درآمدزایی پایدار گردشگری برای شهرداری‌ها

[ad_1]

درآمدزایی پایدار گردشگری برای شهرداری ها

رشد سفرهای کوتاه مدت, مقاصد گردشگری مرتبط با آن را به یکی از اصلی ترین مراکز توریستی تبدیل کرده است


مهم‌ترین روش‌های کسب درآمد شهرداری‌ها، وابسته به «عوارض ناشی از ساخت و ساز و مواردی مانند آن» است. شهرداری‌ها با ادامه دادن همین راه و روش، با مشکلات و معضلات درآمدی مواجه خواهند شد. برای درآمدزایی پایدار، سرمایه‌گذاری در حوزه‌های مختلف و گردش مالی در حوزه‌های مختلف مناسب‌ترین راه حل است.


● یکی از حوزه‌هایی که «صندوق‌های سرمایه‌گذاری شهرداری‌ها» می‌توانند


بر اساس آن به کسب درآمد بپردازند، «حوزه توریسم و گردشگری» است. شناخت مناطق و جاذبه‌های گردشگری برای شهرنشینان جذابیت دارد. در سال‌های اخیر عدم اطمینان شهروندان نسبت به خدمات ارائه شده توسط شرکت‌های خصوصی و آژانس‌های گردشگری فضای نه چندان مناسبی را ایجاد کرده و شهرداری می‌تواند از این فرصت استفاده کند تا با استفاده از تجارب سایر کشورها در این زمینه، برنامه‌ریزی سفرهای کوتاه‌مدت درون شهری را تنظیم کند و به ارائه این نوع خدمات به شهروندان بپردازد.


اگر چه شهرداری تهران، طی دو سال اخیر در ایام نوروز بالاخص در مناطق ۱۲ و ۲۰ برنامه‌هایی برای برپایی تورهای نیم روزه و یک روزه داشته است، اما این نهاد دولتی با وجود برخورداری از منابع مالی، هنوز برای کسب درآمد به شکل پیگیر و جدی به بحث گردشگری توجه نکرده‌ است.


شهرداری مناطق ۲۲گانه تهران، با تشکیل کارگروه گردشگری در مناطق دارای پتانسیل گردشگری می‌توانند نسبت به برگزاری تورهای گردشگری، جشنواره‌ها، فستیوال‌ها، تبلیغات رسانه‌ای و غیره مزایای سرمایه‌گذاری در این زمینه را به عموم نشان دهند.


● تهرانی‌ها چه امکانات سفری دارند؟


رشد سفرهای کوتاه‌مدت، مقاصد گردشگری مرتبط با آن را به یکی از اصلی‌ترین مراکز گردشگری تبدیل کرده است. این مساله خود را در کاهش میانگین مدت سفر گردشگران در بیشتر مقاصد دنیا نشان داده است. با افزایش فشارهای کاری و کاهش اوقات فراغت، جست و جوی راهکاری برای کاهش استرس بیشتر شده است. تغییر سبک زندگی و الگوی گذران اوقات فراغت در سال‌های اخیر نشان می‌دهد که استقبال شهروندان تهرانی از تورهای نیم‌روزه و یک روزه درون شهری بالا است و آنها علاقه‌مند به شناخت مقاصد گردشگری شهر تهران هستند. مناطقی از شهر تهران را که دارای پتانسیل‌های گردشگری هستند می‌توان به سه گروه عمده تقسیم کرد:


– گروه اول شامل مناطقی هستند که به ارتفاعات شمالی تهران دسترسی داشته و فضایی برای کوهنوردی و گذران اوقات فراغت همراه با ورزش برای شهروندان فراهم کرده است که مناطق ۱، ۲، ۵ و ۲۲ را شامل می‌شوند؛ مانند ارتفاعات ولنجک، دارآباد، درکه


و کوهسار.


– گروه دوم شامل مناطقی هستند که دارای جاذبه‌های تاریخی بوده و فضای مناسبی را برای علاقه‌مندان به شناخت هویت تاریخی شهر تهران فراهم کرده است و مناطق ۱۲، ۲۰، ۱، ۱۱، ۱۳، ۶ و ۷ را شامل می‌شوند؛ مانند موزه‌ها، جاذبه‌های تاریخی تهران قدیم، شهر ری و آثار تاریخی ثبت شده قابل بازدید شهر تهران.


– گروه سوم شامل مناطقی هستند که دارای جاذبه‌های گردشگری انسان ساخت با قابلیت فرامنطقه‌ای هستند که مناطق ۲۲، ۲۱، ۵، ۴، ۶ و ۳ را شامل می‌شوند؛ مانند پارک‌های فرامنطقه‌ای بزرگی مانند ملت، جمشیدیه، پارک پرندگان، بوستان آبشار و دریاچه شهدای خلیج‌فارس.


در این میان، مناطقی که شامل ویژگی‌های فراتر از گروه خود باشد نیز وجود دارند؛ مانند منطقه یک که دارای ویژگی‌های هر سه گروه و منطقه ۲۲ که شامل ویژگی‌های گروه‌های اول و سوم است. همچنین جاذبه‌های گردشگری اطراف تهران را نیز می‌توان در یک دسته‌بندی دیگر بررسی کرد.


● شهرداری‌ها و برند گردشگری


برندینگ نیز مبحث مهمی است که در این زمینه شهرداری‌ها باید به آن توجه کنند. همان‌طور که شهرداری تهران با برنامه‌ریزی مناسب، روزنامه و فروشگاه خاصی را در اذهان عموم به خوبی ثبت کرده است، در این زمینه نیز می‌تواند صاحب برندی خاص باشد. صندوق سرمایه‌گذاری شهرداری تهران با حمایت از بخش خصوصی، تعدادی دفاتر گردشگری بالاخص در مناطق دارای پتانسیل گردشگری راه‌اندازی کرده و از آنجایی که اعتبار شهرداری تهران، پشتوانه این دفاتر است، می‌توانند موفق عمل کند. با توجه به آنکه دیگر پتانسیل‌های گردشگری در جهت توسعه بر هیچ‌کس پوشیده نیست، شایسته است شهرداری‌ها با نگاهی تخصصی‌تر و جدی‌تر به این قضیه بپردازند.


سمانه ستوده


کارشناس ارشد جغرافیا و برنامه‌ریزی شهری

[ad_2]

لینک منبع

قورباغه ات را قورت نده، صادر کن!

[ad_1]

قورباغه ات را قورت نده, صادر کن

پشت پرده این روزهای صادرات قورباغه


«دنیایی از فایده پشت هیبتی چندش آور». این تیتر یکی از مطالبی است که در فروم یک سایت تجاری درباره پرورش قورباغه آمده است اما آیا واقعا همینطور است که می گویند؟! گذشت آن زمانی که مثل قارچ ایران پر شد از شترمرغ. بازار شترمرغ ها اینقدر گرفت و آنها اینقدر مهم شدند که تا بازی در فیلم مجید مجیدی هم پیش رفتند اما چند سالی می شود که پرورش حیوانات غیرعادی مثل قورباغه، کروکودیل و زالو در کشور مد شده است. موجوداتی که مصرف داخلی ندارند و بیشتر به کار صادرات می آیند و خب به دنبال آن دلارهای نازنینی هستند که شاید با کمترین زحمت ریخته می شود توی جیب صادرکنندگان. این را از تعداد زیاد تبلیغات و وبلاگ هایی که با این موضوع توی اینترنت پیدا می شوند، می شود فهمید. اگر رد تبلیغات را بگیرید حتی به آدرس شرکتی در تهران می رسید که تمام امکانات یک دانشگاه دولتی را برای دانشجویانش فراهم می کند. چیزهایی از قبیل خوابگاه، استاد و … برای اینکه به شما یاد بدهد چطور قورباغه پرورش دهید. شرکتی که تنها ۴ قلم دی وی دی هایش را ۱۸۰ هزار تومان به شما می فروشد. در این گزارش گفتگوی ما را با جوانی می خوانید که تب پرورش قورباغه را گرفته و کسب و کار عجیبی برای خودش راه انداخته. او برای سه سال قورباغه صادر کرده و حالا اوضاع مالی اش از این رو به آن رو شده است.




پشت میزش صاف نشسته و انگشت هایش را در هم فرو کرده است. نور کم رمق آفتاب که بعد چند روز بارتش مداوم برف از پنجره به داخل می تابد، باعث شده شیشه عینکش مثل عینک استیو مک کوئین جلوی فلاش دوربین عکاس ها بدرخشد.




«برای انجام یک کار تجاری به استانبول سفر کردم. کارهایم را انجام داده بودم. چمدان هایم را بسته بودم که به فرودگاه بروم اما ناگهان از تهران تماس گرفتند و گفتند باید چند روز دیگر آنجا بمانی. برگشتم هتل. توی لابی هتل نشسته بودم و مشغول صحبت با بچه های شرکت بودم که یکی سلام کرد و روی مبل روبرویی نشست. و داستان از همین جا شروع شد. «آن آقای ایرانی که آن روز با هم آشنا شدیم، برای انجام کارهای صادرات قورباغه هایش به استانبول آمده بود. او آن موقع یک مزرعه کوچک در بابل داشت. من شم بیزنسم خیلی قوی است. توی همان صحبت چند دقیقه ای تمام اطلاعات را از او گرفتم و به محض آمدن به تهران چند تا از بچه ها را گذاشتم تا روی موضوع تحقیق و مطالعه کنند…»




تحقیقات زود به نتیجه رسید. اولین کاری که باید می کردند این بود که زمینی را در شمال گیر بیاورند. شمال به خاطر رطوبت خاصش بهترین جا برای پرورش قورباغه بود. «بالاخره با واسطه آشنایی که در انزلی داشتیم، زمین پیدا کردیم. زمین مرده ای که ۵ هزار متر بود و در کناره تالاب انزلی قرار داشت و به علت بالا آمدن آب تالاب انگ کار ما بود…»








می دانید که؟ قورباغه موجودی است دوزیست! و چنین لوکیشنی جان می دهد برای کرال پشت رفتن موجودات دوزیست. همه چیز آماده بود. آنها خیلی زود اولین سفارش را از یک شرکت ترکیه ای گرفتند. «طرف ترکیه خواسته بود که اولنمونه ها را ببیند و بعد قرارداد را نهایی کند. برای همین یک یونولیت پر از قورباغه برایشان هدیه بردم. فرودگاه این طرف که اصلا کاری نداشت اما توی فرودگاه استانبول وقتی قورباغه ها را دیدند گفتند «اینها باید برود سازمان دامپزشکی و بهداشت و این جور چیزها» این جوری چند هفته معطل می شدم. برای همین یکی از آنها را برداشتم و انداختم جلویش و گفتم «ببین مرده است.» و بعد برایشان توضیح دادم که قورباغه های مرده را برای چه بار زده ام و آورده ام. «و خب قورباغه مرده که نیازی به ویزیت شدن ندارد. همین هم شد که مامور فرودگاه مهر ترخیص را روی بسته های هدیه هادی زد.»




درست مثل ماهی تازه ای که از شمال می آوردند، قورباغه را وقتی بعد ۴۸ ساعت می اندازی تو سینک و آب گرم رویش می گیری، هنوز تکون می خوره، قورباغه ها را به هتل که بردم و روشون آب جوش گرفتم، انگار آدرنالین بهشون تزریق کرده باشی، زنده شدند و شروع کردند به جست و خیز …»




قورباغه موجود عجیبی است! آنها تا ۷۲ ساعت بعد از منجمد شدن می توانند زنده بمانند و این از مزایای خونسردی است. وقتی منجمدشان کنید انگار مرده اند اما در واقع زنده اند.




● قرارداد بسته شد!




«نوع قورباغه ای که به آنها نشان دادم قورباغه رانا بود که در تالاب انزلی زندگی می کرد. نمونه کار خودش را کرد. طرف ترکیه ای اینقدر به وجد آمده بود که بخش اعظمی از قرارداد را پیش پیش داد. «بعد برگشتن دوباره از ترکیه و با جدی شدن ماجرا تیم جوانی که هادی جمع کرده بود حسابی چسبیدند به کار». دور زمین را فنس کشیدیم که مار داخل قفس قورباغه ها نشود. دشمن اصلی قورباغه مار است و هر جا که قورباغه ها بیشتر باشند، مارها هم سر و کله شان پیدا می شود.»




حالا باید تا می توانستند قورباغه ها را چاق می کردندت و شمال به غیر از رطوبت پشه هم زیاد دارد و اگر به علوم دوم دبستان مراجعه کنید به یاد می آورید که این موجود جهنده از حشرات تغذیه می کند.» بالای زمین را توی تالاب پر از مهتابی کردیم. شب ها پشه ها جمع می شدند و قورباغه ها برای تغذیه می آمدند روی آب؛ البته از گیاهان و جلبک های کف تالاب هم تغذیه می کردند. یک کیوسک نگهبانی هم بغل زمین گذاشته بودیم تا مواظب زمین باشند. «آنها هر روز صبح با قایق توی زمین چرخ می زدند و قورباغه چاق صید می کردند. قورباغه چاق یعنی موجودی که وزنش به ۲۵۰ گرم رسیده باشد. آنها بعد شکار شدن توی سردخانه دپو می شدند تا به مقدار کافی برسند برای صادرات.» بعد از روزهای اول دیگر وزن قورباغه ها دست کارگرها آمده بود و آنها با گرفتن قورباغه توی دستشان می فهمیدند وقت شکار رسیده است یا نه…




● دیگر نصرفید




چند توصیه اخلاقی – حرفه ای از یک پرورش دهنده قورباغه: «شما برای شروع راه اندازی کار احتیاج به قورباغه مولد دارید. همچنین اگر به فکر منابعی برای تغذیه قورباغه هایتان نباشید، بازدهی اقتصادی آن بسیار پایین می آید. متاسفانه خیلی ها فکر می کنند اگر توی جوب بگردند و قورباغه شکار کنند می توانند آن را صادر کنند؛ در حالی که این کار هم مثل هر کار دیگری یکسری استاندارد مخصوص خودش را دارد.»




حالا خاطره ای از همان پرورش دهنده: «یک بار که سفری به ترکیه داشتم به یک روستا رفتم. مردم بیکار و قورباغه فراوان! آنها در روستا اطلاعتیه زده بودند هر کسی قورباغه زنده به مزرعه بدهد، به اازای هر کدام فلان قدر میدهند. بعد آنها را می ریختند توی استخرهای مخصوص پرورش و قورباغه کشی راه می انداختند که بیا و ببین! اینجوری مزرعه شان بزرگ و بزرگتر می شد.»




هادی همین ایده را در شمال پیاده کرد: «قرار شد بعد از تمام شدن قورباغه های زمین از مردم منطقه قورباغه ها را دانه ای ۱۰۰ تا ۲۰۰ تومان بخریم و از آنها بخواهیم آنها را در مزرعه رهاسازی کنند. کار به آنجا نرسید. قیمت دلار ناگهان رفت بالا و دیگر این کار صرف اقتصادی نداشت. به دردسرهایش نمی ارزید. صاحب زمین از من خواست که کار را ادامه دهم اما من قبول نکردم چون من همه کارهای مرتبط به صادرات و قراردادها با مشتریان را انجام می دادم و آنها هم دیگر حاضر به ادامه همکاری نبودند.»




● اسمم را چاپ نکنید




یک اصل اقتصادی هست که می گوید مهمترین نکته در پرورش و صادرات قورباغه این است که بتواندی آن ور آب مشتری خود را پیدا کنید وگرنه بیزنس شما هیچ سودی به شما نمی رساند. طبیعی هم هست. اینجا که کسی قورباغه نمی خورد! قرارداد ما اینطوری بود که محموله هایمان را در فرودگاه امام تحویل می دادیم. بسته بندی هر کیلو قورباغه برای ما قبل گران شدن ارز ۷۰ دلار تمام می شد که چهار دلارش سود خالص بود. طرف ترک هم هر کیلو را ۲۵ دلار می فروخت. بدون اینکه قورباغه هایی که از ما می گرفت را فرآوری کند. قطعا برای آنها سود زیادی داشت. بعد از گران شدن دلار طبق برآوردی که من کردم، اگر بابت هر کیلو طرف ترک ۱۴ دلار به ما می داد، باز هم ما این کار را ادامه می دادیم اما طرفمان قبول نکرد. ما هم کار را متوقف کردیم و سراغ بیزنس های دیگرمان رفتیم.




صحبت های ما با آقای بیزنس من وقتی تمام می شود که نور کم رمق آفتاب رفته و شیشه عینک فتوکرومیکش بی رنگ شده. حالا چشم هایش از پشت شیشه ها پیداست. چشم هایی که هنوز هم وقتی از پول حرف می زنند، برق دارند. برای رفتن عجله دارد. می گوید در حال نوشتن طرحی برای سایت جدید شرکتش است. به طعنه می گویم: می شود از اسم واقعی ات برای گزارش استفاده کنم؟ می خندد. سرش را به نشانه نه می دهد بالا و می گوید: «یه اسمی خودت پیدا کن و بزن.»




– مثلا؟




– آقای هادی – الف چطوره؟»




– عالیه.»




چطور به یک پرورشگر خوب تبدیل شویم؟




محدودیت های قورباغه!




اگر با خواندن این مطالب شم اقتصادی تان گل کرده است و لامپ بالای سرتان روشن شده، کمی دست نگه دارید و نور لامپ بالای سرتان را کم کنید؛ چرا که پرورش قورباغه به این سادگی ها هم نیست و دردسرهای خاص خودش را دارد. اگر با کلیدواژه های «قورباغه، پرورش» جستجوی مختصری در اینترنت داشته باشید، متوجه می شوید که برای موفقیت در این کار علاوه بر حضور مرد کهن باید به گاو نر نیز مجهز باشید.




متخصصان امر معتقدند که سختی کار به قدری است که بدون حضور در کلاس و پچ خوردن از دبیر مربوطه نمی توان به یک پرورشگر! خوب تبدیل شد. این سختی کار باعث شده است که قدیمی ترها تجربیاتشان را در غالب کلاس های آموزشی به آماتورها بفروشند و حسابی اسم در کنند.




اساتید حسابی هم کار را جدی گرفته اند و برای دوره هایشان سرفصل تعیین کرده اند. سرفصل ها هم تنوع خوبی دارند و هم از اسامی دهان پرکنی بهره می برند تا هم بدانید که باید مورفولوژی را بلد باشید و هم اینکه خیالتان راحت باشد که پولتان را جای بدی سرمایه گذاری نکرده اید و با فراغ بال بیشتری ۲۵۰ هزار تومان را جهت شرکت در جلسات به حساب واریز کنید. مطالب آموزشی یکی از این دوره ها بدون دستکاری در زیر موجود است:








– شناسایی و ارائه صفحات کلیدی




– هدف از پرورش قورباغه




– اهمیت قورباغه در طبیعت و اقتصاد




– مزایا و محدودیت های قورباغه نسبت به سایر دوزیستان




– انواع روش های پرورش




– زیستگاه ها




– رشد و نمو




– آفات و بیماری های قورباغه۸




– توجیه اقتصادی طرح




– مجوزهای لازم جهت احداث فارم (مزرعه) پرورش




قورباغه در چه کشورهایی مشتری دارد؟




● دوزیست لای نان!




ماجرا ساده و سرراست است، یک کشاورز ویتنامی با چند تخم قورباغه میلیاردر شد. مرد یک روز تصمیم می گیرد قورباغه پرورش دهد و با چند تخم قورباغه دست به کار می شود و در مدت نسبتا کوتاهی به سرمایه ای کلان دست پیدا می کند، به طوری که در ماه اول درآمدش ۲۵۰ هزار دلار بوده است. مرد ویتنامی که با حمایت همسرش به این سود کلان دست پیدا کرده است، علت موفقیت خود را شناخت عادت های قورباغه ها اعلام کرده است و به زبان خودشان «هر چیز که خوار آید روزی به کار آید» را سرلوحه کارش قرار داده است.




این تنها یک مورد از تجارت های جهانی قورباغه است. اوضاع در آن سوری آب ها در رابطه با این دوزیست سبزرنگ با اینجا تومنی صنار توفیر دارد. قورباغه بیشتر در کشورهای آسیای شرقی مثل مالزی به صورت گسترده پرورش داده می شود و به اروپا و آمریکا صادر می شوند.




آمریکا بزرگترین واردکننده و صادرکننده قورباغه در جهان است. در آمریکا بیشتر از گوشت قورباغه استفاده می کنند و در اروپا از ران های این حیوان برای خوراکی استفاده می شود؛ ران هایی که معمولا گوشت زیادی به خود ندارند. علاوه بر مصرف خوراکی، پوست این حیوان در صنعت چرم سازی استفاده می شود که از چرم های مرغوب است.




● اسلام چه می گوید؟




خرید و فروش و صادرات قورباغه از نظر شرعی هم ایرادی ندارد و مراجع تقلید فروش و صادرات آن را بلا اشکال دانسته اند، مگر اینکه به عنوان خوراکی فروخته شود.




آیت الله العظمی سیستانی




صادر کردن آن به ممالک کافره مانعی ندارد.




دفتر حضرت آیت الله العظمی صافی گلپایگانی (مد ظله العالی):




خرید و فروش قورباغه ولو به غیرمسلمان برای خوردن جایز نیست ولی جلبک ظاهرا اشکالی ندارد و الله العالم.




دفتر حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی (مد ظله العالی):




اشکال ندارد.

[ad_2]

لینک منبع

صنعت گردشگری؛ مغفول در نظام اقتصادی ایران

[ad_1]

صنعت گردشگری مغفول در نظام اقتصادی ایران

بیش از سه میلیون نفر از مردم برای سیاحت و زیارت با قریب به ۵ میلیارد دلار از کشور خارج می شوند و این نشان دهنده یک تراز منفی است


در نظام اقتصادی، صنعت گردشگری در بخش خدمات تعریف می‌شود اما توسعه و تولید ثروت از این زیرمجموعه بخش خدمات، نیاز به مهندسی مطلوب داشته تا از منابع ملی بیشترین بهره را نصیب درآمد‌های ملی کند. در جهان امروز مهندسی این زیر مجموعه خود تبدیل به یک بخش اقتصادی قابل‌توجه شده، به نحوی‌که درآمدهای حاصل از گردشگری از اهمیت ویژه‌ای برخوردار شده و در افزایش درآمدهای ملی جنبه استراتژیک پیدا کرده است. اگر به صنعت گردشگری به‌عنوان یک فعالیت اقتصادی نگاه شود، تراز تجاری کشور ما از این صنعت منفی خواهد بود. ما نه‌تنها از این منابع غنی ملی و مذهبی بهره‌ای نمی‌بریم، بلکه دیگر کشورهای مختلف جهان از درآمدهای ملی ما سهم قابل‌توجهی را برای خود به‌وجود آورد‌ه‌اند.




● سازمان فرهنگی یا سازمان سیاسی؟!


هدف در این یادداشت، نگاه و توجه چالشی به این صنعت نیست، هر چند مشکلات عمده ما در این صنعت به دولت‌ها و منابع سیاسی برنمی‌گردد، اما محدودیت‌ها و فضاهای ناشی از اعمال سیاست‌های خارجی بی‌شک نقش قابل توجهی دارد. بسیاری از منتقدان خود می‌دانند این امر نه ریشه در مثلا نوشیدنی‌های الکلی دارد و نه توجیهات مربوط به دیگر نیاز‌ها؛ و دور از ذهن نیست که چنانچه این مشکلات به موارد مذکور منتسب شود، قصد، توجیه ضعف در ایجاد ساختارهای مناسب در فرصت‌سازی این صنعت است. ساختارهای نامناسب در این صنعت، تعدد مراکز تصمیم‌سازی و مراکز اجرایی در حوزه گردشگری، برداشت‌های مختلف در مفاهیم فنی و اصطلاحات که موجب تفکیک و تمایز حتی در حوزه‌های سازمانی شده است، عوامل مهمی در عدم شکل‌گیری این صنعت به‌صورت یکپارچه و توجه به ضرورت برنامه‌ریزی اساسی در این بخش است.


سوالی که همواره بدون جواب مانده این است که تا چه زمانی باید این منابع همچون منابع انسانی بدون بهره بماند؟ در دولت نهم و دهم که سازمان میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی به‌عنوان ارگان مدیریت این منابع بود صرفا انفعالی عمل شد و بیشتر پایگاه فضاهای سیاسی بود. دولت یازدهم نیز از این خصوصیات بی‌بهره نماند؛ ‌در بدو امر، یکی از مهم‌ترین افراد سیاسی و تشکیلاتی را در راس این سازمان قرار داد و ظرف مدت ۶ ماه تغییرات مدیریتی قابل توجهی را نیز در پی داشت، اما آنچه نصیب صنعت گردشگری نشد تحول بود. رویکرد سیاسی به این سازمان و انتخاب مدیران سیاسی کماکان موجب آسیب بوده و قطعا نمی‌تواند حاکی از تدبیر باشد و حتی امیدها را کمرنگ می‌کند.


● گردشگری مذهبی،صادرات یا واردات؟!


گردشگر همان‌گونه که در مبانی دینی و قرآن مجید به آن اشاره شده است رویکردی معرفتی، اخلاقی، ‌تاریخی و اقتصادی دارد و هر یک از موارد مذکور می‌تواند موجب رشد و تعالی جامعه در حوزه امور اجتماعی و اقتصادی گردد. ‌به همین دلیل لزوم وجود یک سازمان برای سیاست‌گذاری کلان و بهره‌مندی از آن احساس می‌شود. تفکیک این صنعت از موضوعات گردشگری دینی، زیارتی و امثال آن نگاه واحد و سازمانی را از این مقوله پدید می‌آورد و عاملی برای توزیع نامناسب منابع ملی در حوزه پولی و مالی و عدم بهره‌گیری از برنامه‌های متقابل اقتصادی است که حاصل آن فقدان تراز تجاری صنعت گردشگری در ابعاد مختلف آن است.


توسعه روابط گردشگری متقابل که لازمه بهره‌مندی اقتصادی از این صنعت است، ‌باید رویکردی برد- برد داشته باشد؛ در غیراین‌صورت نوعی خروج منابع پولی است که اگر جنبه‌های مالی آن مورد ارزیابی قرار نگیرد، قطعا فضایی یک بعدی را در روابط اقتصادی به وجود می‌آورد. این در نفی زیارت و بهره‌مندی از فضای معنوی عتبات عالیات یا حج نیست، اما روابط یک‌جانبه که در تعالی فردی موثر باشد و در رشد توسعه و تعالی جمعی فاقد نقش قابل توجه، شاید شایسته نباشد. در رویکرد فعلی فعالیت گردشگری علاوه‌بر خروج مقدار قابل توجهی ارز از کشور نمی‌توان منکر عدم تاثیرپذیری مردم کشورمان در مواجهه با پدیده‌های مختلف اجتماعی و اقتصادی کشورهای مورد بازدید و سفر باشیم، از این رو همواره در نقد چگونگی مدیریت اجرایی نگاه چالشی و نقادانه اقشار بسیاری از هموطنان متوجه بهره‌گیری غلط و ناصواب از اندوخته سفرهای خارجی و حتی زیارتی است. یک بعدی شدن فعالیت توریسم در کشور که عمدتا فضای بهره‌مندی از سفرهای زیارتی است، نظام خدمات گردشگری را محدود و متوجه اماکن زیارتی کرده و ناخواسته امکانات بخش خصوصی و دولتی متوجه ارائه خدمات در این بخش شده است؛ خروج بیش از سه میلیون نفر از مردم کشور برای گردش و زیارت و خروج قریب به ۵ میلیارد دلار به طور مستقیم از کشور نتیجه چنین اقداماتی است. چنانچه مقادیر خروج ارز غیرمستقیم نیز بر این مقدار افزوده شود، می‌توان اذعان کرد چراغی که به خانه روا است، ‌خانه افرادی را روشن می‌کند که از ما و اعتقادات ما دل خوشی ندارند بنابراین دور از انصاف است که در این خصوص تغییر رویکردی به‌وجود نیاید.


● برون‌سپاری تورهای زیارتی


در حوزه حج و زیارت، فعالیت‌های حج و زیارت عتبات به دو شرکت خاص سپرده شده است که در قالب قرارداد کارگزاری، انتظارات سازمان حج را برآورده می‌سازند. اگرچه برخی معتقدند که این فضا و امکانات به‌صورت انحصاری در اختیار این دو شرکت قرار دارد، اما به جرات می‌توان اذعان داشت که یکی از دلایل موفقیت سازمان حج و زیارت در برون‌سپاری این فعالیت‌ها با نظارت بر شرایط هزینه‌ای است. تجربه سازمان حج و زیارت اگرچه پربها است اما نیازمند دادن اختیارات بیشتر در فضاهای گردشگری است. هر چند در حال حاضر بیش از دو هزار واحد زیارتی خصوصی به‌عنوان عوامل اجرایی آنان فعال هستند اما نظارت سازمان حج در امور اجرایی و برنامه‌ای موجب محدودیت‌هایی شده که توان و پتانسیل موجود را که می‌تواند با انتقال تجارب، دیگر بخش‌ها را فعال کند، در فضای بسته‌ای قراردهد.


با تغییرات مدیریتی در سازمان حج، چنانچه تغییر رویکرد صورت پذیرد، قطعا می‌توان امیدوار بود که با برنامه‌ریزی درازمدت شرکت‌های کارگزاری بتوانند در بخش‌های مختلف گردشگری اعم از داخلی یا خارجی، ‌زیارتی یا سیاحتی، ‌تجاری یا پژوهشی و تحقیقاتی و درمانی، تور برگزار کرده و از این فضا، نه‌تنها ارزی از کشور خارج نشود بلکه درآمدهای ارزی حاصل از گردشگری قابل مقایسه در تراز هزینه و درآمد، در شاخص‌های اقتصاد در حوزه صنعت گردشگری باشند.


دکتر سید حسین قاسمی

[ad_2]

لینک منبع