۱۲۰ درصد بهره برداری از منابع آب و خاک در کشور

[ad_1]

۱۲۰ درصد بهره برداری از منابع آب و خاک در کشور

از ۱۷۴ میلیون هکتار مساحت کشور, حدود ۵۱ میلیون هکتار ۲۹ درصد مستعد کشاورزی شناخته می شود در صورت وجود ذخایر آب سطحی و زیرزمینی کافی, حداکثر امکان کاشت ۱۵ میلیون هکتار از اراضی یاد شده در کشور وجود دارد


بهره برداری ۱۲۰ درصدی از منابع آب و خاک در بخش کشاورزی




بیش از ۳۹ درصد سطح زیر کشت جهان نیز در ۴ کشور آمریکا، هند، روسیه و چین واقع شده است. همچنین نیمی از غلات جهان در این ۴ کشور تولید می شود که در این میان چین با تولید سالانه ۴۰۲ میلیون تن در صدر سایر کشورها قرار دارد. کشور ایران نیز طبق آمارهای سازمان خواربار جهانی (فائو) و وزارت جهاد کشاورزی، در رتبه بیستم سطح زیرکشت و رتبه بیست و هفتم تولید غلات جهان قرار می گیرد.


طی یک دهه اخیر آب مورد نیاز ۸۲ درصد از اراضی کشاورزی جهان به صورت دیم تامین شده و حدود ۶۰ درصد غذای جهان نیز از همین اراضی استحصال شده است. این در حالیست که به طور متوسط بیش از ۹۰ درصد محولات کشاورزی در ایران از اراضی فاریاب تامین شده و این موضوع حاکی از وابستگی شدید استمرار کشاورزی در کشور به آبیاری است. از سوی دیگر ۷۰ درصد اراضی فاریاب جهان (نیازمند آبیاری) در کشورهای در حال توسعه واقع شده که در این میان هند در بالاترین رده و ایران در پنجمین رده سطح زیر کشت اراضی فاریاب قرار دارد.


اراضی فاریاب عمدتا در کشورهایی واقع شده اند که از بارندگی کافی برخوردار نبوده و محصولات کشاورزی بدون آبیاری قادر به رشد نخواهند بود. متوسط بارش سالانه در کشور ایران از یک سوم میانگین جهانی تجاوز نمی کند لذا در بخش های زیادی از کشور، تولیدات کشاورزی شدیدا به آبیاری محتاج خواهد بود. در این صورت بدیهیست که تمرکز بر توسعه کشاورزی با فشار بر منابع محدود آب همراه خواهد بود.


از ۱۷۴ میلیون هکتار مساحت کشور، حدود ۵۱ میلیون هکتار (۲۹ درصد) مستعد کشاورزی شناخته می شود. در صورت وجود ذخایر آب سطحی و زیرزمینی کافی، حداکثر امکان کاشت ۱۵ میلیون هکتار از اراضی یاد شده در کشور وجود دارد. این در حالیست که علیرغم استمرار ۱۵ سال خشکسالی مستمر در کشور، در حال حاضر بیش از ۱۸ میلیون هکتار از اراضی مستعد زیرکشت رفته اند. و این به معنای بهره برداری ۱۲۰ درصدی از منابع آب و خاک نسبت به شرایط ایده آل خواهد بود. در همین حال حدود ۴۳ درصد از اراضی مذکور به صورت فاریاب، ۳۳ درصد به صورت دیم و ۲۷ درصد نیز به صورت آیش مورد استفاده قرار گرفته است.


از سوی دیگر با توجه به اینکه سطح زیرکشت در کشور بیش از حد بهینه آن توسعه یافته است طبیعتا با توجه به وجود عواملی همچون کمبود آب، خشکسالی، تغییرات اقلیمی، کمبود نهاده های کشاورزی، مکانیزه نبودن واحدهای کشاورزی، حاکمیت خرده مالکی و عدم به کارگیری روش های نوین؛ عملکرد محصولات در اغلب اراضی کشاورزی بسیار پایین تر از حد قابل قبول می باشد طوری که هزینه آب، خاک و انرژی استفاده شده به مراتب از آورد اقتصادی محصولات کمتر است.


با توجه به نکات یاد شده می توان گفت توسعه پایدار کشاورزی در کشور و تامین امنیت غذایی نیازمند سه اصل اساسی می باشد: مهم ترین اصل تغییر رویکرد و نگاه اقتصادی به منابع آب است. منابع آب تامین کننده حیات در تمام بخش ها از جمله شرب، صنعت، خدمات، محیط زیست، منابع طبیعی و کشاورزی است، بر هم خوردن تعادل در برداشت از منابع آب به سادگی کشور را با مشکلات مختلف و جدی مواجه می سازد. ارزان و حتی رایگان بودن آب در کشوری که با کمبود شدید آب مواجه است به منزله بریدن بن شاخه ایست که بر سر آن نشسته ایم. دوم تغییر دیدگاه نسبت به موجودیت آب است، به این صورت که بپذیریم نباید به اندازه ای که نیاز داریم در مورد بهره برداری از منابع آب برنامه ریزی کنیم بلکه برنامه ریزی های خود را متناسب با آب موجود اصلاح کنیم. و سوم تقویت تشکل های کشاورزی مردمی و بازارهای محلی آب که بستری مناسب به منظور نقش آفرینی موثر بهره برداران در انتخاب الگوی کشت بهینه را فراهم می آورد.




محمد فشائی؛ کارشناس آب و کشاورزی


دانشجوی دکتری گروه مهندسی آب دانشگاه فردوسی مشهد


محمد فشائی

[ad_2]

لینک منبع

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *