پایان ثروتمندی یک کشور نفت‌خیز

[ad_1]

پایان ثروتمندی یک کشور نفت خیز

۵۰ سال پیش, کشور نروژ به الهه افسانه ای ثروت شهرت داشت و با نفت و ذخیره ماهی اش به روی مردم لبخند می زد


۵۰ سال پیش، کشور نروژ به الهه افسانه‌ای ثروت شهرت داشت و با نفت و ذخیره ماهی‌اش به روی مردم لبخند می‌زد. این ثروت طبیعی ارزش مالی برابر با ۷۴۰ میلیارد دلار امروز داشت. دولت‌ها در نروژ، یکی پس از دیگری وعده می‌دادند که این ثروت را برای رفاه و زندگی نسل‌های بعدی حفظ می‌کنند، اما اکنون یک قرن بعد از روند رو به کاهش این ثروت طبیعی، پرسش‌های زیادی درباره چگونگی اداره این ثروت توسط دولت نروژ در گذشته و برای آیندگان، ایجاد شده است.


نروژ سال گذشته انتخابات سراسری داشت که موضوع چگونگی اداره ثروت نفت، یکی از موضوعات اصلی آن بود. در تبلیغات این انتخابات، این پرسش مطرح شد که آیا مدیریت ثروت عظیم نفتی نروژ و صندوق درآمدهای نفتی این کشور توسط دولت درست بوده‌ یا نه. شهروندان نروژی درون یک حباب مجازی گرفتار شده‌اند. در پس تصویر رنگی و امیدوارکننده‌ای که رهبران نروژ برای اقتصاد این کشور ترسیم کرده‌اند، حقایق دشواری نهفته است. سیاستمداران نروژی تلاش می‌کنند تا این تصویر از پرده بیرون نیفتد، اما این واقعیت دارد خودش را تحمیل می‌کند و برای همه روشن می‌شود.


اول اینکه، صندوق درآمد نفتی نروژ، یک دروغ و حساب‌سازی ریاضی است. این صندوق با درآمد نفتی ۷۵۰ میلیارد دلاری‌اش باید کفاف هزینه‌های جمعیت ۵ میلیون نفری نروژ را بدهد. اما نروژ بدهی خارجی معادل ۶۵۷ میلیارد دلار دارد که رقم بالایی است. اگر این رقم را از اندوخته صندوق درآمد نفتی نروژ کم کنیم، تنها ۸۳ میلیارد دلار ته این صندوق باقی می‌ماند. به عبارت دیگر باید بگوییم که این صندوق خالی است. یعنی ثروتی برای نسل‌های بعدی باقی نمی‌ماند.


حتی اگر بر اساس ظاهر این صندوق درباره آن قضاوت کنیم، آینده این صندوق اساسا تضمین‌شده نیست. دو سال پیش دانشگاه میسوری آمریکا به همراه تحلیلگران اقتصادی وال‌استریت گزارشی تحلیلی را درباره ثروت نفتی نروژ تهیه کردند. عنوان گزارش این بود: اگر نروژ در زیرساخت‌های استراتژیک خود سرمایه‌گذاری نکند، سرنوشت درآمد نفتی‌اش چه خواهد شد؟


درآمد نفتی نروژ بیشتر در اقتصادهای نه چندان باثباتی چون برزیل، روسیه، هند و چین یا در بازار آسیب‌پذیر املاک و مستغلات غرب سرمایه‌گذاری می‌شود. اگرچه صندوق درآمد نفتی نروژ از طریق سرمایه‌گذاری در بازار اوراق بهادار سود کوتاه مدتی به دست می‌آورد، اما استراتژی این صندوق این است که باید درآمد نفتی را در بخش‌های مختلف و گوناگون سرمایه‌گذاری کرد که اگر یک بازار دچار لطمه و سقوط شد، همه درآمد از دست نرود، اما همین استراتژی موجب شده که اکنون در صندوق درآمد نفتی نروژ پول زیادی باقی نماند.


حقیقت تلخ و دشوار دومی که نروژی‌ها تازه با آن روبه‌رو شده‌اند این است که وابستگی کشورشان به نفت، همچون شمشیر دامکلوس بالای سر آنها قرار گرفته است. تابستان گذشته نشریه اکونومیست پیش‌بینی کرد که پیشرفت‌های اخیر در زمینه تکنولوژی نفت و گاز شیل (که از بستر سنگ و شن، نفت و گاز به دست آورد) در کنار توسعه و گسترش خودروهای برقی، تقاضا برای نفت را به شدت کاهش خواهد داد، اما این موضوع اساسا در سیاست‌گذاری‌های اقتصادی بلندمدت نروژ دیده نشده است. اخیرا وزارت دارایی نروژ در سند چشم‌انداز بلندمدت اقتصادی خود، به امنیت درآمدهای نفتی این کشور برای درازمدت و دست کم تا سال ۲۰۶۰ اشاره کرده‌است.


اگر پیشرفت‌های فنی در زمینه انرژی‌های جایگزین به همین صورت ادامه یابد و اگر پیش‌بینی‌ها درباره کاهش تقاضا برای نفت درست باشد، این وضعیت جدید برای نروژ پیامدهای جدی دارد و می‌تواند فاجعه‌بار باشد. تولید ناخالص داخلی نروژ اکنون متمرکز بر نفت و مشتقات آن است و اگر ثبات درآمدهای نفتی درهم بریزد، شالوده اقتصاد نروژ هم فرو می‌ریزد. صادرات نروژ فرو می‌پاشد و هزینه‌های بخش عمومی‌اش هم دچار بحران می‌شود. در چنین شرایطی، نسبت مهم میان بدهی عمومی به تولید ناخالص داخلی که اکنون حدود ۳۰ درصد است، بسیار رشد می‌کند و کشور دچار ورشکستگی می‌شود. به این ترتیب نروژ خیلی زود به وضعیت بحرانی برمی‌گردد که قبل از اکتشاف نفت داشت.


این وابستگی ناپایدار به نفت، ما را متوجه سومین نقطه ضعف ساختاری عمده اقتصاد نروژ می‌کند. زیرساخت‌های صنعتی غیرنفتی نروژ به‌طور جدی مغفول مانده‌اند و به آن توجهی نشده‌است. اگر چه در تبلیغات انتخاباتی سال گذشته، صحبت‌هایی درباره بهبود زیرساخت‌های صنعتی غیرنفتی مطرح شد، اما این صحبت‌ها اساسا کافی و بجا نبودند. نفت و صنایع وابسته به آن بخش عمده‌ای از نیروی کار نروژ را به خود مشغول کرده و نیروی کار چندانی برای بخش‌های تولیدی دیگر باقی نمانده‌است.


از سوی دیگر حسابداران و بانکدارهایی که درآمدهای نفت را مدیریت می‌کنند، می‌گویند که هزینه بیش از حد در زیرساخت‌های داخلی و سرمایه‌گذاری در تولیدات صنعتی، برای اقتصاد محلی کوچک نروژ بار زیادی است و می‌تواند باعث تورم شود. تنها چهار درصد از صندوق درآمدهای نفتی نروژ برای این منظور هزینه می‌شود. این درحالی است که برای کاهش وابستگی به نفت، باید ۶۰ درصد از درآمد این صندوق به صورت مستقیم برای سرمایه‌گذاری در صنایع و تولیدات محلی و داخلی هزینه شود. تنها در این صورت است که می‌توان مطمئن شد اقتصاد نروژ بعد از نفت، زنده می‌ماند.


دولت جدید نروژ امسال اعلام کرد که میزان سرمایه‌گذاری اندوخته صندوق درآمد نفتی نروژ در بخش منابع تجدیدپذیر انرژی از میزان ۳۴/۳ میلیارد دلار فعلی به ۵ میلیارد دلار افزایش می‌یابد. همچنین کمیته‌ای ویژه از کارشناسان اقتصادی قرار است بر میزان و چگونگی سرمایه‌گذاری درآمدهای این صندوق در خارج از کشور نظارت کنند و ماهانه در این باره گزارش دهند. مردم نروژ به ثروت نفتشان خیلی افتخار می‌کنند. اما حقیقتی که از مردم عادی نروژ پنهان نگه داشته شده این است که بخش عمده‌ای از ثروت نفت این کشور تمام شده‌است. اگر نروژ می‌خواهد دچار ورشکستگی نشود و وضعیتی شبیه یونان پیدا نکند، باید خیلی سریع در سیاست‌های اقتصادی‌اش بازنگری کند و از تحولات جهانی‌شدن درس بگیرد. اقتصاد جهان از دهه ۱۹۶۰ تا به حال فراز و فرود زیادی به خود دیده است. اقتصادهایی از این به بعد موفق خواهند بود که از این فراز و فرودها بیاموزند.


زمان اکنون به زیان نروژ پیش می‌رود. این کشور دیگر نمی‌تواند با تکیه بر ثروت نفتی‌اش آسوده بخوابد.


باران عقیلی

[ad_2]

لینک منبع

معرفی برندهای مطرح جهان؛ ebay

[ad_1]

معرفی برندهای مطرح جهان ebay

ای بی شرکت چند ملیتی آمریکایی فعال در زمینه خرید و فروش اینترنتی است که ساختمان مرکزی آن در سن خوزه, کالیفرنیا قرار دارد


ای بی شرکت چند ملیتی آمریکایی فعال در زمینه خرید و فروش اینترنتی است که ساختمان مرکزی آن در سن خوزه، کالیفرنیا قرار دارد. ای بی توسط “پیر امیدیار”، برنامه نویس ایرانی-آمریکایی که در فرانسه متولد شده است، در سال ۱۹۹۵ و به نام آکشن وب تاسیس شد.




ای بی یکی از نمونه های مطرح کسب موفقیت در دنیای اینترنت محسوب می شود. شرکتی که در کمال سادگی فعالیت خود را آغاز کرد، در حال حاضر به کسب و کاری چند میلیارد دلاری مبدل شده است.




از نخستین کالاهایی که در آکشن وب به فروش رسید یک نشانگر لیزری شکسته به قیمت ۱۴.۸۳ دلار بود. امیدیار که شگفت زده شده بود با خریدار تماس گرفته تا مطلع شود آیا وی از شکسته بودن نشانگر آگاه بوده و خریدار در پاسخ خود را مجموعه دار نشانگرهای لیزری شکسته معرفی کرد.








در سال ۱۹۹۶ ،”جفری اسکول” به عنوان نخستین رئیس ای بی استخدام شد. در ژانویه ۱۹۹۷ سایت ای بی میزبان دو میلیون حراج بود که در مقایسه با آمار ۲۵۰ هزار حراج کل سال ۱۹۹۶ رشد سریع و شگفت انگیز آن را نشان می داد. این شرکت در سپتامبر ۱۹۹۷ نام خدمات خود را به صورت رسمی از آکشن وب به ای بی تغییر داد. در مارس ۱۹۹۸ ،”مگ ویتمن” به عنوان رئیس و مدیرعامل ای بی استخدام شد. در آن زمان شرکت دارای ۳۰ نفر کارمند، نیم میلیون کاربر و درآمد ۴.۷ میلیون دلاری در آمریکا بود. ای بی در بیست و یکم سپتامبر ۱۹۹۸ وارد بورس شد و امیدیار و اسکول به دو میلیاردر مبدل شدند.




ای بی مدیریت وب سایت eBay.com را بر عهده دارد که یک حراجی آنلاین و وب سایت خرید و فروش محسوب می شود. مردم و کسب و کارهای مختلف طیف گسترده ای از کالاها و خدمات را در سراسر جهان در این وب سایت عرضه می کنند. در حقیقت، ای بی یکی از نخستین شرکت هایی نام گرفته که ایجاد و عرضه یک وب سایت برای تطبیق کالاها و خدمات فروشندگان و خریداران را انجام داده است. امروزه، ای بی پرچمدار تجارت الکترونیک در سراسر جهان محسوب می شود.








مشتری ها می توانند از طریق یکی از سایت های بین المللی شرکت ای بی و یا نمونه های موجود در کشور خود اقدام به معامله کنند. وب سایت های ای بی برای بازارهای آمریکا و کانادا، اکثر کشورهای اروپایی و چندین کشور آسیایی در دسترس هستند. وب سایت های آمریکای لاتین ای بی در ارتباط با مرکادو لیبر، ارائه دهنده خدمات تجارت الکترونیک مشابه با ای بی، فعال هستند.




اگرچه حراجی ها بخش قابل توجهی از فروش ای بی را تشکیل می دهند اما فروش محصولات با قیمت ثابت نیز سهم قابل توجهی در تراکنش های این شرکت دارند. یکی از عوامل کلیدی رشد ای بی پیاده سازی روش هایی برای ترویج تجارت شفاف و امن و قابل دسترس در هر مکان برای هر فردی بوده است. پی پال، سیستم پرداخت آنلاین اساس محیط معامله ای این شرکت بوده است. ای بی در اکتبر ۲۰۰۲ پی پال را خریداری کرد. از دیگر خریدهای بزرگ این شرکت می توان به آی بازار، سایت حراج اروپایی مشابه با ای بی که در سال ۱۹۹۸ تاسیس شده بود، Shopping.com ، Rent.com ، استاب هاب و Craigslist اشاره کرد. همچنین، ای بی در سال ۲۰۰۵ اسکایپ را خریداری کرد که چهار سال بعد یعنی در سال ۲۰۰۹ آن را به فروش رساند.








ای بی برای تنظیم جامعه تجاری بر سیستم بازخورد که به خریداران اجازه می دهد فروشندگان را رتبه بندی کنند، متکی است. (قبلا، فروشندگان نیز می توانستند بازخورد منفی درباره خریداران ارائه کنند اما این ویژگی در سال ۲۰۰۸ حذف شد.) از نظر تئوری فروشندگان نامعتبر در کانون توجه قرار گرفته و از اعتمادی که فروشندگان معتبر برخوردار هستند، محروم می شوند. برای جلوگیری از هر مشکلی، ای بی منابع آموزشی برای بهترین روش های معامله را در دسترس کاربران قرار داده است. همچنین، این شرکت محصولات بالقوه ممنوع را فهرست کرده است. کالاهای غیر قانونی و یا توهین آمیز تحریم های شرکت برای فروشندگان را به همراه دارد.




میزان درآمد ای بی در سال ۲۰۱۳ برابر با ۱۶.۰۵ میلیارد دلار گزارش شده که سود خالص ۲.۸۶ میلیارد دلاری را برای این شرکت رقم زده است. از زمان تاسیس، ای بی بخشی از سود خود را از طریق بنیاد ای بی برای فعالیت های خیریه در سراسر جهان اختصاص داده است. در حقیقت، پیر امیدیار به همراه همسرش پم امیدیار بزرگترین خیرین منفرد در زمینه مبارزه با قاچاق محسوب می شوند.

[ad_2]

لینک منبع

بمب ساعتی برای حکومت‌های جهان

[ad_1]

بمب ساعتی برای حکومت های جهان

نابرابری درآمدی در کشورها رو به گسترش است


نابرابری درآمدی در جامعه با افزایش میزان خشونت و جرم و جنایت و همچنین کاهش میزان تحرک و نشاط اجتماعی رابطه مستقیم دارد


از میان چالش‌های فراوانی که جهان در سال‌های آینده با آن روبه‌رو خواهد بود، یک چالش مهم و همگانی وجود دارد که تاکنون کمتر به آن توجه شده، اما می‌تواند بیشترین تهدید را برای ثبات و آرامش و امنیت کشورهای جهان داشته باشد. این چالش، مشکلی است که تاکنون تنها برخی کشورهای در حال توسعه با آن روبه‌رو بوده‌اند و پیش از این تصور می‌شد که این چالش، یک چالش اقتصادی است؛ اما اکنون معلوم شده که این چالش می‌تواند به یک بحران سیاسی تبدیل شود. از نابرابری درآمدی صحبت می‌کنیم، چالشی که جهان را تهدید می‌کند و چنان گسترده شده که نهادهای جهانی را به فکر مطالعه و هشدار انداخته و به یک اپیدمی اجتماعی فراگیر در سطح دنیا تبدیل شده است.


مجمع جهانی اقتصاد در گزارش اخیر خود، با عنوان دورنمای برنامه جهانی سال ۲۰۱۴، اعلام کرده که نابرابری رو به رشد درآمدی در ۱۲ تا ۱۸ ماه آینده مهم‌ترین منبع بی‌ثباتی در جهان خواهد شد و بعد از تنش‌های خاورمیانه و شمال آفریقا، بیشترین ناآرامی را در جهان ایجاد خواهد کرد. دلیل اینکه نابرابری درآمدی چنین پیامد تخریب‌کننده‌ای را به دنبال خواهد داشت؛ این است که طبقه‌های متوسط و پایین جامعه را در سراسر جهان نسبت به نظام‌های اقتصادیشان بی‌اعتماد می‌کند و درنتیجه آنها را به فکر درخواست تغییرات گسترده می‌اندازد. از این موضوع نباید تعجب کرد. این مساله تازه‌ای نیست. چندی پیش موسسه تحقیقاتی آکسفورد گزارشی منتشر کرد با عنوان «کار کردن با دستمزد کم» در این گزارش آمار تکان‌دهنده‌ای درباره نابرابری درآمدی جهان آمده‌است. از جمله اینکه، یک درصد از جمعیت جهان صاحب تقریبا نیمی از ثروت جهان هستند و ۸۵ نفر از ثروتمندترین افراد جهان به اندازه ۵۰ درصد جمعیت جهان ثروت دارند.


بسیاری همچنان به اشتباه از تقسیم ثروت میان شمال و جنوب و شرق و غرب صحبت می‌کنند. اگرچه تفاوت‌ها در روندهای درآمدی میان کشورها بسیار بیشتر است تا درون کشور و میان افراد یک جامعه و اگر چه همچنان تفاوت و نابرابری زیادی میان کشورهای توسعه‌یافته و کشورهای در حال توسعه وجود دارد، اما در سال‌های اخیر کشورهای توسعه‌یافته نیز با بحران نابرابری داخلی روبه‌رو شده‌اند. این موضوع در بسیاری از کشورهای اروپایی و در آمریکا به چالش روبه‌رشدی تبدیل شده که رفته‌رفته بیشتر توجه مردم را به خود جلب می‌کند. نابرابری اجتماعی و درآمدی در این کشورها اکنون به چنان حد بالایی رسیده که از اواخر دهه ۱۹۲۰، تاکنون و از زمان رکود بزرگ، بی‌سابقه است. بحران مالی سال‌های اخیر، این روند را تشدید کرده‌است. به‌طوری‌که از سال ۲۰۰۹ تاکنون نزدیک به ۹۵ درصد از ثروتی که در آمریکا تولید شده به یک درصد ثروتمند جامعه تعلق یافته‌است. در سال ۲۰۱۱، این گروه کوچک یک درصدی، ۴۰ درصد از کل ثروت آمریکا را در اختیار داشته‌اند و تقریبا یک چهارم درآمد سالانه این کشور را کسب کرده‌اند. این روند را می‌توان سوءاستفاده سیستماتیک از ثروت ملی توسط یک طبقه کوچک برتر جامعه نامید.


دلایل زیادی برای زیر سوال بردن درستی این روند تجمع ثروت در دست عده‌ای کم و خاص وجود دارد. اولین و مهم‌ترین این دلایل آن است که وقتی یک نفر به چنین حدی از حجم درآمدی می‌رسد، طول عمر و احساس کامیابی و خوشبختی‌اش هم افزایش می‌یابد. این یعنی بخشی کوچک از جامعه چنین احساسی را تجربه می‌کند. تجمع ثروت در دست عده‌ای خاص اما پیامدهای منفی جدی‌تری برای جامعه دارد.


نابرابری درآمدی در جامعه به شدت با کاهش میزان اعتماد به ساختارهای اجتماعی ارتباط مستقیم دارد. همچنین نابرابری درآمدی در جامعه با افزایش میزان خشونت و جرم و جنایت و همچنین کاهش میزان تحرک و نشاط اجتماعی رابطه مستقیم دارد. این موضوع اهمیت زیادی دارد؛ زیرا تجمع ثروت در دست عده‌ای محدود، به آنها امکان تصاحب قدرت اجتماعی و سیاسی را می‌دهد و این یعنی از بین رفتن فرصت‌های برابر در جامعه. آمار و اطلاعات درباره سابقه خانوادگی افرادی که به مناصب دولتی انتخاب شده‌اند یا آنها که در بهترین دانشگاه‌های جهان وارد شده‌اند، نشان می‌دهد که میان ثروت آنها و حضورشان در مناصب قدرت و همچنین استفاده از فرصت‌های آموزشی نسبت معنی‌داری وجود دارد. این مساله به ویژه برای اروپا بسیار نگران‌کننده و خطرناک است؛ زیرا استفاده از فرصت‌های برابر یکی از اصلی‌ترین ارزش‌هایی است که جامعه اروپایی به آن افتخار می‌کند.


دلایل نابرابری درآمدی چیست؟


بروز چنین نابرابری درآمدی در جامعه دلایل زیادی دارد که نظام سرمایه‌داری یکی از این دلایل است، اما مهم‌ترین دلیل را می‌توان پدیده جهانی‌شدن دانست. جهانی شدن، قدرت دولت‌ها را محدود کرده‌است. در فضایی که ثروتمندان می‌توانند منابع را در میان مرزها منتقل کنند و از پاسخگویی و پرداخت مالیات فرار کنند، دولت‌ها امکان زیادی برای توزیع ثروت درون جوامع‌شان ندارند. قدرت دولت‌ها در جهان امروز وقتی موثر خواهد بود که بتوانند سیاست‌هایی برای توزیع مناسب ثروت میان طبقه پایین یا متوسط جامعه به اجرا بگذارند. یک درصد ثروتمند جامعه که طبقه بالای جامعه خوانده می‌شوند، می‌توانند برای فرار از مالیات به لوکزامبورگ یا یکی از کشورهای عرب حاشیه خلیج فارس فرار کنند و ثروتشان را در آنجا سپرده‌گذاری کنند و از مالیات بر درآمد بگریزند. این طبقه همچنین می‌تواند با دولت وارد لابی شود تا سیاست‌هایی در جهت کاهش مالیات ثروتمندان را تصویب کند. نتیجه کلی این می‌شود که یک طبقه ویژه جهانی ایجاد می‌شود که می‌تواند از مشارکت منصفانه در امور جهان و تعهداتش نسبت به جامعه شانه خالی کرده و فرار کند. این طبقه می‌تواند با لابی کردن، برای خود جایگاه ویژه‌ای ایجاد کند.


این یک معضل جهانی است که برای حل آن، تلاشی جهانی نیاز است. تلاش‌های اخیر گروه ۸ و گروه ۲۰ برای جلوگیری از فرارهای مالیاتی، تنها بخش کوچکی از اقداماتی است که باید صورت گیرد. فشار هماهنگ و حساب‌شده برای تعطیل کردن بهشت‌های مالیاتی مانند لوکزامبورگ، ادغام روندها و هماهنگی قوانین مالیاتی شرکت‌ها در سراسر جهان و تلاش هماهنگ بین‌المللی برای تقسیم اطلاعات و کاهش تخلفات مالیاتی از جمله تدابیر جهانی است که می‌تواند صورت گیرد. بدون این تلاش‌های بین‌المللی هماهنگ، دولت‌ها نمی‌توانند به تنهایی با نابرابری اجتماعی و نابرابری درآمدی مقابله کنند. فعلا ثروتمندان جهان که شمارشان اندک است از وضعیت موجود سود می‌برند.


هشدار درباره نابرابری درآمدی در انگلیس


سازمان خیریه آکسفام اخیرا در گزارشی به دولت انگلیس درباره افزایش نابرابری درآمد و ثروت در جامعه انگلیس هشدار داده‌است. در این گزارش که به صورت علنی منتشر شده آمده است، پنج خانواده ثروتمند اصلی جامعه انگلیس به اندازه ۲۰ درصد فقیر جامعه ثروت دارند. نام این پنج خانواده ثروتمند در این گزارش آمده و گفته شده که آنها ثروتی بیشتر از ۶/۱۲ میلیون انگلیسی دارند. آکسفام از وزیر دارایی انگلیس خواسته با اصلاح نظام مالیاتی، به این نابرابری درآمدی سامان دهد. در این گزارش آمده‌است که ۲۰ درصداز فقرای جامعه انگلیس، ثروتی معادل ۱/۲۸ میلیارد پوند دارند. ثروت پنج خانواده ثروتمند اول انگلیس رقمی بیش از ۲۸ میلیارد پوند برآورد شده‌است. در گزارش آکسفام که عنوانش داستان دو انگلیسی است، به ریز فهرست اموال و دارایی‌های این پنج خانواده ثروتمند انگلیسی هم اشاره شده‌است.(جدول یک)


ثروتمندان بیشتر عمر می‌کنند


در ایالت ویرجینیای غربی در آمریکا، دو شهر فیرفاکس و مک‌داول حدود ۵۰۰ کیلومتر با هم فاصله دارند یعنی به اندازه نصف روز رانندگی. از فیر‌فاکس که سوار ماشین شوید باید از تاسیسات نظامی و مزارع کشاورزی عبور کنید تا به شهر مک‌داول که محل معادن زغال‌سنگ است، برسید؛ اما فاصله میان این دو شهر تنها فاصله جغرافیایی نیست. فیرفاکس شهر داراهاست و مک‌داول شهر ندارها. فیرفاکس در خارج از واشنگتن واقع شده و شرکت‌های ثروتمند پیمانکار دولتی و همچنین شرکت‌های بخش تکنولوژی، درآمدی تا ۱۰۷ هزار دلار در سال کسب می‌کنند که این بالاترین رقم در آمریکا است. مک‌داول اما وضعیت متفاوتی دارد. با توجه به روند رو به کاهش مصرف زغال‌سنگ، وضعیت اقتصادی و درآمدی مک‌داول رو به افول است. بیکاری در این شهر بالاست و شمار معتادان رو به افزایش. متوسط درآمد خانوارها در این شهر، یک‌پنجم شهر فیرفاکس است.


اما این نابرابری درآمدی را می‌توان در متوسط طول عمر ساکنان این دو شهر هم دید. شهروندان فیرفاکس بیشترین طول عمر را در میان شهروندان کل آمریکا دارند. متوسط طول عمر مردان دراین شهر ۸۲ سال و زنان ۸۵ سال است. این میزان طول عمر، برابر با طول عمر شهروندان کشور سوئد است. در شهر مک‌داول، اما متوسط طول عمر مردان ۶۴ سال و زنان ۷۳ سال است. این یعنی برابر با طول عمر مردم در کشور عراق. آمار نشان می‌دهد که هرچه وضعیت رفاه اقتصادی شهروندان فیرفاکس و شاخص‌های درآمدی و اقتصادی این شهر بالاتر رفته، طول عمر ساکنان شهر هم بیشتر شده‌است.


روزنامه نیویورک‌تایمز در گزارشی درباره این دو شهر به نقل از استاد عدالت اجتماعی دانشگاه مریلند که در این باره تحقیق کرده می‌نویسد: فقر، عمر انسان‌ها را می‌دزدد. فقر نه تنها شانس زندگی افراد را نابود می‌کند بلکه از سال‌های عمر آنها هم کم می‌کند.


این واقعیتی است که اکنون در سراسر آمریکا دیده می‌شود. مطالعات نیویورک‌تایمز نشان داده‌است که دهک‌های درآمدی بالای جامعه طول عمر بیشتری دارند. مردان ۶۵ ساله‌ای که در میان دهک‌های بالای جامعه هستند، ۶ سال بیشتر عمر می‌کنند. این موضوع اخیرا مورد توجه نمایندگان کنگره آمریکا و کارشناسان اقتصادی که مشغول تدوین قوانین تامین اجتماعی و بازنشستگی هستند قرار گرفته ‌است. رابطه میان سطح درآمد افراد و طول عمر آنها به روشنی تایید شده‌است. افراد فقیر بیشتر سیگار می‌کشند، دسترسی کمتری به نظام سلامت و درمان دارند و به افزایش وزنشان اهمیتی نمی‌دهند. آنها در معرض خطر استرس و نگرانی‌های زندگی هستند. به همین خاطر افراد کم‌درآمد وفقیر عمر کوتاه‌تری دارند. این فقط مختص آمریکا نیست و مطالعاتی که در کشورهای مختلف از کارگران بنگلادشی تا کارگران کم‌درآمد هلندی صورت گرفته، این نتیجه را تایید می‌کند.


اما این تحقیقات پرسش‌هایی را هم ایجاد کرده‌است. آیا نابرابری درآمدی رو به رشد در جوامع و کشورها، باعث چنین فراز و فرودی در طول عمر افراد طی سه دهه گذشته در جهان بوده‌است؟ آیا اگر تدابیر اقتصادی، شکاف میان دارا و ندار را در جامعه کم کند، طول عمر افراد آن جامعه بیشتر می‌شود ؟ آیا گسترش بیمه درمانی، شکاف درآمدی و تفاوت طول عمر افراد را کاهش می‌دهد؟ و آیا افزایش حقوق کارگران باعث افزایش عمر آنها می‌شود؟


چندین گروه مطالعاتی و کارشناس، اکنون مشغول مطالعه و تحقیق برای یافتن پاسخ این پرسش‌ها هستند. اما آنچه فعلا مشهود و مشخص است اینکه، زندگی در شهر ثروتمندان با زندگی در شهر فقرا متفاوت است. زندگی در شهر فیرفکس با زندگی در شهر مک‌داول متفاوت است. در شهر فیرفکس، پزشکان متخصص، بیمارستان‌های پیشرفته، مراکز تفریحی، فروشگاه‌ها، رستوران‌ها، میوه و سبزی فروشی‌ها، مراکز نگهداری سالمندان و مراکز خصوصی و دولتی برای ارائه خدمات به جامعه به وفور وجود دارد. شرکت‌های پیمانکاری طرف قرارداد با دولت در بخش‌های امنیتی و نظامی، اقتصاد این شهر را می‌‌چرخانند. هر خانواده‌ای دست کم یک نان‌آور دارد که کار می‌کند و حقوق خوبی می‌گیرد. مشاغل علاوه بر حقوق ماهانه مرتب و کافی، بیمه درمانی و مزایای بازنشستگی دارند و همه از نظام آموزشی خوبی برخوردارند.


آمار و ارقام بهداشتی و سلامتی این دو شهر هم قابل توجه است. در شهر فیرفاکس، میزان افزایش وزن بزرگسالان ۲۴ درصد است و از هر ۸ نفر یک نفر سیگار می‌کشد اما در شهر مک‌داول، میزان چاقی بین بزرگسالان بیش از ۳۰ درصد است و از هر سه نفر یک نفر سیگاری است.


با چقدر پول چند سال بیشتر عمر می‌کنید؟


به دنبال انتشار گزارش‌هایی درباره نسبت طول عمر با ثروت افراد در رسانه‌های آمریکایی، نشریه آتلانتیک در گزارشی تحقیقی سعی کرد به این سوال پاسخ دهد که برای هر سال اضافه عمر کردن، چقدر پول لازم است. این سوال عجیبی است چون همه می‌دانند که در عالم واقعی نمی‌توان با پول، عمر را خرید یا علیه بیماری، تصادف یا حادثه، مصون شد اما این نشریه با محاسبه آماری که درباره نسبت طول عمر با میزان ثروت افراد تهیه شده، سعی کرد فرمولی ریاضی و عددی خاص در این باره به دست آورد. نتیجه این شد که برای مردان طبقه متوسط که در دوره شصت‌سالگی یا بیشتر هستند، هر ۴ هزار دلار درآمد اضافه در سال؛ یعنی یک سال عمر بیشتر.


باران عقیلی

[ad_2]

لینک منبع

شش عامل تاثیرگذار در شکل‌گیری آینده چین

[ad_1]

شش عامل تاثیرگذار در شکل گیری آینده چین

عده زیادی تجارت و دادوستد درچین را به عنوان پدیده ای اسرارآمیز تلقی می کنند اما نگران نباشید, مصرف کنندگان و مشتریان کاملا مثل سایر مناطق رفتار می کنند و رقابت کاملا شبیه رقابت در دیگر نقاط جهان است تنها کاری که باید بکنید این است که به تبلیغات و هیاهو توجهی نکنید و بر این حقیقت اساسی تمرکز کنید که در چین امروزی, شش روند بزرگ وجود دارد


عده زیادی تجارت و دادوستد درچین را به‌عنوان پدیده‌ای اسرارآمیز تلقی می‌کنند. اما نگران نباشید، مصرف‌کنندگان و مشتریان کاملا مثل سایر مناطق رفتار می‌کنند و رقابت کاملا شبیه رقابت در دیگر نقاط جهان است. تنها کاری که باید بکنید این است که به تبلیغات و هیاهو توجهی نکنید و بر این حقیقت اساسی تمرکز کنید که در چین امروزی، شش روند بزرگ وجود دارد.


شش روند که آینده اکثر صنایع این کشور را شکل می‌دهد و بیشترین تاثیر و نفوذ را بر دنیای غرب دارند. آنها مثل صفحات تکتونیک متحرک زیر سطح زمین هستند. اگر شما آنها را بشناسید و درک کنید، دستپاچگی ناشی از بی‌نظمی فعالیت روی سطوح تا حد زیادی قابل درک و حتی قابل پیش‌بینی می‌شود.








آیا می‌توان به ماهیت چین در یک ساعت پی برد؟


این روندها به شکل روزانه دنیای تجارت و کسب‌وکار را در کشور چین متاثر می‌سازند. آنها عوامل محرک هزینه و درآمدی هستند که به صورت سود و زیان نشان داده می‌شوند. معاملات، سرتیتر روزنامه‌ها، اظهارات سیاسی و فرازونشیب ارزش شرکت‌ها عمده‌ترین جلوه‌های این شش روند هستند که نوعا به وسیله اقتصاددانان وتحلیلگران سیاسی مورد بررسی قرار نمی‌گیرند.


در اینجا داستانی درباره هر کدام از این فراروندها، با برخی پیش‌بینی‌های احتیاطی مهم تعریف می‌کنیم. برخی از این پارامترها احتمالا پابرجا هستند و برخی دیگر احتمالا منجر به ایجاد حباب می‌شوند که احتمالا می‌ترکد یا نمی‌ترکد.


ما تنها معتقدیم که آنها بزرگ هستند و فعالیت اقتصادی را در مقیاس بسیار وسیع تشویق می‌کنند و درک آنها برای درک و شناخت اقتصاد چین و ماهیت محیط تجارت در چین حیاتی است.






مدنی کردن هزاران میلیون نفر


شهرنشینی به احتمال زیاد، مهم‌ترین پدیده چین مدرن است. بیشتر از ۳۰۰ میلیون چینی طی ۳۰ سال گذشته به‌منظور کسب درآمد ازروستا به شهرها مهاجرت کرده‌اند و ۳۵۰ میلیون نفر دیگر هم درحال مهاجرت به شهرها هستند.


چین ۱۶۰ شهر با جمعیتی بیش از یک میلیون نفر و ۱۴ شهر با جمعیتی بیشتر از ۵ میلیون نفر دارد. این شهرها به‌طور فزآینده به هم پیوند می‌خورندوشهرهایی با جمعیت ۳۰ میلیون نفر یا بیشتر که به اندازه جمعیت بسیاری از کشورهای اروپایی است، به وجود می‌آورند.


به‌زودی یک میلیارد شهرنشین شکل می‌گیرند که این افزایش ناگهانی جمعیت فشار شدیدی به برخی زیرساخت‌های این کشور نظیر سیستم حمل ونقل و خدمات عمومی و نیز بر منابع حیاتی نظیر آب آشامیدنی پاک وارد می‌کند. پیش ازاین ۴۰ درصد از رودخانه‌های چین به‌طور جدی آلوده شده و برای استفاده مناسب نیستند. اما برای برعکس کردن این روند، چین ۶۳۶ میلیارد دلار در طرح‌های آبی تا سال ۲۰۲۰ سرمایه‌گذاری می‌کند. درعین حال، شهرنشینی ثروت زیادی تولید می‌کند.


عده‌ای از این جمعیت (۳۶۰ میلیون نفر) از سال ۱۹۹۰ در چین با سرانه درآمد دریافتی ثروتمند شده‌اند و وضعیت اقتصادی آنها بهبود پیدا کرده است و ۳۰۰ درصد رشد درآمد داشته‌اند.


شاید بارزترین مثال تولید ثروت در املاک و مستغلات باشد جایی که میزان سرمایه‌گذاری صورت گرفته از ۱۲۰ میلیون دلار در سال ۲۰۰۳ به ۹۸۰ میلیارد دلار در سال ۲۰۱۱ رسیده است.


در حقیقت شرکت دولتی چایناوانکه شرکت بزرگ ساختمانی با تمرکز بر ساخت وساز مجتمع‌های مسکونی مدرن برای طبقه متوسط چین، عامل اصلی توسعه‌دهنده کشور، ۸۰۰۰ آپارتمان را در بیش از ۳۵ شهر در سال ۲۰۱۲ ساخت و رکورد فروش سالانه ۹۷ میلیارد یوآن (حدود ۱۶ میلیارد دلار) را از خود به جا گذاشت.






شاخص ساخت‌وساز کلان


چین دومین تولیدکننده بزرگ جهان با بیش از ۲/۲ تریلیون دلار ارزش افزوده تولید است. ۸۰ درصد خنک کننده‌های جهان، ۹۰ درصد رایانه‌های شخصی، تقریبا ۷۰ درصد صفحات خورشیدی، ۹۰ درصد تلفن‌های همراه جهان و ۶۵ درصد کفش در جهان را تولید می‌کند. سهم بخش تولید صنعتی در اقتصاد چین ۴۰ درصد است و ۱۳۰میلیون نفر به‌طور مستقیم در صنعت اشتغال دارند.


امروز دیگر هزینه‌های پایین کار در حال افزایش است و حرکت پرتکاپویی از سمت تولید با تکنولوژی پایین به سوی تولید با تکنولوژی بالا وجود دارد.


استراتژی تولید انبوه و فروش ارزان شرکت‌های چینی احتمال دارد به قدر کافی در بازارهای غرب در برابر شرکت‌ها با سهم بازار تعیین شده برنده نباشد، اما دست کم گرفتن تولیدکنندگان چینی و صرفه‌های حاصل از مقیاس خطرناک است.


شاید جهانی‌ترین شرکت یا صنعت چین، غول دیجیتالی سازنده تلفن‌های همراه هوآوی «Huawei» است که به وسیله توسعه و گسترش تجهیزات ارزان‌قیمت برای کشورهای رده دوم و سوم رشد برق‌آسایی را تجربه کرد و از رقابت با غول‌های‌جهانی تکنولوژی در بازارهای عمده پرهیز می‌کند.


وقتی هوآوی اقدام به گسترش قلمروی کاری خود کرد، بازار کشورهای کمتر توسعه یافته را در جنوب شرق آسیا، آفریقا، و اروپای شرقی هدف قرار داد که از چشمان تیزبین بازیگران جهانی عمده یعنی غول‌های تکنولوژی دور مانده بود.


هنگامی که این شرکت به سازنده تراز اول و ممتاز جهان در تجهیزات مخابراتی تبدیل شد، بیش از دو سوم درآمد ۳۶ میلیارد دلاری‌اش را در خارج از چین به‌دست آورد. این مزیت صرفه حاصل از مقیاس به آنها اجازه داد تا در خانه محصولات پیچیده‌تر را بسازند و به سوی کشورهای رده اول نقل مکان کنند.






افزایش مصرف‌کنندگان چینی


طبقه متوسط آمریکا موتور رشد اقتصادی جهان در سراسر قرن بیستم بود. اکنون منطقه آسیا-اقیانوسیه این موتور رشد است که تا سال ۲۰۳۰ دوسوم طبقه متوسط جهان در آن خواهد بود.


درحالی‌که تمرکز مصرف‌کنندگان چینی بر ارزش پول که عامل افزایش و ترقی شرکت‌هایی نظیر چاینا وانکه و شرکت سرمایه‌گذاری تینگی بوده است، اما عادت‌های مصرفی چین در حال تغییر هستند.


با افزایش شتاب روند شهرنشینی، مخارج مصرف کننده شباهت بیشتری به مخارج طبقه متوسط غرب پیدا می‌کند. شهروندان چینی شهرنشین برای برآورده کردن نیازهای‌شان خرید می‌کنند، تقاضایی به سرعت افزایشی برای سرگرمی، خوراک و کالاهای طبقه متوسط شکل می‌گیرد. به‌عنوان مثال، چین بیش از ۱۳ میلیون تن مرغ در سال ۲۰۱۲، بیشتراز آمریکا مصرف کرد.


با توجه به مصرف مرغ چینی که از سال ۲۰۰۵ تا ۲۰۱۰، ۵۴ درصد رشد داشته، پیش‌بینی می‌شود که این بازار رشدی سالانه


۱۸ درصدی را طی ۵ سال آینده تجربه خواهد کرد.


شواهد بیشتر این حقیقت را بازگو می‌کنند که بزرگ‌ترین شرکت آمریکایی که تحت تملک چینی‌ها است در زمینه تکنولوژی، خودروسازی یا انرژی فعالیت ندارد.


در سال ۲۰۱۳ شرکت بین‌المللی شوانگوی ۷/۱ میلیارد دلار را برای خریدن شرکت اسمیت فیلد که بزرگ‌ترین تولیدکننده و فرآوری کننده گوشت خوک در جهان است، هزینه کرد.


با این حال این شگفت‌انگیز نیست که تجارت محصولات کشاورزی داغ‌ترین صنایع جدید دنیای تجارت است. تقریبا هر وضعی نیاز به ارتقا و بهبود دارد، از کاربری زمین و آب تا تدارکات و خرده فروشی.






ثروت و فراوانی آن


سپرده‌های‌بانکی چین در بانک‌های خارجی به بیش از ۱۵ تریلیون دلار می‌رسد و این رقم هر سال ۲ تریلیون دلار رشد می‌کند. کل ذخایر ارزی خارجی چین، ۵/۳ تریلیون دلار است.


چین بزرگ‌ترین خریدار خارجی بدهی دولت آمریکا است و مازاد تجاری سالانه‌اش با ایالات متحده از رقم ۱۰ میلیون دلار در سال ۱۹۸۵ به بیش از ۳۰۰ میلیارد دلار در سال ۲۰۱۲ رسیده است.


در سال ۲۰۰۳، وام بانکی ۸۸ درصد بخش تامین سرمایه چین را تشکیل داد، در سال ۲۰۱۲، این نسبت، ۵۵ درصد بود. اما بازار بزرگ وام، خارج از نظام بانکداری رسمی ظهور کرده است، که با تامین سرمایه زیرزمینی، وام خارج از ترازنامه و مدیریت ثروت تکمیل می‌شود و با سرمایه‌گذار شریک می‌شود و آن را در طرح‌های مختلف سرمایه‌گذاری می‌کند.


با این حال، محصولات و سرمایه مشخص نمی‌کنند که دارایی‌ها در کجا سرمایه‌گذاری می‌شوند. این وضعیت ریسک‌هایی را به وجود می‌آورد و بر پویایی صنعت بانکداری چین تاثیر منفی می‌گذارد. بانکداری در چین در تسلط دولت قرار دارد.






غول خوش فکر


صنعت تولید در چین تنها چیزی نیست که در مقیاس وسیع در چین اتفاق می‌افتد. تعداد دانش‌آموختگان کالج‌ها از یک میلیون نفر در سال ۱۹۹۸ به ۷/۵ میلیون نفر در سال ۲۰۱۲ رسیده است که قدرت فکری چین را به پدیده‌ای در حال تغییر تبدیل می‌کند.


انفجاری در سرمایه‌گذاری در بخش تحقیق و توسعه به وجود آمده است، در سال ۱۹۹۳ چین تنها ۲/۲ درصد مخارج بخش تحقیق وتوسعه جهان را در اختیار داشت، تا سال ۲۰۰۹ این رقم به ۱۲/۸ درصد رسید و کاملا در راستای اکثر کشورهای اروپایی بود. در سال ۲۰۱۱ چین از ژاپن، پیشی گرفت و اکنون بعد از ایالات متحده در مقام دوم قراردارد.


غول‌های تولیدکننده چین حجم عظیمی د ارند، جیب‌های گود و دسترسی به جمعیت فراوانی از متخصصان ماهر. برای مثال شرکت هوآوی ۱۵۰ هزار کارمند دارد که ۶۸ هزار نفر از آنها در بخش تحقیق وتوسعه کار می‌کنند و سیسکو ۶۶ هزار کارمند دارد که تنها ۲۱ هزار نفر آنها در بخش تحقیق و توسعه مشغول به‌کار هستند.


این خبر خوبی است. اخبار نه‌چندان خوب آن است که اختلاف اساسی بین تحصیل، اشتغال، و سایر شاخص‌های تعیین‌کننده نیروی تفکر چین وجود دارد. یک سوم دانشجویانی که در سال ۲۰۱۲ فارغ التحصیل شدند در دستیابی به شغل ثابت ناکام ماندند.






اینترنت در چین


اینترنت پدیده جدیدی در چین است و به سرعت توسعه یافته است. در حدود ۶۰ درصد از جمعیت چین یعنی جمعیتی در حدود ۶۱۸ میلیون نفر کاربران اینترنت هستند.


این افراد کاربری خود را از سه تا چهار سال گذشته آغاز کرده‌اند و امروز ضریب نفوذ اینترنت در چین ۴۰ درصد است که در مقایسه با آمریکا که ضریب نفوذ ۸۰ درصدی دارد، قابل ملاحظه است.


قابلیت این رشد به وسیله حقیقت دیگری نیز مورد تاکید قرار می‌گیرد: کاربران اینترنت در چین ۵ تا ۶ ساعت در هفته بیشتر از کاربران اینترنت در ایالات متحده آنلاین هستند. با این حال، رفتار کاربران دو کشور باهم تفاوت دارد.


درحالی‌که جست‌وجو در اینترنت و بررسی نامه‌های الکترونیکی بر سایرفعالیت‌های آنلاین در چین برتری دارد، گرایش تازه کاربران به سوی پیام رسانی فوری و ارسال ویدئو بوده است.


Jeffrey Towson , Jonathan Woetzel


مترجم: مهدی ربیعی

[ad_2]

لینک منبع

تامین‌ آب‌ شرب،‌ خط قرمز وزارت نیرو

[ad_1]

تامین آب شرب, خط قرمز وزارت نیرو

تامین آب در ایران تابعی است از پراکندگی زمانی و مکانی بارش ها یعنی آبی که در سطح ایران داریم هیچ گاه منظم و یکجا نیست


تامین آب در ایران تابعی است از پراکندگی زمانی و مکانی بارش‌ها؛ یعنی آبی که در سطح ایران داریم هیچ گاه منظم و یکجا نیست.




پس وظیفه اصلی نهاد دولت یا وزارت نیرو در اصل این است که آب را کنترل، حفظ و تنظیم کرده و به اهداف مختلف اختصاص دهد. در ایران عمده مصرف آب از آب های سطحی تامین می شود که ما تحت عنوان سدها از آن نام می بریم. بسته به اقلیم های جغرافیایی مختلف که می تواند متناظر با مراکز جمعیتی، صنعتی و کشاورزی باشد از منابع آب زیرزمینی هم به صورت تلفیقی برای تامین آب استفاده می شود، اما همیشه در تامین آب، اولویت با منابع آب سطحی است. البته به این شرط که تاسیسات آسیب نبیند و حقا به محیط زیست را رعایت کنیم و در ضمن نگاهی هم به توسعه پایدار داشته باشیم. به عبارت دیگر برای تامین آب اهداف مختلفی داریم که تامین آب در بخش های مختلف شرب یا خانگی، صنعت و کشاورزی و محیط زیست و همچنین اهداف کوچک تر و خاص دیگری را هم شامل می شود. تامین آب شرب در اولویت این اهداف قرار دارد. به گفته وزیر نیرو، تامین آب شرب خط قرمز وزارت نیرو است؛ یعنی تامین آب شرب ضرورتی است که در اولویت قرار می گیرد. البته این آب شرب باید با رعایت دقیق استانداردهای کیفی تامین شده و به همه جوامع شهری و روستایی رسانده شود. پس از آن بحث تامین آب موردنیاز بخش کشاورزی مطرح است و صنعت نیز بعد از کشاورزی قرار می گیرد.




ما مجاز نیستیم همه آبی را که در سدها وجود دارد، استفاده کنیم. شاید با نگاهی به وضع سدها این طور به نظر برسد که آب کافی برای تامین آب در فصل تابستان وجود دارد، اما باید توجه داشت همیشه مقداری از آب سد را نیاز داریم تا سد ایمن بماند. علاوه بر این، ممکن است این طور به نظر برسد که نیمی از سد آب دارد، اما بخشی از آن رسوباتی است که در طول سال ها فشرده شده است. در سدهایی که عمر بالایی دارند حجم این رسوبات بیشتر است. اینها چالش هایی است که در زمینه تامین آب وجود دارد و باید آنها را مورد توجه قرار داد.




در تامین آب شرب اولویت با استفاده از آب های سطحی است. اما در اوج مصرف در مواردی که لازم باشد از سفره های آب زیرزمینی برداشت می شود و به صورت تلفیق با آب های سطحی که معمولا کیفیت بهتری دارد، استفاده می شود. آب های زیرزمینی مانند اسفنج متخلخلی است که بافت شهری روی آن ساخته شده است و بنابراین این اسفنج تحت فشار قرار دارد. اگر آب به طور بی رویه از این اسفنج ها خارج شود، این بافت اسفنجی فشرده می شود و اگر بخواهیم بار دیگر این اسفنج را تغذیه کنیم با توجه به این که منافذ اسفنج با فشار پر شده است، نمی توانیم آب کافی در آن ذخیره کنیم. به همین دلیل اولویت اصلی ما استفاده از منابع آب سطحی است. البته گاهی به ناچار از منابع آب زیرزمینی هم برداشت می کنیم.




خشکسالی های ۱۱ ساله




طبق یک قانون نانوشته دوره های خشکسالی در ایران ۱۱ ساله است. در آخرین دوره خشکسالی از سال ۷۹ تا ۹۰ با خشکسالی مواجه بوده ایم و از سال ۹۰ بتدریج به سمت شرایط طبیعی حرکت کرده ایم. این در حالی است که زمین ۱۱ سال خشکی کشیده است. در شرایط طبیعی ۶۰ درصد از بارش ها در مخازن انباشته می شود، اما در این شرایط فقط ۳۰ درصد بارش ها در مخازن جمع آوری می شود و چون زمین خشک و تشنه است ، آب بیشتری را جذب خود می کند. زمستان گذشته استان های شمالی ایران برف سنگینی را تجربه کردند. شاید این طور به نظر برسد با این بارش سدها لبریز از آب است، اما اگر بگوییم با این بارش هیچ اتفاقی برای سدها نیفتاده است حرف بیهوده ای نزده ایم. یعنی برف به این سنگینی هیچ ثمری برای ما نداشته است. بارشی می تواند در تامین منابع آب تاثیرگذار باشد که مستمر باشد. اگر کل سال زمین خشک باشد، برف دو روزه ای که در سه روز آب می شود فایده ای ندارد. همچنین باید در نظر داشت که ممکن است این بارش الزاما در حوزه آبریز ما نباشد و بخشی از آن در خارج از مرز یا در حاشیه دریا یا حتی بخشی از آن در کویر نازل شده باشد. بنابراین این برف نمی تواند پشت سدها ذخیره شده باشد. پس از پشت سر گذاشتن دوره ۱۱ ساله خشکسالی هنوز به شرایط طبیعی نرسیده ایم. امسال نسبت به سال گذشته ورودی سدها ۸ درصد کم شده است و سال گذشته فقط ۸۰ درصد حد طبیعی نیز آب داشتیم. در خشکسالی این عدد به ۵۰ درصد می رسد. اگر ده سال در شرایط طبیعی باشیم، می توانیم بگوییم سال یازدهم با هیچ مشکلی در تامین آب مواجه نخواهیم بود. از ۴/۴۷ میلیارد مترمکعب حجمی که می توانیم در سدها آب داشته باشیم اکنون فقط ۷/۲۶ میلیارد مترمکعب آب داریم؛ یعنی ۵۶ درصد حجمی که می توانیم آب داشته باشیم در سدها آب جمع شده است. نکته اینجاست که هفت ماه سال آبی متناظر با آمدن بارش هاست که این هفت ماه را پشت سر گذاشته ایم. برای ماه های آینده امیدی نیست و باید مصرف ها را مدیریت کنیم. در چهار ماه آینده ؛ یعنی از خرداد تا شهریور هیچ آوردی نداریم و این در حالی است که در ماه های آینده میزان مصرف ها در حال افزایش است. بنابراین با یک حساب و کتاب سرانگشتی می توان نتیجه گیری کرد روی خط بحران هستیم.




بهینه سازی در مدیریت منابع و مصارف




در این شرایط کارشناسان مصارف را اولویت بندی می کنند. براساس یک اصل ریاضی موسوم به چانه زنی مدل هایی ارائه می شود تا براساس آن به اهداف مورد نظر برسیم. البته هدف این است که حداکثر رضایت را داشته باشیم، نه رضایت کامل. ما در مدیریت منابع و مصارف بهینه سازی می کنیم تا بر این اساس اولویت ها مشخص شود. بهینه سازی هنگامی ضروری است که داده ها از خواسته ها کمتر باشد. در این شرایط برای مصارف مختلف مدل هایی را ارائه می کنیم. آب شرب خط قرمز وزارت نیرو است و باید صددرصد تامین شود و هر گونه تنشی بخش های دیگر یعنی کشاورزی و صنعت را تحت تاثیر قرار می دهد. برای مثال در شرایط کم آب گفته می شود برای کشت پاییزه محصولات با مصرف آب بالا کشت نشود. گاهی لازم است در یک منطقه آمایش زمین اجرا شود که اینها از برنامه های کوتاه مدت است. اگر در بلندمدت به شرایط طبیعی برسیم، می توانیم به شرایط مطلوب دست پیدا کنیم. استمرار کم آبی، زمین، هوا و محیط زیست را خشک می کند و صنعت و کشاورزی را تحت تاثیر قرار می دهد بنابراین تردیدی نیست مدت زمانی طول بکشد زمین اصلاح شده و رطوبت هوا تامین شود. تفکر یکجانبه به یک موضوع نادرست است. اگر می خواهیم در کشور منابع و مصارف آب به درستی مدیریت شود باید به مردم درست اطلاع رسانی شود. ما باید به همه این را یادآوری کنیم که با یک بارش دو روزه مشکل آب حل نمی شود.


فرهاد ایمان شعار


کارشناس شرکت مدیریت منابع آب

[ad_2]

لینک منبع

بحران‌ آب را جدی بگیرید

[ad_1]

بحران آب را جدی بگیرید

از دیدگاه هواشناسی به شرایطی که به کاهش بارش ها و در نتیجه تغییر الگوی آب و هوایی منجر شود, خشکسالی گفته می شود


مدتی پیش معاون وزیر نیرو در امور آب و آبفا اعلام کرد ۵۱۷ شهر در معرض مشکلات کم‌آبی قرار دارد. بر این اساس گفته می‌شود در این شهرها که تعدادشان هم کم نیست مصارف و منابع قابل تامین در نقطه سر به سر قرار دارد.




اراک، اصفهان، شیراز، قزوین، قم، کرج، کرمان، مشهد، همدان، یزد و تهران از کلانشهرهایی هستند که باید برای تنش آبی آماده شوند.




با توجه به موقعیت جغرافیایی کشور، خشکسالی و کمبود آب در ایران موضوعی است که می توان گفت در تاریخ و فرهنگ این سرزمین ریشه دارد. قوانینی که از دیرباز در زمینه مدیریت آب مطرح بوده است نشان می دهد مردمان این سرزمین از گذشته کم آبی را به عنوان یک واقعیت پذیرفته اند و زندگی خود را بر این اساس منطبق ساخته اند. خشکسالی پدیده ای اقلیمی است که به کندی و در یک دوره زمانی طولانی مدت پیش می رود و در نتیجه خسارات ناشی از آن نیز با گذشت زمان نمایان می شود. به این ترتیب می توان خشکسالی را یک دوره شرایط خشک غیرعادی دانست که در یک دوره زمانی نسبتا طولانی ادامه دارد و در نهایت به اختلال یا کاهش سطح ذخایر آب سطحی و زیرزمینی منجر می شود.




البته از دیدگاه هواشناسی به شرایطی که به کاهش بارش ها و در نتیجه تغییر الگوی آب و هوایی منجر شود، خشکسالی گفته می شود. کشاورزان می گویند وقتی رطوبت خاک از نیاز واقعی محصول کمتر باشد و به محصول آسیب برسد خشکسالی اتفاق افتاده است. خسارات ناشی از خشکسالی غیرساختاری است و وسعت مناطق آسیب دیده از خشکسالی در مقایسه با دیگر بلایای طبیعی بیشتر است. بنابراین باید پذیرفت خشکسالی در کشور ما وضعی طبیعی و مستمر است که تنها راه غلبه بر آن سازگاری است. در این شرایط اگر بین منابع و مصارف توازن وجود نداشته باشد کم آبی به بحران جدی تبدیل می شود.




هر سال بدتر از سال قبل




هر سال که می گذرد مشکلات و پیامدهای ناشی از کم آبی بیشتر نمایان می شود. باید پذیرفت کشور ما در منطقه خشک و نیمه خشک قرار دارد که میزان بارش های سالانه آن به اندازه کشورهایی مانند مالزی، اندونزی و تایلند نیست. بررسی های آماری نشان می دهد بیش از نیمی از بارش ها در کشور ما تبخیر می شود و این موضوع می تواند در مواجه شدن با پدیده ای تحت عنوان خشکسالی و به تبع آن کم آب نقش بسیار مهمی داشته باشد.




بخشی از باقیمانده نزولات جوی جذب زمین شده و به غنی شدن ذخایر زیرزمینی منجر می شود، اما جالب است بدانید از مجموع ذخایر آبی باقیمانده از نزولات جوی نیز حدود ۹۰ درصد در بخش کشاورزی مورد استفاده قرار می گیرد و فقط ۷ درصد آن به تامین آب شرب یا خانگی اختصاص دارد. این در حالی است که بازده کشاورزی حدود ۳۰ تا ۳۵ درصد است که می توان با استفاده از راهکارهای مدیریتی این رقم را به ۷۰ درصد ارتقا داد. طبق محاسبات انجام شده مصرف سرانه آب در کشور بیش از ۲۵۰ لیتر در روز است که در مقایسه دو برابر استانداردهای جهانی است.




در چنین شرایطی اگر هر چه زودتر به فکر چاره نباشیم شرایط با گذشت زمان بدتر خواهد شد و پیش بینی می شود بر این اساس به تعداد شهرهایی که در مرز بحران آب قرار می گیرند افزوده شود. به یاد داشته باشیم آب در زندگی ما نقش مهمی ایفا می کند. برای رشد گیاهان و تولید غذا، حفظ محیط زیست و فرآیند تولید از همبرگر تا رایانه به آب نیاز داریم. برای انجام کارهای روزمره مانند مسواک زدن و حمام کردن هم به آب نیاز داریم و حال آن که منابع محدودی در اختیار هست. پس نباید حتی مقدار اندکی از آب را هدر داد.




مصرف آب ایرانی ها ۲ برابر استاندارد جهانی است




آب که به عنوان عامل حیات بشر از آن نام برده می شود به عنوان مهم ترین عامل توسعه اقتصادی، صنعتی و اجتماعی شناخته می شود و در شکوفایی محیط زیست نقش بسیار مهمی دارد. ضرورت دستیابی مستمر به منابع آب شیرین و محدودیت این منابع از یک سو و غیریکنواختی توزیع زمانی و مکانی منابع از سوی دیگر موجب شده است با افزایش جمعیت و ایجاد تغییراتی قابل توجه در نیازهای فردی و اجتماعی انسان ها و همچنین رشد روزافزون تقاضا، موضوع آب به یکی از چالش های عمده جهان در قرن حاضر تبدیل شود. کشور ما در کمربند خشک و نیمه خشک این کره خاکی قرار گرفته است و مواجه شدن با خشکسالی های متعدد و همچنین کاهش میزان بارش ها در کنار رشد جمعیت و توسعه شهرنشینی و در نتیجه افزایش مصرف سرانه آب موجب شده است حجم آب در دسترس کاهش یافته و کشور ما در آستانه ورود به بحران کم آبی قرار گیرد. عبور از این بحران نیز بدون ایجاد تغییر در بخش های مختلف این زنجیره امکان پذیر نخواهد بود.




بررسی های آماری نشان می دهد اکنون متوسط مصرف آب در کشور حدود دو برابر متوسط جهانی است و این نکته را باید مورد توجه قرار داد که متوسط بارندگی در کشور ما کمتر از یک سوم متوسط جهانی است.




براساس آمارهای اعلام شده از سوی مدیریت منابع آب ایران، حجم نزولات جوی سالانه بین ۳۰۰ تا ۶۰۰ میلیارد مترمکعب متغیر است که متوسط آن در سطح کشور حدود ۴۱۱ میلیارد مترمکعب تخمین زده شده است. از این مقدار حدود ۲۹۴ میلیارد مترمکعب از طریق تبخیر و تعریق از سطح زمین از دسترس خارج و فقط ۱۳۰ میلیارد مترمکعب آن به عنوان منابع تجدید شونده و در دسترس است که شامل ۸۵ میلیارد مترمکعب آب های سطحی، ده میلیارد متر مکعب آب چشمه های پراکنده و ۳۵ میلیارد مترمکعب آب های زیر زمینی است.




در کشور حدود ۷۳ درصد از منابع آب تجدیدشونده پس از مهار و کنترل به مصارف خانگی، کشاورزی و صنعتی اختصاص داده می شود. طبق اعلام رسمی سازمان ملل کشور ما ازجمله کشورهایی است که در حال ورود به تنش آبی است و سال ۲۰۴۴ ایران کشوری است که تنش آبی در آن رخ داده است. در نیوزیلند متوسط بارش سالانه ۴۵۰۰ میلی متر است. در کانادا نیازی نیست تعداد سدها افزایش یابد. در این کشور آنقدر پوشش برفی وجود دارد که چهار سد کشور همیشه آب دارند. در ایران پراکندگی زمانی و مکانی بارش ها زیاد است و هر جا مستعد باشد دیواری زده می شود تا جلوی آب گرفته شود. صنعت سدسازی سودی ندارد. وزارت نیرو ناچار بوده است با هزینه ده بر یک سد بسازد تا آب مورد نیاز مردم را تامین کند و در کشورهایی مانند اندونزی و مالزی نیازی به سد زدن نیست. آوردها در این کشورها چند برابر مصارف است. مشکل این کشورها، زیاد بودن آب است.




حجمی از بارش در کشور محاسبه می شود که به ما می گوید چه مقدار آب نازل شده است. حجمی از آب نیز پشت سدها جمع آوری می شود. حجم کل سدهای ایران ۴۷.۴ است که اکنون نصف این مقدار آب در سدهای کشور وجود دارد. یک حجم آب تنظیم شده از سدها را داریم. با توجه به محدودیت های موجود باید بخشی از آب سدها در آنها باقی بماند و بخشی از آن نیز باید در رودخانه رها شود. آبی که از سدها خارج می شود آب تنظیم شده است.




بخشی از نزولات قابل جمع آوری نیست و کل نزولات در مجموع می توان ۴۷.۴ میلیارد مترمکعب آب در سدها ذخیره کرد. اگر میانگین بارش سالانه ۲۵۶ میلی متر است دو تا سه بارش ده میلی متری مشکل ما را حل نمی کند. در این سال ها با گذشت زمان جمعیت افزایش و فرهنگ بهداشت ارتقا و الگوی مصرف و سبک زندگی تغییر پیدا کرده و به این ترتیب مصرف آب شرب و حتی آب کشاورزی نیز افزایش پیدا کرده است. در مقایسه با گذشته صنعتی تر شده ایم و در نتیجه مصرف آب در بخش صنعت نیز افزایش یافته است که به این موضوع توجه نداشته ایم. در ایران ۷۵ میلیونی مصرف آب چهار برابر شده است. اگر راندمان آب در بخش کشاورزی به دو برابر افزایش پیدا کند می توان آب اضافی را به شرب اختصاص داد.




بر اساس استاندارد سازمان ملل اگر در کشوری مجموع مصارف آب از ۴۰ درصد کل منابع آب تجدیدپذیر سالانه بیشتر باشد آن کشور از نظر منابع آبی بحرانی و کم آب است. بر این اساس، کشور ما با بحران شدید روبه روست که با توجه به محدودیت منابع آب و رشد جمعیت، دنیا به سمت کم آبی در حرکت است و در کشور ما این روند با سرعت بیشتری در حال طی شدن است.


فرانک فراهانی جم

[ad_2]

لینک منبع

شمارش معکوس شرکت‌های غربی برای حضور در ایران

[ad_1]

شمارش معکوس شرکت های غربی برای حضور در ایران

گاردین, توافق احتمالی تهران و ۱ ۵ را بزرگ ترین دستاورد دیپلماتیک قرن نامیده است


در آستانه دور تازه‌ای از مذاکرات هسته‌ای میان ایران و ۱+۵، خوشبینی‌ها نسبت به فرجام این مذاکرات و پیامدهای آن افزایش یافته و در شرایطی که روزنامه انگلیسی گاردین موفقیت احتمالی این مذاکرات را بزرگ‌ترین دستاورد دیپلماتیک قرن نامیده، روزنامه فرانسوی فیگارو هم در شماره دیروز خود از تلاش مضاعف شرکت‌های آمریکایی برای حضور در ایران خبر داده است.




به گزارش جام جم، این خوشبینی های رسانه ای نسبت به گفت وگوهای ایران و ۱+۵ درحالی است که رفت وآمد هیأت های دیپلماتیک غربی به تهران ادامه داشته و تلاش ها برای برقراری ارتباط با کشورمان شدت گرفته است؛ در عین حال از بیست و سوم اردیبهشت دور دیگری از مذاکرات ایران و ۱+۵ به ریاست محمدجواد ظریف و کاترین اشتون در وین برگزار می شود.




بر همین اساس فیگارو در گزارشی با اشاره به روابط ایران و ۱+۵ نوشت: در پی لغو تحریم ها اینک شرکت های کرایسلر، سیسکو و بوئینگ در تلاش برای فراهم کردن زمینه عقد قراردادهای تجاری با ایران هستند.




این روزنامه فرانسوی ادامه داده است: در حالی که گفت وگوهای سیاسی بین کشورهای غربی و ایران رو به جلوست، شرکت های آمریکایی تماس با مقام های تهران را افزایش داده اند.




فیگارو به نقل از یک بازرگان ایرانی هم نوشت: در بخش خودروسازی، گروه کرایسلر آمریکا پیشنهاد سرمایه گذاری به ایران داده است.




این پیشنهاد از طریق کانال های دیپلماتیک یعنی از طریق دولت آمریکا در ابتدای ماه مارس (اسفند) به ایران ارائه شده است.




به نوشته این رسانه اروپایی، این در حالی است که واشنگتن به طور رسمی از شرکت های خارجی خواسته تا رسیدن به توافق نهایی با تهران از امضای هرگونه قرارداد با ایران اجتناب کنند. در چنین شرایطی است که شرکت مخابراتی سیسکو آمریکا نیز خواستار ارسال تجهیزات به ایران شده است.




اما تلاش ها برای برقراری ارتباط با تهران محدود به شرکت های تجاری آمریکایی نیست و چنان که فیگارو به نقل از یک دیپلمات غربی در تهران نوشته، در پایان فوریه (اسفند) نیز ۱۰ نفر از روسای دانشگاه های آمریکا با سفر به ایران از دانشگاه های مختلف از جمله از دانشگاه شریف بازدید کردند.




اعضای این هیات همچنین با وزیر علوم و محمد نهاوندیان رییس دفتر رییس جمهور دیدار کردند. به نوشته این رسانه، در واکنش به این دیدار دولت آمریکا نیز از اعمال مقررات سخت در قبال دانشجویان ایرانی در دانشگاه های آمریکا صرف نظر کرد.




این روزنامه فرانسوی همچنین نوشته است: پس از جنرال موتورز شرکت های بزرگ نفتی و بوئینگ نیز در تلاش برای استفاده از فضای لغوتحریم ها هستند. براساس قرارداد موقتی که پایان نوامبر بین کشورهای غربی و ایران امضا شد، بوئینگ می تواند قطعات هواپیماهای مسافربری مورد نیاز ایران را در اختیار این کشور قرار دهد.




فیگارو نوشته است: ایران با لغو این تحریم ها می تواند به بخشی از دارایی ها خود که در آسیا مسدود شده، دسترسی پیدا کند و قادر خواهد شد بودجه برخی قراردادهای اقتصادی خود را تامین کند.




اما این تنها فیگارو نیست که از تکاپوی غرب برای نزدیک شدن به تهران خبر می دهد، زیرا روزنامه گاردین هم دیروز نوشت اگر بن بست پیش روی مذاکرات هسته ای شکسته شود، بزرگ ترین دستاورد دیپلماتیک قرن بیست و یکم رقم خواهد خورد و از وقوع یک جنگ فاجعه بار دیگر در خاورمیانه جلوگیری خواهد شد.




جولین بورگر، نویسنده مقاله ای در این روزنامه نوشت: بیستم جولای (بیست و نهم تیر) آخرین روز مهلت شش ماهه تعیین شده برای توافق موقت هسته ای ایران است. طبق پیش بینی های یک دیپلمات غربی، دو طرف تا دقیقه ۹۰ نفس نفس زنان هرچه در توان و چنته دارند، به مصرف می رسانند تا پیش از فرارسیدن نیمه شب بیستم جولای بتوانند بیشترین امتیازها را از یکدیگر اخذ کنند.




وی در ادامه مقاله خود آورده است: مذاکرات اخیر کارشناسان دو طرف در وین امیدوارکننده بود؛ زیرا در فضایی خوشبینانه جریان داشت.




تا به این مرحله از کار، شروط سند نهایی توافق نامه مشخص و تبیین شده و طرح کلی مواضع اولیه هم ریخته شده است.




مرحله سخت کار از دوازدهم می (بیست و دوم اردیبهشت) شروع می شود که در آن تاریخ، روسای هیات های مذاکره کننده تشکیل جلسه خواهند داد تا زبانی مشترک برای تنظیم پیش نویس توافق نهایی مشخص کنند. اگر این مرحله از کار هم با موفقیت انجام شود، بزرگ ترین دستاورد دیپلماتیک قرن بیست ویکم رقم خواهد خورد و بن بست عمیقی را که سال هاست خاورمیانه را با وقوع یک جنگ فاجعه بار تهدید می کند، خواهد شکست.




ماری هارف: بهترین فرصت ایجاد شده است




این اظهارنظرها درباره فرجام مذاکرات هسته ای در شرایطی است که محمدجواد ظریف وزیر امور خارجه هفته گذشته در یادداشتی در نشریه فارین افرز به این نکته اشاره کرد که پیشرفت سریع و دور از انتظاری در مذاکرات به دست آمده است.




وی در این یادداشت بار دیگر بر تعهد ایران بر منع تولید سلاح هسته ای تاکید کرد.




ماری هارف، سخنگوی وزارت خارجه آمریکا در واکنش به مقاله ظریف، گفت: مذاکرات هسته ای با ایران با حسن نیت دو طرف پیش می رود.




به گزارش پایگاه اینترنتی وزارت خارجه آمریکا، او جمعه شب در کنفرانسی خبری در واکنش به پیشرفت های مورد اشاره ظریف در مذاکرات هسته ای، بیان کرد: من فکر می کنم ما از یک حس واقعیت گرایی مشترک برخوردار هستیم. اما آنچه ما گفته ایم این است که ما در حال مذاکره هستیم و با حسن نیت مذاکره می کنیم و متعهد هستیم به نتیجه برسیم.




اما این که آیا این به معنا آن است که ما به نتیجه خواهیم رسید، نظری ندارم. آیا می توانیم تصمیمات دشواری اتخاذ کنیم؟ نمی دانم. فکر نمی کنم هیچ کدام از ما بتواند اکنون با قطعیت به این پرسش ها پاسخ دهد.




وی افزود: اما این حقیقت که به روش اساسی و عملی در حال مذاکره درباره جزئیات موضوعی هستیم که تا پیش از این هرگز در این سطح درباره آن مذاکره نشده، نشان می دهد که این بهترین فرصتی است که برای حل و فصل دیپلماتیک این موضوع در اختیار داشته ایم. ما درباره فرصتی که داریم واقعگرا بوده ایم.




هارف ادامه داد: رییس جمهور آمریکا شانس موفقیت مذاکرات را پنجاه ـ پنجاه دانست. ما کاملا آگاه هستیم که این بهترین فرصت و موثرترین شیوه است و اگر بتوانیم به نتیجه ای دست یابیم به آن متعهد خواهیم بود.

[ad_2]

لینک منبع

روش‌های صرفه‌جویی انرژی در منزل

[ad_1]

روش های صرفه جویی انرژی در منزل

مطمئنا یکی از مسائلی که این روزها بیش از گذشته ذهن شما را درگیر کرده است پایین آوردن مصرف انرژی و صرفه جویی در منزل است, با توجه به اجرای فاز دوم هدفمندی و افزایش های احتمالی هزینه های آب, برق و گاز قطعا انگیزه شما برای صرفه جویی در مصرف انرژی بیشتر شده است


مطمئنا یکی از مسائلی که این روزها بیش از گذشته ذهن شما را درگیر کرده است پایین آوردن مصرف انرژی و صرفه‌جویی در منزل است، با توجه به اجرای فاز دوم هدفمندی و افزایش‌های احتمالی هزینه‌های آب، برق و گاز قطعا انگیزه شما برای صرفه‌جویی در مصرف انرژی بیشتر شده است.


متاسفانه ما انسان‌ها تا زمانی که کمبود چیزی را احساس نکنیم در زمینه حفظ و نگهداری آن جدیت به خرج نمی‌دهیم، وگرنه انرژی‌های آب و برق و گاز سالیان سال است که در معرض کاهش و نابودی است و نیاز به صرفه‌جویی دارد و بد نیست بدانید با جلوگیری از اتلاف انرژی علاوه‌بر کاهش هزینه‌های مادی و جلوگیری زودتر از موعد فرسوده شدن لوازم منزلتان تا حد بسیار زیادی به محیط‌زیست کمک می‌کنید و اثرات مخرب حاکم بر محیط‌زیست را تا حد قابل‌توجهی کاهش می‌دهید.


چند راه‌حل ساده!


یکی از ساده‌ترین روش‌های جلوگیری از اتلاف انرژی تعویض لامپ‌های معمولی با لامپ‌های کم‌مصرف است، البته به خاطر داشته باشید که حتی لامپ‌های کم‌مصرف هم در صورتی که قدیمی باشند و مدت زمان زیادی باشد که مورد استفاده قرار گیرند مصرف انرژی بالایی دارند و بیشتر از نوردهی اتاق را گرم می‌کنند و حتی در فصول گرم دردسر افزایش دمای وسایل سرمایشی و مصرف چندین برابری انرژی را هم به همراه دارند. مثلا می‌توانید لامپ‌های فلورسنت و LED را جایگزین لامپ‌های قدیمی بکنید.


پیشنهاد جالب دیگر این است که یک شب را در منزل به شب بدون چراغ و روشنایی با شمع اختصاص دهید، می‌توانید در این شب به فعالیت‌هایی بپردازید که نیاز به روشنایی کامل ندارد و علاوه‌بر این فضایی رمانتیک و رویایی را کنار خانواده‌تان سپری کنید.


یکی از مکان‌هایی که بیش از هرجای دیگر خانه در اتلاف انرژی موثر است آشپزخانه است. آشپزخانه‌ها معمولا پنجره‌ای رو به حیاط یا خیابان دارند که با باز گذاشتن آن در طول روز می‌توان با استفاده از روشنایی روز و هوای بیرون تا حدی در مصرف برق صرفه‌جویی کرد یا حتی می‌توان در فصول گرم سال به جای هواکش هنگام آشپزی گهگاهی پنجره را باز گذاشت البته این کار در زمستان می‌تواند باعث اتلاف انرژی هم بشود. هنگام آشپزی ظروف بزرگ را روی شعله‌های بزرگ و ظروف کوچک را روی شعله‌های کوچک بگذارید یا هنگامی که آب جوش می‌آید شعله را تا حد زیادی می‌توانید کم کنید و از مصرف بیش از حد گاز جلوگیری کنید. در فصول سرد سال هم هنگام آشپزی می‌توانید تا حدی درجه حرارت وسایل گرمایشی‌تان را کاهش دهید و از گرمای ایجاد شده از پخت و پز استفاده کنید. نکته دیگر اینکه به شعله اجاق گازتان هم توجه کنید که آبی بسوزد و در صورت هرگونه تغییر رنگ در شعله اجاق با یک فرد ماهر مشورت کنید؛ چرا که این مساله مصرف انرژی را افزایش می‌دهد.


دقت کنید که تمام وسایل و لوازمی که می‌خرید برچسب انرژی داشته باشد و در بهترین رده مصرف انرژی قرار داشته باشد.


درجه حرارت آبگرم کن تان را روی ۶۰ درجه یا کمتر تنظیم کنید و سعی کنید


حتی الامکان از آب داغ استفاده نکنید و هنگام استحمام هم شیر آب را یکسره باز نگذارید تا هم در مصرف گاز و هم در مصرف آب جلوگیری کرده باشید.


خرابی شیرهای آب و چکه کردن شان را جدی بگیرید و برخلاف تصور شما که شاید این قطرات کم تاثیر چندانی نداشته باشد تا حد زیادی آب به هدر خواهد رفت.


درزگیری پنجره‌ها، عایق‌بندی، تعمیرات دوره‌ای لوله‌های ساختمان و… هم به میزان قابل توجهی به صرفه‌جویی انرژی کمک خواهد کرد. راه حل دیگر این است که هنگامی که با بعضی لوازم برقی منزل کار نمی‌کنید آنها را از برق بکشید یا تا جایی که ممکن است از وسایل برقی چند منظوره استفاده کنید تا اینکه برای هر کدام از فعالیت‌هایتان یک وسیله جدا خریداری کنید.


درجه سردی یخچالتان را طوری تنظیم کنید که مصرف انرژی کمتر شود؛ ضمن اینکه این کار از فاسد شدن مواد غذایی هم جلوگیری می‌کند، چون سردی بیش از حد یخچال هم می‌تواند سبب خرابی غذاها و رشد باکتری‌ها شود. اگر یخچال شما برفک‌ساز است حتما ماهی یک بار آن را تمیز کنید، چون این امر هم تا حد قابل توجهی انرژی کاذب مصرف می‌کند.


کولر و مصرف برق


با توجه به اینکه بسیاری از مردم از اوایل خرداد ماه کولرها را راه می‌اندازند و هوا گرم می‌شود، کولر یکی از اصلی‌ترین منابع افزایش مصرف انرژی‌های آب و برق است. وسایل سرمایشی سهمی حدود ۲۶ درصد از کل مصرف برق بخش خانگی را به خود اختصاص می‌دهند و در شرایط آب و هوایی گرم‌تر این درصد بیشتر هم می‌شود.


کولرهای آبی نسبت به کولرهای گازی مصرف برق کمتری دارند و هزینه کمتری هم برای شما ایجاد می‌کنند. نحوه کانال کشی کولرها بسیار مهم است و درصورتی که کانال‌ها خارج از ساختمان باشند نیاز به عایق کاری و نصب سایبان هم دارند و به علت تابش آفتاب گرم می‌شوند و مصرف انرژی را در داخل ساختمان افزایش می‌دهند و هرچه مسیر کانال‌کشی پر پیچ و خم‌تر باشد فشار هوا بیشترافت خواهد کرد و برای جبران این افت فشار به مصرف انرژی بیشتری احتیاج دارد.


به‌طور کلی تعویض پوشال‌های کولر آب و سرویس آن پیش از شروع فصل گرما، کارکرد کولر را افزایش می‌دهد و از هدر رفتن سرما هم جلوگیری می‌شود.


کولرهای گازی هم یک کلید بادزن دارند که می‌توانید شب‌ها که هوا خنک‌تر است از آن استفاده کنید تا میزان مصرف انرژی دستگاه را کاهش دهید یا می‌توانید درجه حرارت کولر گازی را در طول روز روی اتوماتیک قرار دهید تا بعد از خنک کردن فضا به حد کافی به‌طور خودکار خاموش شود و پس از مدتی با گرم شدن هوا روشن شود.


بهترین درجه حرارت برای منزل در تابستان ۱۸ تا ۲۲ درجه است، بنابراین از سرد کردن بیش از حد منزل خودداری کنید.

[ad_2]

لینک منبع