترهای فرهنگی لازم برای آن بود؛ لذا دو دسته اصلی در این ارتباط در بین اهالی موسیقی و فرهنگ به وجود آمد: اول آنان که مبهوت آن شدند و موسیقی قدیم خود را بی ارزش و عقب مانده دیدند؛ و دیگر آنان که باز هم به موسیقی ایرانی توجه نشان دادند. اما همین گروه نیز به دو شاخه اصلی پایبندان کامل به موسیقی قدیم ایران و آنان که راه نجات موسیقی شان را در تطبیق آن با موسیقی غرب و تئوری های آن می دانستند، تقسیم شدند. و در این بین چیزی که کمتر به آن توجه شد فرهنگی بود که در غرب به تدریج و در طول زمان به توسعه هنری و موسیقایی در همه ابعاد آن انجامیده بود.




حال اگر بخواهیم به وضعیت موسیقی امروزمان نیز بپردازیم باز هم همان مشکلات را چه در جامعه و چه در بدنه دولت به وضوح خواهیم دید، که به عنوان بهترین نمونه می توان به عدم پخش تصویر ساز از سیما اشاره کرد و دوگانگی سیاست گذاری را در پخش گسترده موسیقی -که اصل است- و عدم نمایش آلات موسیقی -که به نوعی فرع محسوب می شود- مشاهده کرد. حال آنکه اگر چیزی محل اشکال باشد آن موسیقی است و نه تصویر ادوات و آلات مربوط به آن! این دوگانگی که مثال فوق ملموس ترین نمونه بیان آن به شمار می رود به نوعی در تمام موارد کلی و جزئی این هنر ساری است و طبعاً کلیه سیاست گذاری ها و برنامه ریزی های کلی و جزئی را در این حوزه تحت تأثیر قرار داده و می دهد. قطعاً روند توسعه در این شرایط به ویژه وقتی دیگر کمبود های موجود در زیر ساخت های فرهنگی جامعه را به آن اضافه کنیم خالی از اشکال نخواهد بود.




اگر بخواهیم روند و مشکلات موجود در راه توسعه هنر موسیقی امروزمان را برای یافتن راه حل هایی عملی تر به اختصار و در حوصله این مقال بررسی کنیم، بد نیست که این کار را با اشاره به اولین هدف عنوان شده در برنامه توسعه کشور یعنی «رونق اقتصاد فرهنگ» به عنوان نگاه رسمی دولت به آینده و برنامه های آن برای حرکت به سوی اهداف بلند مدت فرهنگی ادامه دهیم. درفصل نهم ازبخش چهارم برنامه توسعه چهارم ،تحت عنوان «صیانت از هویت وفرهنگ اسلامی – ایرانی» به توسعه فرهنگی کشور پرداخته شده است. در ابتدای این فصل چنین آمده است:




«دولت مکلف است، به منظور رونق اقتصاد فرهنگ، افزایش اشتغال، بهبود کیفیت کالا و خدمات، رقابت پذیری، خلق منابع جدید، توزیع عادلانه محصولات و خدمات فرهنگی و ایجاد بستر مناسب برای ورود به بازارهای جهانی فرهنگ و هنر و تأمین فضاهای کافی برای عرضه محصولات فرهنگی، اقدام های ذیل را به عمل آورد»:




با توجه به این مقدمه اهداف دولت برای بخش فرهنگ را که موسیقی نیز قاعدتاً بخشی از آن محسوب می شود می توان به شرح زیر مجدداً برای حوزه موسیقی چنین برشمرد:




1)رونق اقتصاد، 2) افزایش اشتغال، 3) بهبود کیفیت کالا و خدمات (آلبوم، کنسرت، کتاب)، 4) رقابت پذیری، 5) خلق منابع جدید، 6) توزیع عادلانه محصولات و خدمات فرهنگی، 7) ایجاد بستر مناسب برای ورود به بازارهای جهانی موسیقی و 8) تأمین فضاهای کافی برای عرضه محصولات فرهنگی(سالن اجرای موسیقی).




باید توجه داشت که این برنامه در فروردین سال 1379 تصویب شده است و پس از گذشت تقریباً یک دهه از آن می توان بر اساس وضعیت موجود ارزیابی منصفانه ای در مورد چگونگی روند حرکت برای نیل به اهداف ذکر شده در بالا داشت.




برای یک موسیقی دان در کنار مسائلی چون تدریس به صورت خصوصی و یا در هنرستان یا دانشگاه و انجام سفارش ها مانند ساخت موسیقی برای فیلم و مناسبت های مختلف یا نوازندگی برای ضبط آلبوم، می توان دو منبع اقتصادی مهم را برشمرد: یکی برگزاری کنسرت و دیگری انتشار آلبوم. برای برگزاری کنسرت موسیقی در حال حاضر قبل از شروع تبلیغات و فروش بلیت باید مراحلی از قبیل یافتن سالن مناسب، اخذ مجوز از دفتر موسیقی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی (شامل سه مرحله تصویب شعر در صورت وجود موسیقی باکلام، کارشناسی موسیقی و تأیید حراست) و اخذ مجوز از اداره اماکن نیروی انتظامی طی شود. اما طی این مراحل چندان نیز آسان نیست.




متأسفانه هنوز حتی در تهران نیز از نظر فضاهای مناسب برای اجرای موسیقی به شدت کمبود احساس می شود و بسیاری از کنسرت ها در محل هایی اجرا می شوند که یا اصلاً برای موسیقی طراحی نشده اند و یا مناسب آن نوع از موسیقی نیستند. از سال 79 تا به امروز نیز حتی یک سالن خاص اجرای موسیقی به سالن های کشور اضافه نشده است و تنها فضای عمومی خاص موسیقی کشور هنوز به سالن رودکی خلاصه می شود که آن هم برای موسیقی کلاسیک و برای تمرین ارکستر سمفونیک در سال 1346 ساخته شده و به سبب گنجایش بسیار کم، برای بسیاری از کنسرت ها قابل استفاده یا به صرفه نیست (هدف 8). کمبود مکان اجرا و فقدان مدیریت های آگاه بر مسائل فرهنگی و موسیقایی بر این مراکز – چرا که بسیاری از آنها در مجموعه هایی غیر فرهنگی و غیر موسیقایی قرار دارند- نیز اکثراً اجرای مطلوب موسیقی را با اشکالات جدی مواجه می کند که مهم ترین آنها اجاره بهایی است که ایشان بابت اجرا از برنامه گذار طلب می کنند و هیچ تفاوتی بین انواع موسیقی، ارزش های مختلف هنری و ظرفیت درآمدزایی آنها قایل نمی شوند. وضعیت آنجایی وخیم تر می شود که معیار همواره بالاترین بهاست بدین معنا که اگر سالنی توانست از یک کنسرت موسیقی پاپ اجاره ای را بیشتر از مقدار معمول دریافت کند، از فردا این اجاره بهای جدید است که به عنوان عرف سالن پذیرفته می شود حتی اگر متقاضی جدید سالن را برای یک تک نوازی موسیقی ایرانی یا کوارتت کلاسیک بخواهد!




شرایط، مراحل و طول زمان اخذ مجوز از دفتر موسیقی نیز هیچ گاه از قاعده و روند خاصی تبعیت نکرده است و بنا بر تغییر مدیریت ها و اوضاع سیاسی و اجتماعی متفاوت بوده است. علاوه بر این کسب مجوزهای شعر و موسیقی بنا بر سلایق شخصی افراد و هنرمندان حاضر در شوراهای موجود انجام می شود که این خود به نوعی می تواند به وارد آمدن لطماتی جدی بر پویایی موسیقی و ورود بیان های تازه به فضای موسیقی کشور بینجامد. پس از طی تمامی این مراحل در صورت عدم تأیید اجرای کنسرت، دفتر موسیقی خود را موظف به پاسخ گویی به هنرمند نمی داند و هیچ گاه کتباً عدم صدور مجوز و دلایل آن را به متقاضی اعلام نمی کند. در صورت صدور مجوز نیز هیچ گونه حمایت دیگری از او نمی کند و رسماً تمامی عواقب محتمل اجرا را بر عهده خود برگزار کننده می گذارد، چه به او مربوط باشد و چه نباشد!




تا مدتی پیش برگزار کننده کنسرت پس از اخذ مجوز دفتر موسیقی می بایست برای گرفتن مجوز از اداره اماکن نیز اقدام می کرد، ولی امروزه اخذ مجوز موسیقی منوط به تأیید قبلی اماکن است. مشکلی که در این قسمت بروز می کند وجهی است که نیروی انتظامی بابت تأمین امنیت کنسرت از برنامه گذار طلب می کند. این که آیا دریافت چنین وجهی درست یا نادرست است از حوصله این بحث خارج است اما اینکه تعیین مقدار این وجوه بر چه اساسی صورت می پذیرد می تواند در روند اجراهای موسیقی و به تبع آن توسعه فرهنگی مستقیماً مؤثر باشد.




در مورد انتشار آلبوم موسیقی نیز ناشر در دریافت مجوز از دفتر موسیقی می بایست روندی مشابه با آنچه که برای کنسرت ذکر شد طی کند، اما یکی از مهم ترین معضلاتی که در این حوزه وجود دارد عدم وجود قانونی برای حفظ مالکیت او و هنرمند بر اثر است؛ قانونی که به ظاهر در قوانین ما وجود دارد ولی در عمل هیچ گاه پیاده که نشده هیچ بلکه یکی از بزرگ ترین ناقضان آن خود دولت و به طور اخص صدا و سیما بوده است و این در حالی است که در کشورهای پیشرفته دریافت حق کپی رایت از فروش یا پخش آثار موسیقایی در شبکه های رادیویی و تلویزیونی یکی از منابع مهم درآمد موسیقی دانان محسوب می شود. از طرفی دیگر کپی های غیر مجازی که به سبب فقدان چنین قانونی در بازار غیر رسمی وجود دارد باعث شده تا ناشران نتوانند کالا های خود را با قیمت واقعی به بازار عرضه کنند و اینجا نیز متضرر اصلی ناشر، هنرمند و خود موسیقی است. اینها همه در حالی است که در اولین بند همان فصل از برنامه چهارم توسعه چنین آمده است:




« اصلاح قوانین و مقررات، برای رفع موانع انحصاری، تقویت رقابت پذیری و فراهم سازی زمینه های بسط مشارکت مردم، نهادهای غیر دولتی، صنفی و حرفه ای در امور فرهنگی و هنری».




بنا بر تفاصیل فوق به راحتی می توان دریافت که متأسفانه دولت در روند توسعه فرهنگی در زمینه موسیقی نه تنها در اولین و مهم ترین هدف خود بلکه در اکثر آنها عملکرد موفقی نداشته است. برآیند فضای فوق و عدم امنیت کاری حاصل از عملکرد ارگان های متولی این هنر رکود صنعت و هنر موسیقی است. کنسرت های موسیقی بزرگ و پر هیاهویی که چند سالی است رواج یافته نباید فریبمان دهد، شرایط موجود تنها راه را برای بزرگانی از عرصه موسیقی باز گذارده که حضورشان تضمینی است برای جلب مخاطب و اندکی آسودگی خاطر برای برنامه گذاری که هیچ مأمنی برای خود نمی بیند، و اغلب نه به امید درآمدی هنگفت، که به آرزوی ماندن است. اما باید ببینیم در این چند سال چند اثر ماندگار تولید شده (هدف 3)؟ چند چهره موسیقی در کنار استادان پیشین معرفی شده اند (هدف 5)؟ و آیا چهره های جدید با این شرایط اصولاً امکان ظهور خواهند یافت؟








کیوان فرزین


منبع:فرهنگستان هنر

[ad_2]

لینک منبع

با واژگان کاربردی بازار سهام آشنا شوید

[ad_1]

با واژگان کاربردی بازار سهام آشنا شوید

برای مثال اگر سهمی 20 تومان سود یا EPS دارد ممکن است بازار حاضر شود مثلا 100 تومان آن را خریداری کند و برای شرکت دیگری که برای هر سهم 50 تومان سود دارد


EPS مخفف سود به ازای هر سهم می باشد. شرکت ها از محل فروش و ارائه خدمات پس از کسر و اضافه سایر هزینه ها و درآمدها به سودی تحت عنوان سود خالص می رسند که اگر به سهام منتشر شده شرکت تقسیم شود، نشان می دهد هر برگه سهم چقدر به دارنده آن سود می دهد.




البته این سود الزاما قابل پرداخت به صورت نقدی نیست اما نشان می دهد سهام شرکت مربوطه چقدر پتانسیل سودآوری دارد. بی شک هر چقدر این رقم بزرگ تر باشد، بازار و سهامداران حاضرند برای خرید آن سهم پول بیشتری پرداخت کنند.




با واژگان کاربردی بازار سهام آشنا شوید


برای مثال اگر سهمی 20 تومان سود یا EPS دارد ممکن است بازار حاضر شود مثلا 100 تومان آن را خریداری کند و برای شرکت دیگری که برای هر سهم 50 تومان سود دارد حاضر است به مراتب قیمت بیشتری پرداخت کند.




P/E نسبت بسیار پرکاربردی است که از تقسیم قیمت به سود هر سهم به دست می آید. رابطه بین قیمت هر سهم و سود یا EPS همواره از قدیم مورد توجه بوده است به طوری که نسبت سنتی P/E ملاک نسبتا قابل اعتمادی برای سهامداران بوده و هست.این نسبت نشان می دهد که قیمت سهم باید چند برابر سود خالص شرکت یعنی EPS باشد.




مثلا نسبت P/E معادل 5 یعنی برای سهمی با سود 20 تومان، قیمت 100 تومان منطقی است. به همین ترتیب برای شرکتی با سود خالص 50 تومان برای هر سهم، قیمت 250 تومان می تواند منطقی باشد. البته یافتن نسبت P/E درست و منطقی موضوع پیچیده ای است که در حیطه این مطلب نمی گنجد.




DPS اصطلاحی است که به سود تقسیمی هر سهم می گویند. در حقیقت سود نقدی یا DPS بخشی از سود خالص یا EPS است که در هر سال با برگزاری مجمع عمومی عادی سالانه یک بار توسط شرکت به سهامداران پرداخت می شود. میزان سود تقسیمی یا DPS می تواند در برخی شرایط از EPS هم بیشتر باشد یا به طور کلی مبلغی برای پرداخت سود تعیین نشود و عدد صفر باشد.

[ad_2]

لینک منبع

بازی با ارقام شاخص های اقتصادی عمل پر ریسکی است!

[ad_1]

بازی با ارقام شاخص های اقتصادی عمل پر ریسکی است

گفت وگو از شرایط اقتصادی کنونی و ارائه سیاست های راهگشا دراین باره آن قدر شعاری و کوچه بازاری شده است که به سختی می توان با آن برخورد تخصصی کرد, اما دراین میان برخی سؤال ها هنوز بی جواب مانده اند


سیاست های اقتصادی ایران مدت هاست از سندرم افراط گری رنج می برد، سال های طولانی درگیر سیاست های انبساطی حساب نشده و چاپ بی رویه و بی پشتوانه پول و در نهایت تورم مارپیچی فزاینده بودیم به طوری که پول ملی مان به پول داغ تبدیل شده بود، رکود مزمن گریبان تولید را گرفته بود و چندنرخی بودن ارز و نوسانات گاه به گاه و برنامه ریزی شده اش محملی بود برای جبران کسری بودجه های گزاف و نتیجه اش تضعیف پول ملی، کاهش قدرت خرید و فقیر ترشدن صاحبان درآمدهای ثابت بود؛ سیاستی که منجر به ایجاد بی ثباتی هایی در اقتصاد شد که چنان که افتد و دانید، اقتصادمان را به آنجا رساند که از سال های ١٣٩٠ به بعد به تعمیق رکود انجامید. دولت اخیر اما صرف نظر از دستاورد عظیم توفیق در حل مسائل حوزه سیاست خارجی که به حق از آن به عنوان «یارانه سیاست خارجی به اقتصاد» یاد می شود و نمی توان نادیده اش گرفت، از ابتدا بنای کار را بر کنترل تورم و متوقف کردن سیاست های انبساطی گذاشت. به نظر می رسید همه چیز خوب پیش می رود و بالاخره بعد سال ها وقت آن رسیده که اقتصاد ما هم طعم ثبات و آرامش را بچشد، غافل از اینکه رکود دامنه دار سایه انداخته بر تولید و صنعت کشور در مرحله ای بحرانی تر از تورم بود. همه اندیشمندان حوزه اقتصاد به اتفاق اذعان دارند که برای خروج از رکود باید به گونه ای تقاضای کل را تحریک کرد؛ اتفاقی که به دلیل تصمیمات ضدتورمی دولت نیفتاد و سال به سال رکود صنایع مختلف و بخش مسکن را ریشه دارتر کرد و به دیگر بخش های اقتصاد سرایت داد، تورم اما هم از سوی سیاست های کنترلی و هم به دلیل عمق رکود روند کاهشی در پیش گرفت؛ اتفاقی که محصول شرایط موجود و دستاوردی بود که در زمانی که نباید اتفاق افتاد. این همه که ذکر شد دو گونه برخورد افراطی با شرایط تورمی در سال های مختلف بود که در هیچ یک از موارد نیز نتیجه دلخواه را در پی نداشت. این روزها اما آنچه درآستانه انتخابات می شنویم نه تنها پاسخ گوی چرایی شرایط موجود نیست؛ بلکه نگران کننده و تأمل برانگیز است. به نظر نگارنده همچنان که در یادداشت های قبلی (شرق- ٢٠ بهمن ١٣٩٥) اشاره شد، موقعیت کنونی حساس و تعیین کننده بوده و بازی با ارقام شاخص های اقتصادی برای رسیدن به چشم انداز مطلوب بیش از آنکه نتیجه بخش باشد غیرحرفه ای و کلیشه ای می نماید. به نظر می رسد قیمت ها از چند سو در حال تقویت شدن هستند، نا آرامی های منطقه موجبات افزایش قیمت نفت را فراهم کرده که به خودی خود تورم زاست و در اولین فرصت بازار مسکن را تحریک می کند که اگر انرژی ذخیره شده در پنج سال گذشته یکباره تخلیه شود، کنترل آن در عمل غیرممکن می شود، روش های رفع بحران های اخیر بانکی که دیگر گریزناپذیرند، همگی تورم زا هستند و در کنار همه اینها، سیاست های انبساطی دولت همچون گسترش اعتبارات بانکی، افزایش سه برابری یارانه نیازمندان، افزایش درآمدهای کارمندان و بازنشستگان و… با اینکه تلاش می شود بیشتر رویکرد توزیع درآمدی داشته باشند، همگی فی نفسه تورم زا هستند و از آنجا که اقتصاد در حال رکود فعلی، تشنه و منتظر این موقعیت است؛ ضریب های فزاینده با سرعتی غیرقابل تصور عمل می کنند و بیم آن می رود سکان کار از دست سیاست گذاران اقتصادی رها شود. ایران این روزها سیاست گذاری معتدل، مطمئن و ریسک پذیر می خواهد که بیش از هر چیز به منافع ملی بیندیشد. شاید آنچه برخی از اقتصاددانان از آن به عنوان «جای خالی سیاست های بلندمدت برای کسب منافع درازمدت ملی» یاد می کنند مؤید همین ملاحظات و نگرانی ها باشد.




مستوره اشراقی- پژوهشگر اقتصادی

[ad_2]

لینک منبع

آقای رئیس جمهور آینده! من سوال دارم!

[ad_1]

آقای رئیس جمهور آینده من سوال دارم

گر نیازهای مادی انسان تأمین نشود, حیات او به خطر می افتد نیاز به غذا, سرپناه و بهداشت نیاز های بشر اولیه بوده اند در جامعه مدرن برای تأمین این نیاز ها به پول و در نهایت به شغل نیاز داریم پس اشتغال یک نیاز اولیه در جامعه امروزی است در ایران که سیستم های تأمین اجتماعی کارآمدی وجود ندارد, موضوع تأمین معاش اهمیت بیشتری دارد کمترین انتظار از حکومت ها, این است که زمینه تأمین معاش شهروندان را فراهم آورند


هرچند نیاز های فرهنگی و اجتماعی انسان به مراتب اهمیت بیشتری در مقایسه با نیازهای مادی او دارد، نیاز هایی که میان جانداران، اختصاص به انسان دارد و رشد معنوی و کمال آدمی وابسته به آنهاست؛ اما اکنون مسئله نیاز های اولیه مردم، مشکل و واقعیت تلخی به نام فقر و بی کاری است.


متأسفانه پس از ٤٠ سال، ایرانیان تنها مردمی در جهان هستند که درآمد سرانه آنها کاهش یافته است و بنا به گفته اقتصاددانانی مانند مسعود نیلی و سعید لیلاز، درآمد سرانه مردم ایران در سال ۹۱ نسبت به درآمد سرانه در سال ۱۳۵۵، حدود ٤٢ درصد کاهش یافته است. به عبارت دیگر، دولت ها در این مدت در مبارزه با فقر ناکام بوده اند. باید دید ریشه این ناتوانی در چیست؟


امروز نیز شعار «اشتغال» سر می دهیم؛ اما سرنا را از سر دیگر آن می نوازیم. آیا راه اشتغال این است که دولت شهروندان را به استخدام درآورد و این گونه اشتغال ایجاد کند؟ وقتی کشوری مانند ژاپن با بیش از ۱۲۰ میلیون نفر جمعیت، تنها ۳۰۰ هزار کارمند استخدامی دارد و دولت ایران بیش از هشت میلیون حقوق بگیر دارد، آیا این مسیر درستی است که بیش از ٨٠ درصد بودجه دستگاه های اجرائی صرف حقوق و دستمزد شود؟


به راستی برای «اشتغال» مردم که بسیاری از آنان جوانان تحصیل کرده هستند، چه باید کرد؟


برای ایجاد اشتغال آیا راهی جز رونق کسب وکار می شناسیم؟ و برای رونق کسب وکار، آیا چیزی ضروری تر از «تأمین سرمایه» وجود دارد؟ آیا ایران بدون تعامل با جهان و بدون جذب سرمایه و تکنولوژی شرکت های بین المللی می تواند راه رشد اقتصادی و توسعه صنعتی را طی کند؟ کشوری مانند کره جنوبی که ٤٠ سال پیش، اقتصاد آن در اندازه اقتصاد استان خراسان بوده، با اتخاذ استراتژی های درست و کسب اعتماد بین المللی، در این مدت چنان رشد کرده که امروز درآمد یکی از شرکت های کره، معادل درآمد ایران از نفت است. آمار فقر در ایران حیرت آور است؛ چرا مردم ایران با این همه ظرفیت های بالقوه اقتصادی کشور باید فقیر باشند؟ یکی از مدیران یک شرکت ژاپنی می گفت اگر شما فقط منطقه ویژه اقتصادی عسلویه را به ما بسپارید، ما تعهد می کنیم در کشورتان هیچ فقیری نداشته باشید. خارجیان دیگری که از این منطقه بازدید کرده اند نیز بر این باورند که همین بخش از کشور ایران برای ثروتمندکردن ایرانیان کافی است. ظرفیت هایی از این دست در ایران کم نیست.


ترانزیت و توریسم از جمله ثروت های بالقوه خدادادی دیگر این سرزمین است. سال ها پیش زمانی که به اردن رفته بودم، دوستی فلسطینی تبار در آنجا به من گفت: شما چرا در ایران هتل ندارید؟ او که چند بار به ایران آمده بود، حتی از هتل های پنج ستاره تهران هم راضی نبود و اشاره می کرد به هتل های اردن و پرسید شما چرا در ایران از این هتل ها ندارید؟


در شهر عمان و منطقه باستانی «پوترا» که از آنجا دیدن کردم، بسیاری از هتل های زنجیره ای معروف دنیا شعبه داشتند و با استاندارد های بین المللی به مسافران خدمات می دادند. نمی دانستم چه پاسخی به دوست فلسطینی خود بدهم؟ خیلی بر من گران آمد که او ایران را با اردن که از منابع استراتژیک و موقعیت های درآمدزایی ایران بی بهره است، مقایسه می کرد. به هرحال در شرایطی درآمد سرانه مردم ایران نسبت به ٤٠ سال گذشته کاهش یافته که بسیاری از همسایگان ایران در این مدت از رشد اقتصادی بالایی برخوردار بوده اند. مردم از رئیس جمهور دولت دوازدهم می پرسند چرا ما نمی توانیم هتل هایی مانند کشور های عربی حوزه خلیج فارس داشته باشیم؟ چرا نمی توانیم فرودگاه هایی مانند کشور های یادشده داشته باشیم؟ آیا ایران می تواند مشابه کشور های ترکیه و مالزی از ظرفیت های خود برای جذب گردشگر استفاده کند و به این ترتیب هزاران فرصت شغلی با سرمایه بخش خصوصی داخلی و خارجی در کشور به وجود آید؟ آیا تصمیم گیری دراین باره از اختیارات دولت است؟


آقای رئیس جمهور برای اینکه بتوانیم شهر هایی مانند سایر کشور های جهان بسازیم، باید چه تغییری در تفکر و نگرش ما ایجاد شود؟ باید چه تحولی در رویکرد ما به جهانیان رخ دهد؟ و چه تغییری در رفتار ما لازم است؟ در این میان نقش دولت شما برای تغییر این رویکرد چیست؟


آقای رئیس جمهور اگر بخواهید راه سرمایه گذاری خارجی را در ایران باز کنید، چقدر اختیار دارید؟ آیا از اختیارات لازم برای رفع مشکل بی کاری برخوردار هستید؟ خوب است در آستانه انتخابات ریاست جمهوری، این موضوع از سوی دکتر روحانی و سایر نامزد های محترم با شفافیت بیشتری واکاوی شود. شاید وقت آن رسیده باشد که موانع ساختاری رشد اقتصادی کشور را مطرح کنیم و به تغییر پارادایم ها فکر کنیم تا بلکه راهبردی برای خروج از عقب ماندگی بیابیم.




مصطفی ملکوتی. پژوهشگر

[ad_2]

لینک منبع

رکود،متهم ردیف اول مشکلات ماست!

[ad_1]

رکود,متهم ردیف اول مشکلات ماست

به عقیده من مهمترین موضوعی که در اقتصاد ایران وجود دارد این است که دولت صرفا جزئی از یک حاکمیت کلی تر است مسئله ای که من اسمش را گذاشته ام تودرتوی نهادی یعنی عدم هماهنگی نهادها که موجب می شود منابع از بین بروند با این وجود نباید در این مسئله شک کرد که دولت یازدهم نسبت به دوره های قبل نگاه بهتری به اقتصاد و شرایط موجود در کشور داشته است


سال گذشته بارها و بارها از سوی کارشناسان اقتصادی به دولت هشدار داده بودند که یکی از موارد مهم که رقبای حسن روحانی در انتخابات ریاست جمهوری با استناد به آن حملات خود را ساماندهی می کنند، مسئله اقتصاد و رکود و مشکلات معیشتی مردم است.




دولت آرامش را به اقتصاد بازگرداند


علی دینی ترکمانی کارشناس مسائل اقتصادی در گفت وگو با فرارو گفت: کشور در سال 91 و 92 در یک رکود عمیق فرو رفت و رشد اقتصادی تا 8درصد کاهش پیدا کرد. اما بعد از آن یعنی در سال 93 حدود 1درصد رشد اقتصادی را تجربه کردیم. با این وجود ما از سال 91 تا 94 در رکود اقتصادی به سر می بردیم.




وی تصریح کرد: اما این مسئله ریشه در مسائلی دارد که اگر بخواهیم منصفانه و کارشناسانه به آنها اشاره کنیم، باید بگویم این رکود و مسائلی که موجب شده اند، این معضل در اقتصاد کشور وجود داشته باشد ربطی به دولت یازدهم ندارد. در سال 90 و 91 به واسطه تحریم ها و کاهش درآمدهای نفتی، دچار چنین بحرانی شدیم.




این اقتصاد دان تاکید کرد: البته این به معنی آن نیست که دولت به هیچ عنوان تاثیری در این رکود نداشته است. زیرا به هرحال هدف دولت کاهش تورم با قانونمند کردن ساست های پولی بود که همین مسئله موجب شد تا حدودی بنگاه های اقتصادی دچار کمبود نقدینگی شوند. البته نباید فراموش کرد زمانی که آقای روحانی دولت را تحویل گرفتند با تورم بالای 35 درصد روبرو بودند باید تصمیم می گرفتند و تیم اقتصادی هم تورم را در اولویت قرار داد.




ترکمانی با بیان اینکه ما همیشه طی سال‎های گذشته، رکود داشته ایم، اظهار کرد: در دوره جنگ، نرخ رشد اقتصادی به طور متوسط منفی 1.3 درصد شد. این رشد منفی همراه با تورم کم و بیش بالا بود. طی دوره سازندگی و سال های بعد نیز هر چند نرخ رشد اقتصادی مثبت بود اما بر حسب شاخص بیکاری همیشه در رکود بوده ایم. در عین حال، میزان تورم هم حدود 20 درصد در سال بوده است که در سال 74 به مرز 50 درصد نیز رسید. یعنی بر اثر جنگ، سرمایه گذاری خالص افت شدیدی پیدا کرد و ظرفیت های تولیدی محدود شد. به زبان اقتصادی، منحنی عرضه کل به سمت چپ منتقل و در نقطه های زودرس، کشش ناپذیر شد؛ به این معنی که تولید در بهترین حالت نصف آن چیزی شد که باید می شد.




وی ادامه داد: از سوی دیگر، افزایش جمعیت هم موجب تشدید تقاضا شد. بنابراین در یک سو عرضه کل کاهش پیدا کرد و در سوی دیگر تقاضای کل افزایش یافت و نتیجه تشدید فشارهای تورمی شد. در این میان سیاست های نادرستی چون طرح های ناتمام سرمایه گذاری و همینطور مدیریت ضعیف طرح های سرمایه گذاری نیز مزید بر علت شد. طی سال های 90 به این سو که اقتصاد زیر تاثیر منفی تحریم ها قرار گرفت، هم رکود بر حسب میزان تولید و شاخص بیکاری عمق بیشتری پیدا کرده است و هم بر حسب شاخص تورم. اگر شرایط رکودی و تورمی سال های 70-89 را تا حدی طبیعی در نظر بگیریم، می توانیم شرایط سال های 90 تا سال 94 را غیرعادی بدانیم که علت اصلی آن تحریم ها و افزایش شدید قیمت حامل های انرژی است.




این فعال اقتصادی افزود: بنابراین تمامی سیاست های کلانی که در دولت های گذشته وجود داشت در این دوره هم مشاهده کردیم. سیاست هایی مانند آزادسازی قیمت ها، کوچک سازی دولت، خصوصی سازی و… حتی اگر به خاطر داشته باشید آزادسازی قیمت ها در دولت های نهم و دهم هم اجرا شد. البته به بدترین شکل ممکن آن را اجرا کردند. به عقیده من مهمترین موضوعی که در اقتصاد ایران وجود دارد این است که دولت صرفا جزئی از یک حاکمیت کلی تر است. مسئله ای که من اسمش را گذاشته ام «تودرتوی نهادی». یعنی عدم هماهنگی نهادها که موجب می شود منابع از بین بروند. با این وجود نباید در این مسئله شک کرد که دولت یازدهم نسبت به دوره های قبل نگاه بهتری به اقتصاد و شرایط موجود در کشور داشته است.




ترکمانی تاکید کرد: دولت طی این مدت موفق شده آرامش را دوباره به اقتصاد کشور بازگرداند و دیگر مانند دوران دولت نهم و دهم شاهد جهش های ناگهانی و شدید نیستیم و توانسته بازار ارز را به یک ثبات نسبی و البته مناسب برساند. همین که ضرب تحریم ها را گرفت هم از اقدامات مناسب دولت است. اما واقعیت این است که اگر قرار به این باشد که اقدامات گسترده تر و فراگیرتر انجام شود باید گفت که این مسئله از توان کارشناسان و تیم اقتصادی دولت خارج است و نیازمند هماهنگی و همکاری بخش های مختلف حاکمیت است.




این استاد دانشگاه در پایان با اشاره به انتقادهای مخالفان و رقبای دولت گفت: اینکه رقبای آقای روحانی اقتصاد را دستاویز قرار داده اند و به دولت حمله می کنند، بیشتر شبیه یک طنز تلخ است. هنوز فراموش نکرده ایم که زمانی که قوه مجریه و حتی مقننه و نهادهای اقتصادی را در اختیار داشتند وضعیت اقتصاد به چه شکل بود. من شک ندارم که اگر بار دیگر این افراد بتوانند دولت را در اختیار بگیرند به شرایط سال 92 باز نمی گردیم، بلکه وضعیتی را تجربه خواهیم کرد که به مراتب از آنچه که در دولت های نهم و دهم بود، وحشتناک تر و خطرناک تر خواهد بود.




مشکلات فعلی به سومدیریت برمی گردد


اما حجت الله عبدالملکی عضو هیات علمی دانشگاه امام صادق نظر متفاوتی دارد. وی در گفت وگو با فرارو ضمن تائید ادعاهای مخالفان دولت، گفت: به طورکلی اقتصاد یک کشور تحت تاثیر سه فاکتور مهم می تواند دست خوش تغییرات مثبت یا منفی شوند. این عوامل عباتند از: ساختار، مسائل خارجی و مدیریتی.




وی تصریح کرد: اما بخش قابل توجه مشکلات اقتصادی در ایران به مسائل مدیریتی مربوط می شود. یعنی ناشی از سومدیریت مسئولان اجرایی است. متاسفانه آنچه که طی این چند سال اخیر در دولت یازدهم شاهدش بودیم صرفا اشتباهات مدیریت دولتی ها بود. عدم اعتقاد به ظرفیت های داخلی، هدر رفتن منابع بانکی، عدم استفاده از نیروی کار، دیدگاه ها و تفکرات اشتباه در سیاست خارجی، واردات اشتباه به این معنی که دولت اقدام به وارد کردن کالاهایی کرد که در داخل تولید می شد. این همه مواردی هستند که باعث شد به اقتصاد ایران لطمه زده شود.




او ادامه داد: به عقیده من 50 درصد مشکلات فعلی به دلیل ناکارآمدی دولت اتفاق افتاده است و حتی دولت یازدهم باعث عمیق تر شدن رکود در کشور شده است. ما می توانستیم در سال 92 به رشد اقتصادی صفر برسیم و سال 93 رشد یک درصدی را تجربه کنیم و اگر این روند ادامه پیدا می کرد الان ما با رشد 8 درصدی مواجه بودیم.




این اقتصاددان تاکید کرد: واقعیت این است که حتی اگر دولت سیاست خنثی در اقتصاد را در دستور کار خود قرار می داد، یعنی هیچ کاری نمی کرد می توانستیم به رشد اقتصادی مثبت در همان سال 93 دست پیدا کنیم. اما دولت با سیاست های غلط خود این روند را کند و رکود را عمیق تر کرد.




وی افزود: از سوی دیگر الگوی دولت یازدهم در نظام پولی بی ثبات ترین الگو بین سه دولت قبلی است. در بحث نرخ سود بانکی هم این دولت بسیار بی انضباط عمل کرده و بارها با کاهش و افزایش نرخ سود بانکی مواجه بوده ایم. در بازار سرمایه هم یک ریزش بی سابقه داشتیم و نوسانات زیادی به سبب تلاطمات ناشی از مذاکرات هسته ای به وجود آمد.




او با بیان اینکه کاهش تورم دستاورد مهمی برای دولت نیست، گفت: به طور کلی چند سال که نرخ تورم بالای ۴۰درصد باشد چند سال بعد به شکل خودکار به ۱۵درصد و حتی زیر ۱۰درصد هم می رسد. از سوی دیگر در چند سال اخیر قیمت ها بالاست و با کاهش قدرت خرید مردم و کاهش تقاضا طبیعتا قیمت ها با سرعت کمتری کاهش پیدا می کند.




عبدالملکی در پایان اظهار کرد: واقعیت این است که اقدامات دولت بیشتر تورم زا بود و حجم پول و نقدینگی به شدت افزایش پیدا کرده است و این ها از جمله موارد تورم زا به شمار می روند و قدرت خرید مردم محدود شده است. در شرایطی که تورم وجود داشته باشد رکود هم اتفاق می افتد، رکود و تورم با هم اتفاق می افتد و رکود تورمی پیش می آید.

[ad_2]

لینک منبع

شناگران ناشناخته طبیعت این ها هستند!

[ad_1]

شناگران ناشناخته طبیعت این ها هستند

افسانه های زیادی درباره قدرت شناگری حیوانات وجود دارد, در مقابل روایت های زیادی هم هست که می گوید پستاندارانی مانند شترها و خوک ها توانایی شنا کردن ندارند آیا این روایت ها درست است واقعیت این است که برخی از پستانداران مانند نهنگ ها, فک ها, پورپویزها و خوک های دریایی به وضوح در رده شناگران حرفه ای جای دارند و بدن شان برای شناگری تکامل پیدا کرده اما جالب است بدانید که برخی از پستانداران خشکی زی هم قادر به شنا کردن هستند آیا باور می کنید که بزها و گاوهای اهلی هم قدرت شنا کردن دارند حتی گربه سانان هم می توانند شنا کنند, هرچند که اغلب گربه سانان از اینکار به هیچ وجه لذت نمی برند در مقابل برخی دیگر همچون شترها شهرت به عدم قابلیت شنا کردن دارند اما در بین آن ها هم شناگران قابلی یافت می شود در ادامه شما را با برخی از این شناگران ناشناخته خشکی زی آشنا خواهیم کرد


۱- شتر کارای Kharai Camel








در حال حاضر گجرات در هندوستان زیستگاه شترهای موسوم به کارای است که توانسته اند خود را با شرایط خاص آب و هوایی منطقه موسوم به ران (Rann) سازگار کنند. ران نام منطقه ای وسیع و پوشیده از تالاب های آب شور است که بخش اعظم آن در ایالت موسوم به گجرات واقع شده. این ناحیه تیپ زیستگاهی از جنس دریایی کم عمق و بسیار شور دارد و خاستگاه جمعیت کم تر از ۱۰ هزارتایی شترهای دوکوهانی است که از نظر رده بندی حفاظتی بعنوان گونه در معرض خطر شناخته شده اند. دامپزشکان و متخصصانی که بر روی این شترها مطالعه می کنند، به این نکته اشاره کرده اند که شترهای کارای درست برخلاف هم نوعانشان در صورت مواجهه با آب علاقه زیادی برای ورود و گذر از گذرگاه های آبی دارند. شترهای کارای گجرات را با عنوان شترهای شناگر می شناسند.




۲- فیل های سنگین وزن در آب








دانشمندان باور دارند که فیل ها سنگین وزن ترین حیوانات خشکی زی هستند که توانایی شنا کردن دارند. این مساله تاحدودی کشف فسیل فیل ها در جزایر دورتر از سواحل کالیفرنیا، چین و مدیترانه را توجیه می کند. در حقیقت باید این نکته را هم بدانید که فیل ها شناگران قهار و قابلی هستند، آن ها می توانند مسافتی در حدود ۵۰ کیلومتر شنا کنند. فیل ها از ابزاری موسوم به لوله تنفس برای شنا کردن استفاده می کنند و همین ابزار پیشرفته آن ها باعث شده که برخی از دانشمندان تکامل فیل ها را در راستای شناگری توصیف کنند. تحقیقات نشان می دهد که آناتومی فیل ها بالغ بر ۳۰۰ میلیون سال پیش برای شناگری تکامل پیدا کرد.




۳- خرس های قطبی و توانایی خارق العاده شناگری








خرس های قطبی شناگران توانایی هستند، بایستی آن ها را به نوعی پستانداران آبزی هم به حساب آورد اما این مساله به هیچ­وجه قابل­مقایسه با خوک های دریایی، نهنگ ها و سمورهای دریایی که تمام یا بخش اعظم عمر خود را در آب می­گذرانند؛ نیست. خرس های قطبی زیستن بر روی یخ های قطبی را ترجیح می­دهند. در فصل بهار مادرها با توله­های کوچک خود که کم تر از ۳۰ کیلوگرم وزن دارند، مسافت های خیلی بعید را می­پیمایند تنها به این دلیل که اجبار توله­ها به شنا کردن می­تواند احتمال سرمازدگی و حتی مرگ آن ها را تقویت کند. پروفسور جورج دورنر (George Durner) در سال ۲۰۱۱ در مجله بیولوژی قطبی به نکته ای جالب اشاره کرد: «یک خرس قطبی ماده را برای بار اول در اواخر مرداد و برای بار دوم در اوایل آبان سال ۲۰۰۸ در حوالی دریای بیوفورت زنده­گیری و سپس با یک گردنبند ردیاب رادیویی رهاسازی کردیم. این خرس ۶۸۷ کیلویی بیش تر از ۹ روز را به طور مداوم شنا کرد، بعد از آن هم به طور متناوب یا خود را به آب زد یا در روی یخ های قطبی مسافتی بالغ بر ۱۸۰۰ کیلومتر را پیمود. برآورد میزان جابجایی، فعالیت در طی هر ساعت، درجه حرارت زیرپوستی و خارجی بدن این خرس جلوه متفاوتی از نحوه زیست و توانایی­های این حیوان را در پیش روی ما قرار داد. این خرس و نوزاد یک ساله­اش در فاصله بین دو بار زنده­گیری ۲۲ درصد وزن بدن خود را از دست داده بودند. باور ما این است که مسافت باورنکردنی که از شنای این خرس ثبت کردیم، می­تواند به آن ها در مواجهه با کاهش سطح یخ های قطبی کمک کند. اما این را هم باید در نظر داشت که اینکار نه­تنها هزینه­های بالای انرژی را برای خرس ها به همراه دارد بلکه حتی می­تواند بر قابلیت باروری آن ها نیز به شدت اثر بگذارد.»




۴- گربه سانی شیفته آب








اغلب پستانداران از جمله حتی گربه سانانی مانند شیرها، پلنگ ها و حتی یوزها توانایی شنا کردن دارند اما اینکار در آن ها به ندرت اتفاق می افتد. اینکه یک حیوان توانایی شنا کردن داشته باشد با اینکه در شنا ماهر باشد، تفاوت زیادی دارد. اغلب گربه سانان بزرگ از شنا کردن پرهیز می کنند چرا که آن ها برای زندگی در خشکی تکامل پیدا کرده اند. اما این خصلت در مورد ببرها صدق نمی کند و علت آن هم این است که زیستگاه ببرها متفاوت است. رودخانه های متعدد بسیاری در زیستگاه ببرها هست که آن ها با گذر از آن ها قدرت خارق العاده شناگری شان را به رخ می کشند. نخستین دلیل شنا کردن ببرها این است که می خواهند خودشان را خنک کنند. یک دلیل دیگر ببرها برای شنا کردن این است که تعقیب طعمه در حین شکار برای آن ها راحت تر است. ببرها با بودن در آب آن هم در فصول گرم آرام شان را بدست می آورند و اینکاری است که گاهی جگوارها، پلنگ ها و حتی شیرهای آفریقایی هم گاه و بیگاه انجام می دهند.




۵- خفاش های شناگر








آیا می دانستید که خفاش ها هم توانایی شنا کردن دارند؟ تحقیقات نشان می دهد که خفاش ها در شرایط استرس زا قادر به شنا کردن هستند و نحوه شنا کردن آن ها بی شباهت به شنای پروانه در انسان ها نیست. سال گذشته تحقیقات جالبی توسط محققان مرکز تحقیقاتی اسمیتسونین آمریکا (Smithsonian Institute) در مورد قدرت شنا کردن خفاش ها انجام شد. این تحقیقات نشان داد که علیرغم اینکه مهارت خفاش ها در شناگری بی نظیر است اما این ویژگی جزئی از خصلت طبیعی آن ها نیست بلکه آن ها صرفاً در شرایط اضطراری شنا می کنند. رفتار برخی از گونه های خفاش ها مانند جنس موسوم به (Pteropus) که از آن ها اغلب با عنوان خفاش های بزرگ یاد می شود، از این نظر بسیار جالب است. بررسی ها نشان می دهد که آن ها برای نجات شکاری که انجام داده اند، به آب می زنند.




۶- گردن دراز ناکارآمدی که غرق نمی شود








زرافه ها موجودات خارق العاده ای هستند. یک نوزاد زرافه ظرف ۲۰ دقیقه روی پای خود می ایستد و در اولین سال زندگی اش هم حدود ۲٫۱ متر رشد می کند. اما آیا این حیوان زیبا قادر به شنا کردن است؟ مشاهدات جالب برخی از محققان حاکی از آن است که گونه موسوم به زرافه کلیمانجارو Giraffa tippelskirchiبرای عبور از رودخانه گاهی شنا می کند. اما این را هم به یاد داشته باشید که قابلیت های شنا کردن زرافه ها هنوز نیاز به تحقیقات بیش تر دارد اما دانشمندان معتقدند که شنا کردن آن ها بعید نیست فقط مستلزم تقلای زیاد و هدر رفت انرژی زیاد است.




۷- شامپانزه های شناگر خوشحال








تا مدت ها تصور می شد که شامپانزه ها و میمون های بزرگ اصلاً توانایی شنا کردن ندارند تا اینکه در سال ۲۰۱۳ میلادی فیلمی از یک شامپانزه خوشحال در حال شنا کردن منتشر شد. بررسی های دو محقق به نام های رناتو بندر (Renato Bender) و نیکول بندر (Nicole Bender) بر روی یک شامپانزه به نام کوپر(Cooper) و یک اورانگوتان به نام سوریا (Suriya) نشان داد که برخلاف تصورهای پیشین، میمون ها و اورانگوتان ها نیز قادر به شنا کردن هستند. اما واقعیت این است که اجداد آن ها سال ها پیش علاقه به شنا کردن را به طور کل از دست داده اند و شنا کردن بر روی درختان را به شنا کردن در آب ترجیح داده اند. با وجود این که شنا کردن میمون ها خیلی بعید است اما از نظر فیزیولوژیکی امکان پذیر است و کوپر و سوریا نمونه های آموزش دیده ای بودند که این فرضیه را ثابت کردند.


فرناز حیدری

[ad_2]

لینک منبع

پرتوی نور از چه درست شده است؟

[ad_1]

پرتوی نور از چه درست شده است

تا به حال فکر کرده اید که نور دقیقا چیست همان چیزی که باعث می شود بتوانیم دنیای اطراف را با استفاده از دو حسگری که روی سرمان قرار گرفته ببینیم چشمان ما, حسگرهای نور هستند نور از آن پدیده هایی است که هرچند همیشه به طور مستقیم با آن سر و کار داریم و کل حیات روی زمین تحت تاثیر آن تکامل یافته, ولی صدها و بلکه هزاران سال در پی شناخت آن بودیم فقط در یکی دو قرن اخیر بود که توانستیم شناخت به نسبت خوبی از آن پیدا کنیم, با این حال هنوز هم شناخت ما خیلی دقیق نشده است سازمان ملل متحد, سال ۲۰۱۵ را سال جهانی نور نام گذاری کرده است, به همین مناسبت, این مقاله را تهیه کرده ایم به راستی نور چیست ماده است یا انرژی ذره است یا موج آیا نور فقط همان چیزیست که می بینیم آیا اشکال دیگری از نور هم در دنیا وجود دارد


امروز فیزیک دان ها تا حد زیادی با ماهیت واقعی نور آشنایی دارند. آن ها دقیقا می دانند که نور در چه زمانی پس از مهبانگ (انفجار بزرگ که منجر به پیدایش جهان شد) بوجود آمد. آن ها تا حدی می دانند که نور را چطور کنترل و از آن برای کارهای مختلف استفاده کنند. با این حال همیشه این طور نبوده است. احتمالا یکی از اولین کسانی که خیلی جدی در پی شناخت ماهیت نور، کنترل و استفاده از آن رفت، «ابن هیثم»، دانشمند ایرانی بود. او دقیقا ۱۰۰۰ سال پیش کتابی هفت جلدی به نام «المناظر» نوشت. با این حال آن چه امروز از ماهیت واقعی نور می دانیم بیش از ۱۵۰ سال عمر ندارد. نکته ی جالب این جاست که شناخت نهایی نور، با مطالعه ی دقیق خود نور میسر نشد، بلکه با بررسی اطلاعاتی که از دهه ها تحقیق بر روی ماهیت «الکتریسیته» و «مغناطیس» جمع آوری شده بود، بدست آمد. الکتریسیته و مغناطیس، دو پدیده ی کاملا جداگانه به نظر می رسند. ولی دانشمندانی مثل «هانس کریستین اورستد» (Hans Christian Oersted) و «مایکل فارادی» (Michael Faraday) نشان دادند که این دو پدیده کاملا در هم تنیده اند.




یکی از اولین کسانی که خیلی دقیق و علمی بر شناخت نور کار کرد، «ابن حیثم» بود. او کتاب هفت جلدی «المناظر» را نوشت


یکی از اولین کسانی که خیلی دقیق و علمی بر شناخت نور کار کرد، «ابن هیثم» بود.


نورمرئی، قسمتی از طیف الکترومغناطیس




ریاضی دانان آن زمان، با جمع آوری اطلاعات سال ها آزمایش و مشاهده بر روی دو پدیده ی الکتریسیته و مغناطیس، توانستند نظریه ای جدید به نام «الکترومغناطیس» بسازند. الکترومغناطیس همان پدیده ای است که بعدها به عنوان یکی از چهار نیروی بنیادین جهان شناخته شد. سه نیروی دیگر، گرانش، نیروی هسته ای قوی و نیروی هسته ای ضعیف هستند. در اواسط قرن نوزدهم، دانشمندی به نام «جیمز کلارک مکسول» (James Clerk Maxwell) توانست با استفاده از معادلات ریاضی، تصویری یکپارچه از پدیده ی الکترومغناطیس بسازد. معادلات مکسول کمک زیادی به توضیح و شناخت ماهیت نور کرد. آن چه مکسول با این معادلات به دنیای علم اهدا کرد، آن قدر بزرگ بود که آلبرت انشتین درباره ی او می گوید: «مکسول برای همیشه جهان را تغییر داد.»




نور مرئی قسمتی از تابش الکترومغناطیس است


نور مرئی قسمتی از تابش الکترومغناطیس است


مکسول نشان داد که میدان های الکتریکی و مغناطیسی به صورت موج حرکت می کنند. در ضمن سرعت حرکت آن ها، به اندازه ی سرعت حرکت نور است. این به مکسول اجازه داد فکر کند که خود نور، با امواج الکترومغناطیسی حمل می شود. بدین معنی که نور یکی از اشکال تابش الکترومغناطیسی است. در اواخر دهه ی ۱۸۸۰ و تنها چند سال پس از مرگ مکسول، فیزیک دانی آلمانی به نام «هاینریش هرتز» (Heinrich Hertz) اولین کسی بود که به صورت رسمی اعلام کرد نظریه ی الکترومغناطیس مکسول صحیح است. «گراهام هال» (Graham Hall) از دانشگاه ابردین در اسکاتلند می گوید: «اگر در زمان زندگی مکسول و هرتز جایزه ی نوبل وجود داشت، این دو حتما برنده ی آن می شدند.» دانشگاه ابردین، جاییست که مکسول در اواخر دهه ی ۱۸۵۰ در آن کار می کرد. مکسول به علم نورشناسی خدمت بزرگ دیگری نیز کرده است. در سال ۱۸۶۱، او نخستین عکس رنگی جهان را گرفت. دست کم نوعی از عکس رنگی که دوام زیادی داشت. عکس رنگی مکسول با استفاده از سه فیلتر رنگی تهیه شده بود.




نوری که چشمان ما می بینند، فقط قسمت کوچکی از طیف الکترومغناطیس است. الکترومغناطیس خود یکی از چهار نیروی بنیادین جهان است


نوری که چشمان ما می بینند، فقط قسمت کوچکی از طیف الکترومغناطیس است


ممکن است این گزاره که نور یکی از انواع تابش الکترومغناطیسی است همچنان به نظرتان مفهوم نباشد. برای توضیح بیشتر باید گفت که همه ی ما طبق تجربه ای که از زندگی روزمره داریم، می دانیم که نور مرئی از طیفی از رنگ ها تشکیل شده است. بسیاری اوقات پس از بارش باران، می توانیم طیف رنگی نور را به شکل رنگین کمان ببینیم. این رنگ ها دقیقا بازگوکننده ی مفهوم تابش الکترومغناطیسی مکسول هستند. نوار قرمز رنگی که در یک طرف رنگین کمان قرار دارد، نشانگر طول موج ۶۲۰ تا ۷۵۰ نانومتر طیف الکترومغناطیس است. نوار بنفش که در سوی دیگر رنگین کمان قرار دارد، نشانگر طول موج بین ۳۸۰ تا ۴۵۰ نانومتر طیف الکترومغناطیس است.




رنگین کمان، رنگ های مختلف نور مرئی را به ما نشان می دهد


رنگین کمان، رنگ های مختلف نور مرئی را به ما نشان می دهد


طیف الکترومغناطیس خیلی گسترده تر از این چند رنگ و در واقع همان نور مرئی که چشم ما می تواند ببیند است. به پرتویی که طول موج آن کمی بلندتر از نور قرمز است «فروسرخ»، و به پرتویی که طول موج آن کمی کوتاه تر از بنفش است «فرابنفش»، می گوییم. «الفتریوس گولیلماکیس» (Eleftherios Goulielmakis) از انستیتوی اپتیک کوانتمی مکس پلانک در آلمان می گوید: «بسیاری از حیوانات و البته بعضی از مردم می توانند پرتوی فرابنفش را ببینند. بعضی وقت ها می توان افرادی را پیدا کرد که می توانند پرتوی فروسرخ را هم مشاهده کنند.» با این حال بیشتر مردم نمی توانند این دو طیف را ببینند.




چشمان ما حسگرهای قسمت مرئی تابش الکترومغناطیس هستند


چشمان ما حسگرهای قسمت مرئی تابش الکترومغناطیس هستند


اگر از پرتوی فرابنفش فراتر برویم، به طول موج هایی در حد ۱۰۰ نانومتر می رسیم. جایی که به آن محدوده ی پرتوی ایکس و گاما می گوییم. آن سوی طول موج هایی که آن را فروسرخ می خوانیم، طول موج به ۱ سانتی متر و بیشتر می رسد. به طوری که حتی تا هزاران کیلومتر هم افزایش می یابد. به این طول موج ها، طول موج های مایکروویو و رادیویی می گوییم. گولیلماکیس می گوید: «از نظر فیزیک، به جز طول موج هیچ تفاوت بنیادینی بین نور مرئی و امواج رادیویی وجود ندارد. دانشمندان آن ها را دقیقا با معادلاتی یکسان مطالعه می کنند. ما فقط در زبان روزانه ی خود از آن ها با نام هایی متفاوت نام می بریم.» بنابراین حالا یک تعریف دیگر برای نور داریم: «نور قسمتی بسیار باریک از تابش الکترومغناطیس است که چشمان ما توانایی دیدن آن را دارد.»




الکترومغناطیس موج است یا ذره؟




فعالیت های مکسول در زمینه ی الکترومغناطیس به ما نشان داد که نور مرئی تنها بخش محدودی از یک طیف بزرگ تر تابشی است. برای قرن ها، دانشمندان تلاش می کردند بفهمند که نور چگونه از منبع نور به چشم ما می رسد. بعضی ها فکر می کردند که احتمالا به شکل موج حرکت می کند. موجی سوار بر یک ماده ی فرضی ناپیدا به نام «اتر». بعضی دیگر از دانشمندان این نظریه را اشتباه می دانستند و فکر می کردند که نور در حقیقت از ذراتی تشکیل شده که در فضا حرکت می کند. ایزاک نیوتون پس از تعدادی آزمایش که با نور و آینه انجام داد، نظریه ی دوم را بیشتر پسندید. او فهمید که پرتوهای نور از قوانین هندسی خیلی دقیق پیروی می کنند. وقتی پرتوی نوری را به یک آینه می تابانید، دقیقا به جهت عکس بازتاب می شود. درست مثل یک توپ که به دیوار بزنید و برگردد. او این طور استدلال کرد که چون امواج در چنین مسیر های دقیق، مستقیم و قابل پیش بینی حرکت نمی کنند، بنابراین نور باید بوسیله ی یک سری ذرات بسیار ریز و بی وزن حمل شود. پس نتیجه گرفت که نور، ماهیت ذره ای دارد.




نور از سطح آینده در مسیرهای خیلی دقیق بازتاب می کند


نور از سطح آینده در مسیرهای خیلی دقیق بازتاب می شود


استدلال نیوتون خوب بود، با این حال مشکل این جاست که یک استدلال دقیقا برعکس نیوتون وجود دارد که آن هم خیلی خوب است! یکی از مشهور ترین آزمایش ها در رد نظر نیوتون، آزمایشی است که «توماس یانگ» (Thomas Young) در سال ۱۸۰۱ انجام داد. آزمایش شکاف های یانگ از آن آزمایش هایی است که هرکسی می تواند در خانه انجام دهد. یک قطعه مقوای ضخیم بردارید و دو شکاف خیلی باریک عمودی در آن ایجاد کنید. سپس یک منبع نور متمرکز که فقط در یک طول موج، نور تولید می کند، مثل لیزر بردارید. آن را روبروی مقوای شکاف دار قرار دهید و در پشت مقوا نیز یک سطح دیگر بگذارید. حتما انتظار دارید که بر روی سطح پشتی، دو خط نور عمودی ببینید. یعنی دقیقا نوری که از دو شکاف عمودی گذشته است. با این حال توماس یانگ چیز دیگری مشاهده کرد. او تسلسلی از خط های عمودی تاریک و روشن را دید، چیزی شبیه به بارکد.




آزمایش شکاف های یانگ نشان داد که نور ماهیت موجی دارد


آزمایش شکاف های یانگ نشان داد که نور ماهیت موجی دارد


وقتی نور از دو شکاف نازک عبور می کند، دقیقا همان رفتاری را دارد که موج آب با عبور از دو شکاف نازک از خود نشان می دهد. هم آب و هم نور، به صورت امواج کروی پراکنده می شوند. وقتی قله و قعر امواج نوری که از دو شکاف عبور کرده اند، بر یکدیگر منطبق می شوند، همدیگر را تخریب می کنند و خط های تاریک بوجود می آید. وقتی قله ها یا قعر های آن ها بر یکدیگر منطبق می شوند، پدیده ی تشدید بوجود می آید و خط های عمودی روشن تشکیل می شود. آزمایش یانگ نشان می داد که نور ماهیت موجی دارد و معادلات مکسول نیز این ایده را تقویت می کرد.




در نیمه ی دوم قرن نوزدهم، فیزیک دان ها بر روی این مسئله که چرا بعضی مواد بهتر از بعضی مواد دیگر می توانند امواج الکترومغناطیسی را جذب و سپس تابش کنند تحقیق می کردند. این دقیقا زمانی بود که صنعت ساخت چراغ های الکتریکی در حال اوج گرفتن بود و بنابراین موادی که بتوانند نور زیادی از خود تابش کنند بسیار مورد توجه قرار گرفته بودند. در اواخر قرن نوزدهم، دانشمندان متوجه شدند که میزان تابش الکترومغناطیسی یک جسم، به دمای آن بستگی دارد. آن ها توانستند این پدیده را اندازه گیری هم بکنند ولی نمی دانستند چرا این پدیده رخ می دهد.




لامپ به شکلی ساخته شده که می تواند به هنگام برقراری الکتریسیته، نور مرئی تابش کند


لامپ به شکلی ساخته شده که می تواند به هنگام برقراری الکتریسیته، نور مرئی تابش کند


در سال ۱۹۰۰، «مکس پلانک» (Max Planck) توانست این مشکل را حل کند. او متوجه شد در صورتی که در نظر بگیرد تابش الکترومغناطیسی به صورت بسته های مجزای انرژی انجام می شود، معادلات می توانند به راحتی رابطه ی بین دمای جسم با میزان تابش الکترومغناطیسی را توضیح دهند. پلانک این بسته های انرژی را «کوانتا» که اسم جمع «کوانتم» است نامید. چند سال بعد، انشتین این ایده را برای توضیح یک آزمایش دیگر به کار برد. فیزیک دان ها کشف کرده بودند که وقتی یک قطعه فلز به طور مداوم در برابر نور فرابنفش قرار می گیرد، دارای بار الکتریکی مثبت می شود. به این پدیده، «اثر فوتوالکتریک» می گویند. این بدین دلیل است که اتم های فلز بر اثر تابش پرتوی فرابنفش، الکترون های خود را از دست می دهند. رفتار الکترون ها عجیب به نظر می رسید. می شد کاری کرد که تنها با تغییر رنگ نور تابش شده به فلز، الکترون های آن انرژی بیشتری داشته باشند. مثلا، الکترون هایی که از فلز قرار گرفته در معرض پرتوی فرابنفش آزاد می شدند، انرژی بیشتری در مقایسه با الکترون هایی که در معرض نور قرمز قرار گرفته بودند داشتند. اگر نور فقط ماهیت موجی داشته باشد، این پدیده خیلی معنادار نیست.




اگر قرار باشد که انرژی یک موج را بیشتر کنیم، باید دامنه ی آن را افزایش دهیم، یعنی قدش را بلندتر کنیم. فقط قدرت تخریب امواج سونامی را تصور کنید. طول موج آن ها خیلی زیاد نیست، این امواج فقط ارتفاع خیلی زیادی دارند. بهترین راه برای افزایش انرژی یک پرتوی الکترومغناطیسی، افزایش دامنه یا همان بلندی قد امواج است. این باعث می شود که شدت نور نیز بیشتر بشود. این درحالیست که تغییر طول موج و در نتیجه رنگ، فرقی در شدت نور ایجاد نمی کند. انشتین فهمید که وقتی نور را به صورت بسته های انرژی یا همان «کوانتا» در نظر بگیریم، اثر فوتوالکتریک خیلی قابل فهم تر است. او گفت که نور در بسته های کوچک کوانتمی منتقل می شود. هر بسته ی کوانتمی دارای مقدار معینی انرژی است. مقدار انرژی این به طول موج بستگی دارد: هرچه طول موج کوتاه تر باشد، بسته ی کوانتمی انرژی بیشتری دارد. این توضیح می دهد که چرا بسته های نور فرابنفش با طول موج نسبتا کوتاه، انرژی بیشتری نسبت به بسته های نور قرمز با طول موج نسبتا بلندتر دارند.




نور در بسته هایی از انرژی به نام فوتون منتقل می شود


نور در بسته هایی از انرژی به نام فوتون منتقل می شود


یک منبع نوری با شدت نور بیشتر، بسته های کوانتمی نور بیشتری را به فلز منتقل می کند، ولی این تاثیری بر میزان انرژی هر بسته ی کوانتمی نور ندارد. ساده تر بگوییم، یک بسته ی کوانتمی نور بنفش، می تواند انرژی بیشتری به یک الکترون در مقایسه با هر تعداد دیگر بسته های کوانتمی نور قرمز منتقل کند. انشتین این بسته های نوری را «فوتون» نامید. فوتون اکنون در فیزیک جزو ذرات بنیادین به حساب می آید. به طور کلی تابش الکترومغناطیسی بوسیله ی فوتون ها انجام می شود. از نور مرئی گرفته تا پرتوی ایکس، مایکروویو و رادیویی. به زبانی دیگر، انشتین مثل نیوتون گفت که نور ماهیت ذره ای دارد. در این مقطع، فیزیک دان ها تصمیم گرفتند به دعوای اینکه نور ذره ای است و یا موجی خاتمه دهند، چرا که به خوبی هر دو رفتار را از خود نشان می داد. آن ها رفتار نور را یک پارادوکس بزرگ می دانستند. نور هم موج است و هم ذره!




نور هم خاصیت موجی از خودش نشان می دهد و هم خاصیت ذره ای. فیزیک دان ها این را به عنوان یک واقعیت پذیرفته اند


هرچند که این برای غیر فیزیک دان ها گیج کننده است، ولی خود فیزیک دان ها هیچ مشکلی با آن ندارند. فیزیک دان ها سعی می کنند به اقتضای موقعیت، از هر دو خاصیت آن بهره بگیرند. هرچند که معادلات فیزیک در هر دو حالت موجی و ذره ای بودن نور خیلی خوب کار می کند، ولی در بعضی موقعیت ها استفاده از یک خاصیت آن، بهتر از دیگری است. بنابراین فیزیک دان ها از هر دو خاصیت استفاده می کنند. این در حقیقت به خاطر یک رفتار عجیب دیگر در فیزیک کوانتم است. دو ذره ی بنیادین، مثل یک جفت فوتون، می توانند به یکدیگر وابسته باشند. بدین معنی که سوای فاصله ای که این دو ذره از هم دارند، می توانند دارای بعضی ویژگی های یکسان باشند. بنابراین می توان از آن ها برای برقراری ارتباط بین دو نقطه بر روی زمین استفاده کرد. یکی دیگر از ویژگی های این وابستگی این است که وضعیت کوانتمی فوتون ها وقتی که قرار است اطلاعات آن ها خوانده شود تغییر می کند.




نور هم خاصیت موجی و هم خاصیت ذره ای از خود نشان می دهد


نور هم خاصیت موجی و هم خاصیت ذره ای از خود نشان می دهد


ابزارهای جدید مثل «ترکیب کننده های میدان نوری» می توانند امواج نور را با یکدیگر ترکیب کنند. در نتیجه می توانند پالس های نوری ایجاد کنند که خیلی فشرده تر، کوتاه تر و مستقیم تر از لامپ های معمولی هستند. در ۱۵ سال گذشته، از این ابزارها برای کنترل نور استفاده شده است. در سال ۲۰۰۴، گولیلماکیس و همکارانش توانستند پالس های بسیار کوتاهی از پرتوی ایکس تولید کنند. هر پالس فقط به اندازه ی ۲۵۰ «آتوثانیه» (attosecond) دوام داشت. با استفاده از این پالس های کوتاه که مثل فلاش دوربین بودند، آن ها توانستند عکس هایی از موج های مجزای نور مرئی بگیرند. این امواج خیلی آهسته تر از پالس های پرتوی ایکس نوسان می کنند. آن ها در حقیقت توانستند از حرکت امواج نور عکس بگیرند. گولیلماکیس می گوید: «ما از زمان مکسول می دانستیم که نور یک میدان نوسان کننده ی الکترومغناطیسی است. ولی کسی فکرش را نمی کرد بتوانیم از این امواج در حالی که نوسان می کنند عکس بگیریم.» دیدن امواج نور به صورت مستقل، گام نخست به سوی کنترل آن هاست.»




یک قرن پیش، اثر فوتوالکتریک نشان داد که نور مرئی بر روی الکترون های یک فلز اثر می گذارد. گولیلماکیس می گوید که دستکاری دقیق این الکترون ها با استفاده از امواج نور مرئی که طوری شکل یافته اند تا با فلزات به شیوه ای مشخص برخورد کنند مسیر خواهد شد. او می گوید: «ما می توانیم نور و سپس بوسیله ی آن، ماده را کنترل کنیم.» این می تواند الکترونیک را متحول کند. منجر به بوجود آمدن نسل جدیدی از کامپیوترهای نوری شود که از آن چه اکنون داریم کوچک تر و سریع تر هستند. این بدین معنیست که می توانیم الکترون ها را به نحوی که می خواهیم به حرکت در آوریم و تعریفی جدید از نور ارائه دهیم، این که نور یک ابزار است.




این چیز جدیدی نیست. در حقیقت زندگی روی زمین، از همان زمان که ارگانیسم های دارای سلول های حساس به نور بوجود آمدند، توانست از نور استفاده کند. چشم انسان در حقیقت حسگری است که از بخش مرئی پرتوی الکترومغناطیس استفاده می کند تا انسان بتواند جهان پیرامونش را بهتر درک کند. فناوری نوین، این ایده را بیشتر گسترش می دهد. در سال ۲۰۱۴، جایزه ی نوبل شیمی به پژوهشگرانی تعلق گرفت که میکروسکوپ نوری بسیار قدرتمندی ساختند. آن قدر قدرتمند که پیش از آن کسی فکر نمی کرد بتوان چنین چیزی ساخت. این بدین معنیست که با کمی تلاش، نور می تواند چیز هایی را به ما نشان دهد که پیش از آن فکرش را نمی کردیم.

[ad_2]

لینک منبع