میخواهند جمعیت را افزایش دهند اما به فکر رفاه و اشتغال آنها نیز هستند؟ وضعیت بیکاری جوانان امروز چگونه است؟چه تعداد شغل برای این همه جوان بیکار ایجاد شده است؟

[ad_1]

میخواهند جمعیت را افزایش دهند اما به فکر رفاه و اشتغال آنها نیز هستند وضعیت بیکاری جوانان امروز چگونه است چه تعداد شغل برای این همه جوان بیکار ایجاد شده است

مسئولان اجرایی کشور بارها اعلام کرده اند که اکنون سالانه حداکثر 700 هزار شغل ایجاد می کنند اما یک میلیون و 200 هزار تقاضای جدید کار وارد بازار می شود و بنابراین هر سال نرخ بیکاری افزایش می یابد
مرکز پژوهش های مجلس پیش بینی کرده که به زودی تقاضای جدید اشتغال سالانه به 5 1 میلیون نفر خواهد رسید مهمترین دلیل ازدیاد تقاضا در بازار کار, بالا بودن میزان موالید در دهه های 60 و 70 بود


1ـ نرخ بیکاری فصل بهار امسال 6/12 درصد اعلام شد. این نرخ با روش های استاندارد توسط مرکز آمار ایران محاسبه شده است. همه خوانندگان با این موضوع مواجه شده اند که بسیاری از مردم به نرخ های اعلام شده توسط دولت ها، از جمله نرخ بیکاری و نرخ تورم اعتماد ندارند و معمولاً عدد واقعی را بسی بالاتر از عدد رسمی می دانند. معیار مردم «مشاهده» واقعیات عینی است، مثلاً کسی که در خانواده خود و بستگان نزدیک چندین دختر و پسر و بزرگسال بیکار می بیند، حق دارد که به آمار دولتی بی اعتماد یا لااقل مشکوک باشد اما اگر دولت ها، به دقت، ساز و کار محاسبه نرخ بیکاری را شرح دهند این بی اعتمادی یا شک مردم برطرف خواهد شد.


مثلاًٌ کافیست دولت ها به طور واضح توضیح دهند که در محاسبه نرخ بیکاری، افراد بین 10 تا 65 ساله مبنای محاسبه اند اما زنان خانه دار و نیز کسانی که مشغول تحصیل یا خدمت سربازی اند، بیکار محسوب نمی شوند و در آمار بیکاری نمی آیند. بنابراین، مثلاً کسی که از زور بیکاری، به ادامه تحصیل رو آورده است، همین که دانشجوی پاره وقت دانشگاه آزاد تکاب هم باشد، شاغل محسوب می شود و نه بیکار.


از آن مهم تر آنکه، طبق فرمول سازمان بین المللی کار(ILO) همچنان ملاک شاغل بودن، دست کم یک ساعت در هفته کار است. بنابراین هر کس در هفته یک ساعت کار کند مشمول بیکاری نیست.


2ـ در همین حال، نرخ بیکاری جوانان یعنی افراد 15 تا 30 ساله طبق آخرین گزارش مرکز آمار ایران 4/26 درصد اعلام شده که نسبت به بهار پارسال 5/1 درصد افزایش یافته است.


به عبارتی، بیش از یک چهارم جوانان این کشور بیکارند.


این عدد، به خودی خود یک معضل بزرگ است که با اطمینان می توان نام بحران بر آن گذارد. وقتی 4/26 درصد جوانان کشور آن هم در رده سنی 15 تا 30 ساله بیکارند یعنی بیش از یک چهارم سرمایه انسانی جوان کشور هدر رفته است. جوانانی که به تعبیر مسئولان عالی کشور، امید ایران اند، مایه افتخارند، باید سازنده اکنون و آینده کشور باشند، باید دانش و ثروت کشور را بالا ببرند، باید تولید ناخالص کشور را افزایش دهند، باید کشور را از وابستگی برهانند، باید موتور پیشرفت کشور باشند و باید کشور را از فقر و فساد برهانند، اینک بیکارند و خود مستعد در غلتیدن در فقر و فساد.


3 ـ طبق آخرین آمار هم اکنون 8 درصد نیروی کار را در کشورهای صنعتی ربات ها تشکیل می دهند.


ربات ها جای انسانها را به سرعت در فرایند تولید و اشتغال می گیرند. در شرق عالم نیز به ویژه در ژاپن و چین، استفاده از ربات ها سرعت گرفته است. چین که زمانی دغدغه ایجاد فرصت های شغلی پرشمار برای جمعیت جوان پرتعدادش را داشت اینک، با پایین آوردن نرخ رشد جمعیت دیگر این مشکل را ندارد و در سال های آینده می تواند بخش زیادی از نیروی کار صنایع کشور را با ربات جایگزین کند. موضوع ربات ها اما، دیگر «انتخاب» کشورها نیست، ربات ها جبراً باید جای بخشی از نیروی کار در همه دنیا را بگیرند چون اولاً دقیق تر عمل می کنند ثانیاً دچار بیماری نمی شوند و به مسافرت و مرخصی نیاز ندارند ثالثاً نیازی به آموزش ندارند و پیچیده ترین کارهای جدید را با وارد کردن یک برنامه جدید انجام می دهند، رابعاً اعتصاب و تظاهرات نمی کنند، خامساً هزینه تولید را به شدت پایین می آورند. همین دلیل آخر کافیست که صنایعی که نخواهند از ربات استفاده کنند با صنایع رباتیزه قابل رقابت نباشند و ورشکسته شوند.


برای همین امر، ربات ها نه فقط در جهان مدرن، بلکه در همه جهان به زودی سهم به مراتب بیشتری را از نیروی کار انسانی می گیرند. طبق پیش بینی ها، سعم ربات ها از نیروی کار تا سال 2030 (یعنی تا 12 سال دیگر) از 8 درصد فعلی به 25 درصد خواهد رسید. کشور ما هم جبراً در همین مسیر خواهد بود و بازار نیروی انسانی و اشتغال تهدید خواهد شد.


3 ـ مسئولان اجرایی کشور بارها اعلام کرده اند که اکنون سالانه حداکثر 700 هزار شغل ایجاد می کنند اما یک میلیون و 200 هزار تقاضای جدید کار وارد بازار می شود و بنابراین هر سال نرخ بیکاری افزایش می یابد.


مرکز پژوهش های مجلس پیش بینی کرده که به زودی تقاضای جدید اشتغال سالانه به 5/1 میلیون نفر خواهد رسید. مهمترین دلیل ازدیاد تقاضا در بازار کار، بالا بودن میزان موالید در دهه های 60 و 70 بود. در آن دهه ها، به ویژه دهه 60، سالانه در حدود 2 میلیون نفر متولد می شدند که آن زمان دولت ها به خاطر غوطه در روزمرگی و رسیدگی به مسائل مبتلا به روز و تدارک آب و نان مردم، هرگز به فکر 20 یا 30 سال بعد نبودند.


اینک، به نظر نمی رسد مسائل کشور کمتر از دهه60 باشد، و دولت ها بازهم درگیر و دار آب و نان و نیازهای بی شمار جدید مردمند، هم مسائل جدید به وجود آمده و هم نیازهای بسیار متنوع تر از گذشته.


آیا بازهم وقتی بیست ـ سی سال دیگر بگذرد، بی برنامگی امروز، مسائل و مصائب جدیدی برای نسل بعد خواهد آفرید؟


آن زمان به فکر آینده و سرمایه گذاری برای 2 میلیون نوزادی که هر سال متولد می شدند نبودیم و غمگنانه باعث شدیم که بخش عظیمی از جوانان کشور، امروز بهترین سالهای عمرشان را به بطالت بگذرانند.


آیا امروز، که این تجربه را در دست و پیش چشم داریم، به فکر آینده یک میلیون و 600 هزار نوزادی که هر سال متولد می شوند، هستیم؟ یا اینکه تاریخ تکرار خواهد شد؟




علیرضا خانی

[ad_2]

لینک منبع

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *