از وضعیت موجود تا وضعیت مطلوب صنعت فرش دستباف ایران

[ad_1]

از وضعیت موجود تا وضعیت مطلوب صنعت فرش دستباف ایران

صنعت فرش دستباف ایران اگر امروز به جایی رسیده است که برخی از دست اندر کاران اعتقاد دارند وارد مرحله بحران شده به واقع ناشی از چیست و با کدامین محک و معیار و استاندارد, فرش را در آستانه بحران و یا در نقطه بحرانی می دانیم


صنعت فرش دستباف ایران اگر امروز به جایی رسیده است که برخی از دست‌اندر کاران اعتقاد دارند وارد مرحله بحران شده به واقع ناشی از چیست؟ و با کدامین محک و معیار و استاندارد، فرش را در آستانه بحران و یا در نقطه بحرانی می‌دانیم؟




این سوالی است که هریک از فعالان فرش دستباف ایران پاسخی به نسبت تجربه خودشان برای آن دارند. اما آیا صنعت فرش دستباف ایران به واقع شرایط بدی را دارد؟ آیا نرخ تولید و صادرات فرش دستباف به حدی رسیده است که ادامه این روند به بحرانی جدی در این صنعت تبدیل ‌شود یا به قول برخی این صنعت هم اکنون در بحران به سر می‌برد؟ آیا کسی از مسئولین هست که وضعیت امروز صنعت فرش دستباف ایران را مطلوب ارزیابی کند؟


به هرحال می‌بایست استانداردی برای شرایط مطلوب در نظر بگیریم تا بتوانیم ارزیابی درستی از وضعیت اکنون صنعت فرش دستباف ایران داشته ‌باشیم. این استانداردها می‌توانند تجربه گذشته، عملکرد رقبا، اهداف از پیش تعیین شده یا ترکیبی از این سه عامل باشند.


عموماً وقتی پای صحبت اهالی صنعت فرش و آن‌هایی که چند دهه نسل در نسل مشغول تولید و تجارت فرش بوده‌اند می‌نشینیم با دیدی حسرت وار از تجربیات خوش گذشته خود می‌گویند که حکایت از آمار و ارقام بالای تولید و تجارت دارد و اکنون به درصد ناچیزی از آن ارقام در تولید و تجارت فرش بسنده کرده‌اند. لذا با استناد به تجربه گذشته خود وضعیت کنونی فرش را مساعد نمی‌بینند و حتی آن را وخیم و بحرانی ارزیابی می‌کنند.


برخی هم که هنوز در جریان تولید و تجارت فرش حرف‌های زیادی برای گفتن دارند و نمایشگاه‌های داخلی و خارجی متعددی را تجربه کرده‌اند از نکته دیگری پرده بر می‌دارند. مثلاً می‌گویند بیست سال پیش در بازار جهانی فرش و نمایشگاه‌های خارجی، فرش‌های ایرانی و فروشندگان آن به حدی فراوان بودند که سایر کشورهای شرکت کننده همیشه در اقلیت مطلق بودند و سهم ایران بسیار بیشتر از سایرین بود؛ اما در حال حاضر با نگاهی به بازارها و نمایشگاه‌های مختلف و متنوع خارجی همان‌ها رشد قابل ملاحظه‌ای داشته‌اند که اگر با همین آهنگ به رشد خود ادامه دهند دیری نمی‌پاید که فرش ایران به کنجی از بازار جهانی فرش دستباف رانده خواهد شد!


اما با تمام این تفاسیر، در خصوص صنعت فرش دستباف که دستخوش تغییرات و مناسبات مختلف داخلی و خارجی اعم از تجاری، فرهنگی، سیاسی، اجتماعی و … است تجربه گذشته یا عملکرد رقبا به تنهایی نمی‌تواند ملاک معتبری برای سنجش وضعیت مطلوب صنعت فرش دستباف ایران باشد.


نیک می‌دانیم که شرایط اجتماعی جامعه ایران نسبت به چند دهه قبل تفاوت‌های چشمگیری داشته که در بدنه تولید صنعت فرش دستباف تاثیرات بسیاری داشته است که غالباً نیز از حیطه کنترل عوامل تولید خارج بوده. عواملی نظیر: ارتقاء سطح دانش عمومی جامعه، تغییر درصد فراوانی جوامع روستایی و شهری به نفع زندگی شهری، تغییر جنسیتی افراد شاغل در خارج از خانه با افزایش سهم زنان، تغییر ملاک‌های رفاه اجتماعی و … همگی عواملی بودند که خارج از کنترل به فرایند تولید فرش دستباف در داخل ایران نه تنها کمکی نکردند و گاهی هم بسیار به ضرر این صنعت تمام شده اند.


از طرفی عوامل خارجی و شرایط خاص سیاسی و انواع تحریم‌ها که در چند ساله اخیر بر بسیاری از کالاهای اقتصادی ایران سایه افکنده عوامل تولید و مسئولین فرش ایران را در وضعیتی غیر قابل پیش‌بینی و کنترل مستقیم قرار داده که با توجه به سهم بالای فرش دستباف از تجارت خارجی ایران این کالا بیشتر از سایر کالاها متضرر این جریان شده است. لذا بازده بازار فعلی فرش با فرض مشابهت سایر شرایط با سالیان گذشته رقمی محدودتر خواهد بود و این چیزی نیست که در کنترل عوامل و تصمیم‌گیران جزء و کلان صنعت فرش دستباف ایران در کوتاه مدت باشد.


در مورد رقبای ایران در حوزه صنعت فرش دستباف نیز علیرغم این‌که می‌بایست از تجربیات آن‌ها در تجارت بهره بگیریم و عوامل پیشرفت آنان را در این سال‌ها مدنظر قرار دهیم باید این نکته را هم بدانیم که شرایط کار در ایران و کشورهای رقیب در حالتی مساوی نیست و قیمت تمام شده فرش‌ کشورهای رقیب به نحو قابل توجهی پایین‌تر از فرش‌های ایرانی است که این عامل با توجه به بحران‌های اقتصادی در کشورهای هدف صادراتی فرش عاملی تعیین کننده در گرایش مصرف کنندگان به فرش‌های کشورهای رقیب بدل می‌شود.


تنها عاملی که می‌بایست هوشمندانه و با درک تمامی این مسائل و با ژرف نگری و دور اندیشی مدیران، وضعیت مطلوب را بر اساس آن ترسیم نمود، اهداف از پیش تعیین شده است. این اهداف باید توسط مدیران ارشد صنعت فرش و با درک صحیح از شرایط و با نگاهی آینده نگر ضمن تدبیر برای محدودیت‌ها آن‌ها را طوری در نظر بگیرند و اهداف را به گونه‌ای تعریف کنند که اولاً در حد رویا و دور از دسترس نباشند و ثانیاً برای دستیابی به آن از منابع و عوامل دراختیار و قابل کنترل نهایت بهره و استفاده را ببرند نه منابعی که دخل و تصرف مدیران و عوامل تولید در آن‌ها تقریباً محال است. یعنی بر روی داشته‌ها و توانایی‌هایمان تصمیم بگیریم نه از روی چیزهایی که می‌خواهیم داشته باشیم.


با این توضیح وقتی به اهداف تعیین شده مدیران ارشد صنعت فرش می‌نگریم می‌بینیم باز جریان فرقی نکرده و گویا با این اهداف به بحران موجود دامن زده‌ایم. چون اهداف بدون توجه به منابع و شرایط و سایر عوامل تأثیر گذار که در اختیار و خارج از اختیار مسئولین و عوامل تولید و تجارت فرش است مشخص شده‌اند. لذا پر واضح است که با این رویکرد و این گونه هدف گذاری نه تنها شرایط بهتر نمی‌شود بلکه کمک می‌کنیم بوق‌های رسانه‌ای در بحران سازی برای صنعت فرش بلندتر ‌شود.


به هر ترتیب اگر بازار جهانی فرش و سهم ایران در این بازار و نوسانات شدیدی که بر کل صنعت ایران به دلیل نامهربانی‌های سیاست‌ کشورهای غربی حاکم است را در نظر آوریم می‌توانیم به این نکته ظریف برسیم که علیرغم این شرایط سخت و بحرانی، صنعت فرش دستباف نسبت به سایر بخش‌های صنعت منعطف‌تر ظاهر شده و در صورت رفع این عوامل محدود کننده که برای مرتفع شدن آن باید تلاش کنیم می‌توانیم طلوع اقتصادی دیگری این بار از پس محدودیت‌ها را برای صنعت دیرپای فرش دستباف ایران به نظاره بنشینیم.


سیدمحمدمهدی میرزاامینی


دانشجوی کارشناسی ارشد اقتصاد و مدیریت فرش

[ad_2]

لینک منبع

از هبــوط آدم تا امــروز

[ad_1]

از هبــوط آدم تا امــروز

مروری بر تاریخچه پسته


“چون آدم از بهشت بیرون شد، مشتی گندم و سی شاخه از درختان بهشت همراه داشت که از آن ده میوه پوست‌دار بود؛ بادام، فندق و پسته و… “.




این روایتی است که مسعودی، مورخ و جهانگرد قرن چهارم هجری قمری، در کتاب “مروج الذهب و معادن الجواهر” در باره پیدایش پسته در کره زمین آورده است و این از سابقه طولانی وجود این محصول حکایت می‌کند.


اما به گواه متون تاریخی؛ پسته کلمه‌ای ایرانی است که واژه‌ای صوتی بوده با عنوان “پیستک” و اولین بار توسط ایرانیان مستقر در نواحی جنگلی و رویشگاه‌های طبیعی درختان پسته از صدای شکستن دانه‌های این میوه تداعی و اتخاذ شده است.


نام این درخت در پارسی قدیم “پیستاکا” و در پارسی میانه یا پهلوی، “پیستاک”بوده که در فارسی متاخر پسته تلفظ شده است.




● رویشگاه پسته


درباره محل پیدایش پسته، منابع مختلف نظرهای گوناگون بیان می‌کنند؛ یک نویسنده فرانسوی آن را بومی ایران، عربستان و سوریه دانسته است.


دانشنامه “بریتانیکا” پسته را بومی ایران می‌داند. دانشنامه “امریکانا” اما رویشگاه این محصول را از آسیای غربی می ‌داند. “لاروس” آن را به آسیای صغیر نسبت داده و در کتاب دانشنامه فارسی، خاورمیانه و نواحی مدیترانه و در کتاب المنجد از ترکستان به عنوان زادگاه پسته یاد کرده‌اند.


در ایران اما، به عنوان یکی از رویشگاه‌های قدیمی پسته، در نقاط مختلف، این محصول مورد کشت و پرورش قرار می‌گرفته است. جنگل‌های وحشی و خودروی پسته در ناحیه شمال شرقی کشور و نواحی هم مرز با ترکمنستان و افغانستان پیشینه‎ای باستانی دارد و تصور می‎رود که درخت پسته حدود ۴-۳ هزار سال قبل در ایران اهلی شده و مورد کشت و کار قرار گرفته است.


به گفته «برتولد لوفر» ایران‌شناس آمریکایی که کتابی درباره ایران در سال ۱۹۲۶ منتشر کرده، پسته از ادوار باستان در زندگی ایرانیان اهمیت بسیار داشته و لفظ پسته در زبان‌های یونانی، لاتین و سایر زبان‌های اروپایی از نام پسته ایرانی گرفته شده است.


در همین حال، سبزوار و سرخس را از قدیمی‌‌ترین مناطق کشت پسته می‎دانند. سابقه کشت پسته در دامغان، سمنان و قزوین را هم به قرن هفتم هجری و در استان کرمان به قرن دوازدهم هجری نسبت می‎دهند. کشت پسته در سایر نقاط ایران هم سابقه‌ای ۱۵۰ تا۲۰۰ ساله دارد.




● پیشینه تناول پسته


در متون کهن، از ایرانیان به عنوان قومی پسته‌خوار یاد شده است و این صفت معمولا برای ستودن نیرومندی و شجاعت آنها به کار می‌رفته است.


«فردیناند یوستی» شرق شناس آلمانی می‌گوید: مصرف پسته در ایران از دیرباز معمول بوده و گفته‌اند ازدهاک (ضحاک)، ایرانی‌ها را پسته خوار نامیده است.


«برتولد لوفر» نیز در این باره گفته است: جوانان ایرانی، چگونگی تحمل گرما و سرما و باران، گذشتن از سیلاب‌ها و خشک نگهداشتن لباس و سلاح، چرانیدن حیوانات، بیدارماندن در شبها و نگهبانی دادن در فضای باز، سدجوع کردن با میوه‌های وحشی مانند پسته، بلوط و گلابی را فرا می‌گیرند. او افزوده است: ایرانیان برای اقوام سرزمین‌های باستانی پسته‌خوار به نظر می‌آمدند. چون هنگامی که ازدهاک به شکست مردمان خود از لشکریان کوروش نظر افکند، فریاد زد: وای که این ایرانیان پسته‌خوار چقدر شجاعند.

[ad_2]

لینک منبع

نگاهی به تحولات صنعت و بازار جهانی پسته

[ad_1]

نگاهی به تحولات صنعت و بازار جهانی پسته

کاشت باغات جدید پسته در ایالت کالیفرنیا و اخیراً در ایالت آریزونا که بیش از پیش در حال توسعه بوده و تولید پسته آمریکا در حال پیشی گرفتن از تولید پسته ایران می باشد


در چند سال اخیر، دو واقعه تأثیر به سزایی در بازار جهانی پسته داشته و اثرات آن بر بازار پسته ایران سایه افکنده است:


۱. کاشت باغات جدید پسته در ایالت کالیفرنیا و اخیراً در ایالت آریزونا که بیش از پیش در حال توسعه بوده و تولید پسته آمریکا در حال پیشی گرفتن از تولید پسته ایران می باشد.






حدود ۷۰ درصد این تولید روز افزون، تحت کنترل یا نفوذ یک شرکت به نام پارامونت قرار دارد. این شرکت، پسته را تولید، برداشت، فرآوری، برشته، بسته بندی و در فروشگاههای سراسر جهان تحت نام خود عرضه می نماید. در کنار این فعالیت، که تمام زنجیره ارزش را شامل است، شرکت پارامونت اقدام به خرید پسته تر از سایر باغداران، فرآوری آن و صادرات پسته خام فله نیز می نماید. این بخش از خرید که قریب ۳۰ درصد از تولید پسته آمریکا را تشکیل می دهد، در قیمت های بالا صورت گرفته و مانع آن می شود که سایر فرآوری کنندگان و صادرکنندگان بتوانند پسته را به قیمت ارزانتر از پارامونت عرضه کنند.


۲. بازار جهانی پسته، به خاطر رشد بی سابقه اقتصادی در کشورهای پرجمعیت در حال توسعه نظیر چین، روسیه، خاورمیانه، هند و آسیای میانه که همگی به خاطر سابقه ارتباط فرهنگی با ایران دارای شناخت تاریخی از پسته می باشند، شدیداً در حال رشد بوده و علائم پیشی گرفتن تقاضا بر عرضه کاملاً مشهود است. نباید فراموش کرد که افزایش عرضه در مقوله پسته، مستلزم یک فرآیند برنامه ریزی و سرمایه گذاری پانزده تا بیست ساله می باشد؛ در حالیکه مصرف در این بازارها سالانه در حال افزایش است.


دلیل بر این مدعا، وضعیت تولید و مصرف در محصول در سال ۱۳۸۹ می باشد که با وجود تولید جهانی بی سابقه بیش از ششصد هزار تن محصول در این سال، قیمت پسته در بالاترین حد رکورد تاریخی بوده و در سه ماهه آخر مانده به برداشت محصول ۱۳۹۰ ، بازار با کمبود عرضه و افزایش قیمت مضاعف روبرو بوده است. همچنین، محصول بی نظیر ایران در سال ۱۳۸۶ که متجاوز از دویست و هشتاد هزار تن بود، طی همان سال محصولی مصرف شد و قبل از آغاز سال محصولی بعد، بازار با افزایش قیمت روبرو گشت. دو عامل تأثیرگذار فوق یعنی از یک سو اهمیت آمریکا در تولید جهانی پسته و هدایت این تولید توسط یک شرکت عظیم و معتبر و از سوی دیگر افزایش روز افزون مصرف و قیمت جهانی پسته، باعث سودآوری عظیم صنعت پسته آمریکا و بالاخص شرکت پارامونت گشته است. متأسفانه، علیرغم افزایش قیمت جهانی پسته، باغداران کشورمان به دلیل وجود بیماری هلندی در اقتصاد ایران و کاهش بهره وری باغات پسته کشور، نتوانسته اند روند سوددهی خود را پا به پای باغداران پسته کالیفرنیا حفظ کنند. در حال حاضر، این واقعیت در کنار سودآوری بی نظیر شرکت پارامونت، آن را به تأثیر گذارترین نهاد در صنعت و بازار جهانی پسته تبدیل کرده است. لازم است به این پدیده جدید و روند تأثیر آن بر بازار پسته ایران در مقطع فعلی و دوره های پیشِ رو، توجه ویژه گردد. روند سیاستگذاری کنونی شرکت پارامونت و تغییرات احتمالی آن در آینده می تواند در دو دوره مختلف مورد موشکافی قرار گیرد:


۱. دوره فعلی که به نظر می رسد دست کم یک دهه به طول انجامد، مرحله فزونی تقاضا بر عرضه در بازار جهانی می باشد. در این مرحله به خاطر کاهش محصول استان کرمان و حداکثر جبران این کمبود در استانهای پسته خیز دیگر کشور، تولید ایران بین دویست هزار تا سیصد هزار تن در سال در نوسان خواهد بود. در این مرحله، قیمت های بالای جهانی پسته فضا را برای گسترش فعالیت شرکت پارامونت مهیا نموده و این شرکت به خاطر دستیابی به حداکثر سود می تواند قسمتی از درآمد هنگفت خود را صرف سرمایه گذاری و تبلیغ در کشورهای مصرف کننده و توسعه مصرف بنماید. این پدیده، طی سه سال اخیر در حال وقوع بوده و منجر به باز شدن و توسعه بازارهای جدید پسته گشته است.


به عنوان مثال، تعداد کشورهای خریدار پسته ایران در سنوات اخیر به بیش از هفتاد کشور رسیده است که بسیاری از آنها مرهون بازارگشایی پارامونت می باشد. نگارنده بر این باور است تا زمانی که تقاضا بر عرضه پیشی داشته باشد، مرحله فعلی ادامه یافته و فعالیتهای شرکت پارامونت، هم سو با منافع باغدار ایرانی و مجموعه صنعت پسته ایران خواهد بود. در این مرحله، تخریب چهره پسته ایران در هر بازار می تواند، بدون آنکه آمریکا امکان جایگزینی آنرا داشته باشد، موجب کاهش مصرف پسته در آن بازار شود. در سال های اخیر، این روند دو مرتبه توسط آمریکا تجربه شده است: کاهش شدید مصرف پسته ایران در بازارهای اروپا و ژاپن و ناتوانی صنعت پسته آمریکا در پر کردن این فضای خالی.


از فرصتی که این مرحله ان‌شاءالله طولانی در اختیار صنعت پسته ایران می گذارد، باید به نحو احسن استفاده کرد تا پایه باغداری و صنعت پسته ایران به آن حد تقویت شود که بتواند رقابت سهمگین مرحله بعد را به سرانجام رساند. حل چالشهای فراروی صنعت پسته ایران یعنی بحران آب، آثار مخرب خرده مالکی و تقسیم باغات به قطعات کوچکتر غیراقتصادی، هزینه تمام شده بالا بودن ناشی از کاهش بهره وری و از همه مهمتر معضل آلودگی به آفلاتوکسین، ضروری ترین برنامه هایی است که باید در این فرصت، مجدّانه پیگیری گردد. توسعه کشت پسته در واحدهای بزرگ در مناطق مستعد و دارای آب کافی چه به صورت مالکیت فردی و چه به صورت مالکیت گروهی، می تواند اصلی ترین بخش حل این سه گرفتاری باشد. معضل دیگری که تمام صادرات ایران را در حال حاضر تهدید می کند بیماری هلندی در اقتصاد ایران است؛ یعنی رقابت مخرب دلارهای کم هزینه نفتی و گازی با دلارهای پر هزینه بخش صادرات غیر نفتی. شاید این درد خود ساخته در دهه آینده به برکت کاهش تولید نفت بطور ناخواسته شفایافته و راه را برای توسعه کشاورزی، تولید و صادرات پسته مجدداً هموار سازد.


۲. دوره بعدی که دیر یا زود فرا خواهد رسید، مرحله اشباع بازار جهانی پسته و توازن عرضه و تقاضا می‌باشد. از دیدگاه نگارنده، به خاطر ظرفیت های مصرفی شبه قاره هند، چین، اندونزی و کشورهای آمریکای جنوبی، تا رسیدن به اشباع بازار دست کم ده سال فرصت باقی است. بویژه آنکه، فعلاً تنها ایران و آمریکا در بازار صادرات جهانی پسته حضور دارند و طی ده سال آینده صادرکننده جدیدی در افق دیده نمی‌شود. سیاست های شرکت پارامونت در این مرحله می تواند هر چه بیشتر به سمت رقابت با پسته ایران به منظور گرفتن سهم بیشتر از بازاری که دیگر در حال توسعه نیست معطوف گردد. در چنین شرایطی دیگر نمی توان با نقاط ضعف بزرگ به مصاف صنعت پسته آمریکا رفت. از دید صنعت پسته کشور، به دوش کشیدن بیماری هلندی در اقتصاد کلان، بازدهی پایین تولید و بجای ماندن در حل مسئله آفلاتوکسین، هر کدام به تنهایی در مرحله اشباع بازار برای نابودی صنعت پسته ایران کافی است.


نتیجه گیری


صعود شرکت پارامونت به قلّه صنعت پسته در جهان تاکنون موجب افزایش قیمت جهانی پسته و همگام با منافع باغدار ایرانی بوده است. این شرکت با صرف هزینه‌های کلان، در حال توسعه بازار جهانی پسته و حفظ جایگاه آن به عنوان یک آجیل ممتاز می باشد. تعیین قیمت بالا برای محصول باغداران کالیفرنیا، جلوی ارزان فروشی رقبای آمریکایی دربازارهای جهانی را گرفته است. در حال حاضر بیشترین سهم درآمد از صنعت پسته کالیفرنیا نصیب باغداران می گردد. همین واقعیت، موجب سرازیر شدن سرمایه های کلان در بخش باغداری پسته و توسعه سطح زیر کشت گشته است. این افزایش تولید، خود توسعه بازار را می طلبد که شرکت پارامونت به خوبی این مهم را به عهده گرفته است.


اما این دوران خوش، زمانی با اشباع بازار جهانی به سر خواهد رسید. از آن پس می توان تصور کرد که دست اندازی به سهم ایران از بازار جهانی تنها راه توسعه برای صنعت پسته آمریکا باشد. هر قدر که رقیب نسبت به ما دارای امتیازات بیشتر و نقاط ضعف کمتر باشد امکان پیروزی او بیشتر خواهد بود. آیا صنعت پسته ایران و دولتمردان ما درایت لازم برای حل معضلات پیشِ رو و پایه گذاری یک صنعت قوی برای آینده نه چندان دور را دارند؟ آیا گروه هایی که با تحلیل عمیق اقتصادی و اجتماعی، به دور از سیاست کاری های روزمره بتوانند برنامه راهبردی طولانی مدت را پایه ریزی کنند، در این شرایط امکان پیدایش و تعالی دارند؟ نقش انجمن پسته ایران در این میان چیست؟ و چه کسی ،این ندای یاری طلبی را پاسخ خواهد گفت؟


مهــدی آگاه


عضو هیات مدیره انجمن پسته ایران

[ad_2]

لینک منبع