زوایای نقد در حوزه هنر صنعت قالی ایران

[ad_1]

زوایای نقد در حوزه هنر صنعت قالی ایران

نقد و نقادی در خیلی از صنایع مطرح دنیا, ضرورتی مهم در امر توسعه پایدارمحسوب می شود اما اینکه هنر نقادی و جایگاه نقد در هنر صنعت قالی در کشور در چه سطحی است , خود از مقوله هایی است که ابتدا می بایست مورد نقادی قرار بگیرد و


نقد و نقادی در خیلی از صنایع مطرح دنیا، ضرورتی مهم در امرتوسعه پایدارمحسوب می شود . اما اینکه هنر نقادی و جایگاه نقد در هنر – صنعت قالی در کشوردرچه سطحی است ، خود ازمقوله هایی است که ابتدا می بایست مورد نقادی قرار بگیرد و اینکه چرا هیچگاه به این ضرورت پیشرفت و تعالی آنگونه که باید و شاید پرداخت نشده است موضوعی است که موشکافی دقیق آن می تواند گره ازمشکلات پیشروی نقادی دراین حوزه را بردارد . دراین مقاله به موضوعاتی خواهیم پرداخت که به نظر نگارنده می تواند و شاید بهتر بگوئیم می توانسته موضوع یک نقادی باشد ولی هرگز این اتفاق نیافتاده است .


درسالهای گذشته موضوع نقد ازعملکرد متولیان و تصمیم سازان این هنر – صنعت مقوله ای بوده که همیشه موافقان و مخالفان خاص خود را درپی داشته است و اغلب موضوع طرف های نقد به جایگاه آنها بستگی داشته است به این معنا که بارها ما شاهد بوده ایم که شخص و یا مجموعه ای در برهه ای از زمان مخالف جدی یک طرح ودر برهه ای دیگر از زمان موافق پرا پا قرص آن بوده است که یقیناٌ این اتفاق شوم نشان از نسبی بودن نظرات بسته به منافع شخصی و یا گروهی افراد داشته است .به هر ترتیب به نظر می رسد باید موارد زیر در حوزه نقادی این هنر – صنعت مورد واکاوی مجدد قرار بگیرد .


الف) اگرما قبول داریم که قالی یک هنر است و جنبه هنری آن به طرح و طراحی قالی بر می گردد در این صورت می بایست ابتدا باید همانند دیگر هنرهای شناخته شده مثل نویسندگی کتاب ، سینما ،نقاشی و …فضای نقد در این مقال نیز گسترش پیدا کند . تا زمانی که طرحهای ارائه شده در حوزه قالی نقد نمی شوند یعنی هیچگاه جنبه های هنری یک اثر خلق شده موشکافی نمی گردد و طراح نسبت به ایده های ذهنی خود پاسخگو نیست ، هرگز نباید انتظار داشت که هر روز کارجدید با ملاحظه دیدگاه های امروزی در این حوزه عرضه بشود . پس نقادی طرح اولین قدم در حوزه غربالگری تولید با کیفیت می تواند اتفاق بیافتد .


ب) اگر بپذیریم که قالی یک صنعت است باید به همه جوانب این صنعت پرداخته بشود و روش های مرسوم در بین فعالان نقادی گردد برای مثال در حوزه فروش و صادرات ، همه صنایع امروزی از کارشناسان و متخصصان امربهره می گیرند، اما سوال اینجاست که آیا وضعیت در حوزه قالی نیز به همین منوال است ؟ قطعاٌ اینگونه نیست یعنی همین امروز هم ما حضور مختصصان و کارشناسان بازرگانی ، فروش و تبلیغات را در این حوزه کم رنگ و حتی بی رنگ می بینیم ، آیا تا به حال به پاسخ این سوال فکر کرده ایم که ما قالی را می فروشیم یا قالی را از ما می خرند ؟


واقعیت این است که در غالب اوقات قالی را خریداران خارجی از ما می خرند و ما نقش آنچنانی در ایجاد وتوسعه بازار نداریم و شاید هم به همین علت است که در سالهای گذشته با محدود شدن امکان خرید از سوی خریداران خارجی ، فروش و صادرات ما نیز به صورت محسوس کاهش پیدا یافته است . لذا رفتارهای صنعتی در این حوزه موضوعی است که باید نقد بشود تا عادت های غلط تجاری که اغلب رنگ و بوی دلال محورانه ای نیزاصلاح گردد.


ج) اگر ما بپذیریم که قالی یک هنر– صنعت است و پس از نفت ، دومین کالای ارزآور ملی محسوب می شود پس باید درحوزه این هنر – صنعت نیز به فراخور اهمیت آن در ارز آوری و اشتغال زایی برنامه ریزی وکارکارشناسی صورت بپذیرد و این در حالی است که گاهاٌ اقدامات صورت گرفته در این حوزه فاقد شاخص های کارشناسی دقیق و حساب شده هستند . پس حوزه مدیریت برنامه ریزی و سومین گزینه است که می بایست همیشه بر روی میز نقد به چالش کشیده شود تا از روز مرگی در این بخش جلوگیری شود .


د) اگر بپذیریم که سرمایه هر صنعت هنری را منابع انسانی و فعالان نخبه آن تشکیل می دهند، در این صورت باید بیش از اینها به امرآموزش و پژوهش بپردازیم،امری که در این روزها خیلی به آن توجه نمی شود و قطعاٌ ما در آینده با کمبود طراحان نخبه،اساتید کاربلد و مختصصان دلسوز روبرو خواهیم شد. پس آموزش و پژوهش نیز موضوعی است که نباید از نوک پیکان نقد و نقادی دور باشد .


و اما آخرین موضوع که می بایست به سبب جوان بودن آن در هنر – صنعت قالی کشور به آن توجه ویژه ای بشود ، خود مقوله نقد وآداب نقادی است، به نظر این حقیر نقادی در این حوزه نباید صحنه کشمکش های گروهی تبدیل بشود تا خدای نا کرده حاشیه ها بر متن غالب گردند در این صورت قطعاٌ مظلوم واقعی قالی و هنر – صنعت قالی کشور خواهد بود ، امری که در صورت وقوع فلسفه وجودی نقد را به چالش خواهد کشید. پس می بایست فضای نقد منصفانه در کشور گسترش یابد و آرام آرام نقد مغرضانه و ازسر تعصب صحنه مناقشات صنفی را ترک نماید و صد البته نباید فراموش کنیم که وظیفه نقد مچ گیری نیست بلکه عارضه یابی و ارائه طریق است .


فریبا آقازاده

[ad_2]

لینک منبع