استیو جابز یا توماس ادیسون؟ کدام‌یک صاحب نفوذ و قدرت بیشتری بودند؟

[ad_1]

استیو جابز یا توماس ادیسون کدام یک صاحب نفوذ و قدرت بیشتری بودند

«او را می توان بنیانگذار جهان مدرن دانست هیچ کس بیشتر از وی در شکل گیری فرهنگی و فیزیکی تمدن عصر امروزی موثر نبوده است بر این اساس, او قدرتمندترین چهره هزاره بود » این مطلب را می توان به آسانی در صدها مقاله ای که پس از مرگ استیو جابز در اکتبر سال ۲۰۱۱ درباره وی نوشته شد, یافت


«او را می‌توان بنیانگذار جهان مدرن دانست. هیچ‌کس بیشتر از وی در شکل‌گیری فرهنگی و فیزیکی تمدن عصر امروزی موثر نبوده است. بر این اساس، او قدرتمندترین چهره هزاره بود.» این مطلب را می‌توان به آسانی در صدها مقاله‌ای که پس از مرگ استیو جابز در اکتبر سال ۲۰۱۱ درباره وی نوشته شد، یافت. اما در حقیقت این نقل قول، برگرفته از کتاب «قهرمانان عصر: الکتریسیته و انسان» اثر جرالد بیلز در سال ۱۹۹۱ است که راجع به شخصی است که بیش از صد سال قبل از استیو جابز متولد شده است: «توماس ادیسون». پس چه فردی بیشترین تاثیر را بر دنیای فعلی ما داشت؟ بگذارید مقایسه‌ای بین زندگی و کارهای استیو جابز و توماس ادیسون انجام دهیم.


استیو جابز: اول شرکت Apple را تاسیس کرد و بعد شرکت پیکسار (استودیوی انیمیشن‌سازی) را راه‌اندازی کرد. سپس، مکینتاش ساخته شده است. اما از همه باشکوه‌تر، مجموعه دستگاه‌های الکترونیکی iDevices است که نحوه زندگی و کار انسان را تغییر داد. (آی دیوایس (iDevice) یک اصطلاح غیررسمی برای تمامی دستگاه‌های الکترونیک شرکت اپل است که با حرف «I» شروع می‌شود. از جمله iPod, iPhone و iPad. این حرف تداعی‌کننده کلمه «من» در ذهن است و حس مالکیت به کاربر می‌دهد.) استیو جابز را پرچمدار عصر دیجیتال می‌نامند و در این مسیر دستاورد او، دومین کار بزرگ در تاریخ کسب‌وکار لقب گرفت.


ادیسون: او ۱۰۹۳ اختراع ثبت شده در ایالات متحده آمریکا دارد. خالق اولین آزمایشگاه تحقیقاتی صنعتی که از آن لامپ الکتریکی، ضبط صدا، تصاویر متحرک و جنرال الکتریک (GE) به وجود آمد.(در سال ۱۸۹۰، توماس ادیسون سود تجارت‌های مختلف خود را جمع کرد و شرکت ادیسون جنرال الکتریک را تاسیس کرد. در همین زمان، شرکت توماس هوستون با رهبری چارلز کافین توانست به تعدادی حقوق ثبتی کلیدی از طریق اکتساب چند شرکت دیگر دست پیدا کند. در نتیجه، جنرال الکتریک در سال ۱۸۹۲ از ادغام این دو شرکت به‌وجود آمد. بسیاری از اختراعات تجاری ادیسون هنوز در GE در جریان تولید است.) در این مقاله به کمک‌های شایان ادیسون به وسایل ارتباطات جمعی، هیچ گونه اشاره‌ای نمی‌شود.


تا اینجا ادیسون و جابز، نسبت به هم برتری نداشتند. هر دو دست به نوآوری بکری زدند که در فرهنگ عامه به یک نماد تبدیل شده‌اند و سال‌ها پس از مرگشان هم از آنها یاد می‌شود. به عنوان یک مخترع، آیا استیو جابز به اندازه توماس ادیسون دارای نفوذ بود؟ در واقع این یک مقایسه اشتباه است زیرا آنها در دوره‌های کاملا متفاوتی از تکامل فناوری زندگی می‌کردند و همین امر، این مقایسه را غیرممکن می‌سازد. وقتی به این موضوع بیندیشیم که چه چیزی این دو را به قهرمانان دنیای اختراعات تبدیل کرده، قضیه برای ما جذاب‌تر و جالب‌تر می‌شود. چگونه استعدادهایشان به یکدیگر شباهت داشته است؟ همانند تمامی نوآوران در تاریخ، هر دو آنها نه‌تنها درک صحیحی از درس‌های عالی موفقیت تجاری داشتند بلکه تمامی موارد را اجرا می‌کردند.






یکپارچه‌سازی نیرو‌ها و ایجاد یک پایگاه انرژی


در فرهنگ عامه، توماس ادیسون بیشتر به‌دلیل اختراع حباب لامپ شناخته شده است. اما در میان مورخان، بزرگ‌ترین دستاورد ادیسون به‌طور گسترده برای ساخت اولین سیستم اقتصادی تولید مرکزی و توزیع روشنایی برق، گرما و قدرت است. در واقع او یک میدان انرژی خلق کرد. ادیسون متوجه شد چگونه ادغام فناوری‌ها، می‌تواند عامل مهمی برای تغییر روش زندگی باشد. دیدگاه جابز هم مشابه ادیسون بود. او رهبری شرکت اپل را برعهده داشت و الگوی کاملا جدیدی را به وجود آورد- به ازای هر کاربر تکنولوژی یک سیستم عملیاتی به وجود آورد، به‌طوری که هر یک از این سیستم‌ها دریچه‌ای بود به دنیای نوآوری‌ها و محصولات. باز هم یک زندگی با روش‌های نوین. در هر دو مورد، خط‌مشی‌ها زمینه‌ای شد برای نوآوری‌های بیشتر.






تمرکز بیشتر بر نیاز بازار تا اختراع


اولین اختراع ادیسون یک دستگاه ثبت رای الکترونیکی عالی بود که بدون نقص کار می‌کرد اما برای او یک شکست کامل به حساب می‌آمد زیرا بسیاری از سیاستمداران او را سرزنش کردند: «این دقیقا همان چیزی است که ما به آن احتیاج نداریم!» اگرچه ادیسون از نتیجه این کار ناامید شد اما بلافاصله متوجه اصل قضیه شد و مصمم شد که از آن پس، هرگز وقت خود را برای اختراع چیزهایی که مورد نیاز مردم نیست و مایل به خرید آنها نیستند، هدر ندهد. هدف او فقط اختراع نبود، بلکه معرفی کالاهایی به بازار بود که مردم واقعا به آنها احتیاج داشتند و از وجود آنها اطلاعی نداشتند. آیا کار توماس ادیسون کمی شبیه به جمله مشهور استیو جابز نیست که می‌گفت: «مشتریان نمی‌دانند به چه چیزی احتیاج دارند.» گوش کردن به صحبت‌های مشتریان در واقع به نوعی شناخت مشکلات آنها است و اگر مشکلات به اندازه کافی روشن و واضح باشند در نهایت منجر به یافتن راه‌حل نوآورانه صحیح می‌شود. اختراعی که در پی یافتن مشکلات باشد اختراع مفیدی نخواهد بود، اختراعات باید براساس مشکلات باشد.






به دنبال ایجاد نوآوری‌هایی باشید که به بشریت خدمت کند


نوآوری کاری است که دیگران مایل به انجام آن هستند و باعث می‌شوند از بزرگ‌ترین فرصت‌ها به بهترین نحو استفاده کنید. هرچند که فرصت‌ها به‌طور ذاتی ارزشمند هستند، اما اگر قدر آنان را ندانیم ما را به سرمنزل مقصود نخواهند رساند. ادیسون با ایجاد شبکه انرژی، چگونگی زندگی مردم را تغییر داد و به معنای واقعی کلمه «چیزهای خوب را وارد زندگی افراد کرد» (شعار تبلیغاتی شرکت جنرال الکتریک).


می‌گویند جابز بر این باور بود که گسترش محصولات شرکت اپل، برای اکثر مردم مفیدتر از کمک به مراکز خیریه بوده است. با افزایش کاربرد روزافزون اینترنت در زندگی روزمره مردم در سراسر جهان، مشخص می‌شود که تا چه اندازه شرکت اپل بر ایجاد فناوری که به انسان خدمت می‌کند، تاثیر داشته است. پرواضح است که ادیسون یا جابز هر دو دارای بلندپروازی انسان‌دوستانه‌ای بودند. پس چه کسی دارای نفوذ بیشتر بود، جابز یا ادیسون؟ مهم نیست که نتیجه نهایی چه باشد، فکر کردن درباره نوآوری‌ها بسیار جذاب است و در آینده شاهد نوآوری‌هایی خواهیم بود که از عملکرد فناوری‌های این دو مرد بزرگ، شخصیت‌های بسیار تاثیرگذار هزاره، الهام گرفته شده است. چگونه می‌توانید این نکات تجاری موفقیت را در نوآوری‌های تجاری شرکت خود به‌کار ببرید؟


مترجم: هوتسا عسکری‌نسب


منبع: Forbes

[ad_2]

لینک منبع

غذاهای شبیه‌سازی شده

[ad_1]

غذاهای شبیه سازی شده

هنوز شوک خبری استفاده از روغن پالم در شیرهای پرچرب فراموش نشده بود که خبر آبلیموهای شبیه سازی شده لغت جدیدی را بر سر زبان ها انداخت غذاهای آنالوگ یا شبیه سازی شده


هنوز شوک خبری استفاده از روغن پالم در شیرهای پرچرب فراموش نشده بود که خبر آبلیموهای شبیه‌سازی‌شده لغت جدیدی را بر سر زبان ها انداخت؛ غذاهای آنالوگ یا شبیه سازی شده!




آنچه امروز به عنوان صنعت غذایی از آن نام برده می شود برگرفته از تجربه های کسب شده از سوی مادران یا شاید پدران ما در آشپزخانه هاست. پس وقتی از یک فرآورده یا ماده غذایی صحبت می شود، تردیدی وجود ندارد که همه ما نسبت به ترکیبات داخل آن تصور واحدی داشته باشیم. برای مثال وقتی از پنیر، شیر، ماست یا هر فرآورده دیگری سخن به میان می آید، کمتر کسی است که درباره ترکیبات موجود در این فرآورده ها آگاهی نداشته باشد یا مثلا انتظار داشته باشد، آب پرتقال را با روغن مایع و هلو درست کنند! انتظار می رود صنعت غذایی همچنان در این مسیر گام بردارد، اما بعضی محدودیت ها و مشکلات از جمله نیاز به افزایش ماندگاری محصولات و فرآورده های غذایی، کاهش هزینه های تولید، بهبود طعم و مزه و تامین نیازهای ویژه بعضی از مصرف کنندگانی که به علل مختلف از مصرف بعضی ترکیبات منع شده اند، موجب شده صنعت غذایی به شبیه سازی و تولید محصولات تقلیدی یا آنالوگ روی آورد.


بنابراین شاید بهتر باشد مصرف کنندگان از این واقعیت ها آگاهی داشته باشند که قرار نیست پنیری که تولید می شود الزاما از شیر گاو یا گوسفند تهیه شده باشد یا این که قرار نیست گوشتی که به عنوان همبرگر بسته بندی شده و به فروش می رسد الزاما از گوشت و پیاز و ادویه تهیه شده باشد. گاهی در صنعت غذایی این فرآورده ها از ترکیباتی تهیه می شود که با آنچه در ذهن ما وجود دارد فرسنگ ها فاصله دارد.




نکته مهم این است که وجود چنین روندی در صنایع غذایی کلاهبرداری و تقلب تلقی نمی شود بلکه تولید چنین فرآورده هایی تحت عنوان محصولات آنالوگ و تقلیدی در همه جای دنیا مرسوم است، اما نکته ای که شاید فراموش شده باشد این که مصرف کنندگان پیش از انتخاب این فرآورده ها و گنجاندن آنها در سبد غذایی روزانه شان باید از ماهیت آنچه می خرند آگاه باشند. حقی که شاید آن طور که باید و شاید جدی گرفته نمی شود.




آنالوگ یا تقلیدی




به نقل از Foodscience، محصولات غذایی آنالوگ تحت عنوان محصولات تقلیدی یا آنالوگ به بازار عرضه می شود. برای مثال پنیر تقلیدی یا جایگزین محصولی است که به عنوان فرآورده جایگزین پنیر معمولی مورد استفاده قرار می گیرد. پنیر فرآوری شده یا پروسس نیز نوعی پنیر تقلیدی محسوب می شود که معمولا در سالاد یا پیتزا مورد استفاده قرار می گیرد. این پنیرها از نظر بعضی خواص و ویژگی ها مانند نقطه ذوب با پنیرهای معمولی متفاوت است. گذشته از این، هزینه تولید محصولات تقلیدی پایین تر است. ممکن است میزان چربی موجود در محصولات آنالوگ در مقایسه با فرآورده های لبنی مشابه کمتر باشد. در حقیقت معمولا میزان چربی موجود در محصولات تقلیدی با چربی موجود در محصولات لبنی کم چرب برابری می کند. پنیر تقلیدی بدون کلسترول است و اغلب به عنوان منبعی غنی از پروتئین گیاهی در برنامه غذایی روزانه افراد قرار می گیرد.




از گوشت آنالوگ یا تقلیدی تحت عنوان فرآورده جایگزین گوشت نام برده می شود. این نوع فرآورده از نظر بعضی ویژگی های کیفی نظیر بافت، طعم، مزه و شکل ظاهری شبیه گوشت معمولی است. بیشتر فرآورده های آنالوگ حاوی پروتئین گیاهی هستند و فرآورده های گوشتی آنالوگ به عنوان غذاهای تهیه شده از مواد غیرگوشتی شناخته می شوند. مشتری اصلی چنین فرآورده هایی معمولا گیاهخواران و افرادی هستند که با توجه به وضع سلامتشان مجبورند مصرف فرآورده های گوشتی را در وعده های غذایی روزانه به حداقل برسانند. گرچه این گروه از فرآورده های غذایی که تحت عنوان جایگزین گوشت به بازار مصرف عرضه می شود از نظر طعم، شکل ظاهری، بافت و ارزش تغذیه ای شبیه گوشت واقعی است و از نظر مزه شبیه گوشت مرغ، گاو یا گوسفند، ماهی و دیگر غذاهای دریایی است.




طبقه بندی محصولات شبیه سازی شده




از آنجا که در دنیای امروز مصرف محصولات آنالوگ یا تقلیدی در بسیاری از کشور ها مورد توجه قرار گرفته است ضرورت تعیین استانداردهایی به منظور طبقه بندی این محصولات در میان دیگر گروه های مواد غذایی بیش از پیش ضروری خواهد بود. به گزارش Sciencedaily، یکی از راهکارها طبقه بندی این محصولات براساس منبعی است که از آن تهیه شده و راهکار دیگر طبقه بندی براساس نوع محصول نهایی است. برای مثال شیر سویا از محصولات آنالوگ است که براساس منبعی که از آن تهیه شده در گروه فرآورده های گیاهی قرار می گیرد. اما براساس نوع محصول در گروه فرآورده های لبنی طبقه بندی می شود که هریک از این رویکردها می تواند معایبی را به همراه داشته باشد. اگر منبع تامین مواد اولیه لازم برای تولید یک فرآورده غذایی آنالوگ را مدنظر قرار دهیم، می تواند موجب سردرگمی مصرف کننده شود. چنانچه منبع مورد استفاده برای مردم ناشناخته باشد محصول تولیدی به اشتباه در یک گروه نادرست طبقه بندی می شود. اگر بخواهیم نوع محصول نهایی را مد نظر قرار دهیم باز هم می تواند به سردرگمی مصرف کننده منجر شود، زیرا در این صورت مصرف کننده این محصول را به عنوان جایگزین درنظر نمی گیرد. البته انتخاب یکی از این رویکردها براساس موقعیت زمانی و مکانی و فرهنگ جوامع متفاوت است.




ترکیب اصلی، ملاک تعیین محصولات آنالوگ




در تعریف کلی می توان گفت محصولی که همه یا بخشی از ترکیبات تشکیل دهنده آن با ترکیبات مشابه جایگزین شده باشد محصول آنالوگ است. دکتر سمیرا یگانه زاد، مدیر گروه فرآوری مواد غذایی پژوهشکده علوم و صنایع غذایی در گفت وگو با جام جم می گوید: اگر در یک محصول گوشتی به جای گوشت از سویا استفاده شده یا چربی گیاهی جایگزین چربی حیوانی شود، محصول مورد اشاره، آنالوگ محصول اصلی است. استفاده از محصولات آنالوگ می تواند از جنبه های مختلفی مدنظر باشد. بعضی افراد گیاهخوارند و این محصولات می تواند برای آنها به عنوان جایگزین مناسبی مورد استفاده قرار گیرد. بعضی افراد دوست ندارند از محصولات حاوی چربی حیوانی استفاده کنند. علاوه بر این استفاده از ترکیبات گیاهی در فرآیند تولید محصول نقش بسیار مهمی در کاهش هزینه تمام شده دارد، زیرا چربی گیاهی در مقایسه بسیار ارزان تر است. گاهی نیز محققان با هدف بهبود طعم و بافت محصول یا به عبارتی مطلوبیت احساس دهانی از خوردن غذا یا ویژگی های چشایی در تهیه فرآورده های غذایی از مواد جایگزین استفاده می کنند. استفاده از سویا در ترکیبات گوشتی به بهبود طعم و خواص گوشت کمک می کند، در این صورت محصول نهایی یک فرآورده آنالوگ است. علاوه بر فرآورده های گوشتی و لبنی در مورد محصولاتی که آرد یکی از اجزای اصلی تشکیل دهنده ترکیب محصول است، می توانیم فرآورده هایی تولید کنیم که آنالوگ آن محصول است. آرد باید از گندم تهیه شود. اگر به جای آرد گندم از آرد به دست آمده از دانه دیگر گیاهان استفاده شود، این فرآورده به عنوان جایگزین محصول اصلی شناخته می شود.




یگانه زاد درباره استانداردهای موجود برای طبقه بندی این محصولات این طور توضیح می دهد: طبقه بندی این محصولات براساس استاندارد هر کشوری متفاوت است. به عبارت دیگر با توجه به قوانین مصوب در زمینه استاندارد محصولات غذایی، فرآورده های آنالوگ می تواند در گروه محصولات اصلی یا در یک طبقه بندی اختصاصی​قرارگیرد.




وی با اشاره به این که می توان گفت ارزش تغذیه ای این گروه از محصولات در مقایسه با محصولات حقیقی بستگی به نوع محصول دارد، می افزاید: برای مثال پروتئین گیاهی ارزش تغذیه ای کمی ندارد؛ بنابراین اگر در محصولی از پروتئین گیاهی به عنوان جایگزین استفاده شده به این معنی نیست که از ارزش تغذیه ای آن کم شده است. حتی در بعضی محصولات ارزش تغذیه ای محصول آنالوگ در مقایسه با محصول اصلی بیشتر است.




مدیر گروه فرآوری مواد غذایی در پاسخ به این که پنیر پیتزا می تواند نوعی پنیر تقلیدی باشد، می گوید: پنیرهای پروسس یا فرآوری شده مخلوطی از انواع پنیرهای مختلف هستند که در طبقه بندی جداگانه ای قرار می گیرند. در این پنیرها از چربی گیاهی استفاده شده که این کار بر اساس استانداردهای تصویب شده در اداره استاندارد انجام می شود. از این نوع پنیر به عنوان پنیر پیتزا یا پنیر فرآوری شده استفاده می شود و مقوله آن با پنیرهای آنالوگ متفاوت است. در فرآورده های پروبیوتیک میکروارگانیسم های خاصی تحت عنوان پروبیوتیک در فرآیند تولید مورد استفاده قرار می گیرد؛ هدف از افزودن این میکروارگانیسم ها پیشگیری از ابتلا به بیماری های سرطانی و بالابردن ارزش تغذیه ای محصول است که این ویژگی ها از نظر علمی ثابت شده است.




یگانه زاد با اشاره به این که به طور کلی در هر فرآورده گوشتی فرمول اصلی در نظر گرفته شده برای تولید این محصول به عنوان ملاکی برای تعیین محصولات حقیقی و شبیه سازی شده مورد استفاده قرار می گیرد، می افزاید: اگر قرار باشد در یک فرآورده گوشتی به جای گوشت از سویا استفاده شود، به این معنی است که این فرآورده آنالوگ است، اما اگر قرار باشد در تهیه این فرآورده از سویا استفاده شود دیگر به عنوان یک محصول آنالوگ تلقی نمی شود. پس بنابراین تعیین آنالوگ بودن یا نبودن یک فرآورده غذایی به فرمول اصلی یا ترکیبات اصلی در نظر گرفته شده بستگی دارد. استاندارد تهیه خامه، استفاده از چربی حیوانی است، اگر در این ترکیب به جای چربی شیر از چربی گیاهی استفاه شود، این محصول آنالوگ یا تقلیدی است.


فرانک فراهانی جم

[ad_2]

لینک منبع

رویکرد جامع و کیفی به ریاضی، راز موفقیت میرزاخانی

[ad_1]

رویکرد جامع و کیفی به ریاضی, راز موفقیت میرزاخانی

به دنبال خبر مسرتبخش اعطای جایزه فیلدز به پروفسور مریم میرزاخانی از فارغ التحصیلان دانشگاه صنعتی شریف, نشستی در این دانشگاه برگزار شد تا جایگاه علمی وی مورد بررسی قرار گیرد


به‌دنبال خبر مسرتبخش اعطای جایزه فیلدز به پروفسور مریم میرزاخانی از فارغ‌التحصیلان دانشگاه صنعتی شریف، نشستی در این دانشگاه برگزار شد تا جایگاه علمی‌ وی مورد بررسی قرار گیرد.




در این مراسم که با حضور رئیس دانشگاه و رئیس دانشکده ریاضی و جمعی از استادان و همدوره ای های مریم میرزاخانی برگزار شد، دکتر بیژن ظهوری زنگنه از استادان دانشکده ریاضی دانشگاه صنعتی شریف ضمن اعلام خبر ارتقای رتبه انجمن ریاضی ایران در سطح دنیا افزود: پس ازاعطای مدال فیلدز به این محقق ایرانی انجمن ریاضی ایران در رتبه بندی پنجگانه جهانی با یک رتبه ارتقا از رتبه سوم به چهارم رسید.




به این ترتیب با ارتقای رتبه انجمن از این پس تعداد اعضای انجمن نیز افزایش پیدا می کند. کشورهای روسیه، آمریکا، فرانسه، آلمان، ژاپن و چین در رتبه پنجم قرار دارند و این در حالی است که از این پس کشور ما در کنار کشورهای دیگر از جمله استرالیا و سوئیس در رتبه چهارم قرار می گیرد.




ظهوری زنگنه با بیان این که نخستین شکوفه های ریاضی جدید در کشور ما از دوره دارالفنون آغاز می شود، گفت: آن زمان ما ایرانی ها از ریاضی مدرن چیز زیادی نمی دانستیم تا این که چند معلم خارجی به ایران آمدند که به زبان خودشان مباحث ریاضی را تدریس می کردند. یک مترجم معمولی این مباحث را برای دانش آموزان ترجمه می کرد.




سال ها طول کشید تا از بین آنها افرادی مانند نجم الدوله توانستند در این رشته تجربه لازم را کسب کرده و به عنوان معلم ریاضی فعالیت خود را آغاز کنند. نجم الدوله کتاب های متنوعی به زبان فارسی برای خرد و کلان نوشته بود و می توان او را از بنیانگذاران آموزش ریاضی جدید در ایران دانست. نظام الدین غفاری از جمله افرادی است که در حوزه ریاضی در خارج از کشور تحصیل کرده بود. او نخستین ایرانی است که مقاله اش در مجلات خارجی چاپ شد.




وی در ادامه با توجه به سیر پیشرفت و توسعه ریاضی در ایران افزود: نخستین هدف مطرح در حوزه ریاضی در دانشگاه های ایران به تربیت معلم محدود می شد. اساسا در آن زمان کارهای تحقیقاتی از برنامه های ما نبوده است. شکوفایی ریاضی براساس برنامه های مدرن و انجام کارهای تحقیقاتی در زمینه ریاضی در دانشگاه شیراز به اوج رسید.




دانشگاه صنعتی شریف سال ۱۳۵۰ نخستین دوره کارشناسی ارشد ریاضی را در کشور راه اندازی کرد. چون آن زمان در کشور دوره دکتری نداشتیم انجام کارهای تحقیقاتی در کشور نهادینه نشده بود و تحقیق بیشتر جنبه سرگرمی برای استادن را داشت.




بعد از انقلاب دوره های دکتری در دانشگاه های کشور راه اندازی شد. پس از آن از نظر کمی در کارهای تحقیقاتی رشد خوبی را تجربه کردیم اما بتدریج چاپ مقاله به هدف تبدیل شد و کارهای تحقیقاتی که می توانست از نظر کیفی مهم باشد به دست فراموشی سپرده شده است. بنابراین می توان گفت در زمینه ریاضی در مقطع کارشناسی در مقایسه با دیگر کشورها شکاف عمیقی بین ما و آنچه در دنیا می گذرد، وجود ندارد. بخصوص این که در دانشگاه صنعتی شریف دانشجویانی که در زمینه ریاضی قوی یا از المپیادی ها هستند به انتخاب خودشان این رشته را برای ادامه تحصیل انتخاب کرده اند.




استاد دانشکده ریاضی دانشگاه صنعتی شریف ضمن تاکید بر ضرورت انجام تحقیقات واقعی در این حوزه گفت: بیشترین شکاف بین علم ریاضی ایران و دنیا در مقاطع بالاتر از کارشناسی ارشد دیده می شود.




معیار واقعی محک زدن علم ریاضی در کشور کنگره بین المللی ریاضی است و بر این اساس باید دیدگاه ها و زمینه هایی که در کنگره بین المللی ریاضی مطرح است را مورد توجه قرار دهیم.




ریاضیدانان ایرانی در جایگاه جهانی رتبه خوبی دارند و این نشان می دهد در کشور ما یک بدنه قوی از ریاضیات وجود دارد و ما می توانیم به این سمت و سو پیش رویم که افتخارات بیشتری را در سطح دنیا از آن خود سازیم. موفقیت پروفسور مریم میرزاخانی نشانه خوبی است که می تواند مسیر حرکت ما را برای رسیدن به این هدف تعیین کند.




شبه علم پیامد سیاستگذاری های غیرواقعی است




ریاضیات دانش پایه است و در همه حوزه های مهندسی و حتی دیگر علوم ضرورت استفاده از دانش ریاضی بخوبی احساس می شود. به گفته دکتر رضا روستاآزاد، رئیس دانشگاه صنعتی شریف، وقتی تاریخ علمی کشور را ورق می زنیم، می بینیم که در بعضی دوره ها در زمینه ریاضیات خوش درخشیده ایم و نقش دانشمندان برجسته کشور در رسیدن به این موفقیت ها بی بدیل بوده است. موفقیت امروز مریم میرزاخانی و دریافت مدال فیلدز از سوی یک بانوی ایرانی به این معنی است می توانیم فراتر از چشم انداز بیست ساله، افق های دورتری را نیز در نظر بگیریم.




وی ضمن ضرورت بهره مندی از یک نقشه راهبردی برای حرکت در مسیر توسعه علمی کشور گفت: متاسفانه در دوره های قبلی در ساختار آموزش عالی برنامه مشخصی برای حرکت در مسیر علم وجود نداشته است اما تدوین نقشه جامع علمی کشور توسط شورای عالی انقلاب فرهنگی به این معنی است که از این پس دانشگاه ها می توانند براساس یک برنامه منظم و حساب شده حرکت کنند.




دکتر مرتضی فتوحی، رئیس دانشکده ریاضی دانشگاه صنعتی شریف در این نشست ضمن تاکید بر تاثیر مسیر کودکی و نوجوانی افراد در رسیدن به موفقیت های امروز یادآور شد: نمی توان در کشور فقط به داشتن افراد باهوش و مستعد بسنده کرد بلکه باید مهم تر از آن به ایجاد مقدمات مناسب برای شکوفایی و بالندگی این افراد توجه داشت. اگر مقدمات لازم فراهم نباشد و سیاستگذاری ها در حوزه های علمی بدرستی انجام نشود محصول غیر واقعی ارائه می شود که پیامدهای آن به شکل شبه علم در سطح جامعه دیده خواهد شد.




به گفته فتوحی نبود نگاه عمیق پژوهشی موجب می شود افرادی به شکل غیرواقعی به عنوان دانشمند معرفی شوند که این محصول فرآیند شبه علم در سطح جامعه است. متاسفانه یکی از مشکلات جامعه علمی ما این است که نتوانسته یا نخواسته ایم به عوامل کیفی و واقعی بها دهیم و ناخودآگاه تحت تاثیر تبلیغات، شاهد ظهور پدیده های غیرواقعی هستیم.




وی با اشاره به ضرورت واگذاری ارزیابی پدیده های علمی به محیط های علمی تصریح می کند: اگر بخواهیم موفقیت های دیگری مانند دریافت مدال فیلدز توسط پروفسور مریم میرزاخانی را تجربه کنیم باید به همه ابعاد آموزش از سال های قبل از دانشگاه تا مقاطع بالاتر از کارشناسی را مورد توجه قرار دهیم.




ریاضی داستانی است که شخصیت های پیچیده ای دارد




پس از شنیدن خبر موفقیت پروفسور مریم میرزاخانی در کسب معتبرترین جایزه ریاضی جهان یعنی مدال فیلدز، تلاش کردیم هر طور شده گفت وگویی با این محقق ترتیب دهیم اما متاسفانه همان طور که در خبر منتشر شده در وب سایت رسمی دانشگاه استنفورد اعلام شده وی اکنون درخواست مصاحبه با هیچ رسانه ای را نمی پذیرد و مدیر رسانه ای دانشگاه برای رسیدگی به درخواست های مصاحبه با مریم میرزاخانی از سوی دانشگاه معرفی شده که هنوز پاسخی از درخواست مصاحبه ارسالی به ایشان دریافت نشده است. بنابراین تصمیم گرفتیم به ترجمه گزارش منتشر شده در سایت دانشگاه استنفورد و مصاحبه ای که سال ۲۰۰۸ در گزارش سالانه موسسه ریاضی Chennai به چاپ رسیده و بتازگی از سوی گاردین بازنشر شده، بسنده کنیم تا در اولین فرصت بتوانیم گفت وگوی اختصاصی جام جم با نخستین بانوی جهان را که موفق به دریافت جایزه بزرگ فیلدز شده را برای خوانندگان خود منتشر کنیم. جایزه فیلدز برای نخستین بار سال ۱۹۳۶ اهدا شد اما مدتی طول کشید تا این جایزه به طور منظم و هر چهار سال یک بار به ریاضیدانان برتر تعلق گیرد. مریم میرزاخانی نخستین زنی است که موفق به دریافت این جایزه شده؛ جایزه ای که از آن به عنوان نوبل ریاضی نام برده شده است. میرزاخانی پس از کسب این موفقیت در گفت وگوی اختصاصی با بخش رسانه ای دانشگاه استنفورد اظهار امیدواری کرده این موفقیت بتواند مشوق بزرگی برای ریاضیدانان و دانشمندان زن جوان باشد و معتقد است سال های آینده زنان دیگری هم موفق می شوند چنین جوایز معتبر و ارزشمندی را در حوزه های مختلف علمی از آن خود سازند. این جایزه همزمان با برگزاری کنگره بین المللی ریاضی که در شهر سئول کره جنوبی برگزار شد از سوی انجمن بین المللی ریاضی به چهار برگزیده ای که در حوزه ریاضی دستاورد جدید را به ثبت رسانده بودند اعطا شد.




میرزاخانی دومین نماینده دانشگاه استنفورد است که پس از پائول کوهن (سال ۱۳۴۵) موفق به دریافت این جایزه شده و این افتخار را در کارنامه موفقیت های علمی این دانشگاه به ثبت رسانده است. این جایزه تلاش های ارزشمند مریم میرزاخانی در زمینه هندسه و سیستم های دینامیک بخصوص درک تقارن سطوح منحنی مانند کره، اشیای هذلولی و اجسامی که ساختاری شبیه دونات دارد، است. گرچه زمینه اصلی تحقیقات انجام شده از سوی این محقق ریاضی عمدتا مباحث نظری را در برمی گیرد اما می تواند در حوزه فیزیک و تئوری های مطرح در زمینه کوانتوم هم کاربرد داشته باشد.




به نقل از گاردین، میرزاخانی آرزو داشته روزی نویسنده شود، اما از آنجا که در دوره دبیرستان به حل مسائل و معادلات ریاضی و اثبات قضایای ریاضی علاقه مند شد، تغییر عقیده داد. او بر این باور است ریاضی برخلاف آنچه به نظر می رسد بسیار جالب و سرگرم کننده است و می توان آن را به چیدن قطعات یک پازل در کنار هم یا قرار دادن شواهد موجود در مجاورت یکدیگر برای رسیدگی به یک پرونده جنایی تشبیه کرد. او از دوره نوجوانی با کسب مدال المپیاد بین المللی ریاضی در سال های ۱۳۷۳ و ۱۳۷۴ در عرصه های بین المللی قدم گذاشت و سال ۱۳۸۷ پس از فارغ التحصیل شدن از مقطع کارشناسی دانشگاه صنعتی شریف، در دانشگاه هاروارد ادامه تحصیل داد.




برنده جایزه فیلدز، تحقیق و مطالعه پیرامون موضوعات چالشی در حوزه ریاضی را به گم شدن در یک جنگل بزرگ تشبیه می کند که برای پیدا کردن راه فرار باید از همه آموخته ها و اطلاعاتی که در ذهن دارید استفاده کنید.




این بانوی سی و هفت ساله، امروز به عنوان یک استاد برجسته ریاضی موفقیت بزرگی را به نام خود ثبت کرده است. او می گوید ریاضی در حقیقت شبیه به نوشتن یک رمان است. در این داستان شخصیت های مختلفی وجود دارند و شما نسبت به این شخصیت ها شناخت اولیه ای دارید، اما به موازات این که در مسیر پیشرفت داستان قدم برمی دارید متوجه می شوید این شخصیت ها نسبت به آنچه پیش از شروع داستان در ذهن داشته اید تغییر کرده اند. استادان این محقق جوان، جاه طلبی و اعتماد به نفسش در پیگیری دشوارترین مسائل ریاضی را ستودنی می دانند و این در حالی است که وقتی از او می پرسید در رسیدن به موفقیت در حل این مساله پیچیده ریاضی، چه سهمی داشته، سهمش را ناچیز می داند و این نشان دهنده تواضع و فروتنی اوست. ریاضیدانان از گذشته های دور به دنبال یافتن راهی عملی برای محاسبه حجم رمزهای جایگزین شکل های هندسی هذلولی بوده اند و مریم میرزاخانی موفق شده است با استفاده از محاسبه عمق حلقه های ترسیم شده روی سطوح هذلولی راه حلی برای این معمای دیرینه بیابد. او همواره در تلاش بوده راه حل مناسبی برای معمای ابعاد گوناگون شکل های غیرطبیعی هندسی بیابد.




شکل ظاهری نامنظم اشکال هذلولی برای ریاضیدانان به عنوان یک معمای جدی مطرح است که پروفسور مریم میرزاخانی توانسته با ابتکاری بزرگ و از طریق رسم یک سری از حلقه ها روی سطح این گروه از شکل های هندسی، حجم آنها را محاسبه کند. این همان کار بزرگی است که جایزه معتبر فیلدز را برای این بانوی ایرانی به ارمغان آورده است.


فرانک فراهانی جم

[ad_2]

لینک منبع

ذخیره انرژی، راهکاری برای آینده

[ad_1]

ذخیره انرژی, راهکاری برای آینده

نیروی برق از هر جهت انرژی ایده آلی است, اما از یک جنبه, نقطه ضعف بزرگی دارد راه های مختلفی برای تولید و استفاده از این انرژی وجود دارد و انتقال آن ساده, موثر و مقرون به صرفه است حتی در مسافت های طولانی, اما ذخیره آن قدر هزینه در پی دارد که تقریبا می توان گفت نشدنی است


نیروی برق از هر جهت انرژی ایده‌آلی است، اما از یک جنبه، نقطه ضعف بزرگی دارد. راه‌های مختلفی برای تولید و استفاده از این انرژی وجود دارد و انتقال آن ساده، موثر و مقرون به صرفه است؛ حتی در مسافت‌های طولانی، اما ذخیره آن قدر هزینه در پی دارد که تقریبا می‌توان گفت نشدنی است.




با این حال با دست اندازی به دامان مهندسی، قادر خواهیم بود روش های هوشمندانه ای برای ذخیره این انرژی پاک پیدا کنیم.




اکنون برای ذخیره اقتصادی انرژی برق در مقیاس شبکه ای، ابتدا باید آن را به شکلی غیرالکتریکی درآوریم: انرژی جنبشی (مبنای کاری چرخ لنگر، چرخی سنگین در موتور که حرکت مداوم و نرم آن را یاری می کند)، پتانسیل گرانشی (که متضمن نیروگاه های آبی – پمپی است)، انرژی شیمیایی (مکانیسم کاربردی در تولید باتری)، انرژی پتانسیل کشایی مواد لاستیکی یا پتانسیل گاز فشرده (مانند انرژی ذخیره هوایی)، یا گرمای خالص، اما در هر مورد درصد قابل توجهی از انرژی هنگام تبدیل برای ذخیره یا بعدها موقع بازیابی آن از دست می رود.




اگر ذخیره انرژی را کاملا با تولید آن یکی کنیم چه؟ در آن صورت نیاز به مخارج گزاف تجهیزات تبدیل نیرو و ذخیره برق و بازیابی آن، همچنین تمام ضررهای ناشی از این تبدیل دوسویه حذف خواهد شد. به نظر، یکی از جذاب ترین ایده ها این است که ذخیره سازی را با نیروی تولیدی باد ادغام کنیم.




اما ابتدا طرح های موجود این ادغام را از نظر خواهیم گذراند. نیروی طبیعی آبی بهترین نمونه ممکن است. این انرژی از بارش باران حاصل می شود که آب را از سطح دریا جدا کرده، به رودخانه ها تزریق و در نهایت خزانه آبی بزرگ واقع در پشت سد را تغذیه می کند. این انرژی هرگاه لازم باشد به نیروی برق تبدیل خواهد شد، نه هر موقع که باران ببارد. یکی از نمونه های عالی، نیروگاه آبی ۱۴ گیگاواتی ایتاپو در برزیل و پاراگوئه است که سال پیش رکورد ۹۸.۶ تراوات در ساعت تولید انرژی را به جا گذاشت؛ مقداری که برای تامین نیروی برق برزیل به مدت بیش از دو ماه و نیم کفایت می کرد.




فرض بگیریم بالای برکه ای، ذخیره ای قابل توجه، شامل یک میلیون تن آب به ارتفاع ۴۲۰ متر داریم. از آن ذخیره می توانیم ساعتی یک گیگاوات انرژی برق استخراج کنیم؛ چه همین امروز به آن دست ببریم، چه یکی دو هفته دیگر اقدام کنیم. بازده موثر که در این مورد حدود صد در صد است، مبنای مقیاس بین مقدار انرژی است که در صورت استفاده فوری حاصل می شود و مقداری که پس از مدتی انتظار به دست خواهد آمد.




متمرکز کردن نیروی خورشیدی، وسیله خوش آتیه دیگری برای تولید و ذخیره است. به عنوان مثال، نیروگاه خورشیدی آنداسول در اسپانیا، نور خورشید را در قالب گرما جذب کرده، با آن ایجاد بخار می کند تا توربین ها را به چرخش درآورد. این امکان وجود دارد که با ذخیره گرما در مخازن بزرگ نمک مذاب، انرژی را در غیاب نور خورشید هم داشت. در این مورد نیز بازده موثر بشدت بالاست و مقدار کم انرژی هدر شده از طریق نشت گرما و محدودیت توربین ها، فارغ از ذخیره کردن یا نکردن گرمای خورشید در مخازن نمکی یکسان است.




پال برگان، مدیر فنی شرکت نست (Nest) از کشور نروژ حتی امکان ادغام نیروی هسته ای با ذخیره انرژی را دور از ذهن نمی داند. شرکت وی در حال ساخت ذخایر انرژی حرارتی برای راکتورهای هسته ای، همچنین نیروگاه های خورشیدی، بادی و سوخت فسیلی است. ایده وی زمینه ای را فراهم خواهد آورد تا راکتورهای هسته ای بی وقفه به کار ادامه دهند و در عین حال از انرژی ذخیره برای تشدید یا تقلیل فعالیت ژنراتورها بنا به نیاز استفاده شود؛ موضوعی که در راکتورهای هسته ای فعلی با کاهش یا افزایش فعالیت هسته ای در رآکتورها، دردسرهای فنی بی شماری به وجود می آورد.




یکی از راه های ادغام ذخیره انرژی با نیروی باد، استفاده از توربین های بادی به منظور پمپاژ آب به سربالایی است. این شگرد سالیان سال است در آسیاب های بادی به کار رفته و امروزه نیز آسیاب های مزرعه ای بسیاری (که به پمپ بادی هم آنها را می شناسند) فعالیت می کنند. از آنجا که مکش آب از بالا، بیشتر از ده متر کارساز نیست (به خاطر کمبود فشار جوی)، باید آب از پایین بادکش شود. برای مثال اگر قصد دارید آب را در آب انباری در ارتفاعات کوه ذخیره کنید (که بهترین محل برای توربین های بادی است)، شانستان ته می کشد.




طرح جزیره انرژی از سوی DNV-Kema (اکنون موسوم بهDNV-GL) فرصتی نوین به ایده ادغام پمپ آبی و نیروگاه بادی می بخشد. در این طرح توربین های بادی در جزیره مصنوعی حلقه ای شکلی قرار گرفته، آب را از یک خزانه آب نمک پمپاژ می کنند. زمانی هم که باد نوزد، دریچه های آبی باز شده، از آب ورودی برای تولید برق استفاده می شود.




از آنجا که عمق آب در مخزن حدود ۴۰ متر زیر سطح دریاست، محرکی مکانیکی که متصل به توربین بادی و متکی به پایه برج هاست، برای راه اندازی پمپ ها به کار می رود. اطلاعات حاکی است بلژیک قصد ساخت چنین کارخانه تولید برقی را دارد.




به نظر تنها راه منطقی دیگر برای ادغام باد با ذخیره انرژی، فشرده سازی گاز است. دفاتر اداره ثبت اختراعات سرشار از پیشنهادهایی برای جای دادن کمپرسورهای متداول داخل اتاق دوربین های بادی است. مشکل اینجاست که توربین های بادی اصولا خیلی کند بوده، در حالی که کمپرسورها سرعت گردش محوری بالایی دارند. بنابراین عملی کردن چنین ایده ای، مثل این است که برای شخم زدن زمین، به اسب مسابقه کلنگ ببندیم.




شیمِس گاروی، پروفسور علم دینامیک و سرپرست گروه تحقیقات مکانیک، مواد و ساختار در دانشگاه ناتینگهام انگلستان ـ که نویسنده اصلی این مقاله نیز است ـ چند سال پیش راهکاری را در این زمینه ارائه داده است. او ایده یک توربین بادی دریایی را ارائه کرد که با ذخیره مستقیم انرژی سازگاری دارد. این طرح شامل برج هایی با محور افقی، هرکدام با یک دواره هشت تیغه سوار بر یک پایه چهاروجهی شناور بود. (استفاده از توربین های متداول نازک پیکر ممکن نبود، زیرا حرکت طبیعی مرکز ثقل دواره برج را تخریب می کرد.) با چرخش دواره، پیستون های عظیم درون تیغه ها بالا کشیده و بعد رها می شدند و در این فرآیند انرژی پتانسیل جاذبه ای را که جذب کرده بودند، آزاد می کردند.




دانه های پلاستیکی را تجسم کنید که برای تزئین به پره های چرخ دوچرخه وصل می کنند. اگر دوچرخه سوار آرام پدال بزند، دانه ها اول به سمت لاستیک و با چرخش چرخ به مرکز رانده می شوند و این روند گردونه ای ادامه خواهد داشت. در روندی مشابه، همچنان که پیستون های درون تیغه های توربین به بالا و پایین حرکت می کند، هوای فشرده ایجاد و زیر آب ذخیره می شود.




یکی از چالش های پیش روی این طرح، نیاز به توربین های عظیمی با قطری حدود ۲۵۰ متر است. چرا آنقدر عظیم؟ زیرا نیروی جاذبه باید نقش پررنگ تری نسبت به شتاب سانتریفیوژی نوک تیغه ها داشته باشد و هر چه قطر تیغه ها بیشتر، شتاب سانتریفیوژی کمتر خواهد بود. چالش دیگر به دیگر اجزای لازم سیستم برای ارسال انرژی به زمین است. نیاز به بسط دهنده های توربو، مخزن های هوای فشار قوی و مخزن های حرارتی وجود دارد. با همه این احوال، فناوری های روزآمد برای ذخیره هوای فشار قوی زیر آب دارد نقل محافل می شود.




با توجه به این چالش ها، گاروی طرحی تازه تر و اقتصادی تر برای ادغام نیروی باد (چه زمینی و چه غیرزمینی) با ذخیره هوای فشرده رو کرد. این طرح مشتمل بر استفاده از چند توربین بادی می شود که گروهی فعالیت، هر کدام کمپرسور داخلی خاص خود را هدایت و سر جمع یک مجموعه ژنراتور را تغذیه می کنند.




اسم این طرح WIND – TP، مخفف wind-driven thermal pumping یا پمپاژ حرارتی با نیروی محرکه باد است. در این نمونه، گاز فشرده شده در مداری بسته می چرخد. نیمی از مدار کم فشار (حدود دو میلیون پاسکال یا ۲۰ برابر فشار جوی) و نیمی دیگر پرفشار (حدود ۵۰ میلیون پاسکال) است. اگر نیاز به ذخیره انرژی نبود، کمپرسور گاز را از سمت کم فشار چلانده و به سمت پرفشار هدایت می کند. سپس بسط دهنده و ژنراتور گاز پرفشار را به قسمت کم فشار هدایت می کنند. گاز در حالت انقباض داغ و در حالت انبساط سرد می شود. در نتیجه حرارت قسمت پرفشار به ۱۸۰ درجه و قسمت کم فشار به ۱۰۰ـ درجه سانتی گراد می رسد.




برای ذخیره انرژی، دستگاه گرما را از گاز قسمت پرفشار پیش از رسیدن به بسط دهنده جدا می کند و سپس گرما در بستری از سنگ یا شیشه ذخیره می شود. در قسمت کم فشار نیز پیش از رسیدن به کمپرسور، سرمای گاز صرف خنک کردن بخشی دیگر از مواد می شود. برای استفاده از انرژی ذخیره باید عکس فرآیند را اعمال کرد؛ گرمای ذخیره شده پس از انقباض و سرمای ذخیره شده نیز پیش از انبساط به گاز تزریق می شود.




چنین دستگاهی بازده بسیار مناسبی ـ بیش از ۸۵ درصد ـ خواهد داشت که نسبت به بازده ۷۰ درصدی نمونه های مشابه و خرج بالایشان، گزینه خیلی خوبی به شمار می رود. این که طرح تا چه حد موفق خواهد بود، فقط به زمان نیاز دارد. امر بدیهی در زمان حاضر این است که همه دنبال کشف یا فراهم سازی منابع بی وقفه انرژی با کمترین میزان آلاینده ها هستند.




همچنان که به منابع متناوب انرژی قابل بازیافت افزوده می شود، چالش برقراری تعادل بین عرضه و تقاضا نیز افزایش خواهد یافت. در نتیجه تدارکات لازم برای ذخیره این انرژی ها به جزئی اساسی از شبکه های برق تبدیل خواهد شد. با توجه به مقیاس عظیم انرژی لازم به ذخیره، نیاز مبرمی به راه های جدید ذخیره احساس می شود.


spectrum.ieee


مترجم: سیاوش شهبازی

[ad_2]

لینک منبع

تاثیر ساختار جمعیتی بر آینده اقتصاد جهان

[ad_1]

تاثیر ساختار جمعیتی بر آینده اقتصاد جهان

ساختار اقتصادی جهان در سال های آینده تا حد زیادی تحت تاثیر ساختار جمعیتی جهان است جهان آینده جایی است که در آن نیروهای جوان غیر متخصص با بحران بیکاری روبرو هستند و در فقر به سر می برند و نیروهای مسن تحصیلکرده از مزایای اقتصادی و در آمد خوبی برخورداند و با توجه به موقعیت مطلوبی که دارند به هیچ قیمت حاضر نیستند تا جا را برای جوان های تحصیلکرده خالی کنند


در قرن بیستم جهان شاهد انفجار جمعتی عجیبی بود.در ابتدای قرن بیستم جمعیت زمین حدود ۱.۶ میلیارد نفر بود ولی تا پایان این قرن این رقم به ۶ میلیارد نفر رسید.اما رشد جمعیت با همان سرعتی که ناگهان سیر صعودی گرفت به همان سرعت هم وارد شیب تندی و همین، عامل حرکت جهان به سوی پیری شد به گونه ای جمعیت بالای ۶۵ سال جهان دو برابر شد.این مساله در سالهای آتی تاثیر بسزایی در اقتصاد جهانی خواهد داشت.


بر اساس آمار سازمان ملل در جهان حدود ۶۰۰ میلیون نفر بیش از ۶۵ سال سن دارند.این رقم در سال ۲۰۳۵ به یک و نیم میلیارد نفر می رسد و با توجه به کاهش نرخ زاد و ولد در جهان درصد جمعیت پیر به نسبت جوان سال به سال بیشتر می شود.بر اساس آمار سازمان ملل در سال ۲۰۱۰ از هر۱۰۰ نفر جمعیت ۱۶ نفر بالای ۶۵ سال بودند.این رقم در سال ۲۰۳۵ به ۲۶ نفر افزایش خواهد یافت. این مشکل در کشور های ثروتمند که نرخ رشد جمعیت و تولد در آنها نرخ بسیار پائین تری نسبت به کشور های در حال توسعه دارد بسیار بیشتر خودنمایی می کند.البته در اینجا صحبت از جمعیت جهان در قالب یک واحد کلان است نه صحبت از مناطق و قاره ها چنانکه در آفریقا و جنوب آسیا هنوز جمعیت در حال افزایش است و پیش بینی می شود که نیمه قرن ۲۱ جمعیت این مناطق به ۵ میلیارد نفر برسد.


پیامد منطقی پیرشدن جمعیت کاهش نیروی کار است. امروزه سن بازنشستگی در اکثر کشورهای جهان سن ۶۵ سالگی است و استاندارد بازنشستگی در سازمان ملل هم همین سن است و افراد بعد از این سن نیروی کار به شمار نمی آیند بر همین اساس جهان در سالهای آتی با بحران کمبود نیروی کار و ازدیاد بازنشستگان روبرو می شود.کمبود نیروی کار باعث کاهش بازدهی اقتصادی می شود.


البته نیروی کار تنها به ساختار سنی ارتباط ندارد بلکه به ساختار جنسیتی هم ارتباط دارد. مثلا در برخی کشورها زنان هم به عنوان نیروی کار در جامعه مشغول به فعالیت اقتصادی هستند ولی در برخی دیگر زنان به دلیل خانه نشینی در ساختار اقتصادی نقشی ندارند و نیروی کار محسوب نمی شوند.


کمبود نیروهای کار،کشورها را به لحاظ اقتصادی دچار بحران های جدیدی می کند و به همین دلیل دولت ها برای فرار از این بحران سن بازنشستگی را افزایش می دهند. به همین خاطر است که کشورهایی مانند ایتالیا، هلند و اسپانیا سن بازنشستگی را نه بر اساس سن که بر اساس امید به زندگی تعیین کردند.


البته افزایش سن بازنشستگی تنها به دلیل کمبود نیروی کار نیست.نیروهای متخصص در بازار کار ترجیح می دهند که مدت زمان بیشتری کار کنند. افراد تحصیل کرده و خبره که بخصوص به مشاغل علمی و دانشگاهی و سیاسی مشغول هستند رضایت نمی دهند که با رسیدن به سن بازنشستگی دست از فعالیت بکشند و معمولا حتی زمانی که از سن ۶۵ سالگی هم رد می شوند بازهم مایل به ادامه فعالیت هستند.


افزایش سن بازنشستگی گرچه تا حدودی می تواند فضای اقتصادی کشور ها را از خالی شدن نیروهای کار نجات دهد اما بازهم چندان چاره ساز نیست چرا که افرادی که کارهایی انجام می دهند که با نیروی بدنی سر و کار دارد با رسیدن به سن ۶۵ سال به دلیل اینکه از نظر جسمی انجام کار برایشان مشکل می شود ترجیح می دهند باز نشسته شوند و به همین دلیل لاجرم بخشی از نیروی کار با رسیدن به سن کهولت از عرصه فعالیت اقتصادی خارج می شود.


این ماجرا وقتی اسفبارتر می شود که این نکته را در نظر بگیریم که سطح تحصیلات و تخصص در کشور های پیشرفته و ثروتمند بالاست ولی در کشور های در حال توسعه و عقب مانده که سطح تحصیلات هم پائین است مشکل کمبود نیروی کار بسیار بیشتر خود نمایی می کند. تقریبا نزدیک نیمی از کارگران چینی بین سن ۵۰ تا ۶۵ سال حتی تحصیلات ابتدایی را هم تمام نکرده اند. این نیروهای کار بی سواد و غیر متخصص به سن بازنشستگی که می رسند طبیعتا میزان کارائیشان کاهش یافته و عملا به درد سیستم اقتصادی نمی خورند.


ادامه فعالیت اقتصادی افراد مسن تحصیل کرده در سیستم اقتصادی به معنی این است که آنها می توانند سالها بیش از افراد غیر متخصص کار کنند و سالها بیشتر از آنها در آمد داشته باشند و این باعث ایجاد شدن شکافی عظیم در میزان درآمد این دو دسته نیروی کار می شود.


این یکی از مشکلات کمبود نیروی کار در جامعه است. افراد مسن معمولا با توجه به اینکه پیوسته به فکر ایام از کار افتادگی اند به دنبال پس انداز هستند و حاضر نیستند ریسک زیادی در زندگی کنند بر همین اساس شروع به پس انداز پول های خود می کنند. این محافظه کاری در حالی که بافت جمعیت یک کشور نرمال باشد تاثیر چندانی بر اقتصاد ندارد اما وقتی بافت جمعیت پیر باشد باعث انباشت ثروت بدون استفاده تولیدی و اقتصادی از آن شده و منجر به بروز تورم و کاهش سرمایه گذاری می گردد. کاهش سرمایه گذاری منجر به کاهش فرصت های شغلی می گردد.


بر همین اساس ساختار اقتصادی جهان در سال های آینده تا حد زیادی تحت تاثیر ساختار جمعیتی جهان است. جهان آینده جایی است که در آن نیروهای جوان غیر متخصص با بحران بیکاری روبرو هستند و در فقر به سر می برند و نیروهای مسن تحصیلکرده از مزایای اقتصادی و در آمد خوبی برخورداند و با توجه به موقعیت مطلوبی که دارند به هیچ قیمت حاضر نیستند تا جا را برای جوان های تحصیلکرده خالی کنند.


نویسنده: آرین پورقدیری


منبع: روزنامه اصفهان امروز

[ad_2]

لینک منبع

چگونه قیمت اتاق هایمان را در متاسرچ ها مدیریت کرده و درآمد هتل خود را افزایش دهیم؟

[ad_1]

چگونه قیمت اتاق هایمان را در متاسرچ ها مدیریت کرده و درآمد هتل خود را افزایش دهیم

اهمیت روزافزون موتورهای جستجوی هتل موجب شده که کسب و کار بازاریابان اینترنتی هتل ها داغ شود و با توجه به رشد سریع این بخش جدید بازار رزرو اینترنتی, عدم نمایش هتل ها در متاسرچ ها, باعث کاهش درآمد و خالی ماندن اتاق های آنها خواهد شد


اهمیت روزافزون موتورهای جستجوی هتل موجب شده که کسب و کار بازاریابان اینترنتی هتل ها داغ شود و با توجه به رشد سریع این بخش جدید بازار رزرو اینترنتی، عدم نمایش هتل ها در متاسرچ ها، باعث کاهش درآمد و خالی ماندن اتاق های آنها خواهد شد. حال این سوال برای مدیران بازاریابی هتل ها پیش می‌آید که چگونه در وهلۀ اول اتاق هایشان در موتورهای جستجوی هتل به نمایش درآید و در مرحلۀ بعد چگونه در این وب سایت ها رتبه های اول نمایش نتایج به هتل آنها اختصاص یابد. بازاریابی موتورهای جستجوی هتل hotel meta search marketing)) جدیدترین نوع بازاریابی هتل است که بودجۀ بازاریابی و پیشبرد فروش هتل ها را به خود اختصاص می‌دهد. این امر مراحلی دارد که در ادامه به آنها می‌پردازیم:


۱- مرحلۀ اول به درون هتل شما برمی گردد. به این معنی که برای سیستم رزرواسیون هتل باید از نرم افزاری استفاده نمایید که امکان رزرو آنلاین و کاملا اتوماتیک را توسط مسافران فراهم سازد. دیگر دوران استفاده از نرم افزارهایی که ابتدا درخواست توسط سایت های رزرواسیون برای شما از طریق نمابر ارسال می‌شد و سپس شما باز هم از طریق نمابر واچر رزرو اتاق را برای سایت مربوطه می‌فرستادید تمام شده است. اگر می‌خواهید در بازار پر رقابت امروز دوام بیاورید باید از جدیدترین روش ها و ساختارها استفاده کنید و جدیدترین روش انجام رزرو اتاق یک هتل استفاده از نرم افزارهای رزرواسیونی است که در قالب وب سرویس ارایه می شوند و این امکان را به شما می دهند که با کمترین دخالت نیروی انسانی رزرو اتاق مستقیما توسط کاربران اینترنت انجام شود. پس اولین قدم در راه نوسازی سیستم فروش و حضور قوی در بازار رزرو اینترنتی اتاق هایتان ونمایه شدن در وب سایت های موتور جستجوی هتل، استفاده از یک نرم‌افزار کاملا اتوماتیک رزرو اینترنتی هتل می باشد که خوشبختانه در کشورمان هم چند شرکت نرم افزاری هتل هستند که چنین نرم افزارهایی را همراه با پشتیبانی و آموزش در اختیار هتل ها قرار می دهند. یکی از ویژگی‌های مهم یک نرم‌افزار رزرواسیون، قابلیت قیمت گذاری پویا (dynamic pricing) است. این قابلیت با توجه به میزان تقاضا برای اتاق های یک هتل، قیمت ها را در محدوده ای که توسط شما مشخص می‌شود به صورت خودکار کم یا زیاد می‌کند.


۲- در مرحلۀ دوم باید براساس اصل بازاریابی تاثیربیلبوردی (billboard effect ) که یکی از جدیدترین روندها در بازاریابی هتل می‌باشد، هتل خود را در هر تعداد وب سایت رزرواسیون هتل در هر نقطۀ دنیا و ایران نمایه کنیم. تعداد زیادی وب سایت های رزرو هتل در سراسر جهان وجود دارند که از اضافه شدن تعداد هر چه بیشتر هتل به سیستم رزروشان استقبال می‌کنند زیرا این امر باعث قوی و پربارترشدن پایگاه داده‌شان می‌شود و درآمدشان را نیز افزایش می‌دهد. پس در این بازی برد- برد شرکت کرده و هتل خود را در تعداد هرچه بیشتری از وب سایت های رزرو هتل نمایه کنید. سوالی که در اینجا برای بسیاری از مدیران بازاریابی هتل ها به وجود می‌آید این است که لزوم نمایه شدن و ثبت نام در تعداد نامحدود وب سایت های رزرواسیون هتل چیست؟ در جواب این سوال باید به ۲ نکته اشاره کرد: اولین نکته همان تاثیر بیلبوردی می باشد. همان طور که می دانید خاصیت اصلی بیلبوردهای تبلیغاتی ماندگاری تبلیغ در ذهن مخاطب می باشد و معمولا شرکت هایی که تصمیم به اجارۀ بیلبوردهای تبلیغاتی می‌گیرند، چندین بیلبورد را در یک شهر و یا کشور اجاره می کنند تا بر اثر دیده شدن چندین بارۀ بیلبورد و در نتیجه تبلیغ شرکت مربوطه، ماندگاری آن در ذهن مخاطبان افزایش یابد. حال در مورد هتل شما نیز همین مساله وجود دارد. بسیاری افراد در هنگام تصمیم به رزرو یک اتاق، فقط از یک وب سایت رزرواسیون بازدید نمی‌کنند بلکه از دو یا چند وب سایت بازدید می‌کنند و حال زمانی که هتل شما در تمام این وب سایت ها نمایه شده باشد، در ذهن مخاطب بیلبوردافکت شکل می‌گیرد که باعث افزایش اعتبار هتل و در نتیجه اعتماد بیشتر کاربر و ایجاد انگیزه در وی برای رزرو اتاق از هتل شما می‌شود. نکتۀ بعدی که به مرحلۀ سوم بازاریابی موتورهای جستجوی هتل نیز مربوط می‌شود مسئلۀ پورسانتی است که وب سایت رزرو هتل برای هر رزرو از شما درخواست می‌کند. در بازار رقابتی رزرو اینترنتی هتل که بازیگران بزرگی در زمین بازی آن مشغول به نبرد با رقبای قدرتمند خود هستند، گاهی اوقات هزینه های تبلیغاتی وب سایت های رزرواسیون اینترنتی هتل به میلیاردها دلار در سال می‌رسد و به همین دلیل و دلایل دیگر، پورسانتی که از فروش اتاق هتل شما در این وب سایت ها از شما دریافت می‌شود متفاوت است. به همین دلیل مهم و برای اینکه سود خود را از هر رزرو برخط را افزایش دهید باید در چندین وب سایت رزرو هتل حضور داشته باشید تا پس از مشاهدۀ نحوۀ تعامل این وب سایت ها با شما، سودآورترین آنها را شناخته و تمرکز اصلی بازاریابی خود را بر آنها قرار دهید.


۳- در این مرحله پای متاسرچ های هتل به ماجرای پیچیدۀ بازاریابی اینترنتی هتل باز می‌شود. با توجه به اینکه هر کدام از موتورهای جستجوی هتل بنا بر سیاست های کاری خویش نتایج جستجوی کاربران را از تعداد خاصی از وب سایت های رزرواسیون هتل جستجو کرده ونمایش می‌دهند، در صورتی که مرحلۀ دوم فرایند بازاریابی را به درستی انجام داده باشید، در صورت جستجوی کاربران در هرکدام از وب‌سایت های متاسرچ، اتاق های هتل شما نیز به نمایش درمی‌آیند و مجددا تاثیربیلبوردی در متاسرچ ها نیز برای هتل شما اعتبار و اطمینان ایجاد می‌کنند. اما صرف نمایش اتاق های هتل شما و نرخ آنها در افزایش نرخ رزرو شما تاثیرگذار نخواهد بود بلکه رصد دایم نمایه شدن هتل شما در موتورهای جستجو و نرخ رقیبان شما تعیین کنندۀ میزان سود شما خواهد بود. در اینجا قضیه کمی پیچیده می‌شود و عوامل تاثیرگذار بر کسب سود شما متعدد می‌شوند که به ترتیب زیر به آنها خواهیم پرداخت:


۶۱۶۹۲; هر چه نرخ اتاق های هتل شما پایین تر باشد در نتایج جستجوی هتل در متاسرچ ها رتبه های بالاتری را به خود اختصاص خواهید داد.


۶۱۶۹۲; میزان پورسانت دریافت شده توسط وب‌سایت های رزرو هتل از شما، عامل اصلی در جهت تعیین نوع همکاری شما با آنها خواهد بود.


عمدۀ تمرکز شما باید بر وب سایت های رزروی باشد که پورسانت کمتری از شما دریافت می‌کنند زیرا این امر درآمد و درنتیجه سود شما را افزایش خواهد داد. به این نکتۀ بسیار مهم توجه داشته باشید که قیمت مهم ترین عامل در رزرو هتل توسط مسافران می باشد و این عامل، قابل کنترل توسط خود شماست. معمولا نتایج بر اساس عواملی چون تعداد ستارۀ هتل، فاصله از مقاصد مهم گردشگری مقصد، امتیاز مشتریان به هتل و قیمت قابلیت مرتب شدن و به نمایش درآمدن دارند. در این میان امتیاز مشتریان به تجربه ای که از هتل داشته اند و قیمت در اختیار خود شماست که می‌توانید با کنترل و رصد مرتب آنها، رزرو اتاق های خود را افزایش داده و بیشترین بهره را از حضور در موتورهای جستجوی هتل ببرید. بنابراین شما باید بهترین نرخ ممکن را در وب سایت های رزرواسیونی که کمترین پورسانت را از شما دریافت می‌کنند، به نمایش بگذارید تا بدین ترتیب هم در نتایج جستجو در مهم ترین عامل انتخاب مشتریان که قیمت می باشد رتبه های اول از آن شما باشد و هم اینکه بیشترین سود را از حضور در متاسرچ ها از آن خود کنید. به عنوان نکتۀ آخر ذکر این نکته ضروری است که مدیریت حضور در موتورهای جستجوی هتل باید به یکی از کارمندان هتل که در این زمینه آموزش دیده باشد سپرده شود زیرا امری حیاتی است و نیاز به رصد مداوم و کسب تجربه می‌باشد.


مدیریت وب سایت هتل مارکتینگ آمادۀ ارایۀ مشاوره به کلیۀ هتل های زنجیره‌ای و مستقل جهت حضور قدرتمند در وب سایت های رزرو هتل وموتورهای جستجوی جهانی هتل می باشد.






۸. هتل های زنجیره ای و نحوۀ حضور آنها در موتورهای جستجوی هتل


از آنجایی که حضور در متاسرچ های هتل به عنوان امری حیاتی برای کلیۀ مراکز اقامتی تلقی می‌شود، بنابراین هتل ها باید به استراتژی مشخصی در جهت نحوۀ حضور در این موتورهای جستجو دست یافته و سپس آن استراتژی را با قدرت دنبال کنند. در این میان هتل های زنجیره ای با توجه به در اختیار داشتن تعداد زیاد اتاق، تفاوت های عمده‌ای را با هتل های مستقل داشته و باید استراتژی خود را در ارتباط با وب سایت های رزرو هتل مشخص کنند. حضور در موتورهای جستجوی هتل بسیار مهم است اما چگونه؟ آیا هتل های زنجیره ای هم مانند هتل های مستقل باید از طریق وب سایت های رزرو هتل در متاسرچ ها نمایه شوند یا خودشان به طور مستقل باید با متاسرچ ها همکاری کنند؟ پاسخ به این سوال کمی مشکل است زیرا این امر برای هر هتل زنجیره‌ای با توجه به سیاست های کلی فروش آنها متفاوت است. بسیاری از هتل های زنجیره‌ای، حجم فروش خوبی را از وب سایت های رزرو هتل در یافت می‌کنند و میزان کمیسیون دریافتی این وب سایت ها نیز ممکن است به گونه ای باشد که تمایلی برای همکاری مستقیم با موتورهای جستجوی هتل در آنها ایجاد نکند. اما روی صحبت اصلی این مطلب با آن دسته از هتل های زنجیره‌ای است که خودشان تصمیم به همکاری مستقیم با متاسرچ ها می‌گیرند. زمانی که یک هتل زنجیره‌ای چنین تصمیمی گرفت باید با احتیاط و ملاحضات ویژه شروع به همکاری با متاسرچ‌ها کند. دلیل این امر این است که با وجود اهمیت روز افزون موتورهای جستجوی هتل و بیشتر شدن سهم آنها از رزروهای اینترنتی کاربران، اما هنوز هم وب سایت های رزرو هتل سهم عمده ای از بازار رزرو اینترنتی را در اختیار دارند و شما نباید به یک باره رابطۀ خود را با آنها قطع نمایید. از سوی دیگر در صورتی که بخواهید در کنار حضور در وب سایت های رزرو هتل، خود نیز اقدام به همکاری با سیستم های تبلیغ کلیکی و سپس متاسرچ ها نمایید، در واقع رقیب وب سایت های رزرو هتل که به نوعی بازاریاب شما هستند خواهید شد. حال این سیاست های کلی فروش و بازاریابی مجموعۀ شماست که تعیین کنندۀ ادامه و نوع همکاری شما با وب سایت های رزرو هتل و متاسرچ ها خواهد بود.


سعیدمعتمد


دربارۀ نویسنده:


دانش آموختۀ رشتۀ جامعه‌شناسی


تالیف وترجمۀ چندین مقاله و کتاب در زمینۀ صنعت گردشگری و هتلداری


متخصص، مدرس و مشاوردر زمینۀ بازاریابی اینترنتی در صنعت گردشگری


hotelmarketing.ir

[ad_2]

لینک منبع

در جستجوی امنیت غذایی

[ad_1]

در جستجوی امنیت غذایی

هرچند ماجرا بی سابقه و تازه نبود, اما حسن قاضی زاده هاشمی, وزیر بهداشت دولت یازدهم, با رو کردن ماجرای معروف روغن پالم یا روغن نخل در شیرهای پرچرب و برخی محصولات لبنی پرچرب, پرونده را از بایگانی بیرون کشید پرونده ای راجع به سلامت مواد غذایی تولید شده از صنایع غذایی, پرونده ای قطور با برگ هایی متعدد که گاه و بیگاه برگی از این پرونده رو شده و افکار عمومی را در نگرانی فرومی برد نگرانی از این که چه می خرند و می خورند و آنچه می خورند چیست


هرچند ماجرا بی‌سابقه و تازه نبود، اما حسن قاضی‌زاده‌هاشمی، وزیر بهداشت دولت یازدهم، با رو کردن ماجرای معروف روغن پالم یا روغن نخل در شیرهای پرچرب و برخی محصولات لبنی پرچرب، پرونده را از بایگانی بیرون کشید؛ پرونده‌ای راجع به سلامت مواد غذایی تولید شده از صنایع غذایی، پرونده‌ای قطور با برگ‌هایی متعدد که گاه و بیگاه برگی از این پرونده رو شده و افکار عمومی را در نگرانی فرومی‌برد؛ نگرانی از این‌که چه می‌خرند و می‌خورند و آنچه می‌خورند چیست.




از چه درست شده، چه کیفیتی دارد و سرانجام در سلامت​ حال و آینده خود و خانواده شان چه تاثیری بر جا خواهد گذاشت. البته این برای نخستین بار نبود که وزیر بهداشت مستقیم چنین اظهارنظرهایی درباره کیفیت مواد غذایی تولیدی در کشور می کرد. به خاطر داریم که وی اندکی پس از وزیر شدن، جمله معروف «هرگز سوسیس و کالباس نخورده و نخواهم خورد» را بر زبان آورد که آن قدر بازتاب داشت و ازجمله مورد اعتراض صنایع فرآورده های گوشتی قرار گرفت که ترجیح داد این گونه تصحیح کند که حالا شاید یک زمانی، مثلا وقتی در هواپیما بوده ام، آنها را خورده باشم! … با این حال گذشت زمان باعث شد سوسیس و کالباس نخوردن وزیر بهداشت فراموش شود و امروز نیز ماجرای روغن پالم در لبنیات با توافق استاندارد و سازمان غذا و داروی وزارت بهداشت و اطمینان دادن به مردم برای بی اشکال بودن مصرف این محصولات، پایان یافته تلقی می شود، اما پایان رسمی و اداری یک چنین ماجراهایی به معنای پایان یافتن واقعیت ماجرای چالش کیفیت در صنایع غذایی خواهد بود؟ اظهارنظر کارشناسان نشان می دهد که چنین نیست.




چالش کیفیت




اغراق شده یا ​ نشده، کوچک یا بزرگ، اخبار متنوعی از چالش کیفیت در رشته های مختلف صنایع غذایی منتشر می شود که این اخبار بر حیثیت این صنعت و اعتماد مردم به آن اثر می گذارد و اینچنین است ​ کارشناسان​ به دست اندرکاران صنوف مختلف این صنعت و انجمن های تخصصی موجود در آن توصیه می کنند علاوه بر شفاف سازی این موارد در کاهش چالش کیفیت در صنعت خود بکوشند تا هرازچندگاهی، این گونه چالش ها باعث نقره داغ شدن صنایع غذایی و در نهایت، حتی زمین خوردن و ورشکستگی آن نشود. به زعم کارشناسان و با استناد به برخی اظهارات پراکنده خود مقامات صنفی صنوف صنایع غذایی، در بیشتر رشته های این صنعت، چالش کیفیت به چشم می خورد و حتی قابل توجه است؛ چالشی که به علت کسب سود بیشتر یا حتی در حالتی خوشبینانه، جبران ضرر ناشی از رشد هزینه های تولید و افزایش نیافتن قیمت های فروش ایجاد شده است. دلیلی که البته از هیچ زاویه ای منطقی نیست و مورد قبول قرار نمی گیرد که کارخانه یا صنعتی برای جبران ضرر خود، محصولاتی را تولید کند که به هر نحو سلامت جامعه را به خطر اندازد.




نمونه های متعدد




چالش کیفیت در صنایع غذایی با محوریت بر کاهش هزینه های تولید و کسب سود بیشتر ایجاد شده و می شود. این امر نه تنها مختص ایران که در همه کشورهای جهان یک قاعده است. برخی کارخانه ها در تهیه محصولات غذایی ممکن است از مواد اولیه بی کیفیت یا کم کیفیت استفاده کرده یا پا را فراتر بگذارند و موادی به کار ببرند که اصولا مواد اولیه ساخت آن محصول غذایی به شمار نمی رود. نمونه بارز این موضوع که اخیرا توسط انجمن صنفی مربوطه با تیتر «۹۹ درصد آبلیموهای موجود در بازار تقلبی است» منتشر شد؛ استفاده برخی تولیدکنندگان از کاه(!) برای تولید آبلیموست. به همین ترتیب اخبار ریز و درشتی درباره استفاده از گوشت های تاریخ مصرف گذشته یا خمیر مرغ که علاوه بر گوشت خالص مرغ، حاوی امعاء و احشای آن نیز هست، به گوش می رسد. در بخش تولید کنسرو و کنسانتره ها نیز موارد خاصی وجود دارد که از جمله می توان به استفاده از میوه های غیرقابل مصرف و بی مشتری​ و نیز استفاده از گوشت های متفرقه به جای گوشت مرغوب ماهی تن یا گوجه فرنگی های غیرقابل مصرف یا پوره کدو در تهیه رب گوجه فرنگی اشاره کرد. در بخش آب معدنی نیز فروش آب معمولی تصفیه شده به جای آب واقعا معدنی، یعنی آبی که از چشمه طبیعی گوارا به دست آمده و حاوی املاح معدنی مفید باشد، به چشم می خورد و توسط مقامات سازمان غذا و داروی وزارت بهداشت و سازمان استاندارد مورد توجه و اشاره و اعلام قرار گرفته است. اینچنین است که مورد اخیر درباره وجود روغن پالم در محصولات لبنی، بهانه ای بوده و هست که مسائل و چالش های کیفی که در زمینه سایر محصولات غذایی تولیدی توسط صنایع غذایی کشور وجود دارد، بررسی شده و با ایجاد حرکت عمومی، دستگاه های مسئول و صنایع غذایی در صورت لزوم مجبور به رعایت آن شوند.




چرا اتفاق می افتد؟




در ایران نیز مانند دیگر نقاط جهان سازمان هایی برای نظارت بر کیفیت محصولات غذایی تولیدی توسط صنایع غذایی وجود دارند. سازمان غذا و داروی وزارت بهداشت و سازمان ملی استاندارد، دو بازوی اصلی در این خصوص را تشکیل می دهند. این سازمان ها با اعزام نمایندگان یا بازرسان در خطوط تولید محصولات غذایی بر کیفیت آن نظارت می کنند. سازمان استاندارد با در اختیار گرفتن برخی شرکت های بخش خصوصی، به طور دوره ای از محصولات تولیدی در صنایع غذایی نمونه برداری کرده و آن را در آزمایشگاه های خود بررسی می کند. با این حال سازمان غذا و داروی وزارت بهداشت نقش مهم تری در این زمینه به عهده دارد. این سازمان با اعزام نمایندگانی به عنوان «مسئول فنی» بر کیفیت محصولات غذایی تولیدی در خطوط تولید کارخانه های صنایع غذایی نظارت می کند. وزارت بهداشت این نمایندگان را تائید کرده و آنها موظفند به طور دائمی در محل کارخانه و خطوط تولید حضور داشته و گواهی های مربوط به سلامت یا رعایت فرمول های مصوب و قانونی در تولید یک محصول غذایی را امضا کنند. علاوه بر این وزارت بهداشت و استاندارد به صورت سرزده و بی خبر نیز بازرسان خود را به کارخانه های صنایع غذایی روانه کرده و از محصولات نمونه برداری می کنند. با این حال پرسش بزرگ این است که چرا با این همه ضوابط و مقررات و دستگاه، باز هم خروجی برخی محصولات غذایی تولیدی دارای چالش کیفیت است؟ برای پاسخ به این پرسش، خود فعالان و دست اندرکاران صنایع غذایی به اجرای بدو حتی بی خاصیت ضوابط و مقررات یاد شده اشاره می کنند.




به عنوان مثال در یکی از معروف ترین رویه های مناسب، مسئولان فنی کارخانه های صنایع غذایی و نمایندگان وزارت بهداشت، حقوق خود را از صاحب کارخانه دریافت می کنند. روشن است ​ حقوق بگیر​ به خاطر حفظ درآمد و امنیت شغلی خود کمتر حاضر است بر خلاف میل صاحبکارش اقدامی بکند. اینچنین است که عملا سازوکار قانونی از طریق اجرای نامناسب بی اثر شده و کار کیفیت سنجی به وجدان فرد واگذار می شود. البته در این زمینه دورزدن های قانونی دیگری هم وجود دارد. مثلا مسئولان فنی حضور مداوم در خطوط تولید ندارند و صرفا برای خالی نبودن عریضه هرازگاهی به کارخانه سر می زنند. چرا که همزمان در چند کارخانه مشغول کار هستند و لذا در برابر فروش امضای خود، کیفیت محصول تولیدی را مورد تائید قرار می دهند. این موضوع درباره ناظران استاندارد نیز کم و بیش وجود دارد. به گفته مسئولان صنفی، علاوه بر این که مراجعه آنان دیر به دیر است، معمولا از راه هایی که گاه قابل گفتن و نوشتن نیست، مشکلات احتمالی موجود قابل رفع شدن است. یکی از کارشناسان حتی به این مورد اشاره می کند که دیده شده است مسئول فنی کارخانه ای حتی در کشور حضور ندارد، اما همچنان به امضا فروشی از طریق راه های مختلف مشغول است.




فرهنگی که به آن آشنا نیستیم




البته در این میان همه چیز برگردن صنایع غذایی یا حتی دولت نیست، چرا که این خود ما مردم هستیم که نسبت به اطلاعات مندرج روی کالاهایی که می خریم، دقت لازم را نداریم. اینچنین است که در خرید محصولات غذایی، برند و قیمت را بیشتر مورد توجه قرار داده و از کنار سایر اطلاعات می گذریم. مثلا به خود زحمت نمی دهیم اطلاعات پشت بسته بندی محصول را بخوانیم و بدانیم مثلا نکتار آبمیوه نیست، بلکه شبیه آبمیوه است یا آب تصفیه شده، با آب معدنی فرق دارد. اینچنین است که باید امیدوار بود سیستم نظارت بر صنایع غذایی همراه با رشد فرهنگ توجه و حساسیت مردم به آنچه می خرند و می خورند، با هم ارتقا یابد.




تاریخ مصرف های ذره بینی




یک قوطی رب را در دست گرفته اید. به دنبال تاریخ تولید و انقضای آن می گردید تا ببینید مهلت تعیین شده برای مصرف آن چقدر است و چه زمانی از آن باقی مانده است. مرتب قوطی را در دست می چرخانید، اما چیزی نمی یابید. بالاخره روی در قوطی یک نوشته خیلی ریز که در گوشه دایره آن قرار دارد مشاهده می شود. برخی افراد با عینکشان به این نوشته توجه می کنند و برخی دیگر بسادگی از کنار آن می گذرند و شاید با خود می گویند چون درقفسه مغازه قراردارد، حتما تاریخ مصرفش درست است و منقضی نشده است! این موضوع نه فقط درباره رب، که بیشتر مواد غذایی بسته بندی شده، صدق کرده و مردم با این مشکل ریز اما مهم، دست و پنجه نرم می کنند.




شاید که نه حتما، شما هم با این موضوع برخورد داشتید که برای خرید کالایی قصد داشته باشید به تاریخ مصرف آن توجه کنید. بی شک با نگاه اول نمی توانید محل درج آن را پیدا کنید و لذا زمانی از خرید خود را باید به این موضوع اختصاص دهید و البته شاید هم موفق نشوید!




بعد از این که نوشته تاریخ انقضا را مشاهده می کنید، می بینید آنقدر ریز و کوچک نوشته شده که بسختی خوانده می شود. این در حالی است که برند محصول به صورت بزرگ و برجسته دیده می شود. حتی توضیحات مربوط به مواد تشکیل دهنده ماده غذایی هم خیلی ریز در بسته بندی درج شده، اما باز آن جای مشخصی داردو بسادگی قابل دیدن است. اما این موضوع درباره تاریخ مصرف صدق نمی کند. چراکه این تاریخ های حیاتی را هر جایی که شد، با ریزترین شکل ممکن درج می کنند و به این ترتیب، دسترسی مصرف کننده به یکی از اصلی ترین حقوقش را دشوار می سازد.


سیدعلی دوستی موسوی

[ad_2]

لینک منبع

این سقوط حادثه نبود

[ad_1]

این سقوط حادثه نبود

هواپیمای آنتونوف ۱۴۰ برایم نوستالژی تلخی بود که هرچند نقش بزرگی در انتخاب مسیر تحصیلی من داشت, اما به عنوان یک روزنامه نگار بارها بر آن نقد نوشته بودم


هواپیمای آنتونوف ۱۴۰ برایم نوستالژی تلخی بود که هرچند نقش بزرگی در انتخاب مسیر تحصیلی من داشت، اما به‌عنوان یک روزنامه‌نگار بارها بر آن نقد نوشته بودم.




اولین پروازهای آزمایشی این هواپیما در شرکتی انجام شد که دوران کارآموزی خود را در مقطع کارشناسی می گذراندم. معاون فنی کارکشته شرکت که چندی پیش به رحمت خدا رفت، مرا در بخش موتور به​کار گرفت همان موتور مشهور TV۳-۱۱۷-VMA که بسیاری آن را برای هواپیمای آنتونوف ۱۴۰ نامناسب می دانستند. در اولین روز کارآموزی توجهم به یک بخش اضافی بزرگ در موتور جلب شد که با همان دانش اندکم احساس کردم وصله ناجوری است. معاون فنی به من توضیح داد که این موتور در اصل متعلق به بالگرد است، اما با اضافه کردن یک سامانه انتقال قدرت سنگین و برخی تغییرات کوچک آن را روی هواپیما سوار کرده اند که البته هیچ کس در معاونت از این ایده خوشش نمی آمد.




هواپیمای آنتونوف ۱۴۰ که ساخت اوکراین است با دو موتور توربوپراپ برای پرواز های کوتاه با تعداد مسافر کمتر از صد نفر طراحی شده بود. هرچند اغلب کارشناسان معاونت فنی از بدنه و تجهیزات الکترونیکی آن راضی بودند، اما هر وقت بحث به موتور می کشید اخم ها درهم می رفت. دیدن ملخ های بزرگ روی بال، برخی را به یاد هواپیماهای قدیمی می اندازد، اما این ملخ ها به وسیله یک موتور جت به حرکت در می آید، به همین دلیل به آن می گویند توربوپراپ.​دوران آزمایش این هواپیما با حوادث کوچک و بزرگی همراه بود و به طور کلی آنتونوف ۱۴۰ بین خلبان ها محبوب نبود. از آنجا​ که این هواپیما تازه ساخته شده بود، سیمولاتور نداشت و بدتر این که خلبان ها با کابین و سامانه های شرقی چندان میانه خوبی نداشتند، به همین دلیل حوادث اولیه بیشتر ناشی از اشتباه خلبان بود. حتی اولین سانحه مرگبار آنتونوف ۱۴۰ که روز قبل از افتتاح خط تولید هواپیما در اصفهان اتفاق افتاد و کارشناسان اوکراینی کشته شدند، در اثر اشتباه خلبان اتفاق افتاد. اما کمی که گذشت مشکلات موتور آشکارتر شد و موتورهای این هواپیما علاوه بر اشکالاتی که به دلیل دستکاری آن داشت، قدرت کافی هم تولید نمی کرد. این وضع بخصوص در هوای گرم و شرجی یا زمان برخاستن از فرودگاه های کوهستانی و مرتفع بیشتر بروز می کرد. بعدها که در چند پروژه طراحی موتور مشارکت کردم، این مساله را بهتر فهمیدم. اصولا تمام موتورهای احتراقی در هوای گرم یا در ارتفاعات، کارایی کمتری دارند. این مشکل شاید موقع رانندگی با یک خودروی سواری خیلی به چشم نیاید، اما در یک موتور جت بزرگ هواپیما که گاهی توانش با یک نیروگاه کوچک برابری می کند خلبان را بشدت آزار می دهد. همین مساله در هواپیمای آنتونوف ۱۴۰ یک مشکل بزرگ بود و خلبان ها همیشه از این موضوع شکایت داشتند و چنین مشکلاتی بود که باعث شد برای صدور مجوز پرواز این هواپیما بحث های زیادی بین کارشناسان پیش بیاید.




مجوز پرحاشیه




هواپیماهای دو موتوره براساس قوانین باید قادر باشند با از دست رفتن یک موتور به پرواز خود ادامه داده و بدون اشکال در فرودگاه بنشینند، اما به گفته بسیاری از کارشناسان هواپیمای آنتونوف ۱۴۰ به دلیل ضعف موتورها قادر به انجام این کار نبود. با این حال بالاخره هواپیما مجوز پرواز را به شرط این که در روزهای گرم با بار سبک پرواز کند به دست آورد، اما کمتر شرکت هوایی بود که ریسک استفاده از این هواپیما را قبول کند. حتی شرکتی که روزگاری در آن کارآموزی می گذراندم و تنها شرکتی بود که از این هواپیما استفاده می کرد، بعد از چند سال دست و پنجه نرم کردن با این هواپیما عطایش را به لقایش بخشید و چند فروند آنتونوف ۱۴۰ خود را به کارخانه پس فرستاد. حتی فشارهای زیادی که برای اجبار شرکت های هوایی به استفاده از این هواپیما به بهانه حمایت از تولید داخلی وارد آمد هم نتوانست این شرکت ها را به استفاده از این هواپیما ترغیب کند. به همین دلیل کارخانه سازنده (هسا) تصمیم گرفت خود یک شرکت هوایی به نام سپاهان تاسیس کند تا تولیداتش را در آن به کار بگیرد. شرکتی که هیات مدیره و مدیرعامل و بیشتر افراد کلیدی آن سابقه چندانی در هواپیماهای مسافربری نداشتند. به هر ترتیب بعد از حدود ۱۸ سال که از آغاز پروژه آنتونوف ۱۴۰ گذشت، شرکت هسا موفق شد شش فروند از آنها را در شرکت هوایی که خود تاسیس کرده بود، پرواز دهد. در حالی که گفته می شود مجوز پرواز این هواپیما ابتدا به صورت مشروط و برای حداکثر ۳۵ مسافر در روزهای گرم داده شده بود، بهار ۹۳ بدون آن که تغییری در موتورهای هواپیما داده شود، شروط مجوز به دلیل نامعلومی ساده تر شد و گویا هواپیما می توانسته با ظرفیت کامل پرواز کند. ظاهرا مدیران بیشتر از آن که برای رفع اشکال خطرناک موتور عزم خود را جزم کنند، همتشان را برای تغییر مجوزها به کار گرفته بودند.




حادثه ای که خبر کرده بود




معمولا حادثه را به وقوع غیرقابل پیش بینی اش می شناسند، اما اتفاقی که برای پرواز مرگبار آنتونوف ۱۴۰ رخ داد، چیزی بود که از سال ها قبل کارشناسان از آن اظهار نگرانی می کردند، پس شاید نتوان نامش را حادثه گذاشت. هرچند تا گشوده شدن جعبه سیاه هواپیما و بررسی های رسمی نمی توان دقیقا درباره سانحه اظهارنظر کرد، اما با توجه به شرایط گفته شده در رسانه ها به نظر نمی رسد جعبه سیاه رازی را در خود پنهان کرده باشد، چراکه سانحه برای هواپیمای آنتونوف ۱۴۰ پر از مسافر در یک روز خیلی گرم با موتوری که در حالت عادی نیز به زحمت هواپیما را از زمین بلند می کرد، سناریوی پیچیده ای نخواهد بود. هرچند گفته شده خاموش شدن یکی از موتورها باعث سانحه شده، اما این ​موضوع نمی تواند اختلاف زیادی میان سناریوهای ممکن به وجود آورد.




برخی گزارش های خبری حاکی از آن است که هواپیما هنگام برخاستن مسافتی بیش از حد معمول را طی کرده و چنین واقعیتی گویای آن است که ناتوانی موتور در تولید نیروی شتابگیری موجب شده خلبان به زحمت هواپیما را از زمین بلند کند و احتمالا پس از برخاست یا حتی در حین دویدن روی باند وی مجبور شده موتور را برای تولید حداکثر نیروی ممکن در حالت اضطراری قرار دهد. چنین کاری تنها شانس برای اوجگیری بموقع برای برخوردنکردن با موانع زمینی یا احتراز از جدا شدن جریان هوا از روی بال ها به دلیل سرعت پایین را فراهم می کند. جدا شدن جریان هوا از روی بال که اصطلاحا واماندگی نامیده می شود موجب می گردد، هواپیما ناگهان نیروی بالابرنده خود را ازدست داده و مانند سنگی به زمین بیفتد، اما حالت اضطراری فشار بسیار زیادی را روی موتور وارد می آورد که پس از چند دقیقه باعث ذوب شدن بخش های داغ موتور می شود؛ اتفاقی که احتمال دارد برای موتور سمت راست هواپیما افتاده باشد. با از دست رفتن یک موتور به دلیل نامتقارن شدن نیروی جلوبرنده در دو طرف هواپیما کنترل آن سخت تر می شود، ضمن آن که از دست رفتن توان یک موتور در چنین شرایطی که هواپیما با کمبود نیروی جلوبرنده مواجه است، به معنای سقوط قطعی است. به همین دلیل خلبان شجاع که قریب الوقوع بودن برخورد با زمین را فهمید، فقط سعی کرد با چرخیدن به سوی مناطق کم جمعیت تر جان شهروندان را نجات دهد که چرخش هواپیما خود باعث کمتر شدن نیروی بالابرنده شد و در نهایت​ سانحه ای تلخ و مرگبار را رقم زد.


محمدامین آهنگری


کارشناس موتور جت

[ad_2]

لینک منبع

از صعود تا سقوط آخرین پرواز

[ad_1]

از صعود تا سقوط آخرین پرواز

صبح روز یکشنبه, نوزدهم مرداد سال ۹۳, تمام مسافران پرواز ۵۹۱۵ طبس خودشان را به فرودگاه مهرآباد تهران رساندند, به جز یکی از مسافران که بعدتر مشخص شد به علت ماندن در ترافیک امکان سوارشدن به هواپیما را از دست داده است, مابقی سوار آنتونوف ۱۴۰ اوکراینی شدند, مهماندار پشت میکروفن رفت و برای تک تک مسافران پرواز ۵۹۱۵ هواپیمایی سپاهان آرزوی سفری خوش کرد و


صبح روز یکشنبه، نوزدهم مرداد سال ۹۳، تمام مسافران پرواز ۵۹۱۵ طبس خودشان را به فرودگاه مهرآباد تهران رساندند، به جز یکی از مسافران که بعدتر مشخص شد به علت ماندن در ترافیک امکان سوارشدن به هواپیما را از دست داده است، مابقی سوار آنتونوف ۱۴۰ اوکراینی شدند، مهماندار پشت میکروفن رفت و برای تک تک مسافران پرواز ۵۹۱۵ هواپیمایی سپاهان آرزوی سفری خوش کرد و….


ساعت ۹:۱۸ ایران ۱۴۰ یا همان آنتونوف ۱۴۰ اوکراینی با وزن ۱۳ تنی‌اش از باند فرودگاه مهرآباد جدا شد و اوج گرفت اما هنوز چند دقیقه از پرواز نگذشته بود که نقص فنی هواپیما خودش را به خلبان نشان داد و او درخواست فرود اضطراری را به برج مراقبت داد و اجازه اش را نیز گرفت، کاپیتان ارتفاعش را کم کرد، حالا دیگر مسافران متوجه اوضاع شده بودند و ترس وجود تک تکشان را فرا گرفته بود، وحشتی که در کمتر از چهار دقیقه بعد به پایان رسید. آنتونوف ۱۴۰ با ۴۸ سرنشین به زمین افتاد و پس از جدا شدن دمش از بدنه به دیوار کارخانه شیشه‌سازی مینا برخورد کرد و متوقف شد.


همه چیز سوخت!


چند دقیقه بعد دستگاه‌های امدادی و انتظامی با عبور از میان انبوه جمعیتی که مشغول تماشا و فیلمبرداری از حادثه بودند به محل رسیدند و عملیات امدادرسانی و اطفای حریق آغاز شد، شعله‌های حریق آنقدر گسترده بود که از همان ابتدا برخی مسوولان خیال خودشان و خبرنگاران را راحت کرده و از مرگ تمامی خدمه و سرنشینان پرواز ساعت ۹:۱۸ تهران – طبس خبر دادند، خبری که با مشخص شدن تعداد سرنشینان هواپیما شمار کشته‌شدگانش۴۸ تن اعلام شده بود اما دقایقی بعد آمبولانس‌های اورژانس و بالگرد هوایی ۱۱ نفر را به بیمارستان‌های پیامبران، امام خمینی(ره) و یکی از مراکز درمانی نزدیک به محل حادثه منتقل کردند، انتقال مصدومان به مراکز درمانی دو احتمال را در ذهن خبرنگاران و مخاطبان اخبار به وجود آورد؛ احتمال نجات یافتن تعدادی از سرنشینان هواپیما یا آسیب دیدن شماری از عابران و کارگران کارخانه شیشه مینا. این احتمال تا حدود یک ساعت پس از حادثه ذهن بسیاری از پیگیران خبر سقوط هواپیما از جمله خانواده مسافران و خدمه هواپیما را به خود مشغول کرد و همزمان با آن اخبار و آمار ضد و نقیضی هم که از تعداد کشته شدگان و مصدومان از زبان مسوولان مختلف شنیده می‌شد بیشتر اوضاع را پیچیده کرده بود تا اینکه سرانجام شمار قطعی کشته شدگان این حادثه در همان محل ۳۷ نفر اعلام شد، آماری که به تایید سازمان پزشکی قانونی نیز رسید و البته ساعتی بعد دو مصدوم دیگر نیز به دلیل شدت جراحات جان خود را از دست دادند تا آمار نهایی قربانیان آنتونوف ۱۴۰ به ۳۹ نفر و آمار مجروحانش نیز به ۹ نفر برسد. ۹ مصدوم حادثه سقوط هواپیما شانس زیادی داشته اند که تا پیش از انفجار هواپیما، خودشان را از شکستگی قسمت عقب هواپیما به بیرون پرتاب کرده بودند.


جعبه سیاه پیدا شد


حدود یک ساعت پس از اتمام عملیات امدادرسانی و خارج کردن اجساد، تیم‌های بازرسی دو جعبه سیاه هواپیما را در حالی که آسیب چندانی به آنها نرسیده بود پیدا کردند و همزمان با آن تیم‌های آتش نشانی که ساعتی قبل در حال اطفای حریق بدنه ۲۲.۵ متری هواپیما بودند، با کمک جرثقیل دم جدا شده هواپیما را از وسط بلوار شیشه مینا به گوشه‌ای از خیابان منتقل کردند تا محدودیت ترافیکی پلیس راهور در آن منطقه لغو شود.


عصر همان روز، حسن روحانی در مقام رئیس‌جمهور، وزرای راه و بهداشت را مامور رسیدگی به علت سقوط و حادثه‌دیدگان کرد و دستور لغو پرواز تمامی هواپیماهای ایران ۱۴۰ را صادر کرد و پس از آن نیز اظهار نظرات عجیبی از سوی برخی افراد غیر‌مرتبط مطرح شد که از جمله آن می‌توان به ادعای سرپرست باشگاه سپاهان درخصوص منع پرواز این هواپیما پس از ساعت ۸:۳۰ صبح آن روز و نیز سخنان حسین طلا، نماینده مجلس شورای اسلامی درخصوص نداشتن مجوز پرواز برای آنتونوف در دمای بالای ۴۰ درجه سانتیگراد اشاره کرد!


۲۴ ساعت بعد


۲۴ ساعت پس از سقوط، اوضاع عادی است، بلوار شیشه مینا خلوت شده و دیگر از ازدحام جمعیت روز یکشنبه خبری نیست، تنها عابران و سرنشینان خودروهای عبوری هنگام عبور از محل سقوط نگاهی به دوده‌های سیاه رنگ روی دیوار می‌اندازند و بعضی با دست چیزهایی را به هم نشان می‌دهند، بیمارستان پیامبران و امام خمینی(ره) خلوت‌تر از روز قبلش شده و دیگر کسی با صورت گریان و صدای لرزان به دنبال مسافرش نمی‌گردد، اغلبشان در جست‌وجوی مسافرشان به پزشکی قانونی و ۳۷ جسد مجهول‌الهویه رسیده‌اند و منتظرند تا پس از حداقل ۴۸ ساعت جسد نزدیکانشان شناسایی شود و آن را تحویل بگیرند.


امروز شهروندان دغدغه دیگری هم دارند و آن ضریب امنیت پروازها است، احساس خطر از پرواز با هواپیما بار دیگر به سراغ مردم آمده و باید دید مسوولان سازمان هواپیمایی برای رفع این دلنگرانی چه کار خواهند کرد.

[ad_2]

لینک منبع

۲۰ سال با سوانح هوایی ایران

[ad_1]

۲۰ سال با سوانح هوایی ایران

آمارهای منتشر شده از سوی شبکه ایمنی پرواز ASN از امنیت صنعت هوانوردی ایران حکایت از آن دارد که تاکنون بیش از یک هزار و ۵۳۰ سانحه هوایی در کشور رخ داده که بین ۵۰ تا ۷۰ سانحه آن مرگبار بوده است


آمارهای منتشر شده از سوی شبکه ایمنی پرواز ASN از امنیت صنعت هوانوردی ایران حکایت از آن دارد که تاکنون بیش از یک‌هزار و ۵۳۰ سانحه هوایی در کشور رخ داده که بین ۵۰ تا ۷۰ سانحه آن مرگبار بوده‌ است.


سقوط بویینگ ۷۲۷ متعلق به شرکت ایران‌ایر در حوالی ارومیه تا پیش از حادثه دیروز، آخرین سانحه مرگبار برای هواپیماهای مسافربری در ایران بود. آن حادثه شامگاه ۹دی ۸۹ به وقوع پیوست و در جریان آن ۷۸‌نفر از ۱۰۵سرنشین هواپیما که از تهران به مقصد فرودگاه ارومیه پرواز کرده بود، جان خود را از دست دادند. پیش از آن در دومین روز مرداد سال ۸۸ پرواز شماره ۱۵۲۵ هواپیمایی آریاتور که از تهران به مشهد حرکت می‌کرد، ساعت ۱۸:۰۵ در فرودگاه مشهد، به‌دلیل بازنشدن چرخ جلو و همچنین اشکال در چرخ‌های عقب هنگام فرود از باند خارج شد و به دیوار فرودگاه برخورد کرد. در این حادثه حداقل ۱۷‌نفر کشته شدند. این هواپیما از نوع ایلیوشین-۶۲ و مجموع مسافران و خدمه آن ۱۶۰‌نفر بوده است. چند روز قبل از سانحه فرودگاه مشهد در روز ۲۴تیر همان سال هواپیمای مسافربری توپولف تی‌یو-۱۵۴ متعلق به شرکت هواپیمایی کاسپین که عازم ارمنستان بود، دقایقی پس از بلندشدن از فرودگاه امام خمینی(ره) تهران در ۱۲ کیلومتری جنوب قزوین بین منطقه فارسیان و جنت‌آباد در بخش مرکزی قزوین سقوط کرد که منجر به کشته‌شدن تمامی ۱۶۸‌نفر سرنشین این هواپیما شد.


سوم شهریور ۱۳۸۷ نیز هواپیمای بویینگ ۷۳۷ ایرانی در اجاره شرکت هواپیمایی آیتک‌ایر قرقیزستان با ۹۰مسافر در قرقیزستان سقوط کرد که ۷۰‌نفر از آنان جان باختند. ۱۵ آذر ۱۳۸۴ هواپیمای سی-۱۳۰ ارتش ایران که حامل خبرنگاران و پرسنل ارتش بود، در شهرک آزادی تهران در نزدیکی محل حادثه دیروز سقوط کرد و بیش از ۱۱۰کشته برجای گذاشت. همچنین ۲۷اردیبهشت ۱۳۸۰ هواپیمای روسی یاک- ۴۰ متعلق به شرکت فراز قشم در ساعت ۷ بامداد در جنگل‌های منطقه خرچنگ در حوالی ساری سقوط کرد. در این حادثه رحمان دادمان، وزیر وقت راه‌وترابری به همراه جمعی از نمایندگان استان گلستان و تمامی خدمه هواپیما جان خود را از دست دادند. روز ۲۳بهمن همان سال هواپیمای توپولوف – ۱۵۴ شرکت ایران‌ایرتور در نزدیکی خرم‌آباد با کوه برخورد کرد و ۱۱۹‌نفر کشته شدند. ۱۳ بهمن ۱۳۷۸ نیز هواپیمای سی-۱۳۰ متعلق به نیروی هوایی ارتش در فرودگاه مهرآباد با یک ایرباس- آ۳۰۰ درحال توقف، تصادف کرد و همه ۸سرنشین هواپیمای سی-۱۳۰ کشته شدند.


یکی دیگر از حوادث مرگبار ۲۳اسفند ۱۳۷۵ رقم خورد و هواپیمای سی-۱۳۰ متعلق به نیروی هوایی ارتش که از دزفول عازم مشهد بود در کوه شیرباد نیشابور سقوط کرد و ۸۶سرنشین آن کشته شدند. همچنین ۱۸مهر ۱۳۷۳ هواپیمای فوکر- ۲۸ شرکت هواپیمایی آسمان که در مسیر اصفهان به تهران در حرکت بود در کوه‌های کرکس در نزدیکی نطنز سقوط کرد و همه ۶۶ سرنشین آن جان باختند.


البته در سال‌های پیش از آن نیز حوادث مرگبار دیگری در صنعت هوانوردی کشور ثبت شد که می‌توان به حادثه مرگباری که ۱۳۴کشته برجا گذاشت و ۱۹بهمن ۱۳۷۱ رخ داد، اشاره کرد؛ در آن حادثه هواپیمای توپولوف-۱۵۴ شرکت ایران‌ایرتور با هواپیمای سوخو-۲۴ متعلق به نهاجا در نزدیکی تهران تصادف کرد. این سانحه درحالی رقم خورد که ۶ اردیبهشت همان سال هواپیمای فوکر-۲۷ نیروی هوایی ارتش در نزدیکی ساوه سقوط کرده و ۳۹سرنشین آن کشته شده بودند. مرگ ۸۰‌نفر در جریان سقوط سی-۱۳۰ در کهریزک در سال ۶۰ و جان باختن ۱۲۸‌نفر از جمله شهیدان فکوری، فلاحی، نامجو، کلاهدوز و جهان آرا از فرماندهان ارتش و سپاه در جریان سقوط بوئینگ ۷۲۷ پرواز مشهد –تهران در روز ۳۱ خرداد سال ۵۹ از دیگر حوادث مرگبار هوایی در ایران است.


بنابر اعلام شبکه رسمی امنیت هوایی جهان ASN، در این گزارش به چند سانحه هوایی جدی ۲۰ سال اخیر صنعت هوانوردی کشور اشاره می‌شود.

[ad_2]

لینک منبع