وظیفه ی اجتماعی معلمان در کلاس درس

[ad_1]

وظیفه ی اجتماعی معلمان در کلاس درس

معلم سی دی آموزشی نیست, معلم توجیه کننده ی سیاستهای حاکمان نیست بلکه معلم رسالت انسانی و اجتماعی دارد


وظیفه ی اجتماعی وتاریخی معلمان درکلاس فقط تدریس کتاب های درسی نیست.


میلیونها انسان درکره ی زمین هست،که معادلات ریاضی را نمی دانند،پایتخت دهها کشور را نمی دانند،نمی دانند،ابرهای باران زا چه نام دارند ،ویاچه رنگی هستند،نمی دانند گستره ی حکومت فلان سلسله ی پادشاهی ازکجاتاکجا بوده است،نمی دانندبازها واسیدهاچه نقشی درهستی دارند،نمی دانند،منظومه شمسی چندسیاره دارد،حتانمی دانند،قلب شان درسمت چپ است یاراست،امامی دانند ،کدام همسایه دوش سرگرسنه بربالین نهاده است،اندکی ازنان شب شان را باآنها قسمت می کنند.


ممکن است ندانند،نمازشب چندرکعت است، امامی دانند،دروغ گفتن جامعه رابه فساد می کشاند،می دانند،برای یک لقمه نان بایدزحمت کشید.می دانند،پشت چراغ قرمزایستادن احترام به جامعه است.می دانند،بیکاری،فقربه دنبال دارد،فقراخلاق رانابودمی کند،بی اخلاقی آرامش وزندگی راحت راازهمه می گیرد.وآدمی رااز انسانیت تهی می کند.


پس مهمترین درس معلم باید،تدریس اخلاق اجتماعی باشد.واینکه دروغگویی،دزدی،بی توجهی به درددیگران،سکوت دربرابرستمگران،بهره کشی ازدیگرانسانها،شایددرکوتاه مدت به سودیک فرد باشد،امادربلندمدت فرزندان جامعه رانابودمی کند.


تصورکنید،جامعه ای همه دروغگوباشند!هیچکس به هیچکس اعتمادنخواهدکرد.اگراعتماددرجامعه ای برچیده شود!خیانت درامانت رایج شود،دزدی های ریزودرشت اخلاقی رایج وهمگانی شود،


چه پیش خواهد آمد؟


آیاباچنین شرایطی انسان می تواند،آرامش داشته باشد؟


پس بااین شرایط آیاوظیفه ی اجتماعی معلم سنگین ترازوظیفه ی تدریس،یاهمسنگ تدریس نیست؟


پس معلم بایسته است درکلاس درس به دانش آموزبیاموزد:


ÿ•¯Ø¯Ø±Ø¨Ø±Ø§Ø¨Ø±Ù‚لدرهاوزیاده خواهان بایستد،حتااگرکتک بخورد.زیراخواست قلدرهای کوچک وبزرگ فقط بردگی دیگران ست.خردمندکسی است،که چندبار کتک خوردن رابه همیشه کتک خوردن ترجیح بدهد.


دربرابرستمدیدگان فروتن باشید،زیراآنان بهترین یاران شماخواهندبود.


شادی انسانهای دیگردیریازود،به شماهم خواهد رسید،پس باشادی آنان شادباشید.


اندوه وفقرانسانهای دیگردیریازود،نصیب شما هم خواهدشد،پس تلاش کنید،که هیچ انسانی اندوهگین وفقیرنباشد.


بزرگترین درس،توانایی زندگی بادیگران است.


منافع اجتماعی راقربانی منافع شخصی خود نکنند،زیراویرانی جامعه ویرانی خانه ی آنهاست، گرچه اندکی دیرتر،امااین ویرانی دامنگیرآنان یا فرزندانشان خواهدشد.


درکلاس درس به دانش آموزان بایدآموخت:


درس اول دموکراسی،آمادگی برای پذیرفتن گفتار ورفتار عقلانی است.


درس دوم گفت وگوی بی غرض وکینه است.


درس سوم پذیرفتن نظرمنطقی،نشانه ی عقل است.


زندگی بدون حسادت


تصمیم گیری بدون پیش داوری


زندگی با وجدان بیدار


پرهیز ازتهمت وغیبت


قانع شدن به سهم خود


اگراشتباه کردی بپذیر،پوزش بخواه وتکرارنکن.


پرهیزازمفت خوری.


به دانش آموز بایددرگفتاروعمل آموخت دموکراسی یعنی:


هیچ انسانی مقدس نیست.


همه حق دارند،نظرشان رابگویند،بدون هزینه.


پرهیزازمنیت شخصی،خانوادگی،قبیله ای و…..


ترکیب کردن درست ِعقل واحساس


پذیرفتن اینکه ،هستی به تعدادانسانها زاویه دارد،من فقط ازیک زاویه هستی را می بینم.پس باید بشنوم،ببینم،وآنگاه انتخاب کنم.


قانون مهمتر ازدین است.زیرادین سودش شخصی است،اماسودقانون همگانی است.دین برای آخرت شخص،وقانون برای دنیای اجتماع است.


دموکراسی یعنی اینکه :


مذهبی ها بدانند،تادنیا درست نشود،آخرت درست نمی شود.به دیگرزبان ،بهبودآخرت ازراه بهبوددنیا.


اشکان بداقی

[ad_2]

لینک منبع

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *